چرا نبايد علي محمد دستغيب را رها کرد
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، ويسنده وبلاگ شيراز من در آخرين بروز رساني وبلاگ خود در مورد مسائل پيرامون مسجد آتشي هاي شيراز (مسجد قباي امروزي) و جريان فتنه پيرامون آن نوشته است:
وقتي که ماجراي انتخابات دوره دهم رياست جمهوري و وقايع پس از آن پيش آمد ، موضع گيريهاي سيد علي محمد دستغيب امام جماعت مسجد آتشيها براي عده اي از مردم تعجب آور و غير قابل پيش بيني بود. اينکه چطور کسي که ادعاي انقلابي گري دارد ميتواند همچنين معامله اي با نظام اسلامي نموده و سخيف ترين عبارات و سنگين ترين اتهامات را روانه ارکان نظام نمايد براي بسياري غير قابل باور بود اما به نظر ميرسد اين سلسله رويدادها ناشي از علل و عواملي است که ريشه در سالهاي گذشته بعد از انقلاب و برخي کژتابي ها دارد که برآيند اين مباني در رهگذر انتخابات اخير به صورت موضع گيري هاي عجيب وي به نمود رسيد و عموم مردم با اين تظاهرات بيروني ، تازه به تفاوت هاي مشي و سلوک نامبرده با جامعه متدينين پي بردند.
دليل اين بهت زدگي مردم که واکنش سرريز شده وهيجاني آن تا هشتم دي ماه 88 و تجمع در مقابل مسجد آتشيها به تاخير افتاد ، عدم شفاف سازي و پرداختن به موقع آگاهان و خواص به تبيين نوع تفکر مذهبي جاري و ساري در مجموعه مسجد آتشيها ومدرسه علميه ابوصالح (عج) و ساير نهادهاي مذهبي و ديني تحت مديريت سيد علي محمد دستغيب است.
اصولاً لاپوشاني و به اصطلاح ،گذاشتن در ديگ تبديل به يکي از خصايص ما شده است. تا مجبور نشويم و رسوايي موضوعي عالمگير نشود حاضر نيستيم به بررسي و تبيين مسائل و علاج دردها قبل از ترکيدن دملهاي چرکين بپردازيم. با ملاحظات جور واجور از کنار انحرافات ميگذريم و زماني که فتنه سر برآورد ، واويلا را بلند ميکنيم.
اصولاً به نظر نمي رسد معضل مسجد آتشيها با رفتارهاي هيجاني و تهاجمي معمول که در ديماه 88 شاهد آن بوديم ، قابل درمان باشد و کوتاهي و تسامح خواص در آگاه سازي و تصحيح انحرافات اين محفل در طول سالهاي گذشته، به اين زودي رفع نخواهد شد. آنچه در مسجد آتشيها جريان دارد، نوع خاصي از تلقي نسبت به دين و معنويت و اخلاق و سياست است که از ناحيه سيد علي محمد دستغيب به افراد مرتبط تزريق ميشود و البته خوشبختانه مانند همه محافل ديگر از اين دست، از يک فرمول مشخص پيروي ميکند و به خوبي قابل شناسايي و مقابله است. تمام رمز کار امام جماعت نامبرده در اين است که به کمک وردست هايي که تربيت کرده است به مريدان اينگونه القاء مينمايد که وي مهمترين آدمي است که ميشود ازش حرف شنوي داشت و حرف او و موضع او بهترين است و هيچ کس ديگري نمتواند در اين مبنا خدشه کند حتي اگر . . . باشد، که اگر چنين کند از حيثيت ساقط است و از هدايت محروم. اينکه در اين مسير از چه راهکارهايي استفاده کرده و ميکنند مسئله بسيار مهمي است که بايد بصورت مفصل و علمي و تخصصي به آن پرداخت و نميخواهم اينجا مطلب را حيف کنم.
بهرحال؛ اگر از ابتدا آنهايي که شروع زاويه انحراف را ديدند ، سکوت نکرده و روشنگري مي نمودند ، کار به اينجا نمي رسيد و مردم غافلگير نميشدند و ايشان نيز نميتوانست فرياد برآورد که چون از حق مردم دفاع ميکنم و چون در برابر ظلم سکوت نمي کنم و چون موضع متفاوتي در اين قضيه سياسي با شما گرفته ام، با من اينگونه برخورد ميکنيد.
حرف اينجاست که محفل (به نظربنده) منحرف مسجد آتشيها، در طول سالهاي پس از انقلاب توانسته است در سايه سکوت و اهمال برخي دست اندرکاران، خواص و مطلعين، گروه قابل توجهي از افراد وابسته اش را به عناوين گوناگون در پستها و مواضع و حتي مصادر مختلف نظام، اعم از ديني، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و علمي وارد نمايد. اين افراد نيز تحت تربيت خاص آقايشان و اين محفل، ناخودآگاه مسبب نفاق و دوگانگي در جماعت مسلمانان ميشوند؛ زيرا به هرحال حرف آخر را براي عموم مردم، حضرت آقا ميزند ولي براي اين جماعت مسجد آتشيها، حرف آخر را سيدعلي محمد دستغيب و خدا نکند (شايد هم دوست داشته باشند كه خدا بکند!) که حرف آقاي دستغيب با حرف امام خامنه اي دو تا باشد، که در اين صورت همانند وقايع بعد از انتخابات رياست جمهوري، مريدان سر و جان باخته آقاي دستغيب، ناگزير به دنبال راهي براي اثبات اشتباه و انحراف حضرت آقا مي افتند تا مبادا تصور شود در اين دوگانگي مواضع امام خامنه اي و سيد علي محمد دستغيب، خداي ناکرده، اين آقاي دستغيب است که اشتباه ميکند.
بهر روي بعد از اتفاقات روز هشتم ديماه 88 که سرريز واکنشها و التهاباتي بود که سيد علي محمد دستغيب بعد از انتخابات رياست جمهوري آفريد و (بر خلاف ادعاي عناصر رسانه اي محفل آتشيها) بوسيله عادي ترين طبقات مردم متدين شيراز صورت گرفت، همواره شاهد فروكش كردن تحركات فيزيكي در مقابل اين محفل بوده ايم كه البته امري طبيعي است ولي نبايد به هيچ روي تفكر مديريت كننده اين جريان را رها كرده و به حال خود واگذاشت؛ زيرا باز در همان مسير قبلي اقدام به فتنه گري و توليد مشكل براي نظام خواهند نمود.
به همان دلايلي كه در بالا توضيح دادم معتقدم بايد روند مقابله فكري و نرم با اقدامات سيد علي محمد دستغيب به شدت پيگيري شود و مخصوصاً طلاب و مريدان او را يك دسته و يك فكر تصور نكنيم تا بتوانيم ضمن روشنگري مسائل براي آنها، اين معضل را به تدريج حل نمائيم. /انتهاي پيام/