خبرنگار ايراني و ديكتاتوري ايتاليائي
کد خبر:۶۴۵۳۱
خبرنامه دانشجويان ايران نوشت:

خبرنگار ايراني و ديكتاتوري ايتاليائي

براي هر ملتي که به مدد دانشمندان جوان خود در حوزه هاي دفاعي در تراز قابل قبولي قرار داشته باشد وارد کردن چند سلاح کمري خنده دار به نظر مي آيد!

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، خبرنامه دانشجويان ايران در مقاله اي به قلم شريف حيدر بيگي نوشت:

مقابله با آزاد انديشي خبرنگاران در دنياي غرب که همواره داعيه دار دموکراسي و جريان آزاد اطلاعات بوده است موضوع جديدي نبوده و اين نوع رفتار تأمل برانگيز قبل از هر چيز تلاش بيهوده اي است در جهت انزواي خبرنگاران و محدود کردن جريان آزاد اطلاع رساني که در نتيجه آن شأن و منزلت خبرنگار به يغما رفته و مصداق تعبير امپرياليستي «بهترين خبر، بي خبري است» تحقق پيدا کرده است!

زماني که حميد معصومي نژاد خبرنگار واحد مرکزي خبر جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا، با صداقت و حفظ امانت، اخبار ايتاليا را مخابره مي کرد شايد هيچ وقت فکر نمي کرد که روزي به خاطر انجام صحيح رسالت مخاطره آميز خود و عمل به کار حرفه اي اش دستگير و روانه زندان گردد.

رئيس پليس ايتاليا با افتخار تمام طي کنفرانسي نمايشي مدعي شد که بر اساس «شنود تماس هاي تلفني، نظارت بر پست الکترونيکي و پيامک هاي رد و بدل شده!» يک شبکه تروريستي را به رهبري خبرنگاري ايراني کشف و خنثي نموده است!

خبري که علي رغم تعدد اخبار بسيار مهم ديگر به صورت هماهنگ و منسجم در صدر اخبار رسانه هاي زنجيره اي و صهيونيستي قرار گرفت و تعجب همگان بالاخص خبرنگاران مستقل را به خاطر اين خبر مضحک و ساختگي برانگيخت تا بدان جا که به حق آن را اقدامي سياسي و غيرحقوقي خواندند.

ناگفته پيداست اين بازي جديد دولت ايتاليا که طبق سفارش كارفرمايان خود با کمک هژموني رسانه اي غرب در اين برهه از زمان تبديل به يک جنجال خبري گرديده، تيري است مأيوسانه و در تاريکي که نه تنها به هدف نمي نشيند حتي تأثير عکس نيز خواهد داشت و به اين واسطه مظلوميت و حقانيت ملّت مسلمان و خيرخواه ايران دگرباره براي جهانيان به اثبات خواهد رسيد؛ کما اينکه تا به امروز هم رسانه ها و جريانات غير وابسته آن را محکوم و اعلام نموده اند که اين اقدام برخلاف آنچه که در فضاي غرب ادعا مي شود منافي آزادي بيان است.

ريشه اين نوع رفتار نابهنجار را مي توان در استرات‍‍‍ژي امنيت ملّي آمريكا جستجو كرد كه به عنوان استراتژي كلان اين دولت براي قرن بيست و يك توسط كميسيوني متشكل از سياستمداران و قانون گذاران طراز اول آمريكا ــ از دو حزب جمهوري خواه و دموكرات ــ تنظيم و تدوين گرديده است.

روح حاكم بر اين استراتژي، مبتني بر تثبيت و تحكيم رهبري ايالات متحده بر جامعه جهاني است؛ در قسمتي از اين استراتژي كلان چنين آمده است: «...اين امر از منافع حياتي و ملّي آمريكاست كه هيچ قدرت مخالفي در هيچ نقطه اي از جهان مشاهده نشود و رقيبي جدي براي ايالات متحده به وجود نيايد» [صفحات 272 و 273]

جملات رئيس جمهور سابق ايالات متحده در سخنراني سپتامبر 2001 نيز با مضمون «هركس با آمريكا نيست، تروريست و حامي تروريسم است!!» نتيجه چنين نگرشي است و بر اين اساس مخالفان استعمار و سلطه گري به زعم رهبران كاخ سفيد عملا منافع حياتي آمريكا را به مخاطره افكنده اند! چرا كه تسلط آمريكا بر مناطق مهم جهان در زمره منافع ملي و حياتي ايالات متحده تعريف شده است. پس ملت ها و حكومت هاي اين گونه كشورها بايد تابع رهبران كاخ سفيد بوده و در صورتي كه خواستار استقلال طلبي و يا حق حاكميت بر سرنوشت خويش باشند در زمره دشمنان آمريكا محسوب مي گردند!

در همين راستا نيز دستگيري يک خبرنگار باسابقه، نظير حميد معصومي نژاد با يک ادعاي واهي و غيرمحکمه پسند از جهاتي قابل ارزيابي و تحليل است و در رأس آن مي توان به ديپلماسي فعال، ابتکاري و رو به جلوي نظام جمهوري اسلامي ايران اشاره نمود که ماهيت حقيقي و نيّات پليد نظام خشن و استکباري را بيش از پيش افشا نموده است؛ به همين سبب جبهه باطل نياز مبرمي داشت تا پس از شكست پروژه كودتاي مخملي در ايران به عنوان يكي از نقاط هدف، براي برون رفت از بن بست عمليِ سرنگوني نظام هاي مستقل و ناهماهنگ با رژيم صهيونيستي، آمريکا و انگليس و همچنين لاپوشاني شكست مفتضحانه مخملي ها در منطقه بسيار حساس خاورميانه، دست به كار شده و اين بار پروژه خود را از طريق دولت ايتاليا از سر گرفت.

در هر صورت پس از ناکامي خط نفاق که قند در دل دشمنان آب کرده بود و همچنين عدم تحقق خواسته هاي نامشروع و خارج از قانون جريان فتنه، دشمنان ملّت ايران که در بهت و حيرت فرو رفته بودند با دستپاچگي تمام، تحرکات مجدد خود را آغاز نمودند و ديدارهاي زيادي را براي جلوگيري از روند پرشتاب ايران در تمامي حوزه ها انجام دادند؛ از ميان آنها مي توان به ملاقات نخست وزير فاسد الاخلاق ايتاليا با سران رژيم اشغالگر قدس اشاره کرد که در اين ديدار برلوسکوني متعهد گرديد تا با تمام توان فشارها را بر ايران افزايش دهد.

بديهي است دستگيري ناشيانه خبرنگار ايراني استقلال و حيثيت دولت ايتاليا را خدشه دار نموده و با اين حركت ناپخته و شتاب زده ماهيت حقيقي و مافيائي اين کشور به تصوير کشيده خواهد شد.
برلوسکوني که شهره خاص و عام است و حتي از طرف اعضاي خانواده اش به خاطر مسائل اخلاقي سرزنش مي شود نمي تواند راوي مطمئني براي عدالت اجتماعي، صلح و آزادي باشد؛ آنجا که خون هاي به ناحق ريخته شده مردم مظلوم و بي پناه فلسطين را با به رسميت شناختن اسرائيل جنايتکار زير پاگذارد و خواستار به عضويت در آمدن اين رژيم جعلي در اتحاديه اروپا گرديد كه در نتيجه آن حتي اعتراض مردم ايتاليا را نيز در پي داشت مطمئنا چنين فردي صلاحيت اخلاقي اش را از دست داده است.

معصومي نژاد به عنوان يک خبرنگار حرفه اي به خاطر نقش مؤثرش در امر اطلاع رساني و افشاي مفاسد اخلاقي نخست وزير ايتاليا، برملا ساختن خشونت طلبي هاي پليس اين کشور، نقض حقوق بشر به ويژه اطلاع رساني کامل و جامع پيرامون نژادپرستي ايتاليائي ها عليه مهاجرين ــ مخصوصا مسلمانان ــ و همچنين ترس دولتمردان ايتاليائي از به تصوير کشيده شدن اوضاع وخيم اقتصادي كشورشان دستگير و روانه زندان گرديد!

بنابراين پليس کشوري که گرفتار مافياست و در جهان به پليس سرکوب گر شهرت دارد به طوري که از کشت و کشتار و رفتارهاي تبعيض آميز نسبت به مهاجرين هيچ ابائي نداشته و حتي از برگزاري نماز جماعت مسلمانان در پارکينگ منازل شخصي اشان ممانعت به عمل مي آورد؛ ادعاي خيالي و واهي آن از هر نظر نمي تواند محلي از اعراب داشته باشد و مطمئنا ادعاي چنين پليسي نزد جهانيان مقبوليت ندارد.

دستگيري خبرنگار ايراني به عنوان يک تروريست، فاقد مبناي حقوقي است و نه تنها هيچ سند محکمي دال بر مجرم بودن ايشان ارائه نگرديده بلکه پليس ايتاليا مدعي است که با پشت سر گذاشتن مرزهاي اخلاقي و تجاوز به حريم خصوصي اين خبرنگار و کنترل شبانه روزي تمامي مکالمات و پست هاي الکترونيکي ايشان متوجه يک سري حرکات مشکوک وي شده است آن هم ارتباط صميمي با تعدادي از اصحاب رسانه و همچنين شهروندان ايتاليائي عنوان گرديده که قاعدتا در چارچوب حرفه اي يک خبرنگار طبيعي مي باشد.

به هر حال مهمترين نكته اين است كه اين اقدام شرم آور با اغراض خاص و مبهمي صوت پذيرفت؛ از جمله آن ها فشار بر ايران براي کوتاه آمدن از حقوق هسته اي خود و نيز تحت الشعاع قرار دادن شاهکار اطلاعاتي ايران در دستگيري تروريست شرق کشور ايران به عنوان جيره خوار آمريکا و عامل دولت هاي مرتجع است که ضمن رسوائي بيش از پيش مدعيان حقوق بشر و دموکراسي، اوج اقتدار و امنيت ايران را به نمايش گذاشت.

امّا ظاهرا جبهه طاغوت از اين مسأله غفلت كرده است که اين حربه سياسي با دستگيري يک خبرنگار حرفه اي چون حميد معصومي نژاد، آن هم با سابقه اي کاملا روشن و مثبت در ارتباط با ساير اصحاب رسانه به ثمر نخواهد نشست و جز رسوائي براي ايتاليا دستآورد ديگري به همراه نخواهد داشت.

دولت هاي غربي خود به هيچ يک از مفاهيمي که به زور بمب کروز و موشک به خورد ملّت هائي نظير عراق و افغانستان مي دهند پايبند نبوده و در صورتي که کوچکترين خطر از ناحيه اين مفاهيم متوجه آن ها گردد اين مفاهيم بعضا مقدس را به طور موقت منتفي ساخته و يا به طور کلي تعطيل مي نمايند چرا كه در انديشه غربي همواره هدف وسيله را توجيه مي كند!

از ديگر علت العللي که منجر به دستگيري اين تبعه ايراني در ايتاليا گرديد مي توان به هدف گذاري درست رهبري در تعيين نقشه ي راه تشکيل خاورميانه جديد با رويکرد اسلامي اشاره نمود که گروه هاي مختلف مقاومت لبنان و کشور فلسطين اعم از شيعه و سنّي در آن حضور پيدا کردند و اين به نوبه خود دستآوردي مهم و موفقيتي بزرگ براي ايران و به نفع کشورهاي منطقه محسوب مي گردد. اين حركت استراتژيك قطعا ماهيت نامشروع و کاذب رژيم اشغالگر را به طور جدي تهديد مي نمايد به همين خاطر صهيونيزم بين الملل که نفوذ قابل توجهي روي دستگاه هاي دولت هاي غربي دارد به اين وسيله در تلاش است تا با هژموني رسانه اي و جريان سازي تبليغاتي خود اين مسأله را کم رنگ جلوه داده و چهره ايران را به عنوان الگوي بي بديل مستضعفين جهان مخدوش نمايند.

از ديگر موضوعات جالب توجهي که براي دستگيري خبرنگار ايراني عنوان گرديده و واقعا مضحک مي باشد قاچاق سلاح کمري بود که در کنفرانس خبري به نمايش گذاشته شد؛ اين اشتباه تاكتيكي هم ناشي از استدلال بسيار ضعيف و عدم درک صحيحي از محيط پيرامون خود است و غفلت از اين نکته که در دنياي امروز نمي توان جلوي جريان آزاد اطلاعات را گرفت؛ کارآمدترين سلاح، سلاح رسانه است که نياز به چند سلاح از مد افتاده را منتفي مي سازد و جنگ رواني به راه افتاده را نمي تواند به خوبي توجيه نمايد؛علاوه بر اين توانائي نظامي ايران و پيشرفت هاي چشم گير در اين زمينه اتهامات وارده را غيرقابل باور مي سازد.

فارغ از اينکه اساسا حرفه خبرنگاري با چنين برچسب هائي هيچ سنخيتي ندارد، براي هر ملتي که به مدد دانشمندان جوان خود در حوزه هاي دفاعي در تراز قابل قبولي قرار داشته باشد وارد کردن چند سلاح کمري خنده دار به نظر مي آيد!

در اين بين ذکر اين نکته نيز ضروري است که مدعيان گردش آزاد اطلاعات در داخل و خارج به محض برخورد قانوني و مستند با يک مجرم حرفه اي در ايران، زمين و آسمان را به هم دوخته و فرياد مزوّرانه نقض حقوق بشرشان گوش فلک را کـر مي کند؛ چه شده است در اين مقطع نسبت به دستگيري مظلومانه خبرنگار جمهوري اسلامي سکوت معناداري اختيار نموده اند و يا مثل ايام غبارآلود فتنه، تصويري که از اصل ماجرا ترسم گرديده در واقع کاريکاتوري است که تنها يک بخش از واقعيت در آن با بزرگنمائي به تصوير کشيده شده و بقيه اجزاي واقعيت کوچک نمائي و يا اصلا از متن حذف گرديده است؛ البته اين رفتار کاملا آشنا و مسبوق به سابقه است و نيازي به توضيح بيشتر ندارد.

کانون فتنه در ارتباط با دستگيري حميد معصومي نژاد در ايتاليا نيز بايد به خانواده مضطرب و نگران اين خبرنگار پاسخگو باشد؛ چرا که با حماسه کم نظير بيست و دوم خرداد ماه، ملّت ايران در آستانه جهشي بزرگ قرار داشت ولي رؤياي مخملين و توهم سنگين جريان فتنه با ايجاد بحران به منظور تضعيف نظام زمينه را براي جسارت و جوسازي بين المللي و پروپاگانداي سياسي عليه حکومت اسلامي مهيا ساخت.

خلاصه اينکه يکه تازي تراست هاي رسانه اي صهيونيزم بين الملل مهمترين عامل دستگيري دو تبعه ايراني است؛اين حماقت كه در جهت تطهير جنايات ايتاليا و رژيم جعلي اشغالگر و همچنين حاکميت تک صدائي در دنيا صورت گرفت به خاطر اين است که استکبار جهاني همه چيز را در خدمت به منافع خود مي خواهد و وسايل ارتباط جمعي متنوع و متکثر را فقط در انحصار خود مي داند و در غير اين صورت صداي مخالف را به هر ترتيب ممکن بايکوت، منزوي و يا در نهايت حذف مي نمايد؛ غافل از اينکه ملت ايران راه خود را انتخاب نموده و اثبات کرده است که در راه اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي از جان خود نيز دريغ نمي كنند و طبيعتا با چنين فشارهائي صحنه را براي گرگ هاي وحشي و کفتارهاي فرصت طلب خالي نمي گذارد. /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار