شيخ صدوق را بيشتر بشناسيم!
ديدگاه دانشمندان اسلامى در مورد شيخ صدوق
همه علما و فقهاى بزرگ اسلام، با ديده احترام و تعظيم به شيخ صدوق نگريستهاند و عدالت او را توثيق نموده و مقام شامخ علمى او را با عباراتى بلند تصديق نمودهاند. ما در اينجا اظهار نظر برخى از علماى بزرگ اسلام را يادآور مىشويم:
1- فقيه نامدار، شيخ طوسى در معرّفى شيخ صدوق مىگويد: او دانشمندى جليل القدر و حافظ احاديث بود. از احوال رجال كاملا آگاه، و در سلسله احاديث، نقّادى عالى مقام به شمار مىآمد و در ميان علماى قم، از نظر حفظ احاديث و كثرت معلومات، مانند نداشت و در حدود سيصد اثر تأليفى از خود به يادگار گذاشت.
2- رجالى كبير نجاشى چنين مىنويسد: ابو جعفر (شيخ صدوق) ساكن رى، بزرگ ما و فقيه ما و چهره برجسته شيعه در خراسان است. به بغداد نيز وارد شد و با اينكه در سنّ جوانى بود، همه بزرگان شيعه (شيوخ الطائفة) از او استماع حديث مىكردند.
3- سيّد بن طاوس مىفرمايد: شيخ صدوق كسى است كه همه بر علم و عدالت او اتفاق دارند.
4- علّامه مجلسى در توصيف او چنين مىگويد: شيخ صدوق از بزرگترين علماى گذشته است و از جمله كسانى است كه از احاديث امامان بزرگوار عليهم السّلام تبعيت مىكنند، نه از پندارها و خواهشهاى نفسانى. به همين دليل است كه اكثر علماى شيعه، كلام وى و پدرش را به منزله حديث و روايات اهل بيت عليهم السّلام مىدانند.
5- علّامه سيّد هاشم بحرانى بعد از اشاره به عظمت شيخ مىگويد: جمعى از اصحاب ما، از جمله علامه در «مختلف»، شهيد در «شرح الارشاد» و سيّد محقّق داماد، روايات مرسله صدوق را صحيح مىدانند و به آنها عمل مىكنند، زيرا همان گونه كه روايات مرسله ابن ابى عمير پذيرفته شده، روايات مرسله صدوق هم مورد قبول واقع شده است.
6- سيّد محمّد باقر خوانسارى، صاحب روضات الجنّات نيز اين چنين آورده است: شخصيت نامدار و مورد اعتماد، پايه و ستون دين، رئيس محدّثين، ابو جعفر دوم ...، مشهور به شيخ صدوق، در علم و عدالت و فهم مطالب و برجستگى شخصيت و فقاهت و جلالت قدر و وثوق و درست كردارى و تصانيف بسيار و حسن سليقهاى كه در تنظيم و تأليف آنها بكار برده و در آراستگى به همه صفاتى كه زيبنده شخصيتهاى نامى و صاحبان فضل و كمال است، بالاتر از آن است كه نيازمند به بيان و گفتار يا محتاج به تقرير قلم و نوشتار باشد.
7- و از همه محكمتر، كلام بلند و رساى علّامه بحر العلوم طباطبائى است كه به شيواترين تعبيرات، حقّ مطلب را ادا كرده است. متن كلام سيّد بحر العلوم در تعريف شيخ صدوق، چنين است: شيخ صدوق، بزرگ بزرگان و استاد راويان شيعه و ستونى از ستونهاى شريعت اسلام و پيشواى محدّثين است و در آنچه از امامان شيعه عليهم السّلام نقل مىكند، راست گفتار. او به دعاى حضرت صاحب الامر عليه السّلام به دنيا آمد و همين فضيلت و افتخار بزرگ او را بس كه امام عصر عليه السّلام در نامه مباركش، او را با كلماتى همچون «فقيه» (دانشمند)، «خيّر» (نيكوكار)، «مبارك» (با بركت)، «ينفع اللَّه به» (از جانب خداوند سود بخش) توصيف كرده است. از اينرو، خير و بركت او، شامل حال مردم گرديد و خواصّ و عوام، از او نفع بردند و كتابهاى و تأليفاتش تا هميشه روزگار باقى است. از فقه و حديثش، هم دانشمندان استفاده مىكنند و هم عامّه مردم كه دسترسى به فقها ندارند بهره مىجويند.
تأليفات شيخ صدوق
شيخ صدوق، علاوه بر آثار متعدّدى كه در زمينههاى مختلف علوم اسلامى از خود به جاى گذاشت، با بيان معارف و معالم دين، فرهنگ غنى شيعه را نيز هر چه بيشتر به جامعه معرفى نمود و در اين راه، زحمات طاقت فرسايى را متحمّل گرديد. او به راستى يكى از احياگران علوم اهل بيت عليهم السّلام در تاريخ شيعه است.
شيخ طوسى فرموده: او (شيخ صدوق) سيصد كتاب تأليف كرده است و نجاشى حدود دويست كتاب از كتابهاى صدوق را نام مىبرد، ولى چون ذكر همه آنها خارج از حوصله اين كتاب است، لذا در اينجا تنها نام تعدادى از آثار مشهور شيخ صدوق را يادآور مىشويم:
- «كتاب من لا يحضره الفقيه»، اين كتاب، يكى از كتب اربعه فقه شيعه به شمار مىرود.
- «مدينة العلم»، اين كتاب كه به گفته شيخ طوسى بزرگتر از «كتاب من لا يحضره الفقيه» است، حدود 400 سال پيش ناپديد گشته است.
- «عيون اخبار الرضا»، «كتاب التوحيد»، «الخصال»، «الامالى»، «معانى الاخبار»، «علل الشرائع»، «كمال الدين و تمام النعمة» و ...
وفات شيخ صدوق
سرانجام اين عالم بزرگوار، پس از گذشت هفتاد و چند سال از عمر شريف و پر بركتش در سال 381 ه. ق دعوت حق را لبيك گفت و در شهر رى ديده از جهان فرو بست.
پيكر پاكش در ميان غم و اندوه شيعيان در نزديكى مرقد مطهّر حضرت عبد العظيم الحسنى مدفون گرديد. آرامگاهش در اين ايام به نام ابن بابويه در شهر رى مشهور و قبر منوّرش، زيارتگاه دوستداران آل رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و محلّ استجابت دعاى مؤمنان است.
ناگفته نماند اكثر تذكره نويسان، قضيهاى راجع به سالم ماندن پيكر شريف صدوق، پس از گذشت نهصد سال از وفات وى نقل كردهاند كه ما نيز خلاصه آن را در اينجا ذكر مىكنيم. علّامه خوانسارى متوفاى 1313 ه. ق در كتاب ارزشمند «روضات الجنّات» مىنويسد:
«از كرامات صدوق كه در اين اواخر به وقوع پيوسته و عدّه كثيرى از اهالى شهر آن را مشاهده كردهاند، آن است كه در عهد فتحعلى شاه قاجار، در حدود 1238 ه. ق، مرقد شريف صدوق كه در اراضى رى قرار دارد، از كثرت باران خراب شد و رخنهاى در آن پديد آمد. به جهت تعمير و اصلاح آن، اطرافش را مىكندند، پس به سردابهاى كه مدفنش بود برخوردند. هنگامى كه وارد سرداب شدند، ديدند كه جثّه او همچنان تر و تازه با بدن عريان و مستور العورة و در انگشتانش اثر خضاب و در كنارش تارهاى پوسيده كفن به شكل فتيلهها بر روى خاك قرار گرفته است.
اين خبر به سرعت در تهران منتشر شد و به گوش سلطان وقت رسيد. وى با جمعى از بزرگان و امناى دولت، به جهت مشاهده حضورى به محلّ آمدند. جمعى از علما و اعيان داخل سرداب شدند و صدق قضيه را به رأى العين مشاهده كردند. پس از آن وى دستور تعمير و تجديد بنا و تزئينات آن بقعه را صادر كرد.» صاحب روضات كه در آن زمان 12 ساله بوده مىنويسد:
«من خود بعضى از افرادى را كه در آن واقعه حضور داشتند ملاقات نمودهام.» صاحب «تنقيح المقال» نيز همين قضيه را نقل نموده و اضافه مىكند:
«چهل سال پيش به سند صحيح از سيد ابراهيم لواسانى- يكى از علماى بزرگ تهران- نقل شده كه وى خود از كسانى بوده است كه به چشم خود جسد مطهّر را به همان حال كه ذكر شد مشاهده كرده است. «2» خداى او را رحمت كند و با پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمّه طاهرين عليهم السّلام محشورش گرداند.(1)
1- فضائل الشيعة
/انتهاي پيام/