نيامدن نام حضرت فاطمه (س) در قرآن
در اين باره به چند نکته توجه فرماييد:
1. صرف آمدن نام اشخاص در قرآن، نشانه فضيلت آنان نيست؛ زيرا در قرآن کريم، نام افراد ستمکار و مشرک مانند: فرعون، ابولهب و... نيز آمده است.
2. گرچه نام حضرت فاطمه(عليهاالسلام) در قرآن به صراحت نيامده؛ ولى بر اساس روايات، فضيلت ايشان از حضرت مريم(عليهاالسلام) بيشتر است. امام صادق(عليه السلام) در اين باره مى فرمايد: «اما مريم بانوى زنان زمان خود بود؛ ولى فاطمه(عليهاالسلام) بانوى همه بانوان جهان از اولين و آخرين است». اصولا ياد کردن فردى بوسيله ذکر اوصاف ارزشمند، مطلوبتر است، از اينکه به نام از آن شخص تعريف شود. [1]
3. نام اهل بيت پيامبر اکرم (صلى الله عليهم إجمعين) از جمله حضرت فاطمه(عليهاالسلام) به جهت مصالحى، به صراحت در قرآن کريم نيامده است. از جمله اينکه به احتمال قريب به يقين، اگر نام اهل بيت و حضرت فاطمه(عليهاالسلام)در قرآن کريم به صراحت مىآمد، نااهلان، قرآن را تحريف کرده و به سبب دشمنى با آن حضرت و همسرش حضرت على(عليه السلام) و حذف نام ايشان از قرآن، در قرآن دست مى بردند؛ ولى اگر با ذکر اوصاف گفته شود، ديگر افراد نااهل دست به تحريف آيات قرآن نزده و حقيقت و شخصيت اهل بيت(عليهم السلام) نيز براى حق جويان روشن مى شود.
افزون بر اينکه در قرآن کريم آياتى درباره اهل بيت(عليهم السلام) نازل شده که بسان تصريح به نام آنان و بهتر از تصريح است و کسى که به دنبال حقيقت باشد، از هر دو گفتار (صراحت، عدم صراحت) يک مطالب را مى فهمد. [2]
4. بر اساس روايات اسلامى، برخى آيات و سوره هاى قرآن در شإن حضرت زهرا(عليهاالسلام) نازل شده است؛ از جمله سوره هايى که در شإن ايشان نازل شده، سوره دهر و کوثر است و نيز نزديک به 30 آيه در شإن ايشان تإويل شده که برخى از آنها عبارتند از:
1. آيه تطهير: «انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس إهل البيت و يطهرکم تطهيرا» احزاب/ 33
2. آيه مودت: «قل لا إسئلکم عليه إجرا الا الموده فى القربى» شورى/ 23
3. آيه مباهله: «تعالوا ندع إبنإنا و إبنإکم و نسإنا و نسإکم و إنفسنا و إنفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الکذبين» آل عمران/ 61
4. «انا إنزلنه فى ليله مبرکه انا کنا منذرين» دخان/ 3
5. «انا إنزلنه فى ليله القدر» قدر/1 (که مراد از «ليله» در اين آيه، حضرت فاطمه(عليهاالسلام) مى باشد.)
پى نوشت:
[1]. ر.ک: محدث بحرانى، تفسير البرهان، بنياد بعثت، تهران، ج1، ص618.
[2]. ر.ک: غايه المرام، باب 59، فصل دوم، ص 265.
/انتهاي پيام/