ويژگى‏هاى عصر ظهور
کد خبر:۶۴۲۶۳

ويژگى‏هاى عصر ظهور

مدينه فاضله اسلامى که در عصر ظهور به دست مهدى آل محمد(ص) بنا مى‏شود، ويژگى‏ها و خصايصى دارد که آن را از ساير مدينه‏هاى بيان شده، ممتاز و جدا مى‏سازد که در ذيل به بعضى از آنها اشاره مى‏شود.

1. حاکم در عصر ظهور

پيشرفت‏ها در عصر ظهور، معلول عواملى است که يکى از آنها وجود رهبرى معصوم، پاک و منزّه از هر نوع عيب و نقص (از قبيل احساساتِ حيوانى، خشم، غضبِ بى‏جا، شهوت، کبر و غرور و خودخواهى) است، او فقط وابسته به خدا است و به همه ملت‏ها، جمعيت‏ها و نژادها با چشم مهربانى و برابرى نگاه مى‏کند و فرقى بين اقوام و قبايل قائل نيست، بين سياه و سفيد، آسيايى و آمريکايى و اروپايى و آفريقايى فرقى نمى‏گذارد و به همه با ديد يکسان مى‏نگرد، در حالى که رهبران ديگر دنيا چنين نيستند و عالى‏ترين همت آنان، استثمار ديگران و هضم يک جامعه در جامعه قوى‏تر و کوشش براى يک ملت است، آنها مى‏خواهند ملّتى را فداى ملت ديگر کنند و ذخاير طبيعى ملت ضعيف را به نفع ملت خود تصاحب كنند.

اما رهبران الهى چون وابسته به جمعيت خاصى نبوده و خود را وابسته به خدايى مى‏دانند که خالق و رازق همه است، هدفشان آسايش عمومى، آزادى گسترده و تشکيل يک سازمان عالى الهى است که در سايه آن، بشر مانند افراد يک خانواده زندگى کنند و سفيد و سياه باهم برادر و برابر باشند.

آرى سرانجام اداره امور جهان در کف با کفايت صالح‏ترين افراد بشر قرار خواهد گرفت و به برکت وجود آن حاکِم معصومِ الهى، بشريت از آسيب ظلم و ستم نجات يافته، از ترس فقر، پريشانى، ناامنى‏هاى گوناگون و بى عدالتى‏ها آزاد خواهد شد، اينک که عالم به سوى يک آينده درخشان، تکامل روحانى و عقلانى، نظام مستحکم دينى و الهى، عصر صلح و صفا و برادرى و همکارى، پيش مى‏رود، ما نيز به اميد آن عصر نورانى، با نشاط فراوان و دلى زنده پا برجا ايستاده و انجام وظيفه مى‏کنيم و تنها آرزوى ما، زندگى در پناه حکومت آن راد مرد عالم بشريت حضرت مهدى(عج) است.

2. حکومت در عصر ظهور

حکومتى که در مدينه فاضله اسلامى و در عصر حاکميت امام مهدى(عج) مستقر خواهد شد، در تمام جهات با حکومت‏هاى موجود در عالم فرق دارد؛ حاکم، نوع حکومت، قوانين و نظامات جارى در آن، هيچ شباهتى با حکومت‏هاى موجود در عالم ندارد و نوع حکومتش، الهى و بر مبناى ايمان به خداى يگانه و توحيد خالص است و هدفش متحد کردن جماعت‏ها و ملت‏ها، برداشتن ديوارهاى امتيازات و اعتبارات بيهوده، برقرار کردن توحيد کلمه، ايجاد همکارى و ارتباط بين مردم است، حاکم آن نيز امام معصوم، احيا کننده شريعت نبوى و مجرى قوانين اسلامى و دستورات الهى است.

اسلام مى‏خواهد تمام اختلافات و جدايى‏ها را که به نام‏هاى گوناگون پديد آمده، به وسيله عقيده توحيدى، از ميان بردارد، تمامى اختلافات نژادى، طبقاتى، ملّى، وطنى، جغرافيايى، مسلکى، حزبى و زبانى بايد از ميان برود و سبب امتياز، افتخار و اعتبار نباشد و حتّى در آن حکومت، اختلاف دينى هم بايد کنار گذاشته شود و همه، در زير پرچم اسلام تسليم فرمان خدا باشند، اين همان حکومت واحد جهانى است که کره زمين با يک حاکم، يک نوع حکومت و با يک شيوه و روش عادلانه اداره مى‏شود.

اسلام براى بشر چنين حکومتى را پيش بينى کرده و در حدودى که وظيفه تشريع است، مقدمات آن را فراهم ساخته و عملى شدن آن را موکول به آماده شدن زمينه کامل آن کرده است، اساساً حفظ يک انسان کامل به عنوان ولى الله الاعظم و نگه‏دارى آن در پشت پرده غيبت، براى تشکيل چنان حکومت واحد جهانى است؛ زيرا تشکيل چنان حکومتى، از عهده انسان‏هاى عادى خارج است.

