حوادث ناخوشايند و هشدارها
همه ما افرادى را ديدهايم كه وقتى غرق نعمتى مىشوند گرفتار «غرور و خودبينى» مىگردند، و در اين حالت بسيارى از مسائل مهم انسانى و وظايف خود را به دست فراموشى مىسپارند.
و نيز همه ما ديدهايم كه در هنگام آرام بودن اقيانوس زندگى و راحتى و آسايش كامل چگونه يك حالت «خواب زدگى و غفلت» به انسان دست مىدهد كه اگر اين حالت ادامه يابد منجر به بدبختى انسان مىگردد.
بدون شك قسمتى از حوادث ناخوشايند زندگى براى پايان دادن به آن حالت غرور، و از بين بردن اين غفلت و خوابزدگى است.
حتماً شنيدهايد كه رانندگان با تجربه از راههاى صاف و هموار كه خالى از هر گونه پيچ و خم و فراز و نشيب و گردنههاست شكايت دارند، و اين جادّهها را خطرناك توصيف مىكنند، چرا كه يكنواختى اين جادهها سبب مىشود راننده در يك حال خوابزدگى فرو رود، و درست در اينجاست كه خطر به سراغ او مىآيد.
حتّى ديده شده در بعضى از كشورها در اين گونه جادّهها فراز و نشيبها و دست اندازهاى مصنوعى ايجاد مىكنند تا جلو اينگونه خطرات را بگيرند.
مسير زندگانى انسان نيز عيناً به همين گونه است. اگر زندگى فراز و نشيب و دستاندازى نداشته باشد و اگر گهگاه حوادث نامطلوبى پيش نيايد، آن حالت غفلت و بىخبرى از خدا و از سرنوشت و از وظائفى كه انسان بر عهده دارد حتمى است.
خداوند در قرآن ميفرمايد: «فاخذناهم بالبأساءِ و الضراءِ لعلّهم يتضرعون»؛ «انعام/ 43» «ما آنها را به حوادث سخت و دردناك و رنجها گرفتار ساختيم تا به درگاه خدا روى آورند».
هرگز نمىگوييم انسان بايد با دست خود حوادث ناخوشايند بيافريند و به استقبال ناراحتىها برود، چرا كه هميشه اين امور در زندگى انسان بوده و هست، بلكه مىگوييم بايد توجه داشته باشد كه فلسفه قسمتى از اين حوادث اين است كه جلو غرور و غفلت را كه دشمن سعادت او است بگيرد، که اين مسئله يکي از دلايل اين حوادث ناخوشايند است نه همه آنها، چرا كه بخشهاى ديگرى نيز وجود دارد./انتهاي پيام/