چرا با اخراج اساتيد سكولار مخالفيد؟
کد خبر:۶۴۴۵۷
وبلاگ «شعر سبز»؛

چرا با اخراج اساتيد سكولار مخالفيد؟

شمايي که اينقدر براي اخراج بعضيها سر و صدا راه مي اندازيد آيا مي دانيد باند به اصطلاح اصلاح طلبان چه بر سر اساتيد اصولگرا در دانشگاهها آورده اند و مي آورند؟

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، نويسنده وبلاگ شعر سبز در آخرين بروزرساني وبلاگ خود در پاسخ به مخالفان طرح اخراج اساتيد سكولار از دانشگاه ها نوشته است:

اين روزها عده اي خيلي دلسوز اساتيد دانشگاه و نگران اخراج بعضي از آنها شده اند.  شمايي که اينقدر براي اخراج بعضيها سر و صدا راه مي اندازيد آيا مي دانيد باند به اصطلاح اصلاح طلبان چه بر سر اساتيد اصولگرا در دانشگاهها آورده اند و مي آورند؟

اينها از هيچ کاري ابا ندارند. از جمله روشهاي مافيايي آنها اينها هستند:

1- به محض ورود يک استاد اصولگرا که معولا به صورت پيماني استخدام مي شود تا طي مراحلي رسمي آزمايشي و رسمي شود اولين مرحله از طرح خود را که تحريک چند تن از دانشجويان سال بالايي است کليد مي زنند. معمولا اين دانشجويان دو تيپ هستند يک دسته که تنبل و مشروط هستند که پيش تعدادي از اين اساتيد خدانشناس به اصطلاح اصولگرا التماس دعا دارند و به همين دليل ريششان گرو اين گروه از اساتيد است و مجبورند حرف شنوي داشته باشند. اين دسته از دانشجويان با اينکه تعدادشان کم است کم کم در کلاس شروع مي کنند به اذيت کردن استاد اصولگراي تازه وارد با حرکاتي از قبيل ب صدا در آوردن زنگ موبايل خود، هم همه راه انداختن در سر کلاسهاي شلوغ، رسيدن سوالهاي مکرر و يش پا افتاده براي مشغول کردن استاد و عقب افتادن از برنامه درسي، اعتراض به هر چيز از قبيل تاريخ تحويل تکاليف، تعداد سوالهاي امتحان، وقت امتخان و هر چيزي که بشود تصورش کرد، مراجعه هاي مکرر به دفتر دانشکده و مسئولين دانشگاه براي اعتراض به نحوه تدريس و رفتار استاد مزبور و خلاصه هر گونه جو سازي که بشود تصور کرد... دسته دوم از دانشجوياني که مورد توجه اساتيد خدانشناس به اصطلاح اصلاح طلب قرار مي گيرند تعداد کمي از دانشجويان زرنگ و نخبه هستند که اينها هم به نحو ديگري التماس دعا دارند از قبيل گرفتن نمره هاي بالا براي به حد نصاب رسيدن معدل جهت پذيرش بدون کنکور در کارشناسي ارشد و گرفتن توصيه نامه جهت اخذ پذيرش در دانشگاههاي داخل و خارج هستند. که البته اين دسته ادعاهايشان هم از مقبوليت بيشتري پيش مسئولين دانشگاه برخوردار است. ادعاهايي هم که دسته دوم مطرح بر ضد اساتيد اصولگرا جهت جو سازي و مقدمه سازي اخراج آنها مطرح مي‌کنند حرفهايي از قبيل تبعيض نمره و رفتاري بين دانشجويان با ملاحظه ظاهر دانشجويان و مشکل در تدريس و غيره است...

2- با لحاظ عمليات بند 1 با نزديک شدن موعد ارزشيابي اساتيد توسط دانشجويان، هماهنگيهاي لازم جهت لابي براي دادن نمره پايين به اساتيد اصولگرا مخصوصا تازه استخدام شده هاي پيماني تحت نظر اساتيد خدا نشناس به اصطلاح اصولگرا صورت مي گيرد. از طرف ديگر همچنين در صورت عدم وجود کنترلها و ساز و کارهاي امنيتي لازم، اگر آقايان و خانمهاي اصلاح طلب در هر مرحله اي بتوانند به برگه هاي ارزشيابي اخذ شده يا پاکت حاوي برگه هاي دسترسي پيدا کنند به مقدار لازم برگه ها را در جهت نيت خودشان کم و زياد مي کنند. از ديگر کارهايي که در صورت امکان و بسته به روش ارزشيابي در دانشگاههاي مختلف انجام مي دهند تکثير برگه هاي خالي نظرسنجي و يا نقل و انتقل برگه هاي خالي از کلاسي به کلاس ديگر جهت رساندن ان به لابي تشکيل شده و حد اکثري کردن برگه هاي منفي است.

3- پس از انجام موفقيت آميز و يا نيمه موفق مرحله دو بهانه هاي لازم جهت اولين نامه هاي رسمي و مقدمه سازي جهت اخراج استاد اصولگراي مورد نظر فراهم شده است. حال بسته به نفوذ اين اساتيد خدا نشناس در هر دانشکده و يا گروه اموزشي و بسته به نحوه مديريت دانشگاههاي مختلف تلاشهاي گروه مزبور جهت اخراج استاد اصولگرا به انحاي مختلف شروع شده و ادامه مي يابد. در اين مرحله اگر در دو مرحله قبل گروه مزبور توانسه باشند به تعداد کافي دانشجوي آلت دست در هر کلاس استاد مورد نظر فراهم کنند و مراحل مقدماتي را با موفقيت در جهت زير حد نصاب رساند نمره ارزشيابي استاد مورد نظر پيش برده باشند آنگاه با دست پر و سند و مدرک محکمه پسند محکم مهر عدم کفايت علمي و نداشتن توانايي تدريس را به پيشاني استاد اصولگراي بيچاره مي‌چسبانند حتي اگر استاد مزبور از بهترين دانشگاهاي دنيا که پاي آقايان و خانمهاي به اصطلاح اصلاح طلب هم به آنها نرسيده باشد فارغ التحصيل شده باشد و حتي اگر استاد مزبور از بهترين و به روزترين منابع روز دنيا استفاده کند در حاليکه که گروه به اصطلاح اصلاح طلب در سال 1388 جزوه هايي با تاريخ 1368 و کتابهايي با تاريخ 1350 و ماقبل ان را تدريس کنند و حتي اگر استاد اصولگرا در کمتر از 3-4 سال چندين مقاله ISI داشته باشد و بعضي از آقايان يا خانمهاي تصميم گيرنده در باره توانايي علمي استاد اصولگرا با گذشت 30 سال خدمت و در آستانه بازنستگي حتي يک مقاله هم نداشته باشند يا پس از اين همه مدت براي حفظ آبرو با دوستان ديگر خود در يکي دو مقاله شريک شده باشند.

4- دست آخر يا استاد اصولگراي مزبور را با يک داغ ننگ ظالمانه اخراج مي کنند يا دست کم اگر توانشان به آن حد نرسد تا سالهاي سال با نفوذ در هيئتهاي مميزه و کارشناسي و با تبعيضهاي ظالمانه در امتياز بندي پروژه ها و مقاله ها اساتيد اصولگرا را در مراحل مختلف از قبيل رسمي آزمايشي شدن، رسمي شدن، دانشيار و استاد شدن عقب نگه مي دارند و آنها را يا از حق خود محروم مي‌کنند يا انکه حد اقل در هر مرحل آنها را بين يک تا 5 سال يا بيشتر نسبت به اساتيد ديگر عقب مي اندازند.

5- يکي ديگر از روشهاي آقايان و خانمهاي خدانشناس به اصطلاح اصولگرا، دانشجو دزدي است. به اين معني که در حالت اساتيد پيماني دائما با راه انداختن شايعات مختلف از قبيل قريب الوقوع بودن اخراج استاد اصولگراي مزبور، يا ترک دانشگاه و انتقال استاد به دانشگاه ديگر و مسائل ديگر دل دانشجويان تحصيلات تکميلي را نسبت به بقاي استاد اصولگرا شکدار مي‌کنند تا دانشجويان مزبور جهت اخذ پروژه نزد اين اساتيد نروند يا اگر با اين اساتيد پروژه گرفته اند از ادامه کار انصراف دهند و استاد خود را عوض کنند. نسبت به اساتيد اصولگراي رسمي هم به انحاي ديگري از قبيل کارشکني و غيره جهت دزديدن دانشجو از اين اساتيد عمل مي‌کنند.

6- از ديگر روشهاي اساتيد خدانشناس به اصطلاح اصلاح طلب، کاملا بسته و فرقه اي عمل کردن است. اينها در حد توان سعي مي‌کنند کميته ها و مجامع تصميم گيرنده را چه در سطح گروه و دانشکده و چه در سطح کل دانشگاه و مخصوصا هيئتهاي مميزه را به طور دربست در اختيار خود بگيرند تا نه تنها اکثريت کافي براي تصميم گيري را داشته باشند بلکه اصلا هيچ فرد نامحرمي در جمعشان حضورنداشته باشد تا از اعمال سوال برانگيز و تبعيض آميزشان حتي خبري هم به بيرون درز نکند.

البته اگر قرار باشد همه روشهاي اينها گفته شود مثنوي هفتاد من کاغذ مي شود. فعلا به همين 6 بند اکتفا مي‌کنم و خدا را شاهد مي‌گيرم که آنچه در بالا نوشتم نه نقل قول که ملاحظات مستقيم شخص خودم در محيطهاي دانشگاهي بوده است.

والله المستعان

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار