چرا در عبادت بى نشاطيم
کد خبر:۶۶۴۰۲

چرا در عبادت بى نشاطيم

عدم ايمان به هدف و عدم اعتقاد به اعمالى كه انجام مى دهيم و همچنين خستگي از عوامل نبودن نشاط در عبادات است.

بى نشاطى عوامل گوناگونى دارد، و عمده آن دو چيز باشد:

1ـ عدم ايمان به هدف و عدم اعتقاد به اعمالى كه انجام مى دهيم، عده اى از ما كه در عملشان بى نشاطند براى اين است كه هدف مشخصى ندارند، يا ايمان به هدف ندارند، علم به خدا و معاد دارند اما نور ايمان بر قلبشان سايه افكن نشده است، اين ايمان و سستى در عقيده موجب بى نشاطى در عبادت مى شود، چنانكه اگر كسى هدفى براى درس خواندن و كار كردن نداشته باشد، با كسالت درس مى خواند و كار را انجام مى دهد.

2ـ خستگى ـ عدم نشاط در كار و عبادت گاهى از خستگى و كوفتگى جسمى و روحى نشأت مى گيرد، چنانكه بسيار در اعمال روزانه خصوصاً نماز خواندن آزموده ايم، وقتى از سر كار با خستگى آمده ايم، نماز خواندن براى ما سنگينى كرده، و انجام آن سريع، و با كسالت همراه است، هر دو عامل يعنى بى هدفى و خستگى را مى توان با تقويت ايمان و ترك عمل در حال خستگى درمان كرد، چنانكه در روايات است عبادات بدون نشاط و با خستگى انجام ندهيد كه موجب سرخوردگى انسان از عبادت مى شود بايد در هر كارى نسبت به آن در خود شوق و علاقه ايجاد كنيم عبادت نيز بايد توأم با نشاط باشد و هدف از عبادت و بندگى صفاى نفس و قلب است، عبادت اگر در حال كسالت و بى نشاطى انجام گيرد موجب كدورت قلب مى شود و بهتر است انجام نگيرد!

البته اين نكته گفتنى است كه در بعضى موارد و كارها عدم توجه طرف مقابل موجب بى نشاطى است مثلا اگر دانش آموزان توجه به معلم نكنند و معلم احساس بى توجهى كند، سرد و بى نشاط مى شود، يك سخنران هم همينطور است (مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد) اين حالت بى نشاطى در بچه ها هم پيدا مى شود، فرزندان هدفشان در بيشتر اعمالشان جلب توجه پدر و مادر و بزرگترها است مثلا اگر خوب درس مى خوانند يا به اصطلاح حركات و اعمالى مثل نماز خواندن انجام مى دهند، براى جلوه دادن خود است و بايد در اعمال نيك او بزرگترها به ويژه پدر و مادر به او توجه كنند، تا تشويق شود و اين كار بسيار اثر تربيتى در وى مى گذارد.

البته اين عامل بى نشاطى را بايد با ايمان قوى از بين برد، معلم مؤمن به ارزش كار و مبلّغ و سخنران معتقد به مبدأ و معاد از بى توجهى دانش آموز و مردم نمى نالند و همچون پيامبران الهى در اعمال الهى خود بى نشاطى نشان نمى دهند چون هدفى والا را دنبال مى كنند.

همى بينى در آن دلهاى آگاه *** نشاطا فى هدى شوقاً الى الله

چو يابد راه كوى دلبرش را *** نشاط انگيز سازد خاطرش را

بشارت باد مستان صفا را *** بجان پويندگان راه وفا را

يكى را مست چشم يار كردند *** يكى دردى كش خمّار كردند

يكى را ناز جانان دار بايد *** يكى را نقش بيجان جان فزايد

يكى مست بتان لاله زار است *** يكى مخمور چشم آن نگار است

يكى با آب جو در كار مستى است *** يكى هشيار صهباى الستى است

تو شادى با مى انگور بستان *** چه دانى شادى ايزدپرستان

تو را زيبد نشاط آب و نانى *** نشاط عشقبازان را چه دانى

منبع: اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ج2.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار