دنيا پرستان به چه دل بسته اند؟
کد خبر:۶۶۳۱۵
بيانات اخلاقي آيت الله بهجت(ره)؛

دنيا پرستان به چه دل بسته اند؟

دنيا پرستان را بنگريد که به چه دل بسته اند و بر سر چه با هم نزاع دارند، به دنيايي از کاغذ و مُقَوّا و خانه عنکبوت!

در قضيه حضرت يوسف عليه السلام آمده است: « اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ »(1) بر آنان بيرون آي.
 
فقط يک ديدار بود و پس از ديدن جمال حضرت يوسف عليه السّلام که «أُعْطِيَ شَطْرا مِن الْحُسْنِ.»(2)؛ (بخشي از حسن و زيبايي به او عطا شده بود.) دست ها را قطع و بي اختيار شدند: «فَلَمَّا رَأَيْنَهُوآ أَکْبَرْنَهُو وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ»(3)
 
ما اگر صداي بمب بشنويم، تکوينا تکان مي خوريم؛ پس اهل شهود که کشف آن ها به مراتب قوي تر است، چگونه با مشاهده جمال و کمال مطلق به هرچه غير او است پشت پا نزنند؟!
 
تکرار آيه موجب مي شود که روح بالا رود و آن صدا را با واسطه و يا بدون واسطه از مصدر بشنود، زيرا قرآن از مقوله ي صوت است: «کَرَّرْتُها حَتّي سَمِعْتُها مِنْ قائِلُها.»(4)
پيوسته تکرار نمودم تا اين که آن را از گوينده اش شنيدم.
 
نيز: «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّي، فَکَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَي»(5) سپس نزديک شد و آويخت، و به اندازه دو کمان يا نزديک تر [به حضرت حقّ] نزديک شد.

هم چنين: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»(6) ما از رگ گردن به او نزديک تريم.
 
امّا دنيا پرستان را بنگريد که به چه دل بسته اند و بر سر چه با هم نزاع دارند، به دنيايي از کاغذ و مُقَوّا و خانه عنکبوت، چنان که گفته اند:
 
«رَأَيْتُ زَيْدا مَعْدُوما، عَلي فَرَسٍ مَعْدُومٍ، بِيَدِهِ سَيْفٌ مَعْدُومٌ، فِي قِبالِهِ عَدُوٌّ مَعْدُومٌ، بِيَدِهِ سَيْفٌ مَعْدُومٌ، وَ هُما يَقْتَتِلانِ قِتالاً مَعْدُوما.»
 
زيد معدوم را بر اسب معدوم ديدم که در دستش شمشير معدوم، و در برابرش دشمني معدوم بود که در دست او نيز شمشيري معدوم بود و با هم جنگ معدوم مي کردند.(7)

1. سوره يوسف، آيه ي 31.

2. به احاديث زير رجوع شود:
 
الف. «کانَ يُوسُفُ عليه السّلام اَحْسَنَ وَ لکِنّي اَمْلَحُ.»؛ (حضرت يوسف عليه السّلام زيباتر بود، ولي من با نمک تر هستم.) ر.ک: بحارالانوار، ج 16، ص 408

ب. «إِنَّ يُوسُفَ أُعْطِيَ نِصْفَ الْحُسْنِ.»؛ (به حضرت يوسف عليه السّلام تنها يک نيمه ي زيبايي عطا شده بود.) ر.ک: خرائج، ج 3، ص 1046

ج. «أُعْطِيَ يُوسُفُ شَطْرَ الْحُسْنِ، وَالنِّصْفُ الاْآخَرُ لِباقِي النّاسِ.»؛ (به حضرت يوسف بخشي از زيبايي عطا شده بود، و نيمه ديگر آن براي ديگران است.) ر.ک: قصص الانبياء جزايري، ص 160

3. سوره يوسف، آيه ي 31

4. مشابه: مستدرک الوسائل، ج 4، ص 106؛ بحارالانوار، ج 47، ص 58؛ ج 81، ص 247

5. سوره نجم، آيه هاي 8 و 9

6. سوره ق، آيه ي 16
7. يعني: اي هيچ، بَهْرِ هيچ، بر هيچ، مپيچ.

منبع: سايت آيت الله بهجت.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار