آويني «مطالبه حق مستضعفان» را به بهانه «مطالعه مباني فكري مستكبران» تعطیل نکرد
به گزارش خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» از شيراز، وحيد جليلي عصر ديروز در همايش «از مرتضي تا مرتضي» در تالار فجر دانشگاه شيراز، اظهار داشت: بسياري از سه گانه تفكر، فرهنگ و تمدن نام برده اند، زنجيره اي كه هر پديده، واقعه، تحول انساني و اجتماعي را مي توان در ذيلش تحليل كرد.
وي افزود: بايد پذيرفت در دوره اي كه به مقتضاي توسعه اقتصادي، سطحي نگري و تفكر شعارزده پوچ در جامعه ايران ترويج ميشد، اين رويكرد بسيار مفيد و نجات بخش بود. نگرشي كه اذهان را به مباني نظري و ريشه هاي فكري هر پديدهاي متوجه ميكرد و با ترسيم پيوند پيچيده تفكر و فرهنگ و تمدن از گلاويز شدن با پديدههاي تمدني و غفلت از سرچشمه پرهيز ميداد.
وي بيان کرد: سيد مرتضي آويني - كه آن زمان هنوز شهيد آويني نشده بود- از كساني بود كه بيشترين نقش را در فراگيري اين نگاه لااقل در بخشي از سربازان فرهنگي و فكري انقلاب ايفا كرد.
جليلي عنوان کرد: نميتوان ساده لوحانه همه محصولات تمدن غرب را پذيرفت و به همه نهادها و ساختارهاي سياسي و اجتماعي و حقوقي و... آن گردن نهاد و بعد ادعاي استقلال سياسي و مبارزه جهاني با استكبار و مقابله با تهاجم فرهنگي كرد.
سردبير نشريه راه اضافه کرد: غرب يك مجموعه به هم پيوسته بود و اگر از انسان يا خدا يا طبيعت يا ... حرف ميزد كه ما هم نامشان را در فرهنگ لغاتمان داشتيم؛ فقط اشتراك لفظي بود و تعبير واحد از موضوعات متفاوت.
وي گفت: برخلاف بعضي ديگر كه سالها پس از شهادت آويني به ياد حرف هاي او افتادند و خود و ديگران را به عمل زدگي و سطحي نگري متهم كردند و اين بار از راه ترويج تعمّق و تفكّر به هدر دادن و منحرف كردن نيروهاي حزب اللهي مشغول شدند؛ آويني همواره مرد فكر و اقدام و علم و عمل بود.
جليلي ادامه داد: حرف هايي كه امروز بعضي از شيفتگان كار تئوريك و علمداران اپيستمولوژي و گفتمان و رويكرد و بازكاوي سنت - مدرنيسم و... تكرار مي كنند، آويني سال ها پيش از اينان از هاضمه قدرتمند تفكر خود گذرانده بود و به ساده ترين بيان در مقالات «توسعه و مباني تمدن غرب» بازگفته و بدان هشدار داده بود؛ امّا حتي اين هوشمندي و پيشتازي فرهنگي نيز «ويژگي» او نبود.
وي گفت: او مثل بسياري از ديگران باور نداشت كه «ان تنصروا الله ينصركم» يا «الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» را بايد در ذيل برخي تفكرات فلسفي يا عرفاني به فراموشي سپرد و عمل را به بهانه فكر، واجبات و محرمات را به بهانه نگاه فلسفي و عرفاني واگذاشت.
جليلي افزود: به قول ميرشكاك او جامع شريعت و طريقت بود؛ اگرچه خود هيچگاه به چنين ادبياتي دامن نميزد و اگر هم از مفردات واژگاني ديگر نحلههاي فكري در نوشتههايش بهره مي برد طعم و لحن گفتارها و نوشتارهايش منحصر به فرد بود.
سردبير نشريه راه بيان داشت: شريعتي هم كه آويني به آن التزام داشت در نماز و روزه و حج خلاصه نميشد- اگر چه مشهور به نمازهاي اول وقت و قنوتهاي گرم بود- او برخلاف بسياري از مدعيان امروزي تفكر ديني و علمداران تقابل سنت و مدرنيسم كه فرق بوي باروت با عطر تيروز را تشخيص نميدهند بارها و بارها در ميدان جنگ و خط مقدم حضور يافته بود و مانند بسياري از حضرات كه سخنراني در فلان پادگان يا فعاليت در فلان واحد تبليغات در اهواز (زير كولر گازي) را «جبهه رفتن» ميناميدند و چه بسا بيش از او سابقه جبهه داشتند؛ جهاد را تجربه كرده بود و با مرگ روبه رو شده بود.
وي تصريح کرد: «امر به معروف و نهي از منكر» را هم به بهانه حوالت تاريخ يا اقتضائات تكنولوژي تعطيل نكرده بود.
به گفته جليلي، آويني مطالبه حق مستضعفان را به بهانه مطالعه مباني فكري مستكبران وانگذاشته بود و پيش از آنكه «توسعه و مباني تمدن غرب» را بنويسد؛ «بشاگرد» را ساخته بود و بعد از آنكه «آئينه جادو» را نوشت «سراب» را ساخت.
سردبير نشريه راه ادامه داد: جامعهگرايي و عدالتخواهي او نيز البته با برخي مدعيان متفاوت بود.
وي تبيين کرد: بعضي دوستانش ميگويند در سال هاي جواني آنچنان در خلوت معنويش غرق شده بود و به حركتهاي چپ دانشجويي بياعتقاد بود كه ما را نااميد ميكرد، ولي ويژگي آويني در اين بود كه برخلاف مدعياني كه از جامعه و عدالت و جنگ فقر و غنا و ... شروع كردند و بعد از سالها از دين باطني و اسلام معنوي و عرفان لائيك و معنويت منهاي دين سر در آوردند و به خدمت سرمايهداري و نظم نوين جهاني مشغول شدند؛ او از معنويت آغاز كرد و از عدالت سر برآورد و مرحله به مرحله هم در معنويت و هم در آرمانخواهياش عميقتر و وسيعتر شد و از نينوا تا گوراژده و از سال 61 هجري تا آستانه هزاره سوم ميلادي را مثل كف دستش ميشناخت، نه در حسرت ديروز و نه در انتظار فردا؛ امروز خود را و «حال» خود را توجيه نكرد و آرمانخواهي، معنويت جويي و عملگرايي را لازم و ملزوم دانست.
سردبير نشريه راه عنوان کرد: امروزه البته بسياري او را فقط در شاهكارهايي چون «فتح خون» يا «آيينه جادو» مي خواهند محصور کنند و بسياري اميدوارند كه او را هم شاگردي از شاگردان فرديد يا عارفي از قماش معنويت گرايان تكليف گريز معرفي كنند.
وي گفت: اما او هنوز در ميانه ايستاده است و راه را نشان ميدهد و نه فقط هدف را و پس پريروز را و پس فردا را./ انتهاي پيام/