موسي مبرقع فرزند امام جواد(عليه السلام)
ابو احمد از مادر پاکي که ام ولده بوده در سال 214 هجري قمري متولد شد، نام اين بانوي گرامي سمانه مغربيه بود که مادر امام دهم نيز ميباشد.(1)
ايشان در زمان شهادت پدر بزرگوارش حدود پنج سال داشت.(2)
تا زماني که در مدينه بود، سرپرستي اولاد حضرت جواد(ع) را بر عهده داشت و اموال آن بزرگوار را سرپرستي ميكرد و موقوفات و صدقات پدرش را به اهلش ميرسانيد.(3)
در سال 244 هجري، متوکل عباسي خليفه وقت، به علّت وحشت از موقعيت ايشان او را از مدينه به بغداد احضار کرد و او را در سامراء قرار داد تا مثل برادر بزرگوارش تحت نظر باشد؛ ايشان تا مرگ متوکل سال 247 تحت نظارت بود و ظاهرا از سال 247 تا ورودش به قم در سال 256 هجري، در کوفه ميزيسته است.(4)
موسي مبرقع جد سادات رضويه است و سلسه اولاد وي تاکنون باقي است و بسياري از سادات، به وي منتهي ميشوند، او اول نفر از سادات رضوي است که از کوفه به قم وارد شد.(5)
سال ورود ايشان به قم را 256 هجري ذکر كردهاند، در ابتداء ايشان دائماً روي صورت خود بُرْقِع (روپوش) ميانداختند تا چهره ايشان شناخته نشود و به همين جهت بزرگان عرب قم در ابتدا ايشان را نشناختند و به او نامه نوشتند که بايد از قم برود.(6)
برخي نيز نوشتهاند که چون موسي شمايل بسيار زيبايي داشت، براي اينکه مردم در کوچه به وي نگاه نکنند، برقعي روي صورت ميانداخت، از اين رو به موسي مبرقع معروف شد.(7)
او به کاشان رفت و مورد تکريم بزرگان آن شهر واقع شد و براي او مقررّي سالانه يک هزار مثقال طلا معين کردند، ليکن پس از آن روساي عرب اهل قم پشيمان شدند و نزد او رفته و از او عذر خواهي کردند و او را مجدداً با احترام به قم آوردند، روزگار او در قم بسيار خوب شد، مزارعي خريد و کشاورزي کرد، خواهران وي نيز به نزد او آمدند و همگي در قم وفات يافتند.(8)
وفات يا شهادت
در اينکه آيا موسي مبرقع به مرگ طبيعي از دار دنيا رفته يا به شهادت رسيده است، اختلاف است، بعضي از تواريخ اشارهاي به شهادت وي نکردهاند، بلکه تاريخ وفات وي را به صورت دقيق ثبت کردهاند.
بعضي شب چهارشنبه، روز آخرماه ارديبهشت مصادف با 28 ماه ربيع الآخر، سال 296 را ذکر كردهاند.(9)
البته در سال و ماه وفات ايشان اختلافي نيست همان سال ذکر کردهاند.(10)
ليکن در بعضي تواريخ نقل شده که ايشان در قم مزارعي ايجاد کرد و در کنار خواهرانش در قم ميزيست، تا اينکه به دست عامل عباسيان در منزل خودش کشته شد.(11)
طبق اين خبر، موسي شهيد شده است و به مرگ طبيعي از دنيا نرفته است، ليکن از آنجا که هر دو تاريخ معتبر است و هيچ مؤيدي بر هيچکدام يافت نشده است، اين قضيه همچنان مجهول باقي ميماند، ضمن اينکه ناقلين شهادت، نامي از عاملين قتل وي يا کيفيت آن ذکر نکرده اند، در هر حال ايشان به هنگام وفات 82 سال از عمرشان ميگذشت.
پس از فوت وي، امير قم (عباس بن عمرو غنوي) بر وي نماز خواند و در خانهاي که به خانه محمد بن الحسن بن ابي خالد الأشعري معروف بود، دفن شد، محل دفن ايشان هم اکنون در قم مشخص و محل عبادت مؤمنين است.(12)
1. شيخ عباس قمي، منتهي الامال، تهران، انتشارات مقدس، 1379، چاپ دوم، ص 1235.
2. تحليلي از زندگاني و دوران امام محمدتقي عليهالسّلام، ص 450.
3. همان، ص 451.
4. همان.
5. منتهي الامال، ص 1235.
6. ناصر الشريعه، محمدحسين، تاريخ قم، بيجا، انتشارات رهنمون، 1383، چاپ اول، ص 201.
7. تحليلي از زندگاني و دوران امام محمدتقي عليهالسّلام، ص 451
8. منتهي الامال، ص 1235.
9. همان، ص 1236.
10. شريعتمدار، شيخ محمدعلي، انوار المشعشين، بيجا، چاپ سنگي، بيتا، ص 220.
11. تحليلي از زندگاني و دوران امام محمدتقي عليهالسّلام، ص 451.
12. منتهي الامال،ص 1236.
/انتهاي پيام/