کد خبر:۶۴۴۲۷۵
ائتلاف لاریجانی و روحانی برای اهداف بلندمدت
تغییر رفتار روحانی در ماه اخیر و تلاش برای کم کردن اختلافات با نهادهایی که در انتخابات بی رحمانه به آنها میتاخت را میتوان در قالب آینده سیاسی رئیس جمهور تعریف کرد. در این میان وجود شریکی قدرتمند مانند علی لاریجانی میتواند در تلطیف فضا و نیل به اهداف موثر باشد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، از زمان انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ تا به امروز به صورت علنی و تلویحی میان رئیس مجلس و رئیس جمهور بر سر اهداف و منافعی خاص اتحاد و ائتلاف ایجاد شده است.
در عرصه سیاست داخلی در نبود احزاب سیاسی و گروههای تاثیرگذار بر ساخت قدرت، این افراد و نیروهای فردی هستند که با اتخاذ سیاستها و اهدافی، به ائتلاف ها، انتخابات، ساختار قدرت و تصمیم گیریهای کلان تاثیرگذار میشوند.
به طور مشخص از اوایل دهه ۹۰ به تدریج جریانهای سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب از نقش محوری خود خارج شده و با پیروزی حسن روحانی، نیروهایی سعی دارند تا با پر و بال دادن به جریان اعتدال، آن را در قالب یک جریان و فراتر از یک گفتمان به جامعه عرضه کنند.
اعتدالیون متشکل از کسانی خواهد بود که در گذشته داری سابقه اصولگرایی یا اصلاح طلبی بوده اند، اما در زیر چتر اعتدالیون نیز قرار میگیرند. این خیزش تدریجی اعتدال به صورت تدریجی در حال ریشه گرفتن است، ولی در حال حاضر عمده هدفی که این نیروها را گردهم آورده نه گفتمان جدید بلکه معطوف شدن به سمت قدرت است.
در چنین چارچوبی است که در انتخابات گذشته چند دوره اخیر، علی لاریجانی و حسن روحانی به توافقات ضمنی درباره خروجی انتخابات به توافق رسیده اند. این ائتلاف از سال ۹۲ به تدریج مستحکمتر و قویتر شد. لاریجانی در جایگاه ریاست مجلس بیشترین هماهنگی را با دولت یازدهم بر سر مسائل حساس و مهم داشت. در انتخابات مجلس سال ۹۴، لاریجانی در لیست امید اصلاح طلبان در قم نیز قرار گرفت تا او بتواند بار دیگر به مجلس راه یابد.
اما نقطه اوج حمایت روحانی از لاریجانی در انتخاب هیات رئیسه مجلس بود که حسن روحانی با حمایت صریح از علی لاریجانی برای عهده داری ریاست مجلس، عملا نظر مساعد او برای حمایت از خود در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ به دست آورد.
از سوی دیگر قدرت گیری جریان لاریجانی در مجلس، این خاصیت را داشت تا اصلاح طلبان مجلس از قدرت تصمیم گیری تاثیرگذار بر مناسبات میان دولت و مجلس محروم شوند و تمامی این مولفهها تحت مدیریت رئیس مجلس باشد. هرچند این به معنای اقدامات مستقلانه برخی از نمایندگان مجلس نیست، ولی تصمیمات مهم و تاثیرگذار از لابیهای قوی تری عبور میکنند.
حال در ائتلافی که میان لاریجانی و روحانی شکل گرفته، ادامه آن برای بقا در عرصه سیاسی نیازمند تقویت گفتمان اعتدالی خواهد بود که میتواند در آیندهای نزدیک در قالب جریان نوپدیدی ظاهر شود. اما ورای اهداف کوتاه مدت و میان مدت، این نیروها به دنبال اهدافی بلندمدت در سیاست داخلی هستند.
انتخابات مجلس ۹۸ سازوکاری است که میتواند به تقویت ائتلاف روحانی- لاریجانی در مجلس بیانجامد. اما انتخابات ۱۴۰۰ ریاست جمهوری راهی را برای این ائتلاف خواهد گشود که میتواند بر دهههای آینده سیاست ایران حاکم شود. لاریجانی با اتخاذ مواضعی جدید در رابطه با برخی از موضوعات اجتماعی و سیاسی، پایگاه اجتماعی حامی روحانی را مدنظر قرار داده و در این مسیر به کمک رئیس جمهور برای اجماع بر روی خود در سال ۱۴۰۰ نیاز دارد.
از سوی دیگر لاریجانی با وجود شخصیتی که در کشور به عنوان شخصیتی با نفوذ و با قدرت لابی گری قوی شناخته میشود میتواند در انتخاباتی مانند خبرگان رهبری، روحانی را مورد حمایت خود قرار دهد.
به نظر میرسد روحانی و لاریجانی با توافق بر سر پارهای موضوعات و مولفههای قدرت در کشور، به دنبال تکرار الگوی موجود در دهه ۶۰ هستند. هرچند با شرایط زمانی و برخی از تفاوتهای موجود در شخصیتها را در نظر گرفت، اما راهی که لاریجانی و روحانی در پیش گرفته اند تقویت این فرضیه است که آنها قصد دارند در کنار نبودن آلترناتیوهای موثر در آینده قدرت سیاسی ایران، خود را به عنوان گزینههای مطلوب جانمایی کنند.
باید به این نکته نیز توجه کرد که مناسبات قدرت در دهه ۶۰ با دهه ۹۰ بسیار متفاوت است. در دههای که انقلاب اسلامی راه تثبیت و شاکله بندی را در پیش گرفته بود و به عنوان دهه طلایی نیز یاد میشود، اکراه نسبت به پذیرش قدرت بسیار بالا بود و ایثار، فداکاری و انجام مسئولیت برای حفظ انقلاب و اسلام متبلور بود، اما در حال حاضر با کم رنگ شدن ارزشها و آرمانها در برخی خواص درجه یک در کشور، رسیدن به قدرت به یک ارزش تبدیل شده و مابقی مولفهها را تحت الشعاع قرار داده است.
تغییر رفتار روحانی در ماه اخیر و تلاش برای کم کردن اختلافات با نهادهایی که در انتخابات بی رحمانه به آنها میتاخت را میتوان در قالب آینده سیاسی ریئس جمهور تعریف کرد. در این میان وجود شریکی قدرتمند مانند علی لاریجانی میتواند در تلطیف فضا و نیل به اهداف موثر باشد.
پیامد این ائتلاف میتواند ارزشهای کمی و کیفی در رسیدن مسئولان به قدرت را کاهش دهد و بازیهای سیاسی را تقویت سازد، بازی هایی که میتواند منجر به کاهش نقش هر چه بیشتر جریانهای سیاسی و اثرگذاری افراد در عرصه سیاست داخلی شود.
در عرصه سیاست داخلی در نبود احزاب سیاسی و گروههای تاثیرگذار بر ساخت قدرت، این افراد و نیروهای فردی هستند که با اتخاذ سیاستها و اهدافی، به ائتلاف ها، انتخابات، ساختار قدرت و تصمیم گیریهای کلان تاثیرگذار میشوند.
به طور مشخص از اوایل دهه ۹۰ به تدریج جریانهای سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب از نقش محوری خود خارج شده و با پیروزی حسن روحانی، نیروهایی سعی دارند تا با پر و بال دادن به جریان اعتدال، آن را در قالب یک جریان و فراتر از یک گفتمان به جامعه عرضه کنند.
اعتدالیون متشکل از کسانی خواهد بود که در گذشته داری سابقه اصولگرایی یا اصلاح طلبی بوده اند، اما در زیر چتر اعتدالیون نیز قرار میگیرند. این خیزش تدریجی اعتدال به صورت تدریجی در حال ریشه گرفتن است، ولی در حال حاضر عمده هدفی که این نیروها را گردهم آورده نه گفتمان جدید بلکه معطوف شدن به سمت قدرت است.
در چنین چارچوبی است که در انتخابات گذشته چند دوره اخیر، علی لاریجانی و حسن روحانی به توافقات ضمنی درباره خروجی انتخابات به توافق رسیده اند. این ائتلاف از سال ۹۲ به تدریج مستحکمتر و قویتر شد. لاریجانی در جایگاه ریاست مجلس بیشترین هماهنگی را با دولت یازدهم بر سر مسائل حساس و مهم داشت. در انتخابات مجلس سال ۹۴، لاریجانی در لیست امید اصلاح طلبان در قم نیز قرار گرفت تا او بتواند بار دیگر به مجلس راه یابد.
اما نقطه اوج حمایت روحانی از لاریجانی در انتخاب هیات رئیسه مجلس بود که حسن روحانی با حمایت صریح از علی لاریجانی برای عهده داری ریاست مجلس، عملا نظر مساعد او برای حمایت از خود در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ به دست آورد.
از سوی دیگر قدرت گیری جریان لاریجانی در مجلس، این خاصیت را داشت تا اصلاح طلبان مجلس از قدرت تصمیم گیری تاثیرگذار بر مناسبات میان دولت و مجلس محروم شوند و تمامی این مولفهها تحت مدیریت رئیس مجلس باشد. هرچند این به معنای اقدامات مستقلانه برخی از نمایندگان مجلس نیست، ولی تصمیمات مهم و تاثیرگذار از لابیهای قوی تری عبور میکنند.
حال در ائتلافی که میان لاریجانی و روحانی شکل گرفته، ادامه آن برای بقا در عرصه سیاسی نیازمند تقویت گفتمان اعتدالی خواهد بود که میتواند در آیندهای نزدیک در قالب جریان نوپدیدی ظاهر شود. اما ورای اهداف کوتاه مدت و میان مدت، این نیروها به دنبال اهدافی بلندمدت در سیاست داخلی هستند.
انتخابات مجلس ۹۸ سازوکاری است که میتواند به تقویت ائتلاف روحانی- لاریجانی در مجلس بیانجامد. اما انتخابات ۱۴۰۰ ریاست جمهوری راهی را برای این ائتلاف خواهد گشود که میتواند بر دهههای آینده سیاست ایران حاکم شود. لاریجانی با اتخاذ مواضعی جدید در رابطه با برخی از موضوعات اجتماعی و سیاسی، پایگاه اجتماعی حامی روحانی را مدنظر قرار داده و در این مسیر به کمک رئیس جمهور برای اجماع بر روی خود در سال ۱۴۰۰ نیاز دارد.
از سوی دیگر لاریجانی با وجود شخصیتی که در کشور به عنوان شخصیتی با نفوذ و با قدرت لابی گری قوی شناخته میشود میتواند در انتخاباتی مانند خبرگان رهبری، روحانی را مورد حمایت خود قرار دهد.
به نظر میرسد روحانی و لاریجانی با توافق بر سر پارهای موضوعات و مولفههای قدرت در کشور، به دنبال تکرار الگوی موجود در دهه ۶۰ هستند. هرچند با شرایط زمانی و برخی از تفاوتهای موجود در شخصیتها را در نظر گرفت، اما راهی که لاریجانی و روحانی در پیش گرفته اند تقویت این فرضیه است که آنها قصد دارند در کنار نبودن آلترناتیوهای موثر در آینده قدرت سیاسی ایران، خود را به عنوان گزینههای مطلوب جانمایی کنند.
باید به این نکته نیز توجه کرد که مناسبات قدرت در دهه ۶۰ با دهه ۹۰ بسیار متفاوت است. در دههای که انقلاب اسلامی راه تثبیت و شاکله بندی را در پیش گرفته بود و به عنوان دهه طلایی نیز یاد میشود، اکراه نسبت به پذیرش قدرت بسیار بالا بود و ایثار، فداکاری و انجام مسئولیت برای حفظ انقلاب و اسلام متبلور بود، اما در حال حاضر با کم رنگ شدن ارزشها و آرمانها در برخی خواص درجه یک در کشور، رسیدن به قدرت به یک ارزش تبدیل شده و مابقی مولفهها را تحت الشعاع قرار داده است.
تغییر رفتار روحانی در ماه اخیر و تلاش برای کم کردن اختلافات با نهادهایی که در انتخابات بی رحمانه به آنها میتاخت را میتوان در قالب آینده سیاسی ریئس جمهور تعریف کرد. در این میان وجود شریکی قدرتمند مانند علی لاریجانی میتواند در تلطیف فضا و نیل به اهداف موثر باشد.
پیامد این ائتلاف میتواند ارزشهای کمی و کیفی در رسیدن مسئولان به قدرت را کاهش دهد و بازیهای سیاسی را تقویت سازد، بازی هایی که میتواند منجر به کاهش نقش هر چه بیشتر جریانهای سیاسی و اثرگذاری افراد در عرصه سیاست داخلی شود.
منبع: جهان نیوز
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