چرا تفكر افراد دين دار تفكرى كامل تر و بالاتر است؟
محتويات فكر انسان هر چه عالى تر باشد، آن فكر كامل تر و عالى تر است. بنابراين هر چه معلومات و معقولات انسان توسعه بيشترى داشته باشد به همان اندازه، فكر انسان وسيع تر خواهد بود. به عبارت ساده تر مى توان گفت: ميان فكر و محتويات آن تعدّد و اختلافى نيست.(1)
از اينجا نتيجه مى گيريم كه فكر كامل، فكرى است كه متوجّه عالى ترين موجودات باشد و پست ترين افكار، آن فكرى است كه در اطراف پست ترين موجودات دور مى زند.
اكنون براى بهتر روشن شدن مطلب، اعتقادات يك فرد دين دار و بى دين را با هم مقايسه مى كنيم:
يك فرد مادّى مى گويد كه عالَم، همان چيزى است كه ما مى بينيم و يا علوم طبيعى براى ما اثبات كرده است; طبيعت محدود و قوانين جبرى آن، سازنده اين جهانند و هيچ گونه نقشه و فكرى در ساختمان آن به كار نرفته است. بشر هم جزئى از طبيعت است و پس از مرگ، اجزاى او از هم متلاشى و تجزيه شده و بار ديگر به طبيعت برمى گردند و هيچ گونه بقايى براى او نيست. در واقع، ميان انسان و ساير حيوانات، چندان فاصله اى وجود ندارد.
در مقابل يك فرد دين دار معتقد است كه عالَم، خيلى بزرگ تر است از آنچه ما درك مى كنيم و عالَم ماوراى اين طبيعت به مراتب از جهان طبيعت، وسيع تر مى باشد. نيروى سازنده اين عالَم، علم و قدرتى بى نهايت دارد، هميشه بوده و خواهد بود. عالَم بر طبق يك نقشه بسيار عميق و دقيق استوار شده است و عدم اطّلاع كامل ما از اسرار آن، دليل بر نبودن آن اسرار نيست، بلكه به خاطر نادانى ماست. انسان فاصله بسيار زيادى از حيوانات دارد. مرگ به معناى فنا و نابودى نيست (مرگ، پايان كبوتر نيست)(2)، بلكه يكى از مراحل كمال بشر است، زيرا انسان، پس از مرگ وارد عالَم وسيع تر و پهناورترى مى گردد.
اكنون خود شما قضاوت كنيد كه روح كدام يك از اين دو نفر كامل تر و قوى تر است؟
آن كس كه فكر او تنها در محدوده مادّه، گردش مى كند و يا آن كس كه برفراز آسمان ابديّت و در يك فضاى بى انتها پرواز مى نمايد؟ جواب اين سؤال ناگفته، روشن است...
آرى، اين دين است كه فكر انسان را در افقى بلندتر از افكار مادّى قرار مى دهد و روح قوى و همّت عالى به او مى بخشد!(3)
1 . مبحث «اتّحاد عاقل و معقول» در فلسفه، اين رابطه را تا سر حدّ اتحاد پيش برده و فكر و محتويات آن را يك چيز معرّفى مى كند. اين نظريّه به «فرفوريوس» دانشمند يونانى نسبت داده شده كه از پيروان ارسطو و حكماى قبل از اسلام مى باشد. عدّه اى از فلاسفه اسلام مانند فارابى و ملاّصدرا از طرفداران اين نظريّه اند ولى ابن سينا از مخالفين آن مى باشد.
2 . سپهرى، سهراب.
3-آفريدگار جهان، ص 22.
منبع: پايگاه آيت الله مکارم شيرازي.
/انتهاي پيام/