به کبودی یاس
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي شبكه خبر دانشجو، مهدي سعيدي در آخرين به روز رساني وبلاگ شخصي خود، (گام آخر) نوشته است:
آدمي اهل سينما رفتن نيستم. اصولا سينما را هم چيز بيخودي ميدانم. مگر اينکه فيلمش بزن و بزن باشد و فرقي بکند که در مقياس کوچکش ببيني و يا مقياس بزرگ! (و در جو قرار بگيري) يادم هم نميآيد تاحالا بابت سينما هزينه کرده باشم. البته چندين بار تاحالا به لطف دوستان سينما رفتهام ولي خب دوستانه! اين از اين که بدانيد با ادمي فرهنگي با مقياس برخي از دوستان نيستم!
امشب فيلم «به کبودي ياس» را ديدم. فيلمي که براي اولين بار در تاريخ سينما منتظر بودم اگر آمد بروم ببينم. آن هم به خاطر داستاني که از روي آن ساخته شده؛ زندگي شهيد عبدالحسين برونسي. و اينکه حتي اگر شده به اندازه سهم يک بليط در تشويق فرهنگ اين نوع فيلم ساختن را تقويت بکنم.
فيلم خوبي بود. داستانش را که خوانده بودم. حتي ثانيهاي هم از بودن در سينما پشيمان نشدم. و فکر ميکنم اگر ميتوانستم دوستان را مجبور مي کردم که بروند و با ديدن اين فيلم هم از آن بهرهمند شوند و هم به ساخت چنين فيلمهايي کمک کنند.
يکي از دوستان روز قبل رفته بود و ميگفت سينما خيلي خلوت بوده. من خودم از حاميان ساخت فيلم اخراجيها بوده و هستم و ابتدا پيش خودم فکر ميکردم خب اشکال ندارد. اولا که در ابتداي فرهنگ گشايي در اين عرصه هستيم بعد از مدت ها توقف و اينکه خب اين فيلمها مطمئنا مخاطب خاص خود را دارد و نميشو انتظار داشت هرکسي بيايد و ببيند و بهره ببرد.
فيلم را که ديدم با فلاش بکهاي زيادش، بايد بگويم نياز به ذهن متمرکز و تشنه داشت. معلوم بود شايد کارگردان نخواسته فيلمش خيلي دستمالي ذهنهاي ناآشنا بشود. براي من فيلمي اشکي بود. چندبار ميشد ديد که اشکها بايد جاري بشود.
اما بعد فکر کردم چندان هم نبايد خاص ميبود اين فيلم. شايد اين هم مثل اخراجيها يک شروع براي زدن حرفهايي جديدي بود که خيلي وقت است زدنشان دير شده! اما بالاخره پس کي بايد اين فيلم براي مخاطب عمومي بايد اکران بشود؟ تبليغات و نمايش اين فيلم چرا اين مقدار اندک بود؟ چرا نبايد چنين فيلمي که در ساخت آن ميشود دست الهي را ديد، همه گير شود؟
به مدد خود حضرت زهرا(سلام الله عليها) انشاء الله که شروعي قوي باشد براي ساخت فيلمهايي که نسل جوان را تکان بدهد. هرچند من امشب ديدم که چه بلايي سر ذائقه نسل جوان آوردهاند که جز با نشخوارها و پسماندهاي فرهنگ نازل راضي نميشود! اين دومين روضه و اشک من در امشب بود. /انتهاي پيام/