طوفان سربازان گمنام خدا
زينب صناعي- گروه انديشه؛ صحراي طبس هيچگاه خاطره سحرگاه پنجم ارديبهشت ماه 1359 را از ياد نمي برد.
چند ساعتي تا طلوع آفتاب مانده بود و نماينده شيطان بزرگ، ژنرال جونز، رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا امروز را مناسب ترين زمان آغاز عمليات دلتا اعلام کرده بود.
نيروهاي آمريکايي با هدف آزاد كردن گروگان هاي اين كشور كه در لانه جاسوسي آمريكا در تهران تحت مراقبت بودند، با چرخ بال هايشان در صحراي طبس فرود آمدند.
اين نيروها كه در ميان آنان افسران حكومت پهلوي و افراد وابسته به ساواك نيز حضور داشتند، قرار بود از طبس با چرخ بال به سوي تهران حركت كرده و در ورزشگاه امجديه آن زمان فرود آيند و سپس با لباس مبدل، به سفارت آمريكا در تهران حمله كرده و جاسوسان خود را آزاد كنند.
اما شن هاي صحراي طبس که انگار سربازان گمنامي بودند که از سوي خدا آموزش ديده بودند، بيش از اين برنتافتند و نتوانستند شاهد ديدن فتنه اي جديد از سوي ايادي استکبار و شيطان صفت آمريکا بر ضد ملت قهرمان ايران باشند.
در جريان طوفان شن 132 نيروي نظامي آمريكايي، هشت چرخ بال و سه هواپيماي
باربري هركولس C-130 پس از استقرار در طبس از ادامه مأموريت شيطاني خود بازماندند.
دستگاه هيدروليك يكي از چرخ بال ها از كار افتاد، چرخ بال ديگر بر اثر طوفان شن و عدم ديد كافي به هنگام جا به جايي، با يكي از هواپيماهاي هركولس برخورد كرده و هر دو وسيله نقليه آتش گرفت و در نتيجه هشت تن از نظاميان در شعله هاي آتش سوختند.
برژيسنکي حالت کارتر را پس از صدور دستور توقف عمليات و عقب نشيني و آتش گرفتن هواپيما و هلي کوپتر آمريکايي چنين توصيف کرده است: «وي بعداً سرش را ميان دو دستش گرفت و به مدت چند ثانيه روي ميز گذاشت، با شنيدن اين خبر، به مانند مار زخمي به خود پيچيد و آثار درد و نگراني بر تمام صورت او آشکار شد و به اطرافيانش بد و بي راه مي گفت.»
اين حادثه پس از اقدام كاخ سفيد مبني بر بلوكه كردن دارايي هاي ايران در بانك هاي امريكا، تحريم اقتصادي ايران و اعلام قطع رابطه سياسي واشنگتن با جمهوري اسلامي ايران صورت گرفت که يکي از بزرگ ترين رسوايي هاي نظامي – سياسي کاخ سفيد در برابر انقلاب اسلامي ايران به شمار مي آيد.
پس از آن، جاسوسان آمريكايي از سوي دانشجويان پيرو خط امام در چند دسته به نقاط مختلف كشور برده شدند و شش ماه در اختيار دانشجويان بودند تا دسترسي به آنان ميسر نباشد.
عذاب الهي پيش بيني نشده بود!
برژينسکي در مورد چگونگي انجام اين عمليات مي نويسد: «طرح عمليات که پس از هفته ها بررسي و تحليل، تهيه شده بود، جمعاً دو روز (از 24 تا 26 آوريل1980 برابر با 4 تا 6 ارديبهشت 1359) به طول مي انجاميد.
در شب اول، هشت هلي کوپتر و سه هواپيماي سي - 130 در عمق خاک ايران در وسط بيابان فرود مي آمدند و هلي کوپترها پس از سوخت گيري، شبانه به نقطه اي در نزديکي تهران پرواز مي کردند و تمام روز را در انتظار فرا رسيدن شب در اين نقطه توقف مي کردند.
حمله به سوي سفارت که محل نگهداري گروگان ها بود، در شب دوم با وسايل نقليه اي که قبلاً تدارک شده بود، انجام مي گرفت و يک گروه جداگانه هم براي نجات بروس لينکن، کاردار سفارت و دو تن از همکارانش به محل وزارت خارجه ايران مي رفتند.
برنامه دقيقي براي ورود به ساختمان سفارت و آزاد ساختن گروگان ها پيش بيني شده بود و گروگان ها پس از رهايي و شايد به همراه چند اسير از اشغال کنندگان سفارت به استاديومي که در نزديکي سفارت قرار داشت، منتقل مي شدند و به وسيله هلي کوپتر به يک فرودگاه مجاور پرواز مي کردند.
قرار بود اين فرودگاه شبانه به وسيله يک گروه کماندويي اشغال شود و گروگان ها و کماندوها با هواپيماهاي مستقر در فرودگاه به پرواز در آيند، تمام مراحل عمليات در تاريکي شب پيش بيني شده بود و با تمرين هاي مکرر براي اين عمليات، به وسيله گروه ورزيده اي که داوطلب انجام اين مأموريت شده بودند، همه ما به نتيجه آن اميدوار بوديم.»
اصل غافلگيري
دولت تجاوزگر آمريکا در رابطه با چنين مأموريتي متجاوز از پنج ماه تمام در صحراهاي آريزونا تعليمات پيچيده و فشرده اي را به کماندوهاي خود داده بود و از پيچيده ترين تکنيک هاي نظامي اعم از تسليحات نظامي و دفاعي تا صنايع مدرن هواپيمايي استفاده کرده و بودجه نامحدودي را براي اين عمليات اختصاص داده بود.
سازمان هواشناسي آمريکا نيز وضع جوي ايران، بخصوص در منطقه فرود در صحراي طبس را کاملاً مورد پيش بيني علمي قرار داده بود و به سبب اينکه هواي آن شب مهتابي بود، ورود هر نوع هواي غيرمطلوب و وقوع طوفان را بعيد مي دانست.
واقعه طبس، ضمن فراهم آوردن اتحاد و يکپارچگي بيشتر نيروهاي انقلابي ايران، حقانيت انقلاب اسلامي را در جامعه بين المللي به اثبات رسانيد.
در جريان اين حادثه، چهره دشمن واقعي انقلاب بيش از هر زماني نمايان تر و الهي بودن انقلاب نيز براي جهانيان روشن شد، در حقيقت خداوند متعالي با طوفان شن، پرده ديگري از چهره زشت حاکمان واشنگتن را برداشت و تجاوز آشکار و مغاير با قوانين و موازين بين المللي آنان را به نمايش گذاشت.
مانورهاي احمقانه کارتر
به دنبال تجاوز نافرجام کماندوهاي آمريکا در طبس، حضرت امام خميني (ره) رهبر بزرگ ترين انقلاب ضد آمريکايي با صدور پيامي فرمود: «اشتباه کارتر در آن است که گمان مي کند با دست زدن به اين مانورهاي احمقانه، مي تواند ملت ايران را که براي آزادي و استقلال خويش و براي اسلام عزيز از هيچ فداکاري رويگردان نيست، از راه خودش که راه خدا و انسانيت است، منصرف کند؛ کارتر نفهميده با چه ملتي روبروست و با چه مکتبي بازي مي کند، ملت ما، ملت خون و مکتب جهاد است؛ حمله به ايران، حمله به تمام بلاد مسلمين است.»
تحقير تاريخي آمريکايي ها
واقعه شکست آمريکا در طبس، آن قدر مهم و سرنوشت ساز بود که حتي مشهورترين چهره هاي سياسي را در آمريکا وادار به اعتراف به شکست کرد به عنوان نمونه برژينسکي، مشاور امنيت ملي کارتر، احساس نااميدي ملي را در آمريکا، از پيامدهاي مهم شکست اين کشور در طبس مي داند و مي گويد: «ماجراي مفتضح ايران، يکي از سه عامل مهم شکست کارتر بود و اين ماجرا، احساس نااميدي ملي را برانگيخت.»
ويليام سوليوان، سفير سابق آمريکا در تهران نيز از اين واقعه، با عنوان دوران تحقير ملي آمريکا ياد مي کند و مي نويسد: «روش سست و بي قيد حکومت کارتر و اقدامات نامعقول او، به گروگان گيري اعضاي سفارت آمريکا انجاميد و دوران تحقير ملي که در تاريخ آمريکا نظير آن ديده نشده است، آغاز شد.»
يکي از خبرنگاران روزنامه آمريکايي نيويورک تايمز مي نويسد: «داغ شکستي که آمريکاييان در ايران خوردند، تا مدت ها آنها را رها نخواهد کرد، بويژه به اين دليل که اين شکست، ضربه دوباره اي به احساس آنهايي بود که شديدا به فناوري معتقدند و به آن ايمان دارند، از کار افتادن سه بالگرد در ميان بادهاي شني بيابان، ضربه بسيار سنگيني بوده است.»
شن ها مامور خدا بودند
حضرت امام خميني (ره) در پي شکست آمريکا در طبس، در پيام کوبنده اي چنين فرمودند: «کارتر بايد بداند که با اين عمل بسيار ناشيانه، حيثيت سياسي خود را به صفر رساند و از رياست جمهوري بايد قطع اميد کند؛ کارتر با اين عمل خود ثابت کرد که قدرت تفکر را از دست داده است و از اداره يک کشور بزرگ مثل آمريکا عاجز است، اکنون که شيطان بزرگ دست به کار احمقانه زده است، ملت شريف ايران بايد براي خداي تبارک و تعالي با تمام توان خود و با اتکا به قدرت خداي متعال مهيا شوند و آماده نبرد با دشمنان خود گردد.»
ايشان در بخش ديگري از پيام خود فرمودند: «نبايد بيدار شوند، آنهايي که توجه به معنويات ندارند و به اين غيب ايمان نياورده اند؟ نبايد بيدار شوند؟ کي اين هليکوپتر آقاي کارتر را که مي خواستند به ايران بيايند ساقط کرد؟ ما ساقط کرديم؟ شن ها ساقط کردند، شن ها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست، قوم عاد را باد از بين برد؛ اين باد مأمور خداست؛ اين شن ها همه مأمورند؛ تجربه بکنند باز.»
اقدامات خصمانه دشمنان انقلاب در پرتو عنايت خداوند بي ثمر مي ماند
اهميت واقعه طبس در اين نبود که آمريکايي ها براي نخستين بار آشکارا در داخل خاک ايران نيرو پياده کردند؛ زيرا اين واقعه، نمونه کوچکي از تجاوز آمريکايي ها را در کشورهاي مختلف جهان نشان مي دهد، اهميت واقعه صحراي طبس در اين بود که وقتي نظامي مردمي و اسلامي مورد عنايات باري تعالي باشد، حتي عواملي مانند ريگ ها و گرد و غبار بيابان هم مي توانند ماشين جنگي قدرتمندترين کشور جهان را در هم بکوبد و منهدم سازد.
از آن پس، تصميمات و اقدامات خصمانه آمريکا و دشمنان انقلاب در پرتو عنايت خداوند بي ثمر مي ماند و کاروان پر خروش انقلاب، همچنان با حضور توفنده ملت سرافراز در کنار رهبر دورانديش و شجاع خود، به حرکت سرنوشت ساز و اميدبخشش ادامه مي دهد./انتهاي پيام/