حاشيههاي اسكار، خانوادگي يا سياسي؟
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي شبكه خبر دانشجو، در آخرين بروز رساني وبلاگ آهستان آمده است:
حرف و حديث درباره فيلم the hurt locker برنده امسال جايزه اسکار خيلي زياد است. بسياري از منتقدين و علاقمندان به سينما که انتظار داشتند برنده اسکار فيلمي پر طمطراق و پر زرق و برق و سرشار از جلوههاي ويژه (مثلا آواتار) باشد، با اعلام نتايج داوران شوکه شدند. حواشي اين انتخاب آنقدر زياد بود كه بعضيها اين مساله را به حالگيري هاليوود از جيمز کامرون ربط دادند! بعضيها هم پاي مسائل خانوادگي را وسط کشيدند و به روابط زناشويي سابق کامرون و کاترين بيگلو اشاره کردند. فكر ميكنم همه اين آدرسهاي غلط، به خاطر اين است كه ما اصلا به دنبال رد پاي سياست در اين انتخاب نباشيم!
واقعيت اين است كه the hurt locker، فيلمي است تبليغاتي براي بازسازي چهره ارتش آمريكا و براي توجيه اشغال عراق از سوي آمريكا. فيلمي در دفاع از مظلوميت سربازان آمريكايي كه هر لحظه ممكن است مورد حمله تروريستهاي عراقي قرار بگيرند. البته در اين فيلم حرفي از اشغال عراق توسط آمريكا به ميان نميآيد. چنين مسالهاي آنقدر مهم نيست كه سوژه فيلم باشد! بحث فيلم فقط درباره جان ارزشمند سربازان آمريكايي است كه در راه دفاع از آزادي و دموكراسي به خطر ميافتد. بيننده بعد از تماشاي اين فيلم بايد نگران جان سربازان آمريکايي باشد که هر روز زير نگاههاي ترسناک و همراه با کينه مردم عراق مشغول انجام وظيفه هستند، اما خسته نميشوند.
من با ديدن اين فيلم، ياد فيلم سينمايي redacted افتادم كه اتفاقا آن هم درباره حضور آمريكا در عراق بود اما متفاوت با فيلم فعلي. Redacted كه در ايران به نامهايي چون «ويرايش شده» و «غير قابل انتشار» معروف شده است، داستان زندگي روزانه چند سرباز آمريكايي را روايت ميكند كه خودشان هم دقيقا نميدانند چرا به عراق آمدهاند؟ سربازاني که هر روز عادت دارند دختران دانش آموز عراقي را در پستهاي ايست و بازرسي معطل کنند و بازرسي بدني کنند! و يا مراقب خودروهاي عراقي باشند و اگر به كسي بدگمان شدند، به سويش شليك كنند و اگر در اين ميان، بيگناهي هم اشتباها به خاک و خون كشيده شد، اشكالي ندارد، چرا كه همه اين ماجراها، در راستاي انجام وظيفه آنهاست!
Redacted براي نشان دادن عمق جنايات و وحشيگري ارتش آمريکا در عراق، صحنههايي را دقيقا بر اساس تصاوير واقعي شبکههاي خبري بازسازي ميکند. (مثل حمله وحشيانه به خانههاي مردم و شكستن در و پنجره و وارد شدن به خانه، ضرب و شتم مردم و …) سربازان مورد نظر يك شب به خانه يك عراقي ميروند و مرد خانواده را به دلايل واهي و به بهانه پيدا کردن سلاحهاي شيميايي دستگير ميكنند، چند شب بعد مجددا به آن خانه ميروند (لابد براي پيدا كردن بقيه سلاحهاي كشتار جمعي!) به دخترش تجاوز ميكنند و او را ميكشند. فيلم، تا پايان حول همين محور ميچرخد و سرانجام با نمايش تصاوير تعدادي از قربانيان جنگ عراق، به پايان ميرسد.
Redacted ساختاري مستندگونه داشت و تا حدود زيادي توانسته بود زندگي روزانه و واقعي سربازان آمريكايي را در عراق به تصوير بكشد و البته سوالاتي را نيز مطرح كند. سوالاتي از قبيل اينكه علت حضور آمريكا در عراق چيست؟ سلاح هاي كشتار جمعي كجا هستند؟ تروريستها كجا هستند؟ چرا سربازان آمريكايي اجازه دارند به هر جنايتي دست بزنند؟ و … شايد به خاطر وجود همين سوالات و نمايش بخشي از جنايات ارتش آمريكا در عراق بود، كه اين فيلم در آمريكاي آزاد، دچار سانسور و ويرايش شد!
البته فيلم redacted در ايران هم با سوءظنهايي روبه رو شد. برخي از منتقدان آنرا در راستاي سياستهاي آمريكا دانستند و يا دعواي زرگري و سياسي بين جمهوري خواهان و دموكراتها دانستند اما حرف من اين است كه حتي اگر redacted دعواي بين جمهوري خواهان و دموکراتها باشد، اين فيلم درباره جنگ عراق، واقعيت را نشان داده. واقعيتي که هر روز و هرشب شبکههاي مختلف خبري مشابه آنرا نشان ميدهند. اين فيلم لااقل در جنگ بين آمريكا و مردم عراق، بيطرف نمانده و طرف دولت آمريكا را هم نگرفته. بلكه در اين فيلم ما با يك كشور اشغال شده و يك ملت غارت شده روبه رو هستيم كه در شهر و در داخل خانه خودشان هم در امان نيستند و مورد اهانت و تجاوز آمريكاييها قرار ميگيرند. در اين فيلم مساله پيدا كردن سلاحهاي شيميايي و ميکروبي هم به هجو گرفته ميشود.
اما در the hurt locker داستان فرق ميكند. اينجا ديگر از تجاوز آمريكا صحبت نميشود. بعد از تماشاي اين فيلم کسي از خودش نميپرسد که علت حضور ارتش آمريكا در عراق چيست؟ چرا كه لحن فيلم به گونهاي است كه انگار سربازان آمريكايي در كشور خودشان قدم ميزنند و اين عراقيها هستند كه آمريكا را اشغال كرده و مخل امنيت مردم آمريكا هستند!
نميخواهم بگويم كه the hurt locker پاسخي است به فيلم redacted. چون اين دو فيلم، هم از لحاظ تكنيكي و هم ساختاري با هم تفاوت دارند و در يك حد و اندازه نيستند، اما به هر حال نشانههايي از پاسخ در آن وجود دارد.
آنجا دوربين اشك صورت و چهرههاي پر از رنج و وحشت عراقيها را نشان ميدهد، اينجا دوربين مدام چشمهاي توطئهگر و چهرههاي پر از كينه مردم عراق را نشان ميدهد كه به دنبال از بين بردن سربازان آمريكايي هستند. آنجا ميگويد سربازان آمريكايي به بهانههاي واهي به خانه و كاشانه مردم ميروند و به حقوق آنها تجاوز ميكنند، اينجا ميگويد تروريستها در خانهها نشستهاند و مشغول توطئه هستند.
آنجا مرد خانواده توسط آمريكاييها بازداشت ميشود و به خانهاش حمله و به دخترش تجاوز ميشود، اينجا همان هنرپيشه (شايد برحسب تصادف!) به بدنش كمربند انفجاري بسته شده، آن هم توسط خود عراقيها! و به ميان سربازان آمريكايي ميآيد و آمريكاييها هم تا آخرين لحظه براي نجات جان او تلاش ميكنند!
آنجا بچههاي عراقي مورد اهانت آمريكاييها قرار ميگرفتند، اينجا خود عراقيها كودكانشان را شكنجه و شكمهايشان را پاره ميكنند و در بدنشان بمب كار ميگذارند! در عوض سرباز آمريكايي آنقدر دلرحم و طرفدار حقوق بشر است که بيشتر از عراقيها نگران وضع كودكان عراقي است، با بچههاي عراقي فوتبال بازي ميكند و جانش را براي آزادي آنها به خطر مياندازد.
آنجا در انتهاي فيلم، سرباز آمريكايي به خانهاش برميگردد و با يادآوري حوادث تلخ عراق گريه ميكند و خودش را مقصر ميداند، اينجا در انتهاي فيلم سرباز آمريكايي حاضر نميشود در آمريكا و در كنار خانوادهاش در رفاه و آسايش زندگي كند؛ به عراق برميگردد تا جان کودکان عراقي را نجات دهد! انصافا جايزه اسکار نبايد به چنين فيلمي تعلق بگيرد؟ /انتهاي پيام/