3. عدل در عصر ظهور

در اسلام، مسئله عدل، از روز نخست در تمام زمينه‏ها مورد توجه و عنايت بوده است، از بُعدِ عقيدتى و دينى گرفته تا بُعدِ فقهى و اجتماعى، از قرآن و سنت بر مى‏آيد که عدل و مظاهر آن پسنديده و موجب خشنودى حضرت حق است؛ اما قدر و منزلت آن به علّت گستردگى و اقامه آن در سطح وسيع اجتماعى است، يعنى مردم آنقدر به رشد معنوى و کمال روحى نايل گردند که تمام افراد يا حدااکثر آنان، خواهان عدل باشند و خود عملاً آن را به اجرا گذارند.

پيامبران الهى، در مأموريت آسمانى خود، خواهان اقامه عدل در جهان و در بين همه انسان‏ها بوده‏اند و مى‏خواستند مردم را طورى تربيت کنند که آنان خود قسط و عدل را به پا دارند، نه آن که به زور و قدرت حاکم به عدالت تن دهند، قرآن کريم مى‏فرمايد: «لَقَدْ اَرْسَلنا رُسُلَنا بِالبَيّناتِ وَاَنْزَلْنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَاثکانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ». (17) از اين آيه استفاده مى‏شود که پيامبران مى‏خواستند مردم را طورى تربيت کنند تا خود، قيام به قسط نمايند و عدل را بر پا دارند؛ لذا فرمود: «لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسطِ» و نفرمود: «لِيَقيمُوا النّاسَ بِالْقِسطِ» تا معنايش اين باشد که پيامبران به عنوان حاکم عادل، مانند ساير زمامداران عادل، مردم را با نيروى نظامى و انتظامى و قدرت‏هاى اجرايى به رعايت عدل وا دارند؛ زيرا فرق است بين اين که حاکمى خود عادل باشد و بخواهد در حکومت او عدل اجرا شود و به کسى ستم نشود و بين آن که مردم در جامعه، از نظر کمالات و درک عقلانى به جايى برسند که خود اقامه عدل كنند و بفهمند که عدل برتر از ظلم است و در آنان کششى نسبت به ظلم نباشد.

به هر حال در اسلام و تعاليم الهى، عدل از جايگاه رفيعى برخوردار است تا جايى که همه انسان‏ها مأمور شده‏اند در تمام زمينه‏هاى زندگى خود در اصول و فروع در نظام اجتماعى و اقتصادى، سياسى و نظامى، در گفتار و کردار و عدالت را مراعات کنند: «اِعْدِلُوا هُوَ اَقْرَب لِلتَّقْوى؛(18) عدالت ورزيد که عدالت به تقوا نزديک‏تر است».

و اِذا قُلْژُْ فَاعْدِلُوا؛(19) وقتى سخن گفتيد به عدالت سخن گوييد.

و (اِنَّ اللَّهَ يَأمُرُ بِالعَدلِ وَالأِحسانِ؛(20) خداى متعال به عدل و احسان امر مى‏کند).
و وَلا پَ‏ْرِمَنَّکُمْ شَنَأنُ قَومٍ عَط اَنْ لاتَعدِلُوا اِعدِلُوا هُوَ اَقرَبُ لِلتَّقوى‏؛(21) .

رسول اکرم(ص) فرموده است: ((مَنْ رَْ بَ‏ْمِدَ عَدْلاً وَرَْ يَذُمَّ جَوراً فَقَدْ بارَزَاللَّهَ تَعاض بِالُ‏ارَبَهِ؛(22) هر کس عدل را تمجيد نکند و از جور و بيداد مذمّت نكند، به جنگ با خداى تعالى برخاسته است.

آيات و روايات درباره شرافت، عظمت و اهميت عدالت به قدرى زياد است که از گنجايش اين نوشتار خارج است.

بنا بر اين کلمه عدل، واژه غريبى نيست؛ امّا حقيقتى قريب هم نيست، بشر در طول تاريخ زندگى خود، همواره منتظر بوده که روزى اين خواب تعبير شود و عدل در جوامع بشرى حاکم شود، انسان‏هاى بسيارى نيز با انديشه عدل و عدالت‏خواهى، به فکر تعبير اين رؤياى شيرين بشرى بر آمده و تلاش بسيار کرده‏اند؛ اما تلاش آنان در بيشتر موارد کم ثمر يا بى‏ثمر مانده و عدالت در معناى حقيقى آن، همچنان در عالم رؤيا باقى مانده است، و چقدر سخت است تعبير نشدن اين رؤياى شيرين و دلپذير! رؤيايى که تمامى اجزاى وجود انسان در طول تاريخ با آن عجين بوده و نگاه پُر انتظار او در تعبير آن خسته و کم سو گشته است.

با همه اين احوال، هيچ گاه آرزوى تعبير شدن اين رؤيا در اعماق دل و جان انسان‏ها به يأس و نااميدى تبديل نشده است؛ اما هر چه بر شماره اوراق تاريخ افزون مى‏شود، از شماره انتظار ما کاسته ‏شده و اين همان چراغ اميدى است که قرن‏ها در دل انسان‏ها به عشق آمدنِ آن منجى روشن و فروزان است و به عشق او که نامش «عدل» است: «السَّلامُ عَطَ الْعَدلِ اثُشْشَ‏َر» و «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَط وَضِِّ اَمْرِکَ الْقاذِِ اثُؤَمَّلِ وَالْعَدْلِ اثُْنتَظَر».(23) دو چيز از شاخصه‏هاى اصلى حکومت او است:

1. حکومت واحد جهانى که تنها او است که چنين حکومتى را ايجاد مى‏کند.

2. عدل جهانى که تنها در جامعه‏اى که او تشکيل مى‏دهد و خود در رأس آن قرار مى‏گيرد، عدل با تمام ابعادش گسترده مى‏شود، همان گونه که حکومت او جهانى است، عدل او نيز گسترده و جهانى است و در روايات اين شاخصه از ساير شاخصه‏هاى ديگرِ حکومتِ حضرتِ مهدى(عج)، بارزتر و بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. «جَ‏ْلَأُ اللَّهُ الأرْض قِسْطاً وَعدْلاً کأ مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً».

رسول خدا در حديثى فرمود: «اُبَلاُِّکُمْ بِاثَهْدى يُبْعَثُ ص‏ اُمَّط عَطَ اخْتِلافٍ مِنَ النّاسِ وَزَلازِلٍ فَيَمْلَأُ الْاَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَأ مُلِئَتْ جَوراً وَظُلْماً، يَرْک عَنْهُ ساکِنُ الىَ‏ءِ وَساکنُ الأَرْضِ ؛(24)

مژده مى‏دهم شما را به مهدى که او در امت من به هنگام اختلاف و سختى‏ها بر انگيخته مى‏شود، پس زمين را پر از قسط و عدل مى‏سازد؛ همان طورى که از جور و ستم پر شده باشد، ساکنان آسمان و زمين از او راضى مى‏شوند و بنا بر اين در مدينه فاضله اسلامى و در عصر ظهور آن منجىِ عالم، عمدتاً از عدل و قسط سخن به ميان مى‏آيد، دامنه عدالت او تا اقصى نقاط منازل و زواياى ناپيداى جامعه، گسترده مى‏شود، عدالت همانند گرما و سرما در درون خانه‏هاى مردمان نفوذ مى‏کند و مأمن و مسکن وجود آنان را سامان مى‏بخشد.(25)

در حکومت آن حضرت هيچ ويژگى به اندازه «عدل و قسط»، برجستگى و روشنى ندارد و مردم آن حضرت را عمدتاً از عدل او مى‏شناسند و الآن نيز آنچه در اولين لحظه از نام مبارک او در ذهن خطور مى‏کند، عدل او است.

4. علم در عصر ظهور

عصر ظهور، زمان گسترش و شکوفايى علم و دانايى است و مدينه فاضله اسلامى، شهر علم و دانش است، با آمدن منجى عالم، همان گونه که ظلم و بيداد جاى خود را به عدل و دادگرى مى‏سپارد و نابسامانى‏هاى اجتماعى به سامان مى‏گرايد؛ جهل و نادانى نيز جاى خود را به علم و دانايى مى‏دهد و جهان از نور عقل و دانش آکنده مى‏شود، علوم و دانش‏هايى که در طول اعصار و قرون در پشت پرده‏ها مکنون مانده بود، ابراز مي‌شود و مرزِ دانايى و يادگيرى تا سراپرده منازل و اعماق وجود تک تک انسان‏ها گسترش مى‏يابد.

امام صادق(ع) در اين باره فرموده است: اَلْعِلْمُ سَبْعَهٌ وَعِلاُْونَ حَرْفاً فَجميعُ ما جائَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرفان، فَلَمْ يَعْرِفِ النّاسُ حَطّ اليَومَ غَفَْ اگْ‏َرفَغِ فَاِذا قامَ قاچِ‏ُنا اَخْرَجَ اگَ‏مْسَهَ وَالْعَلاِْينَ حَرْفاً فَبَثَّها صِ النّاسِ وَََّ اِلَشَْا اگْ‏َرفَغِ حَطّ يَبُثُّها سَبْعَهَ وَعِلاْينَ حَرْفاً؛(26) علم و دانش 27 حرف است و 27 شعبه و شاخه دارد، تمام آنچه پيامبران الهى براى مردم آوردند، دو حرف بيش نبود و مردم تا کنون جز آن دو حرف را نشناخته‏اند؛ اما هنگامى که قائم ما قيام کند، 25 حرف و شاخه و شعبه ديگر را آشکار و در ميان مردم منتشر مى‏سازد و دو حرف ديگر را با آن ضميمه مى‏کند تا 27 حرف کامل و منتشر شود.

اين حديث به روشنى، جهش فوق العاده علمى عصر انقلاب مهدى(عج) را مشخص مى‏سازد، يعنى تحوّل و پيشرفتى به ميزان بيش از دوازده برابر نسبت به تمامى علوم و دانش‏هايى که در عصر همه پيامبران راستين به بشريت اعطا شده است، پيش مى‏آيد و درهاى تمامى رشته‏ها و شاخه‏هاى علومِ مفيد سازنده به روى انسان‏ها گشوده مى‏شود و راهى را که بشر طىّ هزاران سال پيموده، به ميزان بيش از دوازده برابر آن در اندک زمانى پيموده مى‏شود.

حضرت امام باقر(ع) نيز فرموده است: «اِذا قامَ قاچِ‏ُنا وَضَعَ اللّهُ يَدَهُ عَط رؤُوسِ العِبادِ فَجَمَعَ سِا عُقُواًَُمْ وَکَمُلَتْ سِا اَحْلامهُمْ؛ (27) هنگامى که قائم ما قيام کند، خداوند دست محبتش را به سر بندگان مى‏گذارد و عقول آنها را با آن کامل و افکارشان را پرورش داده تکميل مى‏کند».

بدين ترتيب در پرتو ارشاد و هدايت حضرت مهدى(عج) و در زير دست عنايت او، مغزها در مسير کمال به حرکت در مى‏آيد و انديشه‏ها شکوفا مى‏شوند، کوته بينى‏ها، تنگ‏نظرى‏ها و افکار پست و پليد که سرچشمه بسيارى از تضادها و برخوردهاى خشونت‏آميز اجتماعى برطرف مي‌شود، مردمى بلند نظر با افکارى باز و سينه‏هايى گشاده و همّتى والا و بينشى وسيع پرورش مى‏يابند، لذا هر 27 حرف علم پياده مى‏شود.

5. ارتباطات در عصر ظهور

در عصر ظهور به جهت جهش علمى و پيشرفت فنّ آورى و صنعت، وسايل ارتباطات و اطلاعات آن قدر پيشرفته خواهد بود که دنيا را همچون کف دست نشان مى‏دهد و براى آگاهى به اقصى نقاط کشور نيازى به وسايل و ابزار ارتباطى امروزى نيست، از اين رو حکومت مرکزى، نسبت به کل عالم که تحت حکومت واحد او هستند، تسلّط کامل دارد و به موقع و بدون فوت وقت وارد عمل شده، مشکل را حل مى‏کند و هرگونه توطئه و فساد را در نطفه خفه مى‏سازد.

بين امام مهدى(عج) و مردم نامه رسانى وجود ندارد و مردم در هر نقطه‏اى از کره زمين امام را مشاهده مى‏کنند و امام با آنان سخن مى‏گويد، اين مسئله اختصاص به امام و رعيت ندارد، بلکه مردم عادى نيز با همديگر سخن مى‏گويند و همديگر را مشاهده مى‏کنند، در حالى که يکى در مشرق عالم و ديگرى در مغرب آن است.

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: اِنَّ قاچِ‏َنا اِذا قامَ مَدَّ اللَّهُ لِشيعَتِنا ص‏ اَىْ‏عِهِمْ وَاَبْصارِهِمْ حَطّ لايَکُونَ بَيْشَ‏ُمْ وَبَغَ القاذِِ(ع) بَريدٌ، يُکَلِّمُهُمْ فَيَسمَعُونَ، وَيَنْظُرُونَ اليه وَ هُوَ ص مَکانِهِ؛(28) هنگامى که قائم ما قيام کند، خداوند آن چنان گوش و چشم شيعيان ما را تقويت مى‏کند که ميان آنان و آن حضرت (رهبر و پيشوايان) نامه رسان نخواهد بود، با آنها سخن مى‏گويد و آنان سخنش را مى‏شنوند و او را مى‏بينند، در حالى که او در مکان خويش است «و مردم در نقاط ديگر جهان‏».

وسايل انتقال صدا و تصوير به طور همگانى، ساده و آسان در اختيار همه پيروان او قرار مى‏گيرد، آن چنان که چيزى به نام اداره پست در آن عصر، چيز زايدى به حساب مى‏آيد و مسائل جارى آن حکومت بدون نياز به کاغذ بازى حل و فصل مى‏شود؛ زيرا همه دستورها و برنامه‏ها با سيستم «شهود و حضور» ابلاغ و اجرا مى‏شود.

امام صادق(ع)، در گفتار ديگرى اين حقيقت را به طور بارزى تکميل فرموده است: اِنَّ اثُؤمِنَ صِ زَمانِ الْقاذِِ وَهُوَ بِاثَْلاِْقِ لَفَى‏ اَخاهُ الَّذى صِ اثَغْرِبِ وَکَذَا الَّذى صِ اثَغرِبِ يَرى‏ اَخاهُ الَّذى بِاثَلاِْقِ؛(29) مؤمن در زمان حضرت مهدى(عج) در حالى که در مشرق است برادر خود را در مغرب مى‏بيند و همچنين کسى که در مغرب است، برادرش را در مشرق مشاهده مى‏کند.

بنا بر اين ارتباط مستقيم نه تنها در سطح حکومت؛ بلکه در ميان عموم نيز عملى مى‏شود، در اين زمان پيوندهاى ظاهرى، جسمانى و معنوى دل‏ها را استحکام مى‏بخشد، به گونه‏اى که جهان به راستى به شکل يک خانه و مردمش همچون اهل يک خانواده در مى‏آيند.

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: اِذا تَناهَتِ الأُمُورُ اِض صاحِبِ هَذا الاَمرِ رَفَعَ اللَّهُ تَبارَکَ وَتَعاض لَهُ کُلُّ مُنْخَفَضٍ مِنَ الأَرضِ وَخَفَّضَ لَهُ کُلَّ مرتَفَعٍ حَطّ تَکُونَ الدُّنيا عِنْدَهُ جِ‏َکْ‏ِلَهِ راحَتِهِ فَأيُّکُمْ لَوْ کانَتْ صِ راحَتِهِ شَعْرَهٌ رَْ يُبْيِْها؛(30) وقتى کارها به صاحب اصلى ولايت «حضرت مهدى(ع)» برسد، خداوند هر نقطه فرورفته‏اى از زمين را براى او مرتفع و هر نقطه مرتفعى را پايين مى‏برد، آن چنان که تمام دنيا نزد او به منزله کف دستش خواهد بود، کدام يک از شماها اگر در کف دستش مويى باشد، آن را نمى‏بيند؟

طبق اين حديث در عصر ظهور، يک سيستم نيرومند و مجهز براى انتقال تصويرها به وجود خواهد آمد که شايد تصوّر آن امروزه براى ما مشکل باشد، تمام جهان به منزله کف دست خواهد شد و پستى و بلندى‏هاى زمين، مانع از رؤيت موجودات روى زمين نخواهد بود، البته بدون يک چنين سلطه اطلاعاتى و ارتباطى بر تمام کره زمين، حکومت واحد جهانى و صلح، امنيت و عدالت به طور همه جانبه، امکان‏پذير نخواهد بود، براى اداره چنان حکومتى، امکانات زيادى لازم است که خداوند آنها را در اختيار او و تشکيلاتش قرار مى‏دهد.

امام باقر(ع) نيز فرموده است: اِچَ‏ا حُِّىَ اثَْهدى لأَنَّهُ سُْدى‏ اِض اَمْرٍ خَطٍِّ حَطَّ اَنَّهُ يَبْعَثُ اِض رَجُلٍ لايَعْلَمُ النّاسُ لَهُ ذَنْبٌ فَيَقتُلُهُ حَطّ اَنَّ اَحَدَکُمْ يَتَکَلَّمُ ص بَيْتِهِ فَيَخافُ اَنْ يَلاْکَ‏دَ عَلَيهِ اکْدارُ؛(31) حضرت مهدى(عج) از اين جهت مهدى ناميده شده است که به امور مخفى و پنهان هدايت مى‏شود، تا آن جا که گاه او به سراغ کسى مى‏فرستد که مردم او را بى‏گناه دانسته و به قتل مى‏رساند ‌«زيرا از گناه نهانى او همانند قتل نفس که موجب قصاص است، آگاه است‏» و تا آن جا که برخى از مردم هنگامى که درون خانه خود سخن مى‏گويند، مى‏ترسند ديوار بر ضد آنها شهادت دهد.

اين حديث نيز گواه آن است که در آن عصر، نيکان و پاکان در نهايت آزادى به سر مى‏برند و خلافکاران چنان تحت کنترل‏اند که ممکن است امواج صوتى آنان با وسايل پيشرفته‏اى از ديوار خانه‏هايشان باز گرفته شود و به هنگام لزوم مى‏توان فهميد که آنها در درون خانه چه گفته‏اند؟!

گفتنى است که اين پيشرفت‏هاى عظيم، محصول تکامل علمى عصر بعد از ظهور است، نه اعجاز؛ زيرا زندگى بشر در اين عالم بايد مطابق سنّت‏هاى طبيعى باشد، نه اعجازى که امرى استثنايى و براى موارد ضرورى و فوق العاده است، آن هم در مسير اثبات حقانيت دعوت نبوت يا امامت.

6. رفاه و آسايش در عصر ظهور

مدينه فاضله اسلامى در حقيقت آرمان شهر آسايش و رفاه همگانى است، رفاه و تنعّم به گونه‏اى خواهد بود که ديگر نيازمندى در سطح جامعه يافت نمى‏شود؛ چون توزيع عادلانه منابع و ثروت جايى براى فقر و طبقه ضعيف باقى نمى‏گذارد، در آن جامعه، مانند جوامع کنونى عمل نمى‏شود که بيش از 80 درصد ثروت، در دست کمتر از 20 درصد و  20 درصد آن در دست 80 درصد مردم باشد و در نتيجه طبقه مرفّه و فقير پيدا شود.

به علاوه در آن عصر، به جهت اجراى عدالت، نه آسمان از ريزش برکات خود بر مردم دريغ مى‏ورزد و نه زمين امساک مى‏کند؛ بلکه هرچه دارند در اختيار بشر قرار مى‏دهند، از اين رو در شهر عدالت که حقوق انسان‏ها محور توجّه و برنامه ريزى است، بالطبع بذر اين توجّه محصولى چون رفاه و برخوردارى همگانى از موهبت‏هاى الهى را در پى خواهد داشت، اين موضوع در روايات اهل بيت(ع) به خوبى تبيين شده است:

اِنَّهُ يَبْلُغُ سُلْطانُهُ اثَلاِقَ وَاثَْغرِبَ وَتَظْهَرُ لَهُ الْکُنوزُ وَلايَبط ص الأَرضِ خَرابٌ اِلاَّ يُعمِّرُهُ؛(32) حکومت او شرق و غرب جهان را فرا مى‏گيرد و گنج‏هاى زمين براى او ظاهر مى‏شود و در سرتاسر جهان جاى ويرانى باقى نخواهد ماند؛ مگر اين که آن را آباد خواهد ساخت.

امام صادق(ع) فرمود: اِذا قامَ القاذُِ حَکَمَ بِالْعَدلِ وَارْتفعَ ص اَيّامِهِ اکَْورُ وَآَمَنَتْ بِهِ السُّبُلُ وَاَخْرَجَتِ الأَرضُ بَرَکاسِ‏ا وَرُدَّ کُلُّ حَقٍّ اِض اَهلِهِ و حَکَمَ بَغْ‏َ النّاسِ بُِکْمِ داوُد وَحُکْمِ تُمّدٍ(ص) فَحينَئذٍ تُظهِرُ الأَرْضُ کُنُوزَها وَتُبْدى بَرَکاسِ‏ا وَلاپَ‏ِدُ الرَّجُلُ مِنکُمْ يَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَلا لِقِِّهِ لِشُمُولِ الغظ حَ‏يعَ اثؤمِنغَ ؛(33) وقتى که قائم قيام کند، حکومت را بر اساس عدالت قرار مى‏دهد و ظلم و جور در دوران او برچيده مى‏شود و جاده‏ها در پرتو وجودش، امن و امان مى‏شود و زمين برکاتش را خارج مى‏سازد و هر حقى به صاحبش مى‏رسد و در ميان مردم همانند داود و محمد(ص) حکم و داورى مى‏کند، در اين هنگام زمين گنج‏هايش را آشکار مى‏سازد و برکات خود را ظاهر مى‏کند و کسى موردى را براى انفاق و صدقه و کمک مالى نمى‏يابد؛ زيرا همه مؤمنان بى نياز و غنى خواهند شد.

بيان ظاهر شدن برکات زمين و خارج شدن گنج‏ها، نشان مى‏دهد که هم مسئله زراعت و کشاورزى به اوج ترقّى خود مى‏رسد و هم تمام منابع زير زمينى، کشف و مورد استفاده قرار مى‏گيرد، درآمد سرانه افراد آنقدر بالا مى‏رود که در هيچ جامعه‏اى، فقيرى پيدا نمى‏شود و همه به سر حدّ بى نيازى و خود کفايى مى‏رسند.

امام على(ع) فرمود: يَزْرَعُ الاِنسانُ مُدّاً، پَ‏ْرُجُ لَهُ سَبْعَمِأهَ مُدٍّ کَأ قالَ اللَّهُ تَعاض کَمَثَلِ حَبَّهٍ اَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ ص کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِأهُ حَبَّهٍ وَاللَّهُ يُضاعِفُ ثَِنْ يَشاءُ؛(34) در عصر حضرت مهدى انسان يک مُد مى‏کارد و 700 مُد برداشت مى‏کند، چنان که مضمون آيه شريفه قرآن است.

رسول خدا(ص) فرمود: وَپَ‏رِجُ لَهُ الأرضُ اِفْلاذَ کَبِدِها وَبَ‏ْثُواثالَ حَثْواً وَلايَعُدُّهُ عَدّاً؛(35) زمين در آن عصر قطعات کبد خود را براى او بيرون مى‏فرستد و او ثروت بدون شماره و محاسبه در ميان مردم پخش مى‏کند.

رسول خدا(ص) فرمود: اُبَلاُِّکُمْ بِاثَهدى جَ‏لَأُ الاَرضَ قِسْطاً کَأ مُلِئَتْ جَوراً وَظُلْماً، يَرْک عَنْهُ سُکّانُ الىَ‏ء وَالأَرضِ يُقَىِ‏ْ اثالَ صَحاحاً فقال رَجُلٌ ما مَعظ صَحاحاً؟ قالَ: بالتَّسْوِيَهِ بَغْ‏َ النّاسِ، وَجَ‏ْلَأُ قُلُوبَ اُمَّهِ تَُمَّدٍ غِظً وَيَسَعُهُمْ عَدْلهُ حَطّ يَأمُرَ مُنادياً يُنادى يَقُولُ: مَنْ لَهُ بِاثالِ حاجَهً فَلايَقوُمْ مِنَ النّاسِ اِلاَّ رَجُلٌ واحِدٌ دَُّ يَأمُرُ لَهُ بِاثالِ فَيأخُذَ دَُّ يَنْدِمُ وَيَرُدُّ؛(36) شما را به ظهور حضرت مهدى(ع) بشارت مى‏دهم که زمين را پر از عدالت مى‏کند، همان گونه که پر از جور و ستم شده است، ساکنان آسمان‌ها و زمين از او راضى مى‏شوند و اموال و ثروت‏ها را به طور صحيح تقسيم مى‏کند، شخصى پرسيد تقسيم صحيح ثروت چيست؟ فرمود: به طور مساوى در ميان مردم تقسيم شود و دل‏هاى پيروان محمد را پر از بى نيازى کند و عدالتش همه را فرا گيرد تا آن جا که دستور دهد کسى با صداى بلند صدا زند که هر کس نياز مالى دارد، برخيزد، هيچ کس جز يک نفر بر نمى‏خيرد، سپس امام دستور مى‏دهد مال قابل ملاحظه‏اى به او بدهند؛ اما او به زودى پشيمان مى‏شود که چرا آزمند و حريص بوده است و مال را بر مى‏گرداند.

7. سفر به فضا در عصر ظهور

در عصر ظهور، به جهت وسايل فوق مدرنى که در اختيار مردم قرار مى‏گيرد، سفر به فضا و کرات بالا، همانند سفرهاى زمينى امرى عادى خواهد شد، البته روايات اين باب، سفر به آسمان‏ها را براى خود آن حضرت مى‏دانند؛ لکن ظاهراً وضع آن زمان به گونه‏اى خواهد بود که سفر به آسمان‏ها همانند سفر از قارّه‏اى به قارّه ديگر در عصر ما بوده و امکانات سفر به فضا، در اختيار همه قرار خواهد گرفت، يعنى زندگى بر روى زمين در آن مدينه فاضله وارد مرحله جديدى خواهد شد که به طور کلى با وضعيت گذشته فرق دارد.

همان گونه که امروزه بشر به پيشرفت‏هايى در صنايع و نرم‏افزار دست يافته که اگر در گذشته گفته مى‏شد، پذيرش آن تنها از طريق اعجاز مورد قبول واقع مى‏شد، از اين رو پيشرفت‏هاى آن عصر براى مردم امروز ما به آسانى قابل قبول نيست و عده‏اى هم آن را از باب اعجاز حضرت مهدى(عج) قبول مى‏کنند.

امام باقر(ع) در همين رابطه مى‏فرمايد: ذُخِرَ لِصاحِبِکُمُ الصَّعْبُ، قُلْتُ: وَمَا الصَّعبُ؟ قال ما کانَ مِنْ سَحابٍ فِيهِ رَعدٌ وَصاعِقَهٌ اَوْ بَرْقٌ، فَصاحِبُکُمْ يَرْکَبُهُ، اَما اِنَّهُ سَفَْکَبُ السَّحابَ وَيَرْص‏ صِ الأَسبابِ اَسْبابِ الىَ‏واتِ السَّبع وَالأَرضغَ السَّبعِ؛(37)براى صاحب و سرور شما حضرت مهدى(ع) آن وسيله سرکش ذخيره شده است، راوى مى‏گويد: گفتم: منظور از وسيله سرکش چيست؟ امام فرمود: ابرى است که در آن غُرّش رعد و شدّت صاعقه يا برق است، او بر اين وسيله سوار مى‏شود، آگاه باشيد او به زودى بر ابرها سوار مى‏شود و به آسمان‏ها و زمين‏هاى هفتگانه صعود مى‏کند.

مسلّماً منظور از ابر، اين ابر معمولى نيست؛ چون ابرهاى معمولى وسيله‏اى نيستند که بتوان با آنها سفر فضايى کرد؛ زيرا آنها در جوّ زمين در حرکت‏اند و با زمين فاصله چندانى ندارند و نمى‏توانند از آن بالاتر روند، پس منظور وسيله فوق‌العاده سريعى است که در آسمان به صورت توده‏اى فشرده از ابر به نظر مى‏رسد و غرّشى همانند رعد و قدرت و شدتى همچون صاعقه دارد، به هنگام حرکت، دل آسمان را با نيروى فوق العاده خود مى‏شکافد و به پيش مى‏رود و مى‏تواند تا هر نقطه‏اى از آسمان حرکت کند.

بدين ترتيب، آن وسيله‏اى فوق مدرن بوده و شبيه آن در وسايل کنونى وجود ندارد و از تصوّر ما بيرون است.

8. امنيّت و سلامت در عصر ظهور

از جمله نيازهاى اساسى بشر که در هِرَمِ نيازهاى وى جايگاه ويژه‏اى دارد، امنيت است، اين نياز در ابعاد مختلف تجلى مى‏يابد؛ امنيت اخلاقى، اقتصادى، حقوقى، اجتماعى، خانوادگى و از روايات ظهور استفاده مى‏شود که مدينه فاضله اسلامى، شهر امن و سلام است، آن هم در معناى واقعى و در تمامى ابعاد آن.

قرآن کريم به انسان‏ها و مؤمنان مستضعف وعده چنين شهر امن و سلامت را داده و فرموده است: زندگى شما پس از خوف تبديل به امن مى‏شود؛ ولى تا کنون چنين امنيّتى براى بشر در عالم تحقق پيدا نکرده است و ائمه اطهار(ع) در تفسير اين آيه فرموده‏اند: منظور، عصر ظهور حضرت مهدى آل محمد است.

قرآن مى‏فرمايد: وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصّاگِ‏اتِ لَيَسْتَخْلِفَشَ‏ُمْ صِ الأَرضِ کَأَ اسْتَخَلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَجُ‏َکِّغَ‏َّ اًَُمْ ديشَ‏ُمُ الَّذىِ ارْتَک‏ اًَُمْ، وَلَيُبَدِّلَشَ‏ُمْ مِنْ بَعْدِ خَوفِهِمْ اَمْناً.(38)

در اين آيه، 3 وعده صريح به مؤمنان وارسته داده شده است:

استخلاف در زمين؛ يعنى، حکومت در زمين به عنوان نمايندگى از خدا، (حکومت حق و عدل).

تمکين دين يعنى؛ نفوذ معنوى و حکومت قوانين الهى بر تمامى عرصه‏هاى‏زندگى،
تبديل خوف به امنيت يعنى؛ بر طرف شدن تمامى عوامل ترس و ناامنى و جايگزين شدن امنيّت کامل و آرامش در همه روى زمين.

امام زين العابدين(ع) فرموده است: هُمْ واللّهِ شيعَتُنا اَهل البَيْتِ يَفْعَلُ اللَّهُ ذلِکَ سِِمْ عَط يَدَى رَجُلٍ مِنّا وَهُوَ مَهْدىُّ هذِهِ الأمَّه؛(39) اين گروه به خدا قسم همان پيروان ما هستند که خداوند به وسيله مردى از خاندان ما اين موضوع را تحقق مى‏بخشد و او مهدى اين امت است.

امام صادق(ع) نيز فرمود: نَزَلَتْ صِ القاذِِ وَاَصْحابِهِ؛ (40) اين آيه در شأن قائم آل محمّد و اصحاب او نازل شده است.

از اين رو مى‏گوييم مدينه فاضله عصر ظهور، همان مدينه امن و سلامت مورد وعده آيه ياد شده است.

9. تربيت در عصر ظهور

بشر در چندين قرن اخير، براى آسايش تن، هر چه فرمول اقتصادى و سياسى و هر چه امکانات علمى و تکنيکى در اختيار داشته به استخدام در آورده است تا شايد بتواند آسايش اين جهانى انسان را بدو باز گرداند، حال آن که او پس از اين همه تلاش، هيچ گونه آرامشى در خود نمى‏يابد، جهان را تنگ و تاريک و سرد مى‏بيند و در آن احساس حقارت و پوچى مى‏کند و اين حالت به اعتقاد منتقدان درون اين نظام (انسان محورى و انسان‏مدارى)، جز به نابودى انسان نمى‏انجامد.

اما در مدينه فاضله اسلامى، تنها سخن از آسايش تن و وفور ثروت و رفاه مادى نيست؛ بلکه در تصوير مهندسان اين مدينه فاضله، انسان موجودى است داراى ابعاد مختلف که تکامل و رشد او در گرو رشد متوازن تمامى آن ابعاد است، مدينه فاضله و بهشت زمينى موعود تحقق نمى‏يابد مگر آن که بارقه‏اى از آسمان در آن حلول کند، تربيت و پرورش روح انسان‏ها و توجه به اخلاق و فضايل معنوى که از اساسى‏ترين برنامه‏هاى ظهور است، در همين راستا معنا مى‏يابد.

مدينه فاضله در عين اين که شهر عدالت است، شهر رفاه، امنيت، تربيت، سجايا و فضايل انسانى نيز هست، در آن محيط، انسان‏هاى صالح تربيت مى‏يابند تا جامعه‏اى آرمانى و صالح بنا نهند، انسان‏ها علاوه بر دستيابى به غناى مالى از غناى قلبى و روحى نيز بهره‏مند خواهند شد و در کنار اتمام نعمت و وفور ثروت به اِکمال اخلاق و فضيلت‏هاى انسانى نيز راه خواهند يافت، کينه‏هاى اخلاقى از قلب‏ها ريشه کن شده و دروغ، تزوير و نامردمى در روابط اجتماعى جاى خود را به يک رويى و يک رنگى مى‏بخشد، در واقع در چنين بسترى رفاه و عدالت و امنيت نيز معنا پيدا مى‏کند و حقيقت خويش را باز مى‏يابد، جز با اين نگرش همه جانبه به انسان و در کنار هم چيدن اجزاى حقيقى او نمى‏توان به تعبير رؤياى هميشگى انسان در تأسيس مدينه فاضله انسانى دست يافت.(41)

به هر حال ويژگى‏هاى آن مدينه فاضله بيش از آن است که در يک مقال بگنجد؛ ولى به جهت پرهيز از اطاله کلام، بيان ساير ويژگى‏هاى آن به وقت ديگرى موکول مى‏شود.

1) تذکر: گرچه بعضى از آيات مربوط به امم گذشته مثل قوم موسى(ع) است؛ ولى اهل فن مى‏دانند که مورد مخصّص نيست و آيه عام است و مربوط به امت اسلام نيز هست.

2) اعراف، آيه 128.

3) همان، آيه 137.

4) انبياء، آيه 21.

5) صف، آيه 8.

6) نساء، آيه 105.

7) قصص، آيه 5.

8) صافات، آيات 171 - 173.

9) انفال، آيه 7.

10) نور، آيه 55.

11) مجادله، آيه 21.

12) توبه، آيه 33 و فتح، آيه 28.

13) نهج البلاغه، حکمت 209، صبحى صالح.

14) منتخب‏الاثر، فصل‏2، باب‏1، ح‏4، ص 142.

15) همان، فصل 10، باب 2، ح 9، ص 491.

16) همان، ح 16.

17) سوره حديد، 25.

18) مائده، آيه 8.

19) انعام، آيه 152.

20) نحل، آيه 90.

21) مائده، آيه 8.

22) اسدالغابه، ج 4، ص 408.

23) مفاتيح الجنان، دعاى افتتاح.

24) معجم‏الاحاديث الامام‏المهدى، جلد 1، ص 92.

25) بحارالانوار، ج 52، ص 362.

26) همان، ص 336.

27) همان، ص 328.

28) منتخب الاثر، ص 483.

29) بحارالانوار، ح 52، ص 391.

30) همان، ص 328.

31) همان، ص 390.

32) منتخب الاثر، ص 482.

33) بحارالانوار، ج 52، ص 338.

34) عقدُ الدّرر، فصل 7، ص 211.

35) منتخب الاثر، ص 168.

36) معجم‏الاحاديث الامام‏المهدى، ج 1، ص 95.

37) بحارالانوار، ج 52، ص 321.

38) نور، آيه 55.

39) مجمع البيان، ذيل آيه شريفه.

40) تفسير برهان ذيل آيه 55؛نور و کتاب الغيبه، ص 240.

41) مجله حوزه شماره 70 و 71،ص 7-176، مقاله مهدويت و مدينه فاضله.

منبع: پايگاه سبطين.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار