ماجرای «99نفر» از زبان نفر صدم
کد خبر:۶۸۳۹۷
بازخوانی جریان چپ از زبان رهبری؛

ماجرای «99نفر» از زبان نفر صدم

درانتخاب آقاي موسوي من به امام عرض کردم که من ايشان را براي نخست وزيري شايسته نمي دانم اگرچه که ايشان فردي است مسلمان و متديّن و... و من در هر کجا که باشم از ايشان به عنوان يک دستيار استفاده خواهم کرد اما براي نخست وزيري انتخاب ايشان را صلاح نمي دانم و امام فرمودند که شما هرطور ميل داريد عمل کنيد واين حق شماست...

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، حسن روزي طلب در وبلاگ يادنامه نوشت:

آن چه در ادامه مي خوانيد بيانات آيت الله خامنه اي پس از ماجراي 99 نفر است که در آن خود را نفر صدم مي خواند. تامل در اين متن انصاف و نحوه بيان مجادلات سياسي را روشن مي کند.

« .... امروز بايد گفت که متأسفانه مردم ما هم تا عمقشان ريشه اين اختلافات رفته و دو دستگي و چند دستگي در بين آنها بوجود آمده است و اگر بخواهيم يک تقسيم بندي از اين افکار و عقايد داشته باشيم حتي در مجلس بايد بگفت که دسته اي هستند که بيشتر به دستورات شرعي مقيد مي باشند و دسته ديگري هستند که شعاري تر عمل مي کنند و بيشتر به شعار مي گذرانند و دسته سوم که بايد گفت آنها غوغاگر هستند و البته ضمن اينکه در هر دسته افرادي پيدا مي شوند که خيلي هم ممکن است خوب باشند و مخلص اما متأسفانه اختلاف نظر در بين ايشان هست و البته گاهي هم افرادي گرچه به نظر مي رسد از يکي از اين دسته ها باشند ولي وقتي به نظرشان دقيق مي شويم خواهيم ديد که نظرش مثل دسته ديگري است اما آن دسته غوغاگر که در مجلس هم مشخص هستند بسيار هم انحصار طلب هستند و همانطورکه مي بينيد حاضر نيستند حتي يک نفر اگر هم عقيده ايشان نيست درآنجا يا جاهاي ديگر حضور داشته باشند و سر هر موضوعي سروصدا راه بياندازند مثلا ًدرمورد آن 8 نفر مي بينيد که چگونه عمل مي کنند که البته بايد گفت 8 نفر بهانه است. اينها آن 8نفررا بهانه کرده اند مثلاْ آن پسرک آقاي فهيم کرماني را و آن هشت نفر را زير سؤال مي برد درحاليکه اصلاْ او با ايشان که از سال 42 به مبارزه مشغول بوده قابل قياس هست؟ و بهانه اش  هم اين است که مثلاْ پسر يکي از نزديکانش درسپاه خدمت مي کند و اينها درحقيقت با 99 نفر مخالف هستند که چندي پيش من به يکي از آنها که دائم 99نفر را زير سؤال مي برد گفتم اگر ساکت ننشيني خواهم گفت که اينها 99 نفر نيستند و با من 100 نفر هستيم، اينها آنقدر انحصار طلب هستند و جز خودشان هيچکس را حاضر نيستند بپذيرند تا به حال چندين بار هم رياست جمهوري را زير سؤال برده اند مثلاْ در همين مسافرت به حراره که هرانسان بي تفاوتي هم ازاين مملکت مي فهميد که چقدر آبرو براي جمهوري اسلامي بود ولي يکي از اينها اصل سفر را هم زير سؤال برده که اين مسافرت چه لزومي داشته درحالي که اين همه هم ارز و دلار خرجش گرديده است، آيا بهتر نبود که صورت نمي گرفت؟

به هرحال چند بارخواسته اند که هيئت دولت را تغييردهند وهمه وزرا را يک دست مثل خودشان کنند که من مخالفت کرده ام و البته اگر چنين مي شد ضربه سختي بود چرا که مثلاْ به طور نمونه اگر وزير کشور (سيد علي اکبر محتشمي) را که از اين گروه است در نظر آوريم از وقتي که ايشان به وزارت رسيدند تمام استانداران و مسئولان مهم وزارتخانه را تغيير دادند و هم خط خود انتخاب کردند درحاليکه زمان برادر محترممان آقاي ناطق نوري استاندارها از هر خطي بودند. به هر صورت شما بايد دقت کنيد بخصوص در مجلس آينده که اينها از همين حالا نقشه دارند که نگذارند غير از خط خودشان کسي به مجلس راه يابد و شما در هر کجا که هستيد نيروهاي مؤمن و مخلص را شناسائي کنيد و براي مجلس آينده درنظر داشته باشيد و ضمناْ با اين گروه غوغاگر و فتنه گر مقابله کنيد چرا که اينها غالباً در سخنرانيها و منابر توطئه مي کنند ومقابله شما اين نيست که مثلاْ به آنها بگوئيد که اي توطئه گر ازمنبر بياپائين، بلکه بايد ديگر در مجلس سخنراني و يا نماز جماعتي که آنها بنا به توطئه دارند شرکت نکنيد.

همانطور که گفتم سياست ما امروز بنا به توصيه حضرت امام حمايت از دولت است و ما بنا نداريم که با دولت مخالفت کنيم بنابراين با همين سياست و موضعگيري پيش مي رويم تا اينکه بالاخره دوره وزمان اينها تمام شود و شما بدانيد که اگر دولت کـُند است و ضعيف است مثل ماشين کـُندي است که نمي شود سنگ جلويش پرتاب کرد و اعتراض کرد که چرا تند نمي روي بلکه درچنين حالتي ماشين راهـُل داد و ما ميدانيم که دولت کند است ولي چاره اي نيست و بايد حمايتش کرد.

در انتخاب آقاي موسوي من به امام عرض کردم که من ايشان را براي نخست وزيري شايسته نمي دانم اگرچه که ايشان فردي است مسلمان و متديّن و... و من در هر کجا که باشم از ايشان به عنوان يک دستيار استفاده خواهم کرد اما براي نخست وزيري انتخاب ايشان را صلاح نمي دانم و امام فرمودند که شما هرطور ميل داريد عمل کنيد و اين حق شماست و واقعاْ اين حق من بود البته حق شخصي نبود که اگر حق شخصي بود من از آن مي گذشتم بلکه حق رياست جمهوري بود و تکليفي بود بردوش من که من نمي توانستم نسبت به آن بي تفاوت باشم اما به هرحال رفتند خدمت امام و گفتند اگر ايشان کنار رود جنگ لطمه مي خورد و چون جنگ براي امام بسيار اهميت دارد لذا ايشان هم آنطور نظر دادند درحاليکه جنگ هم لطمه نمي خورد و...» /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار