امام خميني(ره) و مدّعيان دروغين ارتباط با امام زمان(ع)
کد خبر:۶۹۳۴۲

امام خميني(ره) و مدّعيان دروغين ارتباط با امام زمان(ع)

اينکه در عصر غيبت به عنايت امام عصر(ع) برخي از خوبان و شايستگان توفيق تشرّف به آستان جان جانان را مي‌يابند، مورد ترديد نيست. امّا اصولاً کساني که توفيق تشرّف به بارگاه بلند آن امام مهربان(ع) را پيدا مي‌کنند، هيچ‌گاه ادّعاي ارتباط و ملاقات با آن حضرت(ع) را ندارند.

گروه معارف؛ چند نفر، ادّعاي عرفان داشتند و اذعان مي‌کردند که با امام زمان(ع) ارتباط دارند. برخي از مسئولان مملکتى، پس از شنيدن اين ادّعاها، معتقد بودند بايد اين قضيه روشن شود تا چنانچه ادّعاي اين افراد، کذب و دروغ بود، موضوع افشا شود تا کسي به انحراف و اشتباه نيفتد. سرانجام با وساطت دو تن از مسئولان نظام، اين چند نفر اجازة ملاقات با حضرت امام(ره) پيدا کردند. حضرت امام(ره) در همان لحظات اوّل، به رياکاري آنان پي بردند و با اشرافي که داشتند جهت روشن شدن موضوع، سه سؤال را مطرح کردند.

خاطرات بستگان، خويشاوندان و جمعي از شاگردان و دوستداران حضرت امام خميني(ره) در کتاب «پا به پاي آفتاب» آمده است. از جمله خاطره‌اي شنيدني و درس‌آموز دربارة برخورد حضرت امام خميني(ره) با چند مدّعي ارتباط با امام زمان(ع) که مرور و تأمّل آن در اين آشفته بازار مکّاره از بسياري جهات آموزنده است. با هم اين خاطره را مرور مي‌کنيم:

چند نفر، ادّعاي عرفان داشتند و اذعان مي‌کردند که با امام زمان(ع) ارتباط دارند. برخي از مسئولان مملکتى، پس از شنيدن اين ادّعاها، معتقد بودند بايد اين قضيه روشن شود تا چنانچه ادّعاي اين افراد، کذب و دروغ بود، موضوع افشا شود تا کسي به انحراف و اشتباه نيفتد. سرانجام با وساطت دو تن از مسئولان نظام، اين چند نفر اجازة ملاقات با حضرت امام(ره) پيدا کردند. حضرت امام(ره) در همان لحظات اوّل، به رياکاري آنان پي بردند و با اشرافي که داشتند جهت روشن شدن موضوع، سه سؤال را مطرح کردند. ايشان فرمودند:

«اگر شما با امام زمان(ع) ارتباط داريد، پاسخ اين سؤالات را از آن حضرت بگيريد و براي من بياوريد.

اوّلاً، از حضرت سؤال کنيد عکسي که من در منزل دارم و مورد علاقة من نيز هست، منسوب به چه کسي مي‌باشد؟

ثانياً، از حضرت بپرسيد که رابطة حادث با قديم که يک مسئلة فلسفي است چيست؟

ثالثاً، اينکه من چيزي را گم کرده‌ام و مدّت‌هاست دنبال آن مي‌گردم. از آن حضرت بپرسيد که گمشدة من کجاست؟!»

آن چند نفر که ادّعاي ارتباط با امام زمان(ع) را داشتند، پس از مدّتي از پاسخ‌گويي به سؤالات حضرت امام(ره) اظهار ناتواني کردند و بدين ترتيب معلوم شد آنان افراد صالحي نبوده و ادّعاهاي آنان دروغ بوده است.

در توضيح بايد گفت: عکس مورد علاقة حضرت امام(ره) که در اتاق ايشان قرار داشت، منسوب و منتسب به پيامبر اکرم(ص) بود. اين عکس بعد از رحلت حضرت امام(ره) بسيار شهرت پيدا کرد و فراوان تکثير شد.

گمشدة ايشان نيز همان کتاب اشعار و غزل‌هاي حضرت امام بود.1 در مقدمة ديوان حضرت امام دربارة اين موضوع چنين آمده است:

«حضرت امام(ره) در دوران جواني غزليّات فراواني سروده و آنها را در دفتري گردآوري کرده بودند متأسفانه اين دفتر در جريان سفرهاي پياپي ايشان، مفقود گرديد. دفتر ديگري از ايشان نيز که برخي از اشعار آن به خطّ ايشان و برخي ديگر به قلم همسر گرامي‌شان مکتوب شده، در جريان تغيير مکرّر محلّ سکونتشان گم شد؛ همچنين برخي از دست‌نوشته‌هاي ايشان در پي هجوم مأموران ساواک به منزل و کتابخانة شخصي‌شان از دست رفت. خلاصة مطلب آنکه ديوان فعلي امام عمدتاً پس از پيروزي انقلاب به اضافة اشعار پراکنده‌اي که در دست بعضي از ارادتمندان آن حضرت بود، سامان داده شده است.2

چند نکته در حاشية اين برخورد

اينکه در عصر غيبت به عنايت امام عصر(ع) برخي از خوبان و شايستگان توفيق تشرّف به آستان جان جانان را مي‌يابند، مورد ترديد نيست. امّا اصولاً کساني که توفيق تشرّف به بارگاه بلند آن امام مهربان(ع) را پيدا مي‌کنند، هيچ‌گاه ادّعاي ارتباط و ملاقات با آن حضرت(ع) را ندارند. حتي بسياري از صالحاني که اين توفيق را داشته‌اند، اجازة نقل اين نعمت و رزق معنوي را به خود نمي‌دهند و چنانچه هم بنا به مصالحي اشاراتي به اين موضوع داشته‌اند، آن را با افرادي خاص و با ظرفيّت در ميان نهاده‌اند و در بسياري اوقات تأکيد موثّق کرده‌اند که تا زماني که زنده هستند، ارتباط ايشان با حضرت صاحب جايي بازگو نشود.

بر بشر قفل است و در دل رازها

شب خموش و دل پر از آوازها

عارفان که جام حق نوشيده‌اند

رازها دانسته و پوشيده‌اند

هرکه را اسرار کار آموختند

مُهر کردند و دهانش دوختند3

سرّ بازگو کردن توفيقات و تشرّفات از زبان خوبان، تنها ايجاد انگيزه و شورآفريني در ديگر خواهران و برادران ايماني است تا بدانند و آگاه باشند که امام مهربان(ع) از حال ايشان غافل نيست و هرگاه آنان صادقانه و خالصانه به درگاه دلبر روي آورند، عنايت امام از آنان دستگيري خواهد کرد.

ملاقات با امام عصر(ع) و تشرّف به محضر محبوب، يک‌سويه است نه دو سويه. يعني اين‌گونه نيست که اين بندگان برگزيده و خوب خدا هرگاه اراده کردند به آستان جانان شرفياب شوند. بلکه هرگاه امام معصوم(ع) مصلحت بدانند اين نعمت به آنان ارزاني خواهد شد.

اين سعادتمندان و بختياران شهرت‌گريز اهل باز کردن دکّان بسيار و دستگاه و ادّعاي ارتباط نيستند. به تعبير رهبر معظم انقلاب: «ممکن است يک انسان سعادتمندي چشمش، دلش اين ظرفيت را پيدا کند که به نور آن جمال مبارک روشن شود؛ امّا چنين کساني اهل ادّعا نيستند، اهل دکان‌داري نيستند».4

امام خميني(ره) بدون اينکه خود را ببازد، آن مدّعيان را پذيرفت و به مصداق اين اية شريفه که: «قل‌هاتوا برهانکم إن کنتم صادقين؛5 بگو بياوريد دليل خويش را، اگر راستگو هستيد»؛ ايشان با طرح سه سؤال، مشت را به سادگي باز کرد.

در روآيات آمده است: «از فراست و تيزبيني شخص مؤمن بپرهيزيد. زيرا او با نور خدا مي‌نگرد».6 پير جماران با فراست و کياستي که از نور خدا بهره مي‌گرفت، در همان نگاه نخستين، ادّعاي دروغين آنان را دريافت؛ لذا فرصت عرض اندام و خودستايي و خودنمايي را از ايشان گرفت.

مؤمن ار «ينظر بنور الله» نبود

غيب، مؤمن را، برهنه چون نمود7

مؤمنا «ينظر بنور الله» شدى

از خطا و سهو، ايمن آمدي8

پيشواي پرهيزکاران و امير مؤمنان علي(ع) فرمود:

«از گمان مؤمنان بپرهيزيد، زيرا خداوند متعال حق را بر زبان آنان جاري مي‌سازد».9

نکتة آخر اينکه مؤمن نبايد ساده‌لوح و زودباور باشد و هر حرفي را بدون تحقيق از هر کسي بپذيرد. به ويژه خواهران ايماني بايد بيشتر مراقب بوده، اجازة سوءاستفاده از اعتقادات پاک و احساسات بي‌شائبه خود را به شيّادان شيطان‌صفت ندهند و در اين راستا از مشورت با کارشناسان مطمئن، به ويژه مراجع معظم تقليد و ديگر فرزانگان فرهيخته غفلت نورزند.

چون بسي ابليس آدم روي هست

پس به هر دستي نشايد داد دست10

پي‌نوشت‌ها:

1. پا به پاي آفتاب، ج 1، صص 254255 (مصاحبه با علي‌اکبر آشتياني).

2. ديوان امام(ره)، صص 3132.

3. مثنوي معنوى، دفتر 5، ابيات 22382240.

4. مقام معظم رهبري (حفظه الله)، موعود شماره 91، ص 5

5 سورة بقره (2)، آية 111.

6. جامع الصغير، ج 1، ص 8.

7. مثنوي معنوى، دفتر اوّل، بيت 1331.

8. همان‌جا، دفتر چهارم، بيت 1885

9. شرح نهج‌البلاغه، ابن ابي‌الحديد، ج 4، ص 387 به نقل از احاديث و قصص مثنوى، ص 62.

10. مثنوي معنوى، دفتر اوّل.

منبع: پايگاه حوزه

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار