سفر بي هنگام!
«آذربايجان براي اسرائيل اهميت ويژه اي دارد و ما براي خود در اين كشور موقعيت ويژه اي قايل هستيم» اين گوشه اي از سخنان «اويگدور ليبرمن» رئيس حزب صهيونيستي «اسرائيل بيتنا» و وزير خارجه اين رژيم است كه در يك جلسه خصوصي با حضور بعضي از مقامات جمهوري آذربايجان بيان شده و توسط يكي از اعضاي اين جلسه به يك نشريه داخلي آذربايجان درز كرده است.
آذربايجان كشوري است با 10ميليون نفر جمعيت و حدود 84درصد شيعه و كاملا واضح است كه ميان باكو و تل آويو نمي تواند رابطه اي گرم برقرار شود چه رسد به اينكه به قول ليبرمن اين رابطه به «موقعيت ويژه» براي رژيم صهيونيستي بدل گردد اما متاسفانه همه شواهد و قرائن بيانگر آن است كه اين رابطه عليرغم احساسات شديد ضداسرائيلي مردم آذربايجان بصورتي «استراتژيك» وجود دارد و علي الظاهر دو طرف براي توسعه اين رابطه توافق كرده اند.
رابطه باكو- تل آويو بدون سركوب شديد مردم مظلوم آذربايجان ميسر نمي باشد و همه خبرها از سركوب شديد شيعيان حكايت مي كند. دولت باكو در تابستان سال گذشته دو مسجد شيعيان- مسجد حضرت رسول(ص) و مسجد نفت داشي- كه از معدود مساجد باقي مانده شيعيان در باكو بود را تخريب كرد و هم اكنون سرگرم تخريب مسجد حضرت فاطمه-س- است. جالب اين است كه اين مسجد جزو معدود مساجدي است كه در دوره رياست جمهوري حيدرعلي اف در باكو ساخته شده است. تاكنون شكايت مردم مسلمان اين كشور به جايي نرسيده و حتي دادگاه عالي باكو حكم تخريب مسجد توسط فرمانداري باكو را تنفيذ كرده است.
در خصوص آنچه در جمهوري آذربايجان مي گذرد گفتني هايي وجود دارد كه به بعضي از آنها اشاره مي شود:
1-مردم آذربايجان از سال 1924م- 1303ش- تا سال 1991 م-1370ش- در زير سلطه يك نظام الحادي قرار داشتند. در 30سال اخير يعني دهه هاي 70 تا 90 خاندان «علي اف» از طرف حزب كمونيست شوروي بر آذربايجان سيطره داشتند. حيدرعلي اف در دفتر سياسي حزب كمونيست شوروي- پوليت بورو- موقعيت برجسته اي داشت و سالها نفر اول اين دفتر و معاون نخست وزير روسيه بود. بعد از استقلال آذربايجان در 8 شهريور 1370 براي مدت كوتاهي جمهوري آذربايجان از سيطره خاندان علي اف خارج شد ولي به زودي و با استفاده از نفوذ خاندان و حمايت مشترك آمريكا و روسيه، حيدر علي اف ابوالفضل ايلچي بيگ را در ژوئن 1993 سرنگون كرد و خود زمام امور را به دست گرفت. او تا 31 اكتبر 2003 يعني تا زمان مرگش پست رياست جمهوري را در دست داشت و بعد از او فرزندش الهام علي اف به رياست جمهوري رسيد.
حيدرعلي اف در طول دوره رياست جمهوري اش وانمود مي كرد كه رابطه متوازني با روسيه و آمريكا دارد ولي نوعا به آمريكا بيشتر گرايش داشت از اين رو اين جمهوري اولين كشور تازه استقلال يافته اي بود كه پايگاههاي ثابتي را در اختيار آمريكا گذاشت، چتر اطلاعاتي رژيم صهيونيستي را در منطقه باز كرد و تا آنجا پيش رفت كه پايگاه اطلاعاتي-مخابراتي گابله-قبله- را براي بسط سيطره اطلاعاتي CIA در منطقه قفقاز به آمريكايي ها سپرد. در يك مقطع دولت علي اف تلاش كرد تا پاي ناوگان جنگي ناتو را به درياي بسته خزر باز كند كه با واكنش شديد روسيه و ايران از اين اقدام منصرف گرديد. حيدرعلي اف در 3 سال اول 01 سال رياست جمهوري خود دوبار با كودتا - از سوي روشن جواداف و صورت حسين اف- مواجه گرديد ولي با استفاده از اطلاعاتي كه CIA در اختيار او گذاشت توانست آنان را سركوب نمايد. در واقع خاندان علي اف با استفاده از كمك موثر آمريكا توانستند تاج و تخت خود را به قيمت حراج جمهوري آذربايجان حفظ نمايند بر اين اساس ستيز باكو با مذهب مردم و تبليغات ضدايراني اين رژيم، ماهيت سفارشي دارد.
2- نفوذ رژيم صهيونيستي در اين كشور بيش از آن مقدار است كه به ظاهر تصور مي شود. اگر سفري به جمهوري آذربايجان داشته باشيد به يك روستاي بسيار پيشرفته مي رسيد كه نه تنها با ساير روستاهاي اين كشور كه حتي با شهرهاي اين كشور هم كاملاً متفاوت است. اسرائيلي ها روستاي يهودي نشين «قرمزي قصبه» را آنگونه ساخته اند كه آرزوي هر شهروند آذري اين كشور، سكونت در اين روستا باشد. اين روستا از نظر آباداني تنه به «باكو» مركز اين جمهوري مي زند و اين حركت كاملاً معنادار است. سيطره صهيونيست ها بر دولت باكو اين جمهوري را به سمت مقابله خشن با مردم خويش و معارضه با مهمترين همسايه خود -ايران- كه نزد مردمش «مام ميهن» به حساب مي آيد، كشانده است.
3- ماهيت لائيك دولت باكو، معارضه مردم با اين رژيم را تشديد كرده است براين اساس دولت علي اف هرگونه آزادي مذهبي در اين كشور را براي بقاء خود ويرانگر به حساب مي آورد. از نظر الهام علي اف كه اينك 7 سال است بدون مراجعه واقعي به آراء مردم بر اين كشور سيطره دارد، مسجد و مأذنه را بايد بدون ملاحظه ويران كرد چرا كه با ماهيت ضد مذهبي خاندان حاكم نمي سازد. اما با وجود همه فشارهاي حكومتي، رشد فعاليت هاي مذهبي در اين كشور چشمگير بوده است. روز عاشوراي سال گذشته، آذربايجان صحنه صف آرايي مردم عليه حكومت علي اف بود. مردم بخصوص از پخش جزوه هايي كه صهيونيست ها در آذربايجان با استفاده از همراهي دولت عليه اسلام و مذهب شيعه پخش مي كنند، عصباني و خواستار قطع رابطه آذربايجان با رژيم صهيونيستي بودند.
4- جمهوري آذربايجان در طول سال هاي گذشته تبليغات پان تركي خود را براي توقف فعاليت هاي اسلام گراها در اين كشور تشديد كرده است تا جايي كه در بعضي از كتب درسي ايران را به اشغال! «آذربايجان جنوبي»! متهم كرده و بر آن تاكيد مي كند اما اين تبليغات تاثير عمده اي بر جاي نگذاشته است وجود يك دولت اسلام گراي ايراني در تهران و وجود يك دولت اسلام گراي ترك در آنكارا چنين تبليغاتي را ناكارآمد كرده است. آذربايجان از ناحيه همسايگان خود در يك وضعيت انزوا بسر مي برد از يك طرف ايران و روسيه از روابط خاص باكو با دولت آمريكا ناراضي اند از سوي ديگر تركيه روابط آذربايجان با تل آويو را نمي پسندد. از سوي ديگر با جمهوري ارمنستان در شرايط جنگي به سر مي برد و ضعف دولت متحد باكو در گرجستان، دولت باكو را با بن بست مواجه كرده است. امروزه اين سؤال فرا روي تحليلگران قرار دارد كه با وجود تضاد رو به ازدياد دولت با مردم و با وجود گسست آذربايجان در محيط منطقه اي، آيا دولت علي اف دوام خواهد آورد؟
جمهوري آذربايجان براي فرار از اين سرنوشت، به ايدئولوژي پان تركي دامن مي زند و به رژيمي مشابه رژيم خود يعني اسرائيل- از نظر ستيز با شهروندان مسلمان و گسست در محيط منطقه اي- براي بقاء متوسل گرديده است! جالب اين است كه الهام علي اف نتوانسته وضع رو به فروپاشي رژيم صهيونيستي را درك كند و از مشابه شدن با آن اجتناب نمايد.
5- موضوع آذربايجان به كشور و ملت ما ربط دارد از يك طرف جمهوري آذربايجان همسايه ماست و وضع امنيتي آن بر امنيت ما اثر مي گذارد. از سوي ديگر مردم مظلوم اين كشور بيش از همه به مردم ما به دليل سابقه تاريخي چشم دوخته و از آن توقع حمايت دارند و نهايتاً ايران بعنوان ام القراي جهان اسلام نمي تواند اقدامات ضدمذهبي دولت هاي ديگر را ناديده بگيرد و حداقل به محكوم كردن زباني آن نپردازد.
اما متأسفانه درست در كشاكش بحث تخريب مساجد و آزار شيعيان و تبليغات وسيع ضدايراني محافل خبري و سياسي آذربايجان، وزير كشور ايران- آقاي مصطفي محمد نجار- به باكو سفر كرد و بر رو به توسعه بودن مناسبات دو كشور- كه واقعيت ندارد- تاكيد كرد. اين سفر بسيار نابهنگام بود و علي الظاهر به دليل عدم فعاليت جدي سفارتخانه ما در باكو، اطلاعات لازم به وزير كشور داده نشد. سفر آقاي نجار از يك سو دلخوري شيعيان مظلوم را در پي داشت و از سوي ديگر مي تواند اين توهم را در مقامات جمهوري آذربايجان پديد آورد كه نه تخريب مساجد! و نه آزار شيعيان و نه تبليغات ضدايراني تاثيري بر مناسبات ايران با آذربايجان نمي گذارد!
سفر محمدنجار بدون آنكه واقعاً با اين هدف تنظيم شده باشد، اين تلقي را در آذربايجان به وجود آورد كه ايران از سياست خود مبني بر حمايت از مظلومان فاصله گرفته است و حال آنكه اين سفر و نابهنگام بودن آن ارتباطي با سياست بنيادي جمهوري اسلامي ندارد.
اما به هر حال بنظر مي آيد ما در كنار احترام به حق حاكميت كشورها بر سرزمين خود بايد از رسالت ديني خود در قبال همنوعان و هم كيشان نيز غافل نباشيم. مسلماً منافع ملي درازمدت ما اقتضا مي كند كه از اهرم هاي خود براي دفاع از حقوق شناخته شده ملت ها استفاده نمائيم.
يادداشت روز؛ 19/02/89 - كيهان.
/انتهاي پيام/