چرائي مخالفت با پيشرفت هسته اي ايران
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، سايت خبري جهان نيوز در مقاله اي به قلم دكتر عليرضا زاكاني نوشت:
با مرور اخبار اين ايام، متحيرميمانيم که چرا اين همه عنادورزي و مخالفت با هستهاي شدن ايران اسلامي انجام ميپذيرد. مگر چه اتفاقي افتاده است که اين همه تهديدها و ارعابها، تحديدها و تنگناها به ما تحميل ميشود تا جايي که عدهاي زورگو به رهبري شيطان بزرگ آمريکا با تهديد بهرهگيري از سلاح اتمي بدنبال تضييع حق طبيعي ما هستند. آيا ملت ايران بيش از حق حداقلي که در NPT براي استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي ذکرشده مطالبهاي داشته يا اقدامي نموده است يا مستکبران جهان با برخورداري از سلاح کشتار جمعي بهويژه هستهاي علاقهمندند زيادهطلبي خويش را بر ما تحميل کنند و مردم با ايمان و بصيرمان را بهخيال باطلشان براي دهههاي متوالي عقب افتاده نگاه داشته و برده خود نمايند. از اينرو جهت روشن شدن برخي از زواياي موضوع و بيان اهميت آن نکاتي تقديم ميشود:
1- اولين آثار دستيابي ايران به انرژي هستهاي تداوم حضور فعال ما در حوزه انرژي است. در حاملهاي انرژي نفت و گاز از اهميت ويژهاي برخوردارند و مرور آمار ذخائر کشورها و توليد و مصرف روزانه آنها بسيار تامل برانگيز است. بهطور مثال طبق يکي از آمارهاي معتبر جهاني ميزان ذخائر کشور آمريکا 61 ميليارد بشکه، توليد روزانه آن 000/150/14 بشکه در روز ومصرف روزانه 000/619/24 بشکه ميباشد. آمار سرجمع ذخائر اروپا وهمه کشورهاي استقلال يافته از شوروي سابق من جمله روسيه برابر است با 2/139 ميليارد بشکه، با توليد روزانه 000/583/17 بشکه در روز و مصرف روزانه 000/017/20 بشکه در اين کشورها در مقايسه با سرجمع ذخاير پنج کشور حاشيه خليج فارس از جمله ايران که 9/733 ميليارد بشکه، با توليد روزانه 000/571/24 بشکه در روز و مصرف روزانه 000/289/5 بشکه بوده و يا ذخائر ايران به تنهايي 9/132 ميليارد بشکه، با توليد روزانه 000/081/4 بشکه و مصرف روزانه 000/551/1 بشکه نفت ميباشد. در گاز نيز وضع آمريکا با سهم 1/4 درصدي از ذخائر جهان و مصرف روزانه 2/29 درصدي از سهم جهاني در برابر ايران با سهم ذخائر 3/15 درصدي و ميزان بهرهگيري روزانه 2/3 درصدي از سهم جهاني قرار دارد، خواهشمندم ارقام فوق را مجددا مرور کنيد. امروز که آمريکا و کشورهاي اروپايي در بحران انرژي بسر برده و محتاج سوخت فسيلي ما هستند با ما اينطور برخورد ميکنند واي به حال روزي که ما در حوزه انرژي نيازمند آنان باشيم که بيشک بهايي جز از دست دادن استقلال کشور و قرارگيري در صف بردهداري نوين استکبار را تجربه نخواهيم کرد.
2- حركت در مرزهاي دانش و فنآوري بهويژه کسب فنآوريهاي با تکنولوژي بالا دستاورد ديگر هستهاي شدن ما است. فراموش نکنيم که رتبهبندي جايگاههاي کشورهاي فقير و غني در جامعه جهاني و ميزان اثربخشي و بهرهگيري از مواهب آنها در بهاصطلاح دهکده جهاني، امروزه به ميزان دانش فني و جايگاه تکنولوژيک آنها مرتبط است. اين مهم براي ايران بهعنوان قطب معارض ايدئولوژيک نظام سلطه که بيش از سي و يک سال است که همه مستکبران دنيا بر نبود آن متفقالقول بوده و از هيچ کوششي در ريشهکني آن دريغ نکردهاند اتفاق افتاده است. ما بنا بر خواست دشمنانمان قرار بوده نباشيم اما هم هستيم و هم عليرغم همه محدوديتها و در حصري علمي و اقتصادي به اين مهم دست يافتهايم. خطري فراتر از اين براي سلطهجويان نيست که کشوري مثل ايران خرق عادت فرهنگ غالب را کرده و به ديگران يادداده که بدون وابستگيهاي ذلتبار نيز ميتوان صاحب توفيقات مکرر شد. لذا در اين موضع هم فنآوري هستهاي ايران خواب را از چشمان زورگويان جهاني گرفته و هم مسير طي شده توسط ما از نگاه آنها رويههاي ظالمانه آنان را به هم زده است، چيزي که به هيچوجه براي جبهه استکبار قابلقبول نيست.
3- کسب فنآوري هستهاي بيشک ارتقاي سطح گفتماني ايران در معادلات سياسي جهان را رقم خواهد زد. گرچه ملت عزيز ايران، استكبارستيز، استقلالخواه، الهامبخش و محبوب مستضعفان جهان است و انقلاب اسلامي سرچشمه طلوع و هدايتگر نهضت بيداري اسلامي و آگاهي بخش مستضعفان ميباشد و ايران اسلامي نيز امروز كانون مقاومت در مقابل نظام سلطه به رهبري آمريكا وداراي تعامل منطقي و روابط محترمانه با كشورهاي دنيا است و همزمان با حفظ استقلال خود آهنگ سريع رشد كسب فنآوريهاي نو بهخصوص حضور در بين قدرتهاي هستهاي دنيا را تجربه ميکند و به الگويي جديد در پيشرفت و سربلندي براي دولتها و ملتها تبديل شده است ليکن با کسب کامل دانش هستهاي و صنعتيسازي آن جايگاه خاص و بلندمرتبه خويش را بالاتر از شرايط کنوني قرار خواهد داد که اين نکته نيز غيرقابل تصور و تحمل و باور رقبا و دشمنان ما ميباشد.
4- ايجاد مصونيت کشور دارنده فنآوري هستهاي يکي از اثرات بديهي اين تکنولوژي است. کشورهاي داعيهدار صيانت از گسترش سلاحهاي کشتار جمعي که متأسفانه به گواه تاريخ يا از بمب هستهاي استفاده کرده و فاجعه آفريدند و يا حامي و پيرو آمريکاي جنايتکار هستند در پس پرده شعارهاي فريبنده و بشردوستانه خود در وقت مقتضي همانگونه که اوباما امروز بيشرمانه برخلاف فضاي غالب جهاني ما را تهديد به تهاجم هستهاي ميکند در موضع استيصال و ناتواني خود ديگران را با سلاح کشتار جمعي تهديد ميکنند امري که بهطور قهري براي کشور داري فنآوري هستهاي غيرممکن مينمايد. از اين منظر بدون اينکه ما نياز به داشتن بمب هستهاي داشته باشيم، با صرف داشتن دانش فني و بهرهگيري صلحجويانه هستهاي در حوزههاي مختلف پزشکي، صنعت، کشاورزي و... داراي مصونيتي ويژه نيز شده و راه را بر ابراز تهديدات توخالي بستهايم.
متأسفانه مثل هميشه جاي متهم و شاکي عوض شده است و شاهدزدهاي بينالمللي با دزد دزد گفتن خود فرار رو به جلو مينمايند چراکه پايبندي جمهوري اسلامي ايران به معاهده NPT و همكاري با آژانس انرژي اتمي و ايجاد زمينه بازرسيهاي متعدد از تجهيزات هستهاي ايران حسن نيت ما را اثبات نموده ليکن برخي از کشورهاي صاحب قدرت هستهاي که طبق ماده 1 معاهده موظف به عدم كمك به كشورهاي فاقد سلاح هستهاي براي دستيابي به اين فناوري بودهاند ولي به غده سرطاني منطقه خاورميانه يعني رژيم غاصب صهيونيستي براي کسب آن کمک نموده و مينمايند و الزامشان براي كمك به اعضاي آژانس در استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي را برابر ماده 5 و نفي محدوديت در توسعه تحقيقات و بهرهبرداري از انرژي هستهاي براي همه اعضاء در ماده 4 را به فراموشي سپردهاند و يا مطابق ماده 6 بهعنوان عضو به مسئوليتهايشان در كمك به خلع سلاح عمومي عمل نميکنند امروز مدعي ما هستند.
بحمداالله ذيل تدابير و ايستادگي رهبر فرزانه انقلاب همه ملت و مسئولان نظام برخواسته به حق و قانوني دستيابي و بهرهمندي از دانش هستهاي پا ميفشارند، امر مبارکي که تأکيد و استقامت در کسب آن آيندهاي بسيار نويد بخش را براي ما فراهم ميکند. آنچه مهم است صداي يکپارچه ملت ايران است که بهگوش ميرسد که بايد آن را پاس داشت و قدر آن را دانست. /انتهاي پيام/