آقاي هاشمي! قرآنپژوهی شما را قبول کنیم یا قرآنستیزی دخترتان را؟!
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، در آخرين بروز رساني وبلاگ583 آمده است:
نخست :
دو کدِ مهم در اظهار نظرِ جنجالي چند روز گذشته فائزه خانم، وجود داشته است :
کد يکم آنکه: " من اعتقادي به اين مسائل ندارم " که في نفسه در چارچوب اسلام و قانون اساسي جمهوري اسلامي، آحاد جامعه حق دارند تا اعلام نمايند که به اسلام، خدا، زمين و زمان، هيچ اعتقادي ندارند. اصولا مبناي لا اکراه في الدين همين است.
کد دويوم آنکه: صبيه حضرت عالي، فرموده است که:
"تعدد زوجات مسئله اي غير انساني است" که اين هم حرف درستي است، چرا که منشاء اين امر " الهي" است و ذات اقدس باريتعالي آن را فرموده است. (مزاح)
دوم:
در نظام جمهوري اسلامي، آنچه که در قبال اعتقادات ضد ديني افراد لحاظ گرديده، اين بوده است که براي تفويض اختيارات مديريتي، که همانا مقدرات مردم محسوب مي شود، "گزينش مديران " امري مهم و حياتي است؛ چرا که سود و زيانِ عدم اعتقادات ديني يک فرد تا حد زيادي به خود او برمي گردد ، اما مشکلات عقيدتي مديران و صاحب منصبانِ نظام، از منظرِ : الناس علي دين ملوکهم، بشدت مد نظر مبادي بالاي جمهوري اسلامي بوده، که نگرشي صحيح است.
نکته اساسي اينکه، در پلکان مسئوليت هاي حساس نظام ، هرچه بالاتر رويم اين گزينش و مراقبت حساس تر شده و صد البته کسي مانند مقام معظم رهبري، نه تنها اعتقادات شخصي خودشان، بلکه تفکرات و نگرشهاي ديني و مذهبي اعضاء درجه يک خانواده ي محترمشان نيز ، براي معظم له مهم و حياتي بوده و هست؛ لذا شما که "گاهي" تصريحاً و "فراوان" تلويحاً، خود را نفر دومِ جمهوري اسلامي دانسته و مي دانيد سزاوار همين دقت و حساسيت ، در اعتقادات پايه اي خانواده محترم تان هستيد.
جناب رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام! بسيارند کساني که در دوران صدارت شما بر قوه مجريه ، از ورود به دانشگاه ها ، ادارات و يا فرصت هاي رشد و مديريتي ، فقط به دليل عدم اعتقادشان به نظام و اسلام بازمانده اند. واقعا اين کجاي مصلحت نظام مظلوم جمهوري اسلامي است که دختر جنابعالي در تمام دو دهه گذشته ، دائما در رفتار و گفتار متبرجانه خود ، فتيله ي فمينيسم را بالا کشيده تا جايي که در آخرين اظهارات ضد قرآني خود ، خط بطلاني بر "عقبه و فلسفه حضور شما" در انقلاب اسلامي بِکِشَد ، بي واهمه از آنکه "بابا از گل نازکتر به او بگويد"؟
جناب آقاي هاشمي! فائزه ، شايد حقِ "لقمه ي پاکِ سفره يِ پاک پدر!!" را نگه ندارد و با اظهار تبرجِ کلامي و رفتاريِ خويش، به فلسفه اعتقادي پدر بزرگوارشان ( خدا ، دين ، قرآن و ...) پشت پا بزند، اما آيا شما وظيفه نداريد تا بخاطر ميراث پيامبر (قرآن) هم که شده با اعلام رسمي و علني از دختر "سوپرفمنيست" خود، برائت بجوئيد؟
آقاي هاشمي ، شما را به عنوان يک قرآن پژوه قبول کنيم، يا پدري که حاضر نيست از دختر قرآن ستيزِ خويش برائت بجويد؟ يادتان هست در فيلم انتخاباتي سال 84 خود فرموديدکه : " آمدم..با عزيزترين عزيزانم..که عزيزتر از آن ندارم..با آبرويم "؟ و مگر غير از اين است که بيشترين آبروي خود را شاگردي مکتب قرآن مي دانيد؟
اين بود آن "فرهنگ قرآن" که در نمازهاي جمعه نويدش را به ما مي داديد؟
/انتهاي پيام/