رعايت حقوق معلم و شاگرد
حق كسى كه با علم، تو را تربيت مىكند. اين است كه:
او را بزرگ بدارى، وقار محضر او را نگاه دارى.
به كلامش خوب گوش بسپارى. به سوى او رو كنى.
صدايت را بر او بلند نگردانى.
اگر كسى از معلّم تو سؤالى پرسيد، تو پاسخ ندهى، تا معلّم، خود جواب گويد.
در مجلس او، با ديگرى سخن نگويى.
نزد او از ديگران، غيبت نكنى.
اگر كسى از او، نزد تو بدگويى كرد، حريم او را پاس دارى.
زشتىهاى او را بپوشانى. و نيكىهاى او را آشكار كنى.
با دشمن او همنشينى ننمايى، و دوست او را دشمن ندارى.
چون چنين عمل كنى، فرشتگان خداى عزّ و جلّ به نفع تو گواهى مىدهند، كه تو او را براى خداى عزّ و جلّ خواستى. و براى خدا از محضر او كسب علم كردى، نه براى مردم.
و امّا حق كسى كه در علم، زير دست تو است. اين است كه:
بدانى- خداى عزّ و جلّ، در علمى كه به تو بخشيده، تو را قيّم بر آنان قرار داده است. و از خزائن خود بر تو گشوده است.
پس اگر در تعليم مردم بكوشى، و با ايشان بدرفتارى ننمايى. و بر آنان دلتنگ نشوى؛ خداى از فضل خود، بر تو زياده مىكند.
و امّا اگر علم خود را از مردم، دريغ دارى، يا با مردم هنگامى كه از تو كسب دانش مىكنند، مهربان نباشى، بر خداى عزّ و جلّ حق است كه «علم» و «نور علم» را از تو سلب كند، و جايگاه تو را از دلها پايين بياورد.(1)
1- گلچين صدوق، ج1.
/انتهاي پيام/