صدرالمجاهدین
کد خبر:۶۴۰۲۳
بازخواني انديشه‌ سياسي شهيد سيدمحمدباقر صدر (بخش اول)

صدرالمجاهدین

سيدمحمدباقر صدر كه مغز متفكر اسلامي بود... اميد بود كه اسلام از او بهره‌برداري زياد كند و من اميدوارم كه كتاب‌هاي اين مرد بزرگ مورد مطالعه‌ي مسلمين قرار بگيرد.(1)

گروه انديشه ـ شهيد صدر در بيست و پنجم ذي‌القعده سال 1353ه.ق(1934م) درشهر كاظمين متولد شد. پدرش سيدحيدر صدر از دانشمندان بزرگ شيعه‌ي عراق و اهل علم و تقوي و مادرش دختر عبدالحسين آل‌ياسين از مردان برجسته‌ي علمي و مذهبي عراق، و بانويي متقي و پاك سيرت بود. صدر در سه سالگي پدرش را از دست داد و تحت سرپرستي برادر بزرگترخود آيت‌الله سيد‌اسماعيل صدر و دايي خود پرورش يافت.(2) وي در دوران كودكي در مدرسه‌ي ابتدايي منتدي النشر آموزش مي‌ديد و نشانه‌هاي تيزهوشي و نبوغ بي‌نظيرش در اين مدرسه گزارش شده‌است. او در سن دوازده سالگي(1365ه.ق) به همراه برادرش سيداسماعيل صدر براي گذراندن دوره‌ي عالي حوزه به نجف‌اشرف هجرت كرد و در درس‌هاي مرحوم آيت‌الله خويي و دايي خود آيت‌الله شيخ محمد‌رضا آل‌ياسين شركت مي‌كرد. صدر در ايام تحصيلات خود در حدود شانزده ساعت در روز مطالعه و تحقيق مي‌كرد. وي در سن هفده سالگي به درجه‌ي اجتهاد رسيد. او فلسفه را از شيخ صدرا بادكوبه‌اي آموخت. مرحوم صدرا بادكوبه اي استاد مسلم فلسفه‌ي اسلامي بود و اسفار ملاصدرا را به خوبي تجزيه و تحليل مي‌كرد. اما از ترس متحجران مخالف فلسفه از تدريس علني فلسفه اجتناب مي‌نمود.

 صدر فلسفه را به صورت خصوصي و استدلالي در نزد آن مرحوم آموخت و خود در مدتي كوتاه استاد فلسفه شد. وي در سن بيست‌و‌پنج سالگي تدريس خود را در درس عالي حوزوي براي دانش‌پژوهان حوزوي آغاز كرد و بتدريج درحوزه‌ي نجف از عالي‌ترين كرسي تدريس برخوردار گرديد. صدر با يكي ازدختران عموي خود كه خواهر سيد‌موسي صدر رييس اسبق مجلس اعلاي شيعيان لبنان بود ازدواج كرد و داراي شش فرزند شد. علاوه بر مجاهدت‌هاي صدر و مبارزات بي‌امان او مقام مرجعيت صدر نيز براي حكومت بعثي‌ها خطري بزرگ محسوب مي‌شد و بتدريج زمينه‌هاي نگران كننده براي رژيم صدام به وجود آورد. اين عوامل منجر شد كه ياران و نزديكان صدر را از طريق دستگيري، شكنجه، زندان و اعدام از بين ببرند و در نتيجه با موضع‌گيري‌ها صدر كه حالت انقلابي پيدا مي‌كرد در سال هاي 1391ه.ق، 1396ه.ق، 1398ه.ق و 1399ه.ق بازداشت و زنداني شد. و سرانجام با تعطيل كردن درس خارج خود و شروع درس جديد تفسير موضوعي قرآن با هدف ايجاد انديشه‌هاي انقلابي و بيدارسازي مردم كه چهارده جلسه بيشتر طول نكشيد منجر به محاصره‌ي كامل منزل ايشان و زنداني كردن او در منزل و قطع رابطه‌ي مردم با وي صورت گرفت كه در حدود نه ماه طول كشيد و سرانجام در 19جمادي‌الاول(1400 ه.ق - 16 فروردين ماه 1359 ه.ش) به دستورصدام ايشان را دستگير كرده و به بغداد بردند و پس از شكنجه در روز 22جمادي الاول 1400 ه.ق، او را به همراه خواهرش بنت‌الهدي به شهادت رساندند.(3)   

هستي شناسي سيد محمد باقر صدر

از نگاه سيدمحمدباقر صدر هستي‌شناسي به ميزان قابل توجهي باسياست و تحولات مربوط به آن قابل تفسير است. در واقع هر اندازه تفسير فلسفي ما از هستي و حيات و زندگاني روشن باشد رهيافت‌هاي سياسي ـ اجتماعي ما نيز به همان ميزان كارگشا مي‌باشد. وي معتقد است هر حكمي كه در مورد نظام‌هاي سياسي و اجتماعي بشر داده مي‌شود، بستگي به مقدار موفقيت تفسير فلسفي آن نظام در تصوير حيات و دريافت آن دارد.(4) بر اساس همين نگرش، سيدمحمدباقر صدر در بحث هستي شناسي به تعقيب شناسايي بيشتر خالق، اوصاف او و شناخت كامل‌تر جايگاه انسان در هستي و غايات آفرينش اوست. به ديگر سخن، جهان‌نگري سيدمحمدباقر صدر به دنبال جستجوي اين است كه پديده‌هاي طبيعي را در پرتو ربط و نسبت آن‌ها با انسان و خدا معرفي كند.

و از مهم‌ترين پايه‌هاي بحث سيدمحمدباقر صدر در هستي‌شناسي مي‌توان به مسئله‌ي جهان غيب و شهادت اشاره كرد. منظور او از جهان غيب در مباحث هستي‌شناسي بخشي از جهان‌شناختي است كه از حيطه‌ي حواس بشر خارج است و با درك حسي متعارف قابل درك نيست. در واقع همه‌ي واقعيت‌هاي هستي و موجود خارج از وجود انسان، محسوس نيستند. البته اين برداشت صدر او را در مقابل مكاتبي قرار مي‌دهد كه وجود واقعيت‌هاي غير مادي و نامحسوس را انكار مي‌كند. اين تفكيك غيب از شهادت نزد صدر به اين معني است كه هستي در عالم طبيعت محدود نمي‌گردد، بلكه جهان محسوسات تنها يكي از عوالم هستي است. از نگاه صدر هر چند ميان عالم غيب و شهادت تفاوت‌هاي اساسي وجود دارد ولي رابطه‌ي ناگسستني و عميقي ميان آن دو برقرار است و هرچه در عالم شهادت است ريشه‌اي در عالم غيب دارد. در اين بينش صدر نه تنها خداوند خالق جهان و قوانين و سنن حاكم بر هستي است بلكه مهم‌تر از آن مدبر هستي نيز اوست و به زبان فلسفي جهان نه تنها در حدوث خود نيازمند خداست بلكه در بقاي خويش نيز وابسته و نيازمند اوست، يعني نه تنها آفريننده و ايجاد كننده‌ي موجودات خداست بلكه بر پادارنده و تدبير كننده‌ي آن‌ها نيز هست.(5) شايد بتوان گفت يكي ديگر ازنگرش‌هاي منطقي صدر در هستي‌شناسي در خصوص سازگاري جهان‌نگري او با فطرت دروني انسان است، او معتقد است اسلام با فطرت دروني انسان و استعدادها و نيازها و خواسته‌هاي او سازگار است و دربردارنده‌ي اصول مشترك بين همه‌ي انسان‌هاست.(6) بنابراين ايده‌ي هستي بر مدار حق مي‌گردد و اصل حق‌مداري جهان هستي و هدف‌مندي آفرينش با توجه به گستره و ژرفاي معناي حق، حقانيت خلقت هستي معنا مي‌يابد و در چهره‌هاي مختلف رخ مي‌نماياند. يكي از تجليات اين حقيقت آن است كه جهان بر پايه‌ي قوانين و سنن الهي استوار شده و انتظام يافته؛ به تعبير ديگر تقدير الهي بر آن تعلق گرفته كه هستي بر سامان ويژه‌اي انتظام يابد و پديده‌هايش در مرزهاي خاصي عمل كنند. بنابراين انسان‌ها به اصل هدف‌مندي عالم و عبث نبودن آفرينش آن، نقش مهمي در حيات انسان و زندگي سياسي ايفا مي‌كنند.

چنين انساني هرگز فضايي براي انديشه‌هاي پوچ انگارانه نمي‌گشايد و بر اين باور استوار مي‌ماند كه در طرز تلقي فلسفي از هستي نوعي جهان‌نگري به وجود خواهد‌ آمد كه اسلام قدرت و توانايي براي هدايت و رهبري بشريت و جهت دادن به زندگي انسان‌ها را دارد.(7) وي در اولين اثر علمي خود به اين مطلب اشاره كرده است كه اسلام نيرومندترين مكتب است براي به دوش كشيدن بار مسئوليت رهبري اعتقادي و جهت دادن امت اسلامي به سوي عالي‌ترين هدف‌ها و الگوها و برتري بخشيدن است بر همه‌ي ملت‌هاي زمين.(8)

از آثار مترتب بر بحث هستي‌شناسي صدر اين نكات قابل اقتباس مي‌باشد:

 الف ـ خداوند داراي حكمت و عدل محض است.

ب ـ صفات و افعالش نيز عدل محض است.

ج ـ نظام هستي نظام اكمل و احسن است و هيچ‌گونه كژتابي و كاستي ندارد.

د ـ در اجتماع نيز به نفي حاكميت غير خدا مي‌پردازد.

ه ـ عدالت سياسي ـ اجتماعي و تحقق آن در اجتماع بشري لازم است.(9)

انسان‌شناسي سيدمحمدباقر صدر

از ديدگاه سيد محمد باقر صدر انسان داراي سرشتي با قابليت دوبُعدي است ـ البته نه به تعبير فلسفه‌ي ثنويت كه سرشت دوگانه را مطرح مي‌كرد. صدر در توضيح قابليت‌هاي انسان جنبه‌هاي مختلف را بيان مي‌كند و از بخش مادي تعبير به صلصال(گل خشك) و طينٍ لازب(گل چسبنده) و حماءٍ مسنون(گل رنگ‌شده) نموده و اين تعابير بيانگر جنبه‌ي مادي و حيواني انسان است و جنبه‌ي ملكوتي را ناظر به ناطق بودن، معنويت و عقلانيت دانسته است و معتقد است انسان با ابعاد مختلف و سخت مرتبط‌و به‌هم پيوسته شكل گرفته است. در بينش صدر عامل مهم، طبيعت دروني انسان است و نقش حب ذات(خود‌دوستي) را در رفع نيازمندي‌هاي انسان تعيين‌كننده دانسته است. وي معتقد است كه تاريخ انسان گواهي مي‌دهد كه غريزه‌ي خوددوستي(حب‌ذات)، غريزه‌اي اصيل است. اگر حب‌ذات در سرشت بشر نبود، انگيزه‌اي براي رفع نيازها وجود نداشت. حال اينكه پيش از تكوين جوامع اين رفع نياز وجود داشته و همين مسئله تشكيل و تكوين جوامع را به دنبال داشته تا در پرتو آن، انسان بتواند بقاء خويش را تأمين نمايد.(10)

از نظر صدر بُعد معنوي مطالباتي دارد كه از لابلاي پيچ‌وخم‌هايي كه در اين جسم و محيط اجتماع وجود دارد به وسيله‌ي اختيار و انتخاب‌گري راه را به سوي آينده‌ي تاريك يا روشن مي‌گشايد. پس انسان در سرشت خود نه تاريك و نه روشن، بلكه هر دو ساخته‌ي خودش است و نتيجه‌ي انتخاب‌گري انسان، اصالت دارد.

 صدر در تحليل خود از انسان توجه خود را به محتواي باطني(عامل اصلي طبيعت دروني انسان) معطوف مي‌دارد يعني نقش فكر و اراده كه اين دو سازنده و تشكيل دهنده‌ي حركت تاريخ و جامعه هستند و در اين خصوص اظهار مي‌دارد كه وجود ذهني از يك‌سو نشان‌دهنده‌ي جنبه‌ي فكري است؛ يعني ناحيه‌اي كه تصور هدف را دربردارد. و از سوي ديگر نشان‌دهنده‌ي اراده است و با به هم آميختن فكر و اراده، قدرت سازندگي آينده و نيروي حركت آفريني فعاليت تاريخي بر صفحه‌ي اجتماعي تحقق مي‌يابد.(11)

با اين توصيف مي‌توان گفت سازنده‌ي حركت تاريخ، محتواي باطني انسان يعني فكر و اراده است. صدر، انسان با اين وصف را مدني‌بالطبع و اجتماعي مي‌داند و چون انسان اجتماعي است، قانون مي‌خواهد، و دستاوردهاي نبوت، قانون است.(12) البته از نظر صدر اين انسان مدني‌بالطبع(اجتماعي) در هنگام تصميم‌گيري بر سر چند راهه‌هاي زندگي به ويژه آنجا كه پيچيدگي‌هاي زندگي اجتماعي ـ سياسي باعث مي‌شود كه حق و باطل چنان به هم بياميزند كه در تمييز آن‌ها ازيكديگر خردمند‌ترين انسان‌ها دچار حيرت و سرگرداني مي‌شوند. تنها راه نجات بخش انسان را داشتن راهنماي ايمان به اصولي مشخص و روشن به همراه فكر و اراده مي‌داند.(13)

بَعد از ذكر اين اوصاف صدر نكته‌ي مهم را محتواي باطني و دروني انسان با تمام تحولات سياسي ـ اجتماعي مي‌بيند(14) از نظر صدر شرايط اجتماعي، اقتصادي و سياسي زاييده‌ي دست انسان است. وي درتفسير آيه‌ي يازدهم سوره‌ي هود اين موضوع را مطرح مي‌كند. اين آيه مي‌گويد كه تفسير اوضاع و شئون اجتماعي هر قومي روبناي آن قوم است. تغيير بنيادي و زير‌بنا، تغييري است كه در خود قوم پديد آمده‌باشدو هر متغيير ديگر از اين تغيير بنيادي سرچشمه گرفته‌است. بديهي است منظور از تغيير در مَا بِأنفُسِهِم تغيير در درون توده‌هاي ملت است بطوري كه محتواي باطني جامعه به عنوان يك ملت و قوم عوض شود.(15)

معرفت شناسي سيدمحمدباقر صدر

محمد باقر صدر را بايد در گروه فلاسفه‌ي سياسي كه مجموعه‌ي تفكر وآثارشان مي‌تواند نظام‌مند و سيستمي باشد، قرار داد. اما وجود موانع وشرايط خاص مانند ديكتاتوري رژيم عراق و شهادت صدر در سن 47سالگي باعث شد كه فرصت انجام و دسته‌بندي انديشه‌ي سياسي را از دست بدهد.در اين تحقيق سعي شده است كه معرفت‌شناسي او بر اساس مباني و اصول فكري او باز‌سازي شود.

بطور كلي معرفت شناختي صدر بر دو اصل استوار است: يكي اينكه عقل استدلالي به تنهايي براي اثبات حقيقت كافي نيست بلكه بايد آميخته‌اي با معارف ديگر نيز باشد.(16) ديگر آنكه معرفت‌شناسي صدر از نوع ارتباطي و تطبيقي است يعني اينكه فلسفه‌ي استدلالي را با ديگر فلسفه‌ها آشتي داده و سپس آن‌ها را با وحي مرتبط كرده و با عقايد شيعه تطبيق داده است.(17) اما بر خلاف برخي انديشمندان كه تمام توانايي‌هاي فكري خود را وقف ايجاد هماهنگي و سازگاري ميان فلسفه و علوم‌تجربي كرده‌اند، صدر شناخت را تنها در يك وسيله محدود و منحصر نكرده است، بلكه اعتبار و حجيت را فراتر از شناخت تك‌ساختي دانسته است و ابتنا و اتكا بر معرفت‌شناختي حكمت متعاليه دارد و معيار كشف واقع را با چهار منبع مورد شناسايي قرار داده است. به ديگر سخن، معرفت‌شناسي در خطوط كلي حكمت متعاليه ترسيم مي‌شود و منابع و ابزار معرفتي او يعني تعقل وتفكر(اصالت عقل) بر اساس منبع عقل و تجربه و مشاهده(اصالت تجربه) بر اساس منبع طبيعت و تاريخ و نيز كشف و شهود(اصالت عرفان) بر اساس منبع دل و شريعت و كتاب(اصالت وحي) بر اساس منبع سنت و كتاب الهي به صورت جمع سالم به كار گرفته كه همه‌ي اين اضلاع به هم مرتبط يك مربع مي‌باشند، نه اينكه خطوط موازي و هركدام جاي خود را مستقل داشته‌ باشند، از نظر صدر مانند ملاصدرا تمام اين ابزارها داراي اعتبار هستند و هيچ يك ديگري را نقض نمي‌كند؛ اما قلمرو و كارايي هر يك با ديگري متفاوت است. براي مثال تجربه و اصالت تجربي به تنهايي نمي‌تواند معرفت مبتني بر يقين ايجاد كند و همچنين به ناتواني منطق تجربي در تبيين مسائل رياضي اشاره مي‌كند و معتقد است كه مسئله‌ي يقين در قضاياي رياضي بر اساس منطق تجربي به صورت معلق و بي‌تكليف درمي‌آيد.(18) البته صدر معرفت تجربي را مكمل معرفت عقلي مي‌داند و معتقد است در اين صورت معرفت داراي مراحل دوگانه مي‌شود. مرحله‌اي كه نتايج حس و تجربه را گردآوري مي‌كند و مرحله‌اي كه آن دستاوردها را از نظر عقل توجيه مي‌نمايد.(19)

در نزد صدر يقيني‌ترين معرفت نوع وحياني است. معرفتي كه عقل نيز آن را تائيد مي‌كند همانطور كه معرفت وحياني معرفت عقلي و عرفاني را مي‌پذيرد. در معرفت‌شناسي صدر انسان بر اساس آگاهي مسئوليت‌پذير شده است نه صرفاً بر اساس امكانات، و معتقد است انسان بايد از عمق وجودش مسئوليت حياطي خود را بشناسد و به آن آگاه شود تا بتواند به واسطه‌ي انجام آن مسئوليت، سعادت جاودانگي خود راتأمين كند.(20) بطور مختصر مي‌توان گفت چون چهارچوب ساختاري فلسفه‌ي سياسي كلاسيك مسلمانان تا كنون بر اساس منطق صوري كه هستي‌شناسي مدخل آن به شمار مي‌رفت، صدر بر آن بود كه به كمك روش حكمت متعاليه در جستجوي بحث‌هاي مسئله‌ي ادراكات و معرفت باشد. او سعي كرد كه از سازمان‌دهي رياضي‌وار و مسئله‌ي استقراء براي اين مطلب استفاده كند. چرا كه صدر معتقد بود منطق صوري صرفاً متكفل بيان روابط موضوعي معلومات و مدركات است. براساس اين رهيافت صدر معتقد بود در صورتي كه شيوه‌ي منطق صدرايي و مكتب معرفتي او اگر پذيرفته شود. معرفت‌شناختي جديد مي‌تواند راه‌گشاي حوزه‌ي فلسفه‌ي سياسي اسلام باشد.

در مجموع در تبيين معرفت‌شناختي صدر مي‌توان گفت: «صدر نظريه‌ي معرفت‌شناختي تقريباً جديدي را طراحي مي‌كند. از نظر مباني، صدر با فلسفه‌ي سياسي غرب(ليبراليستي و ماركسيستي) اختلاف نظر داشت و از سوي ديگر صدر در معرفت‌شناسي خود بر اصل تطبيقي و ارتباطي كه بحث آن گذشت بطورآگاهانه وارد حوزه‌ي ساختار‌شناسي معرفت و ادراكات شده است كه در واقع به نوعي در فلسفه‌ي سياسي اسلام كه صرفاً به مباحث هستي‌شناسي مي‌پرداخت، تنوع ايجاد كرده است.

نويسنده: مسعود پورفرد

پي‌نوشت‌ها:

1ـ امام‌خميني، صحيفه‌‌ي نور، ج 14، ص 177.

2ـ سيد‌كاظم حسيني حايري، زندگي و افكار شهيد صدر، تهران: وزرارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1375، ص 56.

3ـ محمدحسين جمشيدي، انديشه‌ي سياسي شهيد رابع، تهران: دفترمطالعات سياسي و بين‌المللي، 1377، ص 43.

4ـ محمدباقر صدر، فلسفتنا، قم، مجمع علمي للشهيد صدر، 1408ه.ق، ص 28.

5ـ همان، ص 29.

6ـ محمدباقر صدر، رسالتنا، تهران: نشر توحيد، 1407ه.ق، صص 73.71.

7ـ همان، صص 82ـ81.

8ـ همان، ص 18.

9ـ همان، ص 20.

10ـ فلسفتنا، پيشين، ص 4.

11ـ صدر، المدرسه القرآنيه، بيروت: دارلتعارف للمطبوعات، ص 138.

12ـ صدر، اقتصادنا، بيروت: دارلتعارف للمطبوعات، 1399ه.ق، ص 337.

13ـ المدرسه القرآنيه، پيشين، ص 67.

14ـ فلسفتنا، پيشين، ص 28.

15ـ ر.ك. المدرسه القرآنيه، پيشين، صص 140ـ139.

16ـ ر.ك. رسالتنا، پيشين، صص 46ـ41.

17ـ ر.ك. صدر، اثبات خدا با روش علمي و فلسفي، ترجمه‌ي عابدي، تهران: روزبه، 1362، صص 66ـ64.

18ـ صدر، تئوري شناخت و جهان‌بيني در فلسفه‌ي ما، ترجمه‌ي حسيني، تهران: بدر، 1362، ص 24.

19ـ اثبات خدا با روش علمي، پيشين، ص 20.

20ـ صدر، خلافه الانسان و شهاده الانبيا، تهران جهادالبنا، 1399ه.ق، صص 13ـ10.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار