حقيقت آرامش و راه هاي رسيدن به آن
آرامش يعني طمأنينه، تسکين و آسودگي خاطر[1] که در مقابل آن تشويش، نگراني و اضطراب است.
از نظر اسلام آرامش و طمأنينه امري واقعي، حقيقتي و دست يافتني است. در متون ديني ما راه هاي به دست آوردن آرامش بيان شده است و همين امر بهترين دليل بر امکان دست رسي به آن است. علاوه بر اين مطالعه زندگي بزرگاني که به دستورات دين عمل کرده اند و به آرامش دروني رسيده اند، مي تواند ما را به اين واقعيت رهنمون سازد که کسب آرامش در زندگي يک شعار نيست و اين چيزي است که ما خود مي توانيم با به کار بستن دستورات ديني آن را در خود احساس و تجربه نماييم.
عوامل پيدايش و ايجاد آرامش:
قرآن و روايات عوامل متعددي را براي آرامش بيان نموده اند برخي از آنها عبارتند از:
1. ذکر و ياد خدا: در قرآن آمده است: همانا با ياد الاهي قلب ها آرام مي شود.[2] منظور از ياد و ذکر خدا يعني اين که انسان هميشه توجه و يقين داشته باشد که هيچ موجودي در عالم نمي تواند مستقل و جداي از «الله» وجود داشته باشد تا چه رسد به اين که بتواند منشأ اثر باشد: «تمام عزت از او است»،[3] و تمام قدرت و ملک و هستي از او است. عزت و ذلت بندگان نيز به دست او است. او بر همه چيز توانا است.[4]
چنين انساني هيچ نگراني و خوف و حزني ندارد؛ چنان که قرآن مي فرمايد: "کسي که دنبال هدايت من باشد او ديگر خوف و نگراني ندارد".[5] بله اگر انسان واقعا با تمام وجودش باور داشته باشد که هيچ دگرگوني و قدرتي در عالم نيست مگر اين که وابسته به خداوند بزرگ است و آن گاه با زبان بگويد: «لاحول و لاقوة الا بالله العلي العظيم»، ديگر دغدغه و اضطرابي ندارد. رسول مکرم اسلام (ص) فرمودند: ذکر «لاحول ولا قوة الا بالله» شفاي از 99 درد است که کمترين آن دردها، غم و غصه است.[6]
2. توکل به خدا: توکل يعني اين که انسان وظيفه خود را در حد توانايي انجام داده و نتيجه کارها را به خداوند واگذار نمايد. قرآن مجيد مي فرمايد: "کسي که بر خدا توکل کند خداوند او را کفايت مي کند".[7]
3. رضايت به خواست الاهي: اگر انسان باور داشته باشد که خداوند متعال هميشه خير خواه بندگان خود است و به خواست الاهي گردن نهد هيچ دغدغه اي نخواهد داشت.
4. ارتباط و اطاعت از اولياي الاهي: خداوند به پيامبرش مي فرمايد: "هنگامي که از مردم خمس و زکات دريافت مي کني بر آنها درود بفرست؛ زيرا که صلوات تو بر آنها، ماي? آرامش آنها است".[8]
5. ازدواج با همسر مومن و صالح: قرآن مي فرمايد: "يکي از نشانه ها و آيات الاهي اين است که براي شما از جنس خودتان همسرهايي آفريد تا با او به سکونت و آرامش برسيد".[9]
6. استراحت در شب: خداوند در قرآن مي فرمايد: "او همان کسي است که شب را براي شما قرار داد تا در آن آرام شويد".[10]
7. خوردن غذاي سالم و طبيعي: در روايات وارد شده است که خوردن انگور سياه،[11] غم و غصه را از بين مي برد.
8. پاکيزگي و نظافت: در روايات زيادي آمده است که: شستن لباس،[12] و شستن سر[13] و... باعث از بين رفتن غم و غصه مي شود. اينها بعضي از عوامل ايجاد آرامش است که در روايات و آيات مطرح شده است.
از طرف ديگر، اگر انسان از چيزهايي که مانع آرامش است و براي انسان پريشاني خاطر مي آورد دوري کند، زمينه رسيدن به حالت طمأنينه و آرامش را فراهم ساخته است. بعضي از عوامل از بين رفتن آرامش که در روايات بدان ها اشاره شده است عبارت اند از:
1-دلبستگي به دنيا: پيامبر اکرم (ص) فرمود: "رغبت و علاقه به دنيا موجب غم و حزن انسان است و زهد و بي رغبتي به دنيا موجب راحتي قلب و بدن است".[14]
امام خميني (ره) نيز با توجه به روايات به فرزندشان حاج سيد احمد فرمودند: «... من آنچه ملاحظه کردم و مطالعه در حال قشرهاي مختلف نمودم، به اين نتيجه رسيده ام که قشرهاي قدرتمند و ثروتمند، رنج هاي دروني و رواني و روحيشان از ساير اقشار بيشتر و آمال و آرزوهاي زيادي که به آن نرسيده اند بسيار رنج آورتر و جگر خراش تر است... آنچه ماي? نجات انسان ها و آرامش قلوب است، وارستگي و گسستگي از دنيا و تعلقات آن است که با ذکر و ياد دايمي خداي تعالي حاصل مي شود».[15]
2- طمع و چشم داشت به مال مردم: پيامبر اکرم (ص) فرمودند: "کسي که به مال ديگران طمع و چشم داشت، داشته باشد حزن و اندوهش طولاني خواهد شد".[16]
3- حسادت: اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود: "غير از حسود ظالمي را نديدم که شبيه ترين کس به مظلوم باشد؛ زيرا داراي قلبي غصه دار و حزني پيوسته است".[17]
4- شک و عدم رضايت: رسول خدا (ص) فرمودند: "همانا که خداوند با حکمت و فضلش، راحتي و شادي را در يقين و رضا قرار داده و غصه و ناراحتي را در شک و نارضايتي گذاشته است".[18]
پس دست يابي به آرامش تنها يک شعار نيست، بلکه حقيقتي دست يافتني و داراي راه هاي عملي بسياري است که در متون ديني به وضوح بيان شده است.
[1] المصباح المنير، قسمت حرف «ط» کلمه طمأن.
[2] رعد، 28. «الا بذکر الله تطمئن القلوب».
[3] نساء، 139. «ان العزة لله جميعاً».
[4] آل عمران، 26؛ «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِي الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِکَ الْخَيْرُ إِنَّکَ عَلي کُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ».
[5] بقره،38؛ «فمن تبع هداي فلاخوف عليهم...»
[6] بحارالانوار، ج 74، ص 88.
[7] طلاق، 3؛ «ومن يتوکل علي الله فهو حسبه».
[8] توبه، 103. .«ان صلوتک سکن لهم».
[9] روم، 2.
[10] يونس، 67. «هو الذي جعل لکم الليل لتسکنوا فيه».
[11] 6- سن، [المحاسن] عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ شَکَا نَبِيٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَي اللَّهِ الْغَمَّ فَأَمَرَهُ بِأَکْلِ الْعِنَبِ. بحارالانوار، ج 73، ص 323.
[12] قال علي (ع): غسل الثياب يذهب بالهم و الحزن – بحارالانوار، ج 76، ص 84 و الخصال.
[13] قال الصادق (ع): "من وجد هما فلايدري ما هو فليغسل رأسه"، بحار الانوار، ج 76، ص 323.
[14] قال رسول الله (ص): "الرغبة في الدنيا تورث الغم و الحزن، و الزهد في الدنيا راحة القلب و البدن"، بحارالانوار، ج 73، ص 91.
[15] وعده ديدار، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، نامه 26/4/1363.
[16] قال رسول الله (ص): "من نظر الي ما في ايدي الناس، طال حزنه و دام اسفه"، بحارالانوار، ج 77، ص 172.
[17] بحارالانوار، ج 73، ص 256.
[18] بحارالانوار، ج 77، ص 61 و تحف العقول.
/انتهاي پيام/