زينب عليها السلام الگوي حضور
کد خبر:۶۵۷۰۱
به مناسبت ايام ولادت حضرت زينب(س)

زينب عليها السلام الگوي حضور

... زينب آن خطابه را در نهايت عظمت القا کرد ... اين است نقش زن به شکلي که اسلام مي خواهد. شخصيت در عين حيا، عفاف، عفت، پاکي و حريم.

ارائه الگويي موفق از زنان اسلامي که با حفظ معيارهاي ديني (از جمله حجاب) در عرصه هاي اجتماعي حضور يافته اند، مي تواند حجتي در برابر غرب زدگان، متحجران و مؤيد و راهنمايي واقع گرايان ديني باشد.

از اين منظر ما گوشه اي از زندگي حضرت زينب عليها السلام را به تماشا مي نشينيم.

حيات اجتماعي حضرت زينب عليها السلام را مي توان به سه دوره تقسيم کرد:

الف: دوره اول، از آغاز تا قبل از کربلا که به دو نمونه از حضور اجتماعي حضرت اشاره مي شود:

1- شيوه حضور براي وداع با مادر

وقتي امام علي عليه السلام حضرت فاطمه زهرا عليها السلام را غسل داد; با حنوط پيامبر صلي الله عليه و آله حنوط کشيد; کفن کرد و خواست ردا را ببندد، فرمود: «يا ام کلثوم، يا زينب! يا سکينه! يا فضه! يا حسن! يا حسين! هلموا تزودوا من امکم. فهذا الفراق و اللقاء في الجنة; (1) اي ام کلثوم، اي زينب! اي فضه! اي حسن! اي حسين! بشتابيد و از مادرتان بهره گيريد که اين لحظه جدايي است و ديدار در بهشت است.» در پي اين درخواست به دليل آن که گروه ديگري از مردان (سلمان، عمار ياسر، مقداد، ابوذر و حذيفه) نيز از واقعه شهادت مطلع و احيانا حاضر بودند، (2) بانوان و دختران با رعايت پوشش کامل براي وداع در آن شرايط جانسوز حاضر شدند و در مورد شيوه پوشش حضرت زينب عليها السلام مي نويسند:

«... زينب برقعي [روپوشي] آويخته و بدن خود را به ردايي پوشيده بود; دامن کشان همي بيامد و همي گفت: يا رسول الله! الآن حقا فقدناک; اي رسول خدا! واقعا امروز تو را از دست داديم. ديگر تو را ديدار نخواهيم کرد ...» (3)

2- شيوه زيارت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله

در اين باره نيز هم حضرت زينب عليها السلام و هم امام علي عليه السلام توجه ويژه اي داشتند تا حضور حضرتش با حفظ منزلت وي همراه باشد. يحيي مازني مي گويد:

«هرگاه زينب عليها السلام مي خواست شب به زيارت قبر جد خود، رسول خدا، صلي الله عليه و آله برود، امام حسن و امام حسين عليهما السلام از دو طرف او حرکت مي کردند و خواهر خود را در حالي که در وسط قرار داده بودند، به سوي حرم پيامبر صلي الله عليه و آله مي بردند و علي عليه السلام هم کسي را مي فرستاد تا قبل از آن که زينب وارد حرم شود، چراغ هاي حرم را خاموش کند تا نامحرمي به سوي او نگاه نکند.» (4)

ب - حضرت زينب عليها السلام و نهضت کربلا:

دراين باره مي توان تلاش براي حفظ کرامت و عفاف بانوان از جمله حضرت زينب عليها السلام را به دو بخش تقسيم کرد: اول اقداماتي که امام حسين عليه السلام براي حفظ شخصيت و عفاف آنان انجام داد تا در عين حضور در چنين صحنه و معرکه اي مقامشان نيز آسيب نبيند.دوم اقداماتي که اهل بيت و زينب کبري عليهم السلام براي حفظ عفاف و حجاب خود انجام دادند تا ضمن اداي رسالت حضور در صحنه اجتماع و جنگ، ملاک هاي حضور را نيز مراعات کنند.

1- اقدامات امام:

در اين باره مي توان به موضوع حفر خندق که مانع از حمله دشمن از پشت سر (5) يا بر پا ساختن خيمه ها به صورت درهم و کنار هم که موجب ايجاد امنيت براي بانوان در مقابل نفوذ و حمله ناگهاني دشمن مي شد، اشاره کرد. (6) امابه يادماندني ترين فراز همان سخنان امام عليه السلام است که از گودال قتلگاه برخاست و تا به امروز در گوش جهانيان طنين انداز است.آري! بعد از آن که امام عليه السلام تمام ياران خود را از دست داد و يکه و تنها ماند، به تحريک عمر سعد از هر سو امام عليه السلام را محاصره و به او حمله کردند. به اين ترتيب بين حضرت و خيمه ها فاصله ايجاد کردند و خيمه هاي بانوان در معرض خطر قرار گرفت. در اين هنگام بود که نداي جاويد امام عليه السلام به گوش رسيد: «و يحکم يا شيعة آل ابي سفيان! ان لم يکن لکم دين و کنتم لاتخافون المعاد فکونوا احرارا في دنياکم وارجعوا الي احسابکم اذ کنتم اعرابا;

واي بر شما! اي رهپويان آل ابي سفيان! اگر دين نداريد و از روز حساب نمي ترسيد، در دنياي خود آزاد مرد باشيد و به حسب (شرافت قبيله اي ..). خود بنگريد چون شما عرب هستيد.»

در اين لحظه شمر ندا برآورد که اي فرزند فاطمه! چه مي گويي؟ امام فرمود: «اقول انا الذي اقاتلکم و تقاتلوني و النساء ليس عليهن جناح فامنعوا عتاکم عن التعرض لحرمي ما دمت حيا;» (7) مي گويم من با شما مي جنگم و شما با من در نبرديد. زنان گناهي ندارند، پس تا من زنده ام، عصيانگري خود را از حرم من باز داريد.»

نمونه اي ديگر از تلاش امام براي حفظ و پاسداشت منزلت بانوان را مي توان در جريان خبري که در کتاب مناقب آل ابي طالب نقل شده به عيان ديد: «امام بعد از شهادت تمام ياران، براي تجديد قوا به سوي رود فرات تاخت و خود را به آب رساند. همين که خواست جرعه اي آب بنوشد، شخصي از لشکر عمر سعد فريادزد: يا ابا عبدالله! تتلذذ بشرب الماء و قد هتکت حرمک؟ ; اي ابا عبدالله! با نوشيدن آب لذت مي بري، حال آن که به حرم تو تعرض مي شود؟ ... امام بلافاصله حتي بي آن که آب بنوشد، آبي را که در دست گرفته بود، بر زمين ريخت و با شتاب به سوي خيمه ها آمد و ديد به خيمه ها تعرضي نشده است.» (8)

2- نقش بانوان و زينب عليها السلام در حفظ منزلت

حضرت زينب عليها السلام و ديگر بانوان در طول مدت جنگ هرگز در برابر مصيبت هاي جانگداز اختيار از دست ندادند و از حريم عفاف خارج نشدند.آن گاه که امام عليه السلام به شهادت رسيد، لشکر غارتگر به قصد غارت به خيمه ها يورش برد.ابن طاووس مي نويسد: «تسابق القوم علي نهب بيوت آل الرسول و قرة عين البتول حتي جعلوا ينتزعون ملحفة المرئة علي ظهرها و خرج بنات آل رسول الله و حريمه يتساعدون علي البکاء; (9)

مردم براي غارت خانه هاي اولاد پيامبر صلي الله عليه و آله و نور چشم فاطمه عليها السلام حمله بردند. حتي چادري که زن به کمرش بسته بود مي کشيدند و مي بردند و دختران و زنان خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله از خيمه ها بيرون ريختند و دسته جمعي مي گريستند.»

ابن طاووس در ادامه از غيرت زني از طايفه بکر بن وائل که به همراه شوهرش در ميان اصحاب عمر بن سعد بود، ياد مي کند و مي نويسد: «فلما رات القوم قد اقتحموا علي نساء الحسين عليه السلام و فسطاطهن و هم يسلبونهن اخذت سيفا واقبلت نحو الفسطاط و قالت يا آل بکر بن وائل اتسلب بنات رسول الله صلي الله عليه و آله لا حکم الا لله يا لثارات رسول الله صلي الله عليه و آله فاخذها زوجها و ردها الي رحله; آن زن وقتي ديد مردم [به يک باره] بر زنان [و دختران] حسين عليه السلام و خيمه هاي آن ها تاختند و لباس از تن آن ها بيرون مي آوردند، شمشيري به دست گرفت و رو به خيمه آمد و فرياد زد: اي مردان قبيله بکر! آيا لباس از تن دختران رسول خدا به يغما برده مي شود؟ حکمي نيست جز حکم خدا، اي کشندگان رسول خدا! شوهرش دستش را رفت به جايگاهش برگرداند.» در پي آن بود که بانوان را بي پوشش از خيمه ها بيرون راندند و خيمه ها را آتش زدند. (10) حضرت زينب عليها السلام و زن هاي اهلبيت، در وضعيت پيش آمده براي حفظ عفاف و حجاب خود اقدامات ذيل را انجام دادند:

1- فرار بانوان از معرض خطر

اهل بيت و حضرت زينب عليها السلام در مقابل اين رفتارهاي خشن و خلاف، چاره اي جز فرار نداشتند. علامه مجلسي به نقل از فاطمه صغرا، دختر امام حسين عليه السلام مي نويسد: «جلوي خيمه ايستاده بودم و بر پيکر قطعه قطعه شده پدر و يارانش و صحنه تاختن اسب ها بر پيکرشان نگاه مي کردم و با خود مي انديشيدم که اينان بعد از پدر، با ما چه خواهند کرد! که ناگهان متوجه شدم سواري به سوي زنان يورش مي برد و با ته نيزه آنان را مي راند و آن ها هم به يکديگر پناه مي برند و چادرها و مقنعه هاي زنان گرفته شده و فرياد وا محمداه! وا علياه! وا جداه! وا ابتاه و... بلند است. قلبم فرو ريخت و با وحشت به جست وجوي عمه ام ام کلثوم (زينب) پرداختم. در همين لحظات بود که ديدم آن سوار به سوي من مي آيد. با سرعت از آن جا گريختم ولي او به طرف من آمد و به يک باره ضربه سنگين ته نيزه را بر کتف خود احساس کردم و با صورت به زمين افتادم. او مقنعه ام را کشيد و گوشواره ام را از گوشم کند و خون بر گونه هايم جاري شد و بي هوش شدم. وقتي به هوش آمدم. عمه ام را در کنار خود ديدم که گريه مي کند و مي گويد: بلند شو; برويم; ببينيم بر سر خواهران و برادرت چه آمده است! گفتم: «يا عمتاه! هل من خرقة استربها راسي عن اعين النظار؟ ; اي عمه! آيا پارچه اي هست که با آن سرم را از چشم هاي تماشاچيان بپوشانم؟» فرمود: «يا بنتاه و عمتک مثلک; دخترم عمه ات نيز مثل تو است.» و من نگاه کردم ديدم سرش برهنه و دستش از شدت ضربه ها کبود شده است.» (11)

2- مقاومت در برابر هتک حجاب

علاوه بر اين اهل بيت و بانوان در برابر اين هجوم وحشيانه تا آن جا که مي توانستند در همان صحنه نابرابر هم مقاومت مي کردند تا حجاب و عفافشان آسيب نبيند. لذا مرحوم مفيد به نقل از حميد بن مسلم مي نويسد: «به خدا قسم بارها ديدم که زني از زنان يا دختران اهل بيت امام حسين را که چادرش از پشت سر گرفته و کشيده مي شد [بعد از مقاومت زنان تا آخرين لحظه] بالاخره زن مغلوب مي شد و چادر يا لباسش غارت مي شد.» (12)

3- مطالبه پوشش هاي غارت شده

بانوان در اولين فرصتي که براي ابراز درخواست مي يابند، تقاضاي بازگرداندن چادرها و حجاب هايشان را مي کنند. به نقل از حميد بن مسلم:

«وقتي به علي بن الحسين که بسيار مريض و در بستر افتاده بود رسيديم، عمرسعد آمد، زنان در مقابل او شيون کردند و او متاثر از آن چه مي ديد گفت: هيچ کدام حق نداريد به خانه هاي اين زنان وارد شويد يا متعرض اين جوان مريض شويد. زنان نيز از او درخواست کردند که دستور دهد لباس هاي غارت شده را برگردانند او نيز دستور صادر کرد ولي به خدا سوگند، هيچ کس دستور را اجرا نکرد.» (13)

ج - حضرت زينب عليها السلام و دوران اسارت

بخش سوم از حضور حضرت زينب عليها السلام مربوط به دوران اسارت مي شود که در اين دوره نيز وي بارها کوشيد موضوع پوشش و حجاب را پيش کشد و به هر نحو ممکن آن را براي خود و ديگر بانوان فراهم سازد که به نمونه هايي از آن اشاره مي شود:

1- شيوه سخنراني زينب عليها السلام در جمع مردم کوفه

بانوان اهل بيت عليهم السلام را وارد شهر کوفه کردند. زينب عليها السلام مصمم بود تا دل هاي کوفيان را منقلب کند. تصميم گرفت در جمع آنان خطبه بخواند - خطبه اي آتشين که دل ها را به آتش کشد و جان ها را سوزاند - اما مهم نحوه سخن گفتن اوست. شهيد مطهري اوج عفاف و منزلت زينب را در اين هنگامه به خوبي به تصوير مي کشد: «... زينب شايد از روز تاسوعا اصلا خواب به چشمش نرفته. سرهاي مقدس را قبلا برده بودند.... وضع عجيبي است، غير قابل توصيف. دم دروازه کوفه دختر علي، دختر فاطمه، اين جا تجلي مي کند. اين زن با شخصيت که در عين حال زن باقي ماند و گران بهاء، خطابه اي مي خواند، راويان چنين نقل کرده اند که در يک موقع خاصي زينب موقعيت را تشخيص داد و «قد اومات » دختر علي يک اشاره کرد.... گويي نفس ها در سينه حبس شد و صداي زنگ ها و هياهوها خاموش شد.... راوي گفت: «ولم ار والله خفرة قط انحلق منها» اين «خفره » خيلي ارزش دارد. خفره يعني، زن با حياء، اين زن نيامد مثل يک زن بي حيا حرف بزند. زينب آن خطابه را در نهايت عظمت القا کرد.... اين است نقش زن به شکلي که اسلام مي خواهد. شخصيت در عين حيا، عفاف، عفت، پاکي و حريم.» (14)

2- مجلس عبيدالله بن زياد

ابن زياد که حداکثر بي شرمي را نسبت به خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله روا داشته بود، در آستانه ورود اسرا نيز مجلس جشني برقرار کرد. او مجلس مفصلي تدارک ديد و دستور داد سر شهدا را نيز بياورند پس از آن اهل بيت عليهم السلام را وارد کردند. شيخ مفيد مي نويسد: «دخلت زينب علي ابن زياد و عليها ارذل ثيابها و هي متنکرة » و ابو مخنف مي نويسد: «هي تستر وجهها بکمها» و طريحي در منتخب مي نويسد «کانت تتخفي بين النساء و هي تستر وجهها بکمها لان قناعها اخذ منها» آري، هنگامي که زينب به مجلس پسر زياد وارد مي شد، پست ترين لباس به تن داشت و صورتش را با آستين پوشانده بود، او ميان زنان، خود را مخفي مي کرد و صورتش را با آستنين مي پوشاند، چون مقنعه اش را از او گرفته بودند.» و در تاريخ طبري نيز آمده که در گوشه اي نشست و زنان و دختران دورادور او را گرفتند. (15)

به اين ترتيب زينب عليها السلام در اين مجلس نيز نهايت تلاش را براي حفظ عفاف و پوشش به کار برد. همين کار توجه ابن زياد را جلب کرد و او پرسيد: «اين زن کيست؟ پاسخي نشنيد، بار دوم هم پاسخ نشنيد و بار سوم يکي از دختران جواب داد: «هذه زينب بنت فاطمه بنت رسول الله صلي الله عليه و آله » ابن زياد به گمان اين که با اين همه فشاري که بر بانوان آورده، حالا مي تواند استفاده اي عوام فريبانه هم از وجود آنان ببرد، گفت: «الحمدلله الذي افضحکم و قتلکم و اکذب احدوثتکم; شکر خدايي را که شما را رسوا کرد و کشت و افسانه شما را دروغ نمود» اما زينب سخن او را بي پاسخ نگذاشت و فرمود: «الحمد لله الذي اکرمنا بنبيه محمد و طهرنا من الرجس تطهيرا انما يفتضح الفاسق و يکذب الفاجر و هو غيرنا و الحمد لله....; ستايش خداي راست که ما را به وجود پيامبرش گرامي داشت و ما را از پليدي پاک ساخت، به درستي که فاسق رسوا مي شود و فاجر دروغ مي گويد و او غير از ماست و ستايش مخصوص خداست.» آن گاه ابن زياد پرسيد: رفتار خدا با برادر و خاندان خود را چگونه ديدي؟ حضرت زينب عليها السلام پاسخ داد: «ما رايت الا جميلا هؤلاء قوم کتب الله عليهم القتل فبرزوا الي مضاجعهم و سيجمع الله بينک و بينهم فتحاج و تخاصم فانظر لمن يکون الفلج يومئذ هبلتک امک يابن مرجانه; (16) من جز نيکي نديدم. اينان مردمي بودند که خداوند کشته شدن را براي آن ها مقرر فرموده بود و آنان نيز به آرامگاه خود شتافتند. ولي [بدان که] به زودي خدا ميان تو و ايشان جمع مي کند و تو را بازخواست مي کند. پس نگران باش که در آن روز پيروزي از آن کيست؟ اي پسر مرجانه! مادرت به عزايت بنشيند.»

3- تقاضاي دور نگاه داشتن سرها از کاروان

به محض آن که نامه عبيدالله بن زياد به يزيد رسيد، وي دستور داد که سر بريده امام و ديگران را همراه با اموال و زنان و عيالات حضرت به شام بفرستند. او نيز محضر بن ثعلبه عائذي را مامور کرد تا اسيران را همچون کفار شهر به شهر ببرد و به شام برساند. با هر مصيبتي بود، کاروان به شام نزديک شده، ام کلثوم (زينب) به شهر نزديک شد و فرمود: «نيازي دارم... اذا دخلت بنا البلد فاحملنا في درب قليل النظارة و تقدم اليهم ان يخرجوا هذه الرؤوس من بين المحامل و ينحونا عنها فقد خزينا من کثرة النظر الينا و نحن في هذه الحال; (17) ما را که به اين شهر مي بري، از دروازه اي ببر که تماشاگر کمتر باشد و [ديگر اين که] به اين ها پيشنهاد کن سرها را از ميان کجاوه ها بيرون ببرند و ما را از آن ها دور کنند که از بس ما را به اين حال ديدند، خوار شديم.» که البته شمر به دليل خباثتي که داشت، درست بر عکس توصيه حضرت عمل کرد. حضرت سکينه عليها السلام نيز از راهي ديگر کوشيد به اين هدف برسد و يکي از حاضران (سهل بن سعد) به توصيه حضرت مبلغ چهارصد دينار به مامور مربوطه داد تا سرها را از بين جمعيت بيرون ببرد و او نيز چنين کرد (18) و به اين ترتيب تلاش بانوان براي حداقل کمتر ديده شدن به نتيجه رسيد.

4- در مجلس يزيد

در اين مجلس وقايع شرم آوري روي داد که تقاضاي به کنيزي دادن فاطمه بنت الحسين، را مي توان نام برد که با درايت حضرت زينب عليها السلام خنثي شد و بعد جسارت و اشعار کفرآميز يزيد. به نوشته ابن طاووس: يزيد چوب خيزراني به دست گرفت و با آن به دندان هاي امام کوبيد و اين اشعار را خواند:

«ليت اشياخي ببدر شهدوا

جزع الخزرج من وقع الاسل

لاهلوا واستهلوا فرحا

ثم قالوا يا يزيد لاتشل; اي کاش! بزرگان قبيله من که در جنگ بدر کشته شدند، اکنون زنده بودند و زاري قبيله خزرج را از زدن شمشيرها و نيزه ها مي ديدند. در آن وقت از شدت خوشحالي فرياد مي کشيدند که اي يزيد! دست تو درد نکند.» اين حرکات، خشم برخي مانند ابو برزه سلمي را برانگيخت. باري، موقعيت مناسب براي حضرت زينب کبري عليها السلام فراهم آمد. او برخاست و خطبه اي خواند که تمام رشته هاي يزيد را پنبه کرد. از جمله در مورد سلب حجاب بانوان فرمود:

«... امن العدل يابن الطلقا تخديرک حرائک و امائک و سوقک بنات رسول الله سبايا؟ قد هتکت ستورهن و ابديت وجوههن تحدوبهن الاعداء من بلد الي بلد و يشرفهن اهل المناهل والمنافل و يتصفح وجوهي القريب والبعيد والدني والشريف وليس معهن من رجالهن ولي ولا من حماتهن حمي... (19)

اي فرزند آزاد شدگان! اين رسم عدالت است که زنان و کنيزان خود را پشت پرده جاي داده اي ولي دختران رسول خدا را اسير در برابرت [به طوري که] پرده هاي احترامشان هتک شده و صورت هايشان نمايان، آنان رادشمنان شهر به شهر مي گردانند و در مقابل ديدگان مردم بياباني و کوهستاني و در چشم انداز هر نزديک و دور و پست و شريف، نه از مردانشان سرپرستي دارند و نه از يارانشان حمايت کننده اي؟»

بنابراين حضرت زينب عليها السلام در آخرين لحظات اسارت نيز دست از اعتراض به خاطر هتک حجاب بانوان برنمي دارد و آن را به عنوان سند خباثت يزيد بارها و بارها مطرح مي کند.

پي نوشت ها:

1) بحارالانوار، ج 43، ص 179; دلايل الامامة، طبري، ص 44.

2) بحارالانوار، ج 78، ص 310.

3) رياحين الشريعه، ج 3، ص 51. نقل از عمدة الطالب و ناسخ التواريخ، زندگاني حضرت زينب عليها السلام، ص 191.

4) زينب کبري، علامه نقدي، ص 40; رياحين الشريعه، ج 3، ص 60 و خصائص زينبيه، سيد نورالدين جزايري، ص 169.

5) شيخ مفيد، ارشاد، ج 2، ص 95.

6) همان، ص 93.

7) بحارالانوار، ج 45، ص 51 و اللهوف علي قتلي الطفوف، سيد بن طاووس، ص 119.

8) مناقب آل ابي طالب، ابوالفرج اصفهاني، ج 4، ص 58 و بحارالانوار، ج 45، ص 51.

9) اللهوف، صص 132 و 131.

10) همان، ص 132 و ابن نمادر مشير الاحزان مي گويد: «ثم اشتغلوا بنهب عيال الحسين و سنائه حتي تسلب المراة مقنعتها من راسها و خاتمها من اصبعها و قرطها من اذنها و حجلها من رجلها...» رياحين الشريعه، ج 3، ص 105.

11) بحارالانوار، ج 45، صص 60 و 61.

12) ارشاد مفيد، ج 2، ص 112.

13) همان، ص 113.

14) حماسه حسيني، ج 2، ص 336. متن روايت در لهوف، ص 146; بحارالانوار، ج 45، ص 108 و مقتل الحسين، خوارزمي، ج 2، ص 40.

15) رياحين الشريعه، ج 3، ص 141 و بحارالانوار، ج 45، ص 116.

16) ارشاد مفيد، ص 244; تاريخ طبري، ج 6، ص 263 و لهوف، ص 160.

17) لهوف، ص 174 و بحارالانوار، ج 45، ص 127.

18) بحارالانوار، ج 45، ص 127.

19) همان، ج 45، ص 134; احتجاج طبرسي، ص 122; جلاء العيون، ص 737 و لهوف، ص 182.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار