زندان و بهشتت کجاست؟!
کد خبر:۶۵۱۷۱
دنياى مؤمن و كافر

زندان و بهشتت کجاست؟!

در مقابل مشكلات دنيا بايد صبور باشيم، چون دنيا هرچه باشد زندان است و اگر مى‏بينيم بعضى از كفّار متنعّم هستند، غصّه نخوريم چون بهشت آنهاست.

قال رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: «الدُّنْيا سِجْنُ المُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الكافِر».«ميزان الحكمه، ج 3»

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: «دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است».

فلسفه پيدايش زندان

فلسفه پيدايش زندان دو چيز بود، يكى اينكه افرادى شرور بودند و به خاطر آنكه از شرّ آنها در امان باشند آنها را به زندان مى‏انداختند و تنبيهى بود براى اشرار، ديگر اينكه اين نوعى مجازات است چون طبيعت انسان آزادى خواه است، اگر به زندان بيفتد، زجر مى‏كشد؛ حتّى حيوانات هم اگر در قفس باشند ناراحت هستند.

حيوانى كه آزاد است اگر او را در قفس بيندازند، ديگر نمى‏خواند. اگر مى‏بينيد كه حيوانى در قفس مى‏خواند، به اين علت است كه در قفس متولد شده است و نمى‏داند آزادى يعنى چه؟

انسان به آزادى علاقه دارد، چون تكاملش را در آزاد بودن مى‏بيند و اگر به زندان بيفتد، از فعّاليّتهاى زندگى باز مى‏ماند.

حديث مى‏فرمايد: دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است. انسان داراى دو جنبه است: «روح» و «جسم»؛ گاهى روح آزاد و گاهى در زندان است. همينطور گاهى جسم آزاد و گاهى در زندان است، و گاهى اينها در دو جهت مخالف هم قرار مى‏گيرند، يعنى جسم در زندان و روح آزاد است، همان چيزى كه يوسف عليه السلام گفت:

«قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنِى إِلَيْهِ ...»؛ يوسف گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوب‏تر است از آنچه اينها مرا به سوى آن مى‏خوانند». « يوسف، آيه 33»

يعنى اينها مرا به چيزى دعوت مى‏كنند كه روح مرا به زندان مى‏كشد و اگر جسم من به زندان بيفتد براى من محبوب‏تر است. از اينجا معلوم مى‏شود كه چرا دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است، دنيا جايى است كه روح مؤمن در محدوديّت قرار دارد هرچند جسم او متنعّم باشد، زيرا جسم براى او معيار نيست.

ولى كافر عكس آن است يعنى اهل جسم و مادّه است، دنيا براى او بهشت است و در قيامت وقتى در عذاب الهى گرفتار مى‏شود براى او زندان است.

از آيات قرآن استفاده مى‏شود كه بهشتيان گروه گروه دور هم هستند امّا دوزخيان خير، زندانهاى انفرادى دارند و حتّى اين مقدار كه آرامش پيدا كنند و همدردى داشته باشند را هم ندارند.

بر فرض كه مؤمن در اين دنيا داراى نعمت باشد، امّا در مقايسه با آن نعمتهاى الهى كه بعد از مرگ دارد، زندان است. امّا كافر هر قدر در اين دنيا بيچاره باشد باز هم در مقايسه با عذاب خدا در قيامت، بهشت او به حساب مى‏آيد.

نكته تربيتى و اخلاقى حديث اين است كه در مقابل مشكلات دنيا بايد صبور باشيم، چون دنيا هرچه باشد زندان است و اگر مى‏بينيم بعضى از كفّار متنعّم هستند، غصّه نخوريم چون بهشت آنهاست.

على عليه السلام در نهج‏البلاغه دنيا را مدح مى‏كند. حضرت شنيد كه كسى مذمّت دنيا مى‏كند و به او فرمود: اى كسى كه نكوهش دنيا مى‏كنى در حالى كه تو خود به غرور دنيا گرفتار شده‏اى، و فريفته باطلهاى آن هستى، آيا تو خود مغرور به دنيا هستى و سپس مذمّت آن مى‏كنى، تو از جرم دنيا شكايت دارى يا دنيا بايد از جرم تو شكايت كند؟

«... انَّ الدُّنيا دارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَها، وَدارُ عافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْها، وَدارُ غِنىً لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها، وَدارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعظ بِها. مَسْجِدُ احِبّاءِ اللَّهِ، وَمُصَلّى مَلائِكَةِ اللَّهِ، وَمَهبِطُ وَحْىِ اللَّهِ، وَمَتْجَرُ اوْلِياءِ اللَّه؛ اين دنياجايگاه صدق و راستى است براى آن كس كه با آن به راستى رفتار كند، و خانه تندرستى است براى آن كس كه از آن چيزى بفهمد، و سراى بى نيازى است براى آن كس كه از آن توشه بگيرد، و محلّ اندرز است براى آن كه از آن اندرز گيرد، مسجد دوستان خداست، و نماز گاه فرشتگان پروردگار، و محلّ نزول وحى اللَّه، و تجارت خانه اولياى حق». «نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 131»

از اين كلام حضرت على عليه السلام روشن مى‏شود كه دنيا را مى‏شود از دو زاويه نگاه كرد: يكى دنيايى كه هدف باشد، و اين مذموم است و ديگر دنيايى كه وسيله رسيدن به آخرت باشد پسنديده است.

دنيا مسجد اولياى خداست تا سجده كنند و نماز بخوانند و تجارت خانه است تا از آن براى آخرت خود بهره گيرند.

مرگ وقتى براى مؤمن فرا مى‏رسد به معناى شكسته شدن زندان و آزاد شدن از زندان است.

از خدا بخواهيم ايمان ما را به حدّى برساند كه مرگ را لحظه شكستن زندان بدانيم و اين ميسّر نمى‏شود مگر اينكه تهذيب نفس و عمل صالح داشته باشيم./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار