حوريه بهشتی
کد خبر:۶۷۴۱۴
به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س)

حوريه بهشتی

پيامبر(ص) فرمود: فاطمه حوريه‏اى در لباس انسان است.

گفتند: اى رسول خدا! چگونه امكان دارد كه كسى حوريه و در عين حال انسان باشد؟

فرمودند: خداوند متعال قبل از اينكه حضرت آدم را بيافريند؛ فاطمه را در آن هنگامى كه ارواح مخلوقات را خلق مى‏كرد، از نور خود آفريد، پس هنگامى كه آدم را آفريد، فاطمه را به او نشان داد. هنگامى كه خدا حضرت آدم را آفريد و مرا از صلب او خارج نمود (متولد شدم)، اراده نمود كه فاطمه را از صلب من خارج كند، پس آن نور را در سيبى قرار داد و جبرئيل آن سيب را نزد من آورد و گفت: اى محمّد! خدا به تو سلام مى‏رساند، اين سيب تحفه‏اى است كه خداوند مهربان آن را از بهشت براى تو فرستاده؛  من آن سيب را گرفتم و به سينة خود چسباندم.

جبرئيل گفت: اى محمّد! خداوند مى‏فرمايد اين سيب را بخور، هنگامى كه آن سيب را تكه كردم نورى از آن ساطع گرديد كه موجب تعجب من شد، و جبرئيل كه تأخير و تأمل مرا در خوردن سيب مشاهده كرد، گفت: اى رسول خدا! چرا آن را نمى‏خورى!؟ بخور و نترس، زيرا آنچه ديدى نور بانويى است كه در آسمان «منصوره» و در زمين «فاطمه» خواهد بود.

گفتم: اى جبرئيل! چرا در آسمان منصوره و در زمين فاطمه است؟

گفت: در زمين فاطمه ناميده شد، براى اينكه پيروان و شيعيان خود را از آتش نجات مى‏دهد و دشمنانش از محبّت او محروم خواهند بود، و در آسمان به اين جهت منصوره است كه خدا فرمود: «در روز قيامت، مؤمنان از نصر و يارى خدا خشنود مى‏شوند، و خداوند هر كه را خواهد يارى مي‌كند»، و مقصود از نصرت خدا براى مؤمنان، همانا شفاعت و امداد فاطمه براى شيعيان و دوستدارانش مى‏باشد.

وفات پيامبر(ص)

از درون خانه پيامبر ناگهان شيوني برخاست، پيغمبر خدا به ديدار خدا رفت؛ آري پيامبر(ص) مرده است همانطور كه خداوند به او فرمود: «تو مي‌ميري و ديگران هم مي‌ميرند».  تا ابد چشم‌ها از اين غم گريان و دل‌ها نالان و قلم‌ها لرزان خواهد بود.

فاطمه(س) در سوگ پدر

سرور زنان عالم، اولين كسي كه قدم به بهشت مي‌گذارد، رضايش رضاي خدا و قهرش خشم خدا، روح و جان پيامبر(ص)، همان‌كه رسول‌خدا(ص) دستش را مي‌بوسيد و سينه‌اش را مي‌بوييد و در برابرش از جا بر‌مي‌خاست و خود را فداي او مي‌دانست و مي‌فرمود: «ابيها فداها»، در گرداب مصائب، غرق شد و كسي درد او را درك نمي‌كرد، گرية او بر پدرش به حدي رسيد كه وي را در شمار پنج نفر از گريه كنان جهان، يعني آدم، يعقوب، يوسف و علي‌بن‌الحسين (عليهم السلام) جاي داده‌اند. فاطمه(س) با گرية خود بر رسول خدا(ص) عبادت مي‌كرد و از سرپيچي آگاهانه و هدفدار غاصبان خلافت شكايت مي‌كرد. گرية او ياد رسول(ص) را زنده مي‌داشت و اين خود به مكتب و ارزش‌هاي رسالت پيامبر(ص) جان مي‌بخشيد گرية سيدة عالم نه فقط براي از دست دادن پدر، بلكه علاوه برآن براي قطع شدن وحي نيز بود.

شيون و زاري هدفمند فاطمه(س) باعث آزار و اذيت فتنه‌گران مي‌شد تا آنجا كه برآن شدند صداي مظلوميت فاطمه(س)را قطع كنند، حضرت بعضي روزها به بقيع مي‌رفتند و در آنجا به عزاداري مشغول مي‌شدند؛ در بقيع درختي بود به نام «اراكه» كه سايه‌اي داشت و فاطمه(س) هنگام ظهر از ساية آن استفاده مي‌كردند و غروب به منزل بازمي‌گشتند. فتنه‌گران نيمه شبي آن درخت را قطع كردند تا ديگر فاطمه(س) گريه نكند و صداي مظلوميتش به گوش مردم نرسد. سپس نزد علي(ع) آمدند و گفتند زاري فاطمه(س) آسايش و آرامش را از ما سلب كرده به او بگو يا شب گريه كند يا روز، علي(ع) هم در بقيع اتاقي براي فاطمه(س) ساخت كه «بيت‌الاحزان» ناميده شد، صبحگاهان بانوي عالم حسنين(ع) را پيش روي خود حركت داده و با چشم گريان به بقيع رفته و در بين قبرها تا غروب گريه مي‌كردند و شبانگاه علي(ع) نزد آن حضرت آمده، ايشان را به منزل مي‌بردند.

مصائب فاطمه(س) بعد از رحلت پيامبر(ص)

چند ساعتي از وفات پيامبر(ص) نگذشته بود كه فتنه‌گران شروع كردند به فتنه، آن‌ها به سقيفه رفتند تا جانشين پيامبر(ص) را انتخاب كنند؛ چقدر زود غدير فراموش شد و خليفه انتخاب شد و مردم هم با او بيعت كردند.

خليفه تصميم گرفت فدك  را كه هبة پيامبر(ص) به فاطمه(س) بود، به تصرف خود درآورد و با غصب كردن آن، اقتصاد خانة ولايت را برهم زده و خلافت خود را تثبيت كند، او دستور داد تا كساني كه در فدك هستند را خارج كنند و اگر نرفتند با كتك آن‌ها را بيرون كنند. هنگامي كه اين خبر به فاطمه(س) رسيد با حالت عصبانيت پيش خليفه رفت و با استدلال با او سخن گفت و بر كار او اعتراض كرد، خليفه در مقابل دليل فاطمه(س) پاسخي نداشت لذا نامه‌اي در مورد رد فدك به فاطمه(س) نوشت و آن را به آن بانوي مكرمه و مجلله داد، حضرت سند را گرفت و از نزد خليفه بيرون آمد، ولي در راه دسيسه‌گر خليفه جلوي او را گرفت و سند را طلب كرد، حضرت امتناع ورزيد و او جسارتي عظيم به فاطمه(س) نمود كه قلم در اداي آن گريان و زبان از گفتن شرمنده است؛ به قيمت اهانت به ساحت اقدس بانوي دو عالم سند را گرفت و پاره كرد. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: گويا مي‌بينم گوشواره‌اي كه در گوش داشت از شدت ضربت سيلي شكست و از اين ضربت‌ها مريض شد و رحلت نمود.

اجر احمد را به دختر بعد او تقديم كرديد!      از نوگلان داغدارش با ادب تكريم كرديد!

استمداد فاطمه(س) از انصار

بعد از بيعت مردم با خليفه حضرت علي(ع) شبها فاطمه(س) را سوار بر چارپايي مي‌كرد و در مجالس انصار مي‌گردانيد و از آن‌ها مي‌خواست كه از اهل‌بيت پيامبر(ص) پشتيباني كنند. آن‌ها در پاسخ مي‌گفتند: اي دختر پيامبر بيعت ما با خليفه انجام شد و كار از كار گذشت اگر شوهر تو قبل از خليفه به سوي ما سبقت مي‌گرفت ما به او مراجعه مي‌كرديم و رهبري او را مي‌پذيرفتيم. علي(ع) در پاسخ آن‌ها مي‌فرمود: آيا من جنازة رسول‌خدا(ص) را در خانه‌اش رها كنم و آن را دفن نكرده بگذارم و به سوي شما بيايم و با مردم دربارة حاكميت به جاي پيامبر منازعه كنم!؟

حامي ولايت

ديد دشمن فاطمه جان عليست              بلكه با جانش، نگهبان عليست

گفت بايد جان حيدر را گرفت                    از علي دخت پيمبر را گرفت

علي(ع) تنها كسي بود كه براي بيعت با خليفه نرفت و طبق وصيت پيامبر(ص) در خانه به تنظيم و جمع‌آوري قرآن پرداخت. به خليفه گفتند همة مردم با تو بيعت كردند جز علي و اهل بيت او، شخصي را نزد او بفرست كه بيايد و بيعت كند. خليفه شخصي به نام «قنفذ» كه بسيار خشن و بيرحم بود را براي اين كار انتخاب كرد، و به او گفت نزد علي برو و بگو: دعوت خليفه را اجابت كن.

قنفذ رفت ولي علي(ع) از آمدن نزد خليفه امتناع ورزيد؛ خبر به خليفه رسيد او عده‌اي از منافقين را جمع كرد و به سوي خانة علي(ع) آمدند و با در بسته مواجه شدند؛ فرياد كشيدند: يا علي از خانه بيرون بيا كه خليفه تو را مي‌خواند ولي اهل بيت در را باز نكردند، آن‌ها هيزم آوردند و در پاي در خانه نهادند و آتش تهيه كردند تا در خانه را بسوزانند، فاطمه(س) دانست كه آن‌ها تصميم دارند خانه را بسوزانند حركت كرد و در را گشود، همين كه در را باز كرد جمعيت او را به عقب راندند و فاطمه(س) بين در و ديوار واقع شد و سپس بر سر علي(ع) ريختند و گريبان او را گرفتند و در حالي كه او را به زمين مي‌كشاندند بسوي مسجد مي‌بردند، فاطمه(س) بين آن‌ها و مولايش حايل شد و فرمود: به خدا قسم نمي‌گذارم كه پسر عمويم را به زور به مسجد ببريد، جمعيت كه چنين ديدند به قنفذ دستور دادند كه با تازيانه فاطمه(س) را بزند. قنفذ پشت و پهلوي فاطمه(س) را به تازيانه گرفت تا اثر آن در جسم شريفش پيدا شده و اين ضربت بيشترين تأثير را در افتادن جنين او كه پيامبر(ص) او را (محسن) نام نهاده بود، داشته است.

مـن ايـستاده بـودم ديـدم كـه مـادرم را    قاتل گـهي به كوچه گاهي به خانـه مي‌زد

گـرديـده بـود قنفذ هـمدست بـا مغيره      اين با غـلاف شمـشير او با تازيـانه مي‌زد

ديدم كه هر دو ظالم پهلوي او شكستند  اين ضرب بر درخت و او بر جوانه مي‌زد

آن ظالـم ستـمگـر هيـزم فراهــم آورد       با يك جـهان كـينه آتـش به خانـه مي‌زد

آنگه كه ديد مادر در پشت در نهان است   محكم به پاي نحسش بر درب خانه مي‌زد

ديدم كه صورتش رابادست خودنشان كرد آنـگه بـه تيـر سيـلي بر ايـن نشـانه مي‌زد

غنچه ياس

يكي از جنايت‌هايي كه در حق اهل‌بيت پيامبر(ص) بعد از وفات ايشان انجام شد كشتن فرزند پيامبر بود او با آنكه هنوز به دنيا نيامده بود يكي از اهل بيت به شمار مي‌آمد و پيامبر نام او را نيز انتخاب كرده بود.

اسرار مگوي فاطمه محسن بود             محصول دعاي فاطمه محسن بود

چون بـست طـناب دستان علي             بازوي وفـاي فاطـمه محسن بود

فضائل حضرت محسن(ع)

1- خبر دادن خداوند متعال به شهادت محسن(ع) در قرآن و در معراج.

2- محسن(ع) اولين فردي است از اهل‌بيت پيامبر(ص) كه به جدش ملحق شد.

3- محسن(ع) سند واقعي در مظلوميت آل‌محمد(ص) و شقاوت دشمنانشان مي‌باشد.

4- مادر محسن(ع) خود را فداي همسرش نمود و او نيز خود را فداي پدر و مادرش نمود.

5- محسن(ع) خود را همچون مادرش فداي امام زمانش نمود.

6- محسن مقتداي اصغر شهيد، در دفاع از امامش بود و اولين شهيد از آل‌محمد(ص) مي‌باشد.

7- محسن(ع) كوچكترين شهيد آل‌محمد(ص) است.

8- محل شهادتش در حرم پيامبر(ص) بوده و قبرش همچون مزار مادرش مخفي و نامعلوم است.

9- شباهت عظمت مصيبت محسن(ع) با عظمت شهادت برادرش حسين(ع) در كربلا.

10- محسن(ع) همان «سرمستودع» مي‌باشد.

11- محسن(ع) باب‌الحوائج به سوي حق تعالي براي مومنين است.

12- توسل به محسن(ع)

13- در دعاها لعن قاتلان محسن(ع) بسيار وارد شده است.

14- مجرب است نجات جنيني كه احتمال سقطش مي‌رود، اگر نام محسن(ع) را بر جنين گذارند.

15- محسن(ع) در نزد عرش الهي براي محبينش استغفار مي‌كند.

محسن فداي نامت،‌ گشتي فداي مامت    ديدي در آن قيامت، مادر فداي بابت

ديوانه‌وار مي‌زد، ضربت عدو به مامت          بهر دفاع از دين، كردي فدا تو جانت

ياس ديگر يك سحر مهمان ماست

حضرت فاطمه(س) در بستر بيماري افتادند و علي(ع) با كمك أسماء پرستاري ايشان را بعده گرفتند حضرت به اندازه‌اي ناتوان شده بودند كه براي برگرداندن صورتشان كمك مي‌گرفتند، از كارهاي ايشان در اين ايام دستور ساختن تابوتي بود كه بدن ميت را كاملا مي‌پوشاند و وصيت كردن به دخترشان زينب كبري(س) و سفارش‌هايي به همسرش علي(ع) و...

و بالاخره ساعت احتضار فرارسيد، در اين هنگام پرده برداشته شد و حضرت صديقه طاهره(س) نگاهي تند و عميق افكند و فرمود: سلام بر جبرئيل، سلام بر رسول‌خدا(ص)، آنگاه فرمود: آنچه را كه من مي‌بينم شما هم مي‌بينيد، گفتند: شما چه مي‌بينيد؟

فرمود: رسول‌خدا(ص) را كه مي‌فرمايد: دختر عزيزم پيش من آي، زيرا آنچه را كه در پيش داري براي تو بهتر خواهد بود، پس چشمهايش بسته شد، دستها و پاهاي خود را دراز كرده و از دنيا رفت.

نيـم روزي ديـده از هـم بـاز كـرد            راز دل را بـا عـلـي ابـراز كــرد

كـرد با سخـتي به مـولايـش سخن       خواست محبوبم حلالم كن دگـر

سوخت سر تا پا علي از اين سـخن      خواست تا جانش برون آيد زتـن

گفت: هستي‌من، جان‌من، جانان‌من    اين قدر بـازي مكن با جـان مـن

اي چـراغ مـن مـگـو از خامـشـي           ورنه پيش ازخود، علي را مي‌كشي

يا علـي! امروز چـون گـرديـد، شام          عـمر زهـراي تو مي‌‌گـردد، تـمام

منكه بستم چشم، دست ازمن بشوي  شب تـنـم از زيـر پيراهن بشوي

شب مـرا تشييع كـن تا آن دو تـن          يك قـدم نـايند، بـر تـشييع مـن

گــر بـه تـشييع مـن آيـد قـاتـلم              داغ محـسن تـازه گـردد در دلم

گـر نماز آرد بـه جـسم پـاك مـن              قاتـل سنگين دل و سـفـاك مـن

نـالـه از هـر بـنـدبـنـدم سـر كنم              شكوه از تـو پيش پيـغمبر كـنـم

تـا نـشـان مـانـد بـجـا از غـربتـم              بي‌نـشان بـايـد بـمانـد تـربـتـم     

دعا براي گنهكاران امت

اسماء،‌ همسر جعفر طيار، نقل مي‌كند: در لحظه‌هاي پايان عمر حضرت فاطمةزهرا(س)، متوجه آن بزرگ زن عالم بودم. ابتدا غسل كرد و لباس‌‌ها را عوض كرد و در خانه مشغول راز و نياز با خدا شد؛ جلو رفتم، فاطمه(س) را ديدم كه رو به قبله نشسته، و دست‌ها را به سوي آسمان برآورده، چنين دعا مي‌كند:

پروردگارا! بزرگا! به حق پيامبراني كه آن‌ها را برگزيدي، ‌و به گريه‌هاي حسن و حسين در فراق من، از تو مي‌خواهم گناهكاران شيعيان من و شيعيان فرزندان مرا ببخشايي.

ساعت دعاي فاطمه(س)

روايت كردند كه پيامبر(ص) فرمود: همانا در جمعه ساعتي است كه در آن ساعت هر مسلماني از خداوند درخواست خيري كند، ‌پروردگار به او عطا نمايد.

فاطمه(س) به غلامش مي‌گفت: برو بالاي بام! اگر ديدي كه نصف خورشيد در حال غروب است، مرا خبر كن تا دعا كنم.      

نظاره به وجه كريم الهي

روزي رسول‌خدا(ص) به فاطمه(س) فرمودند: دخترم از خدا چيزي بخواه، كه جبرئيل از جانب خدا وعدة اجابت داده است. فاطمه(س) عرض كرد: حاجتي جز توفيق در بندگي خدا ندارم، آرزويم اين است ناظر جمال او باشم و به وجه كريمش نظاره كنم.

پرسش از پيامبر(ص) در مورد نماز

فاطمه(س) از پدر بزرگوارش پرسيد: يا رسول‌الله! زنان و مرداني كه نسبت به نماز بي‌اعتنا هستند و نماز را سبك مي‌شمارند، چه عواقبي را در پيش دارند؟

رسول‌خدا(ص) فرمود: اي فاطمه جان! هركسي از مردان و زنان نمازش را سبك بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مي‌سازد: شش مورد در دنيا، سه مورد در وقت مرگ، سه مورد در قبر و سه مورد در قيامت، زماني كه از قبر خارج شود.

اما آن شش بلايي كه در دنيا دامنگيرش مي‌شود:

1- خداوند بركت را از عمرش مي‌برد.

2- خداوند بركت را از رزقش مي‌برد.

3- خداوند سيماي صالحين را از چهره‌اش محو مي‌كند.

4- هرعملي كه انجام مي‌دهد پاداش داده نمي‌شود.

5- دعايش به آسمان نمي‌رود.

6- بهره‌اي از صالحين براي او نيست.

سه بلايي كه در هنگام مرگ گرفتارش خواهد شد:

1- ذليل از دنيا مي‌رود.

2- هنگام مرگ در حال گرسنگي خواهد بود.

3- تشنه از دنيا خواهد رفت، اگرچه آب نهرهاي دنيا را به او بدهند.

سه بلايي كه در قبر دامنگيرش مي‌شود:

1- خداوند ملكي در قبر براي او مي‌گمارد تا او را زجر دهد.

2- قبرش براي او تنگ خواهد شد.

3- گرفتار ظلمت و تاريكي قبر خواهد شد.

سه بلايي كه در روز قيامت گرفتارش خواهد شد:

1- خداوند ملكي را موكل مي‌سازد تا او را با صورت بر زمين بكشد، در حالي كه خلايق تماشا مي‌كنند.

2- محاسبة اعمالش به سختي انجام مي‌شود.

3- خدا به نظر لطف به او نمي‌نگرد و براي اوست عذاب هميشگي.

دو ركعت نماز براى حل مشكلات بزرگ‏

امام‌ صادق(ع) مي‌فرمايد: هر گاه مشكل بزرگى بروز كرد دو ركعت نماز به جاى مى‏آورى، و اين نمازى بوده كه حضرت زهرا(س) به جاى مى‏آورده، در ركعت اول، يك بار حمد و پنجاه بار سورة (قل هو اللَّه احد) خوانده و در ركعت دوم نيز همين را مي‌خواني، و بعد از سلام نماز، صد بار بر پيامبر(ص) صلوات مى‏فرستى.

استغاثه به حضرت زهرا(س)

امام صادق(ع) مي‌فرمايد: به هنگام حاجت و بروز مشكلات به فاطمه(س) متوسل شويد، ابتدا دو ركعت نماز به جاى آوريد و بعد از سلام، سه مرتبه تكبير بگوييد، و بعد از آن تسبيح حضرت فاطمه(س) را به جاى آورده، سپس سجده كرده صد مرتبه بگوييد: «يا مولاتي يا فاطمه أغيثينى» و سپس سمت راست صورت خود را بر زمين گذاريد و صد مرتبه مثل آن را بگوييد و بعد دوباره به سجده رفته صد مرتبه بگوييد و بعد سمت چپ صورت را بر زمين گذاريد و همان را مى‏گوييد و سپس سجده نموده همان ذكر را صد و ده مرتبه ديگر بر زبان مى‏آوريد و پس از آن حاجتهاى خود را از خداوند طلب مى‏كنيد.

حرزها و تعويذهاى حضرت فاطمه(س) ‏

انسان هميشه در معرض هجوم شياطين قرار دارد و همواره توسط نفس امّاره خويش تهديد مى‏شود، يكى از راههاى مقابله، با اين دو پديده اغواگر و گمراه ‏كننده، به ياد خداوند بودن، پناه بردن به او، و استغاثه به درگاه بارى تعالى است.

حضرت فاطمه(س) در هر فراغتى كه پيش مى‏آمد، به وسيله اين حرزها و تعويذها، به ريسمان محكم الهى چنگ مى‏زده و از او براى سلامت و سعادت خود طلب مساعدت و يارى مى‏نموده است.

حرز مشهور حضرت فاطمه زهرا(س) ‏

بسم اللَّه الرحمن الرحيم يا حىّ يا قيّوم، برحمتك استغيث فأغثنى، و لا تكلنى إلى نفس طرفة عين أبدا، و أصلح لى شأنى كلّه.

 حرز ديگر

بسم اللَّه الرحمن الرحيم يا حىّ يا قيّوم، برحمتك استغيث فأغثنى، اللّهم زحزحنى عن النّار، و أدخلنى الجنّة، و ألحقنى بابى محمد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلم).

حرز ديگر

بسم اللَّه الرحمن الرحيم يا ربّ الأولين و الآخرين، و يا خير الاولين و الآخرين، و يا ذو القوة المتين، و يا راحم المساكين، يا أرحم الرّاحمين.

حرز ديگر

بسم اللَّه الرحمن الرحيم اللّهم إنّى استهديك لإرشاد أمرى، و أعوذ بك من شرّ نفسى، اللّهم عملت سوءا و ظلمت نفسى، فاغفر لى إنّه لا يغفر الذنوب إلّا أنت.

منابع

- ترجمه مسند فاطمه زهرا، مولف: عزيزالله عطاردي، مترجم: محمدرضا عطايي، انتشارات عطارد.

- 360 داستان از فضايل حضرت زهرا، عباس عزيزي، انتشارات صلاه.

- غنچة ياس، مهدي فاطمي.

- زندگانى حضرت زهرا(س)، محمد روحاني علي آبادي، انتشارات مهام.

- زندگاني فاطمه زهرا(س)، سيد جعفر شهيدي، انتشارات فرهنگ اسلامي.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار