آهاي! فضاي سياسي را باز كنيد
علي ميرزائي، گروه پاتوق شيشه اي-گويا مقام محترم رياست بنياد باران، بعد از اعلام ممنوعيت خروج ايشان از كشور، در بياناتي شيرين، فرموده اند: «شنيده ميشود که بجاي بازکردن فضا و اجراي قانون اساسي در جهت آزاديهاي اساسي احزاب و فعاليتهاي سياسي، برنامههايي در جهت محدود کردن بيشتر فعاليت احزاب و افراد در دست تهيه و اجرا است و . . .»
بايد خدمت جناب ايشان گفت: اي به چشم جناب محمد آقاي خاتمي! راه را براي فعاليت احزاب، باز ميكنيم و اجازه ميدهيم خيلي راحت به كارشان برسند. البته با ادبياتي كه از شما سراغ داريم قطع يقين منظورتان احزاب وابسته و پيوسته به خودتان است كه در مرامتان به جز همفكران شما، هيچ كس ديگري صاحب حق و حقوق نيست.
ما فضا را بازِ باز ميكنيم تا بتوانيد دوباره مردم را سركار بگذاريد. دوباره احساسات ميليون ها پير و جوان و كوچك و بزرگ و مرد و زن و باسواد و بي سواد را به بازي كه چه عرض كنم به عنوان بازيچه بگيريد. فضا را باز مي كنيم تا شهروند درجه يك و درجه دو بسازيد و رأي ها را دو دسته كنيد: كمي و كيفي!
فضار را چنان باز مي كنيم تا دوباره جلوي چشمان بهت زده مردم جامعه ايران اسلامي، اين را باب كنيد كه اهانت به مقدسات، نه عيب است و نه ايراد، كه مايه تفاخر است و مباهات! روشنفكري است اينگونه رفتارها! و اصولاً قرائتي خاص از دين است كه بر اساس فقه و اجتهاد من در آوردي برخي حضرات معلوم الحال، مجاز و گاهي حتي واجب مي باشد.
فضا را باز ميكنيم تا بتوانيد بانك ها به تعداد دلخواهتان بسوزانيد و لذتش را ببريد. مسجد بسوزانيد و در چشم بر هم زدني كتمانش كنيد و بيندازيدش گردن جان بركفان ايران اسلامي.فضار ار باز مي كنيم تا راهپيمائي غيرقانوني كنيد و جلوي چشمان حيرت زده حاضران و ناظران، قانوني اش بخوانيد. خيابان ها را ببنديد و ياد زورگيران دهه چهل و كلاه مخملي ها و فيلم هاي آبگوشتي را زنده كنيد و در همان حال فضا را باز مي كنيم تا هر اندازه دلتان خواست با بي بي سي مصاحبه كنيد و تئوري هاي متفكرانه از زبان روشنفكرترين زن ايران ارائه كنيد و ما را ببريد به دوره قبيله گري و خان و خان بازي ها و شايد هم خانباجي ها! كه فلاني داماد فلان جاست و آن ها هم فقط به داماد خودشان رأي مي دهند! اهالي آن يكي استان هم به فرزند خودشان رأي مي دهند! چون ما رأي نياورديم پس تقلب شده و . . .
فضا را دوباره و سه باره و چند باره آنچنان برايتان باز مي كنيم تا بتوانيد به هر تعداد كه خودتان صلاح دانستيد، شهيد قلابي بسازيد برايمان و با همه وجود قول مي دهيم، اين بار آنچنان فضا را باز كنيم كه ديگر وقتي شهدايتان زنده از آب در آمدند و صداي نفسهايشان را شنيديم و نقشه هايتان نقش بر آب شد، بتوانيد در كمال آرامش و با تسامح و تساهل و چاشني گفتگوي تمدن ها و حقوق بشر، سرشان را به راحتي زير آب كنيد و آبروي خودتان را حفظ بفرمائيد! هر چه باشد به قول رفيق گرمابه و گلستانتان،ناسلامتي اصلاحات خون ميخواهد ديگر! نميخواهد؟!
فضا را باز هم بازتر از اين مي كنيم تا هر چي آقازاده لندن نشين و جردن نشين است، بدون ترس و وحشت بيايند وسط خيابان و به هر كسي عشقشان كشيد توهين كنند و بزنند و بشكنند و حركات موزون در روز عاشورا بنمايند و نيروهاي انتظامي هم موظف باشند آنها را اِسكورت كنند و گهگاهي هم مثل روز عاشورا تا جا دارند از اراذل نام برده كتك نوش جان كنند! بعدش هم ممنوع ميكنيم حتي يك آخ هم نگويند تا آب توي دل آقازاده ها تكان نخورد. مأمور نيروي انتظامي كه مهم نيست! مايه دار نيست. پارتي و فاميل و غيره و غيره ندارد. يك حقوق بگير ساده است و دل سوز ايران. صد البته كه آقازاده هاي خوش نشين ارجحيت دارند به چنين اشخاصي. ندارند؟اصلاً چه معني دارد فلان آقازاده را دستگير كنند و چند ساعت ببرندش توي محبس و تحت الحفظ جابجايش كنند؟ چه معني دارد آن يكي آقازاده را جلب كنند و پدرش مجبور شود تكذيبيه از زبان همكارانش بيرون بدهد؟ در همين اثنا اگر هم چندتا بسيجي بي ترمز ريختند وسط ميدان و بدون هماهنگي با مقامات ذي ربط و بي ربط، دستگيرشان كردند، اول حسابي چپقشان را چاق مي كنيم، بعد اشكشان را در مي آوريم و آخر سر هم مثل دوران اصلاحاتچي هاي متمدن، حتي نفس كشيدن را برايشان غيرممكن مينمائيم تا حساب كار دستشان بيايد و بدانند اينجا كجاست و شما كي هستيد.
فضا را آنچنان باز و گسترده و سايه سار آزادي اش را پهناور ميكنيم تا ديگر هيچ فتنه گري احساس ناراحتي نكند، جلو خانه اش تجمعي برگزار نشود، شكايت چند صدهزار نفري عليه او تنظيم نگردد و نمايندگان مجلس جسارت نكرده و خواستار دستگيري اش نشوند.
فضا را حتي به قيمت خون خودمان باز ميكنيم تا هر كي دلش خواست بتواند در كمال آرامش برود خارجه و از آنجا هر پيغام و پسغامي صلاح دانست و دلش خواست بفرستد براي هر كسي زبان درازي ميكند و به آقازاده ها جسارت مينمايد. اصلاً كمكش مي كنيم تا بتواند براي دادستان خط و نشان بكشد و در صورت نياز هم رفيقش را به سرزمين آفتاب تابان و شكوفه هاي گيلاس بفرستد و آنجا به صورت توأمان براي خلع سلاح حزب الله و حماس نقشه بكشد تا امنيت سلاح اتمي ايالات متحده تأمين شود و اوباما بتواند خيلي خيلي محكمتر و مصمم تر از قبل، ايران را تهديد به حمله اتمي كند.
فضا را خيلي خيلي باز ميكنيم. اصولاً مشكل اين است كه فضاي كشورمان خيلي خيلي بسته است. خصوصاً آز آن روزي كه اين دولت متحجر پوپوليست چندتا ماهواره فرستاد فضا! از همان موقع بود كه فضا خيلي براي آمريكائي ها و هم پالگي هاي غربي اش تنگ شده است و احزاب مردمي مورد نظر ما هم به صورت سيستماتيك دچار مشكل خفقان و كمبود فضا شده اند!
فضا را باز ميكنيم تا اين مشكلاتي كه در سطح ملي داريم رفع شود! الان خيلي مشكلات داريم. الان آشوبگران راست راست توي خيابان هاي ما نميچرخند. در حال حاضر فتنه گران بيانيه نمي دهند و دروغ نميبافند و براي آمريكا دم تكان نميدهند. الان كساني كه براي كُرنش كردن جلوي غربي ها غش و ضعف ميروند و ميخواهند عشرتكده هاي پاريس و لاس و گاس را بياورند به تهران، دچار مشكلات عديده اند و كلي آه مي كشند و حسرت ميخورند و افسردگي ميگيرند!
خوب اين همه فضاي بسته واقعاً خطرناك است. شما حق داريد كه نگران باشيد و به صورت تحت اللفظي خط و نشان بكشيد و دولت و ملت جمهوري اسلامي ايران را تهديد كنيد!
حق داريد جناب خاتمي كه قلدرمآبانه جار بزنيد:
آهاي! فضاي سياسي را باز كنيد.
/انتهاي پيام/