عزلت يا مصاحبت؟
کد خبر:۶۵۳۳۵
گوشه‏گيرى‏

عزلت يا مصاحبت؟

صبر و سازش با تنهايى نشان قدرت عقل است، هر كه با خداى تبارك و تعالى آشنا شود، از دنيا و دلباختگان دنيا كناره گيرد و بدانچه نزد خداست دل بندد، خدا در وحشت، انيس او؛ در تنهايى، رفيق او؛ در زمان ندارى، بى‏نيازى او و در بى‌كسى، عزّت اوست.

امام كاظم(ع) به هشام فرمود: «صبر و سازش با تنهايى نشان قدرت عقل است، هر كه با خداى تبارك و تعالى آشنا شود، از دنيا و دلباختگان دنيا كناره گيرد و بدانچه نزد خداست دل بندد، خدا در وحشت، انيس او؛ در تنهايى، رفيق او؛ در زمان ندارى، بى‏نيازى او و در بى‌كسى، عزّت اوست.»( بحارالانوار، ج 70)

حديث درباره بحث جدايى از اهل دنياست و منظور از «وحدت» در اين حديث، وحدت در مقابل اهل دنياست.

فرمود: صبر بر كناره‏گيرى از اهل دنيا نشانه قدرت عقل است، پس كسى كه خدا را به خوبى بشناسد از اهل دنيا و راغبان در دنيا جدا شده و راغب فيما عنداللَّه مى‏شود و در اين صورت است كه خداوند چند هدف براى او تشكيل مى‏دهد: اوّل اينكه در وحشت، انيس او خداست؛ دوم اينكه در تنهايى، همنشين او خداست؛ سوم اينكه بى نيازى او در فقر خداست و چهارم‏ اينكه عزّت دهنده او خداست بدون اينكه داراى عشيره و خاندان باشد.

بحث اجتماعى يا انفرادى زندگى كردن در ميان علماى علم اخلاق بسيار مطرح شده است. بسيارى از آنها معتقد بودند كه عزلت گزيدن و به تنهايى زندگى كردن سبب تكامل انسان است، لذا پيروان خود را به جدايى از مردم و تنهايى دعوت مى‏كردند، ولى از نظر قرآن و احاديث اهل‏بيت عليهم السلام «عزلت» پسنديده نيست، چون زندگى و روح انسان، روح اجتماعى است و انسان مدنى بالطبع است؛ بهترين عبادات ما كه نماز جمعه و جماعت و حج است، در جمع انجام مى‏گيرد و اگر اصل، گوشه‏گيرى است پس اين جمع براى چيست؟

منتها يك استثنا دارد كه در روايات آمده است و اين سبب شده است كه بعضى خيال كنند اصل در «عزلت» است، روايت مى‏فرمايد: زمانى كه فساد بر اهل زمان غلبه پيدا كند وظيفه انسان گوشه‏گيرى است.

در حديثى از امام صادق عليه السلام درباره علّت گوشه‏گيرى ايشان سؤال شده است ايشان در جواب مى‏فرمايند: «فَسَدَ الزَّمانُ وَ تَغَيَّرَالإخوانُ، فَرَأيْتُ الانْفِرادَ أسكَنَ لِلفُؤادِ؛ زمانه فاسد شده و برادران تغيير كرده‏اند، بنابراين، آرامش دل را در تنهايى يافتم». «بحارالانوار، ج 47»

امّا اين در صورتى است كه واقعاً فساد در همه جا باشد در غير اين صورت گوشه‏گيرى و تنهايى، سرچشمه بسيارى از مفاسد است؛ يكى از مفاسد آن بدبينى نسبت به مردم است. دوم خودبينى و خودخواهى است كه خود را اعلم الناس و ازهد الناس مى‏داند و باعث مى‏شود شيطان هم در تنهايى او را وسوسه كند؛ و سوم اينكه اخلاق انسان در تنهايى بد و خشن مى‏شود.

امّا گاهى اوقات چاره‏اى نيست جز اينكه انسان گوشه‏گيرى اختيار كند كه حديث مورد بحث به آن اشاره دارد.

مرحوم نراقى در «جامع السعادات» بحث گسترده‏اى در باب «عزلت» دارد كه‏ خلاصه آن را ذكر مى‏كنيم:

كسى كه به مقام انس رسيد، دوستى خلوت و عزلت و دورى از مردم بر دل او غالب مى‏شود، زيرا مصاحبت و آميزش با مردمان دل را از توجّه تام به خدا مشغول مى‏سازد.

از عزلت و مصاحبت كداميك برتر است، زيرا علما در اين مسأله دو نظر دارند، و اخبار نيز در اين‏باره مختلف است، جمعى از علما عزلت و گوشه‏گيرى را بر مصاحبت ودر آميختن با مردم ترجيح مى‏دهند، و جمعى ديگر آميزش و آمد و شد با مردم را بر گوشه‏گيرى برگ مى‏دانند.

گروه اوّل: بر اساس آنچه در مدح و ستايش و فوايد عزلت رسيده نظر دارند، مانند سخن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه وقتى از آن حضرت درباره راه نجات پرسيده شد، فرمود: در خانه خود بنشين، و دين خود را نگاهدار، و برگناه خود گريه كن.

و گفتار امام صادق عليه السلام كه مى‏فرمايد: زمانه تباه گشت، و برادران دگرگون شدند، و تنهايى و انفراد براى آرامش خاطر و اطمينان قلب بهتر است.

و فرمود: آشنايان خود را كم كن، و از آن كه مى‏شناسى بيگانه شو.

و امّا فوائد عزلت بسيار است: مانند فراغت براى عبادت، ذكر، فكر، انس گرفتن به مناجات خدا، و دورى از گناهانى كه اغلب انسان به سبب آميزش با مردم در معرض آنهاست، مانند غيبت، رياكارى و ديگر آفات زبان.

گروه دوم: كه مصاحبت را بر عزلت و گوشه‏گيرى ترجيح مى‏دهند بر اساس ظواهر اخبار در ستايش رابطه و انس و الفت گرفتن وفوايد آن نظر دارند. مانند سخن پيامبر صلى الله عليه و آله كه مى‏فرمايد: «مَنْ فارَقَ الجماعةَ ماتَ ميتَةَ الْجاهِليَّةِ؛ هركه از جماعت جدا شود به راه و رسم جاهليّت بميرد».

و فرمود: از غار نشينى بپرهيزيد، وبا عامّه مردم و جماعت باشيد و در مساجد حاضر شويد.

فوايد ارتباط با مردم نيز فراوان است، مانند تعليم و تعلّم، و كسب اخلاق فاضله از همنشينى با صاحبان آن، و شنيدن مواعظ و نصايح، و رسيدن به ثواب، حضور در نماز جمعه و جماعت و تشييع جنازه، عيادت بيماران، ديدار برادران، برآوردن حاجات نيازمندان، رفع ظلم از مظلومان و شاد كردن مؤمنان.

پس نمى‏شود به طور مطلق بر ترجيح يكى بر ديگرى حكم كرد و صحيح اين است كه گفته شود: افضل بودن يكى از آن دو نسبت به اشخاص و احوال و زمان و مكان تفاوت مى‏كند، براى بعضى گوشه‏گيرى و عزلت تام، بهتر است، و براى بعضى ديگر رابطه و آمد و شد. و براى بعضى ديگر ميانه روى در عزلت و الفت.

براى كسى كه به مقام انس و استغراق رسيده، خلوت و عزلت پسنديده‏تر است.

اويس قرنى گفته است: هيچ كس را نيافتم كه پروردگار خود را بشناسد و با غير خدا انس گيرد.

و يكى ديگر از بزرگان مى‏گويد: شادى و لذّت مؤمن در خلوت و تنهايى به مناجات پرودرگار خويش است.

يكى از بزرگان نيز مى‏گويد: انسان به سبب خالى بودن از فضيلت، احساس تنهايى و وحشت مى‏كند، پس به واسطه ملاقات و رابطه با مردم شاد مى‏گردد و وحشت را از خود دور مى‏كند؛ و چون ذات آدمى با فضيلت شد، طالب تنهايى مى‏شود تا از تفكّر يارى جويد و علم و حكمت را بيرون كشد.«جامع السعادات، ج 3»

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار