شادي... لذت... تفريح
کد خبر:۶۶۵۶۵
شادي در اسلام

شادي... لذت... تفريح

در تبيين جايگاه شادي در اسلام، بايد گفت که اصل شاد زيستن در اسلام، مورد پذيرش، بلکه تأکيد است.

1. مطلوبيت شادي و شاد کردن در اسلام

در تبيين جايگاه شادي در اسلام، بايد گفت که اصل شاد زيستن در اسلام، مورد پذيرش، بلکه تأکيد است. امام علي عليه السلام مي فرمايد: «شادي، انبساط خاطر و نشاط مي آورد و غم، گرفتگي خاطر و دل گيري1 و نيز فرمود: «کسي که شاديش کم باشد، آسايش او در مردن باشد.2

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «هر که به چهره برادر خود لبخند زند، آن لبخند براي او حسنه اي باشد3 به همين جهت است که شاد کردن برادر مومن، امري است مستحب و شوخي کردن با ديگران، عملي مجاز به شمار مي رود. در تاريخ آمده است که روزي پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله و حضرت علي عليه السلام خرما مي خوردند. پيامبر صلي الله عليه وآله، هسته هاي خرما را جلوي حضرت علي عليه السلام مي گذاشت؛ پس از مدتي، وقتي هسته هاي زيادي جلوي حضرت علي عليه السلام جمع شد، پيامبر صلي الله عليه وآله به او فرمود: يا علي! شما خيلي پرخوري و حضرت علي عليه السلام در پاسخ گفتند: پر خور کسي است که خرما را با هسته اش مي خورد.

در روايتي چنين آمده است: «در بهشت خانه اي است به نام خانه شادي و تنها کسي که يتيمان و بچه ها را خوشحال کند، به آن داخل مي شود».

اسلام براي فراهم شدن زمينه هاي شاد زيستن مؤمنان، به ابزارهاي آن توجه زيادي کرده است؛ به عنوان مثال، بوي خوش که عامل مهم شادماني است، از سنت هاي رسول خدا صلي الله عليه وآله است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: رسول خدا صلي الله عليه وآله براي بوي خوش، بيشتر از خوراک خرج مي کرد.

همچنين پوشيدن لباس سفيد در اسلام مورد تأکيد قرار گرفته است؛ چون رنگ روشن، به ويژه سفيد، شادي آفرين است و شايد از اين جهت است که پوشيدن لباس سفيد، به ويژه در حال نماز، سفارش شده است.

توصيه به نظافت، سير و سفر، شرکت در مجالس شادي، مثل مجالس عروسي و اطعام دادن در هنگام ازدواج و تولد فرزند و بازگشت از حج و تأکيد بر صله ارحام و ديد و بازديد و دست دادن (مصافحه) با مؤمنان، همه از لوازم و زمينه هاي يک اجتماع شاد و پر تحرک است و تأکيد بر اين امور از سوي اسلام، گواه بر اهميت دادن دين اسلام به مقوله شادي و سرور است.

2. فقه و شادي

گرچه شاد بودن و شاد کردن، به خودي خود، مباح است و مورد تأکيد است، اما فقه براي اين دو، ضابطه دارد و نمي توان براي رسيدن به آن، از هر وسيله اي استفاده کرد. از اين رو، بايد وسيله شادي از نظر شرعي حرام نباشد. حرام بودن يا نبودن، مسئله اي است که در چهارچوب هدف مندي خلقت و دين قابل تفسير و معنايابي است. از آن جا که دين، انسان و خلقت را هدف مند مي داند، از اين جهت، هر چه به اين هدف مندي آسيب رساند و آدمي را از دست يابي به کمال مورد نظر خلقت باز دارد، در هر قالبي که باشد، ممنوع و مذموم است و در قالب غم يا شادي بودن، در اين خصوص تأثيرگذار نخواهد بود. گناهان اين نقش را دارند که انسان را در دست يابي به هدف مورد نظر در حيات انساني، باز مي دارند. بنابراين، نمي توان به بهانه شاد شدن و شاد کردن ديگران، از غيبت، تهمت و دروغ بهره جست. به همين جهت است که پيامبر صلي الله عليه وآله در اندرزي به ابوذر مي فرمايد: «آدمي (گاه) در جمعي براي خنداندن آنان سخني مي گويد و به سبب آن، در جهنمي به فاصله آسمان تا زمين سقوط مي کند».4 بنابراين، نمي توان با شادي هايي که مفاسدي بزرگ تر در پي دارند، سرگرم شد؛ هر چند خود شادي به حسب طبع آدمي، مطبوع و مطلوب انسان است.

در نتيجه، گرچه انجام برخي اعمال باعث شادي مي شوند، اما در اسلام نهي شده اند. شراب خواري، ارتباط زن و مرد در خارج از چارچوب مورد پذيرش اسلام، موسيقي و ترانه هاي مبتذل، نمايش و ديدن فيلم ها و عکس هايي که شهوت جنسي را در انسان تحريک مي کنند، نمونه هايي از اين امورند. نقش اين عوامل در مفسده انگيزي، گاهي روشن و آشکار و گاهي از فهم بشر بيرون است.

بديهي است که مي توان با دروغ، غيبت و تهمت، لحظاتي را شاد بود؛ ولي دشمني ها، کدورت ها، بي اعتمادي ها، هتک حرمت ها و آبروريزي هاي پس از اين اعمال، باعث مي شوند تا روابط اجتماعي ميان افراد سالم نباشد. پيامبر صلي الله عليه وآله مي فرمايد: «غيبت، خورش سگان جهنم است». تشبيه ظريفي در اين حديث صورت گرفته است؛ تشبيه غيبت، به خورش. خورش، چيزي است که انسان را در کنار سفره نگه مي دارد. اگر داخل سفره نان خالي باشد، انسان مدت کمي کنار سفره، براي غذا خوردن درنگ مي کند؛ اما اگر در کنار نان، غذاهاي ديگر باشد، انسان يقيناً مدت بيشتري را براي صرف غذا درنگ مي کند. حال در اين روايت، غيبت به خورش تشبيه شده است؛ زيرا معمولاً آن چه باعث مي شود گفت وگوي افراد به طول انجامد، غيبت کردن و غيبت شنيدن است.

به هر حال، آن دسته از مصاديق شادي که در اسلام نهي شده است، فلسفه خاصي دارد. اين حکمت ها و فلسفه ها را علم هم ثابت کرده است و مي توان براي آنها شاهد علمي اقامه کرد و به فرض هم که برخي آنها را علم کشف نکرده باشد، چون از چشمه سار وحي به دست آمده است، يقيناً مي دانيم که حق و حقيقت هستند؛ براي مثال، اختلاط زنان و مردان نامحرم و رقص با هم، آثار مخربي به دنبال دارد. سست شدن روابط زن و شوهر و رابطه با بيگانه، خارج شدن روابط پسر و دختر از حد نياز و ضرورت و کشيده شدن به مفاسد اخلاقي، بخشي از اين آثار مخرب است.

همچنين در مورد ترانه و موسيقي، مي توان به سخن امام خميني در چهل حديث اشاره کرد وي مي گويد: اولين قدم در راه خودسازي و تهذيب نفس، عزم و اراده است و بعد از قول استادش آية الله شاه آبادي نقل مي کند که گوش دادن به غنا، عزم و اراده انسان را سست مي کند.

3. نگاه متعالي دين به شادي

گرچه از نظر فقهي شادي امري مجاز است، اما با بررسي تعاليم دين اسلام، مي توان گفت که دين، نگاهي متعالي به شادي دارد؛ زيرا نگاه دين به شادي، نگاهي هدف مند است و بر اساس آن، شادي براي خدا و شاد کردن براي خدا، ارزش دارد؛ چون هدف خلقت و کمال آن در الهي شدن همه چيز است و اين امر، در سايه کمال آدمي است و شادي نيز در همين راستا، بايد به تعالي برسد.

انسان براي شادي دنيوي خلق نشده است. از اين رو، سرمايه اي که خداوند متعال به آدمي داده، يعني عمر انسان، نبايد به بهانه هاي مختلف تلف شود. ارسطو گفته است: «انسان، براي خوردن خلق نشده است و انسان، براي خوردن نيست؛ بلکه خوردن، براي انسان است. حال مي توان گفت: انسان، براي شادي خلق نشده است؛ بلکه شادي براي انسان است؛ يعني بايد از شادي تا مقداري که براي ما مفيد است - مثل رفع خستگي و ايجاد رابطه با ديگران - بهره جست؛ نه اين که تمام عمر را در شادي به سر برد.

از سوي ديگر، گرچه شادي عملي مجاز است، اما تعاليم اخلاقي دين مقرر مي دارند که شادي نبايد باعث از بين رفتن وقار و ابهت انسان و يا باعث مردن دل و روح آدمي شود.

امام علي عليه السلام مي فرمايد: «وقار خود را در برابر خوشمزگي ها و حکايت هاي مضحک و ياوه ها و هرزه گويي ها حفظ کنيد».5

پيامبر صلي الله عليه وآله فرمود: «زنهار از خنده زياد که دل را مي ميراند. خنده زياد، ايمان را محو مي کند».6

از نگاهي ديگر، از نظر اسلام، بهترين شادي، شادي معنوي است. اين شادي، اثر ديدن مناظر زيبا و شنيدن لطيفه ها نيست؛ بلکه بر اثر اطاعت پروردگار حاصل مي شود. امام علي عليه السلام مي فرمايد: «شادي مومن آن گاه است که پروردگارش را اطاعت کند و اندوهش وقتي است که گناه کند».7

انسان وقتي به سراغ گناه مي رود که در خود ميل و رغبت آن را مي بيند و از انجام آن لذت مي برد. گرچه گناه لذت دارد، اما اين لذّت، لذتي حيواني است و چه بسا لذت هايي که در زماني کوتاه از بين رفته، اما به دنبال خود نکبت و بدبختي هميشگي به ارمغان آورده است. گناه، گرچه لذت دارد، اما ترک آن نيز براي کسي که آشناي با حيات انساني و به کمال خود مشتاق باشد، لذت بخش است؛ خصوصاً آن گاه که لذت جويي انسان، با ترک لذت هاي ممنوع همراه شود که در اين صورت، انسان را به لذت هايي پايدار، اصيل، ماندگار و ابدي نائل مي سازد. در صورتي که انسان لذت ترک گناه را بچشد و درک کند، ديگر لذت گناه براي او جلوه اي نخواهد داشت.

پي نوشت:

1. ري شهري، ميزان الحکمه، ج 6، ص 2449.

2. همان.

3. همان، ج 7، ص 3225.

4. همان، ص 3229.

5. همان.

6. همان، ص 3227.

7. آمدي، غررالحکم، ج 5، ص 2449.

پديدآورنده: احمد حاجي ده آبادي.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار