میرحسین؛ از «تهدید نظامی اسرائیل» تا شعار «نه غزه نه لبنان»
گروه سیاسی؛ وقایع تلخ پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88، علیرغم اینکه هزینه های فراوان و ریزشهای ناگواری را برای نظام جمهوری اسلامی و انقلاب عزیزمان رقم زد، اما نقاط روشن و رویش های پرباری را نیز در متن خود ایجاد کرد که تحمل شکست ها و تاریکی های این سال طوفانی را سهل تر می کند.
یکی از مهمترین نکات مثبت فتنه اخیر، بوجود آمدن شرایط و بستری بود که در آن چهره واقعی برخی خواص و مدعیان کاملا در معرض دید و قضاوت افکار عمومی قرار گرفت و ملت رشید و بصیر ایران توانستند در عرصه امتحان خواص، سره را از ناسره تشخیص دهند.
مروری بر مواضع چهره های مطرح جریان معارض در سال گذشته و مقایسه این مواضع با عملکرد گذشته آنها در دوران مسئولیت های مختلفشان و همچنین نقدهایی که این افراد به دولت فعلی و مجموعه حاکمیت وارد کرده اند، با معیار قرار دادن مواضع صریح و روشن امام خمینی(ره) در صحیفه نور، گویای حقیقت تلخ، اما عبرت آموز سقوط خواص بی بصیرت خواهد بود.
***
«بعضي مغرضين ما را به اعمال سياست نفرت و كينه توزي در مجامع جهاني توصيف و مورد شماتت قرار مي دهند؛ و با دلسوزيهاي بيمورد و اعتراضهاي كودكانه مي گويند جمهوري اسلامي سبب دشمنيها شده است و از چشم غرب و شرق و اياديشان افتاده است! كه چه خوب است به اين سوال پاسخ داده شود كه ملتهاي جهان سوم و مسلمانان، و خصوصا ملت ايران، در چه زماني نزد غربيها و شرقيها احترام و اعتبار داشته اند كه امروز بي اعتبار شده اند. آري! اگر ملت ايران از همه اصول و موازين اسلامي و انقلابي خود عدول كند و خانه عزت و اعتبار پيامبر و ائمه معصومين - عليهم السلام - را با دستهاي خود ويران نمايد، آن وقت ممكن است جهانخواران او را به عنوان يك ملت ضعيف و فقير و بي فرهنگ به رسميت بشناسند؛ ولي در همان حدي كه آنها آقا باشند ما نوكر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعيف؛ آنها ولي و قيم باشند ما جيره خوار و حافظ منافع آنها؛ نه يك ايران با هويت ايراني - اسلامي؛ بلكه ايراني كه شناسنامه اش را امريكا و شوروي صادر كند؛ ايراني كه ارابه سياست امريكا يا شوروي را بكشد و امروز همه مصيبت و عزاي امريكا و شوروي شرق و غرب در اين است كه نه تنها ملت ايران از تحت الحمايگي آنان خارج شده است، كه ديگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت مي كند. كنترل و حذف سلاحهاي مخرب از جهان اگر با حقيقت و صداقت همراه بود خواسته همه ملتهاست، ولي اين نيزيك فريب قديمي است...»(1)
اين سخنان پير عارف و زنده دل ما، حضرت روح الله است که گوئي پيشاپيش اين روزهاي کذائي و اين مواضع سخيف «دوستان سابق» را پيش بيني کرده و پاسخ هاي محکمش را براي اين روزها آماده کرده بود.
بدون هیچ توضیحی، جملات زير را بخوانيد...
- به دليل نبود سياستهاي روشن، ماجراجويي و بيتدبيري، وضعيت پيراموني ما، وضعيت خوبي نيست و يک وضعيت تهديدکننده عليه ما شکل گرفته است. ما بدترين حالت را در سياست خارجي و روابط بينالملل داريم و به نظر ميرسد ساير تحريمها و فشارهاي بيشتري را شاهد باشيم. (25/خرداد/88)
- اينک بر اثر سياست خارجي غلط و «ماجراجويانه» دولتي که مردم ما بدان دچار شدهاند، کشور در آستانه بحرانهايي قرار گرفته است که بيشترين خسارت آن را قشرهاي محروم خواهند پرداخت. (بيانيه شماره 13، 6 مهر 88)
جاي اين پرسش وجود دارد که آيا منظور میرحسین موسوی از سياست هاي ماجراجويانه، کوتاه نيامدن در برابر قدرت هاي مستکبر است؟ آيا منظور پافشاري دولت بر حقوق حقه هسته اي کشور است؟ آيا آقاي موسوي دولت را بخاطر حمايت از حقوق ملت فلسطين و لبنان مورد شماتت قرار مي دهد؟ و يا اصولا بايد از ميرحسين موسوي پرسيد که چرا در دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي که سياست هاي منفعلانه و غيرعزتمندانه ايشان که اتفاقا زبانزد عام و خاص بود و البته هميشه با استقبال دول مستکبر غربي مواجه مي شد، صداي اعتراضي از موسوي شنيده نشد؟
این موضع گیری هاي آقاي موسوي در مقابل دیپلماسی دولت نهم و دهم در حالی مطرح می شود که شخص وي در زماني كه در قامت وزیر امور خارجه در سال هاي آغازين انقلاب به سازمان ملل می رود، با ادبیاتي بشدت انقلابی سخن میگوید؛ آیا او اکنون مواضع گذشته خود را هم ماجراجویانه و افراطی تلقی می کند؟!
نگاهي به سخنان نه چندان دور ميرحسين موسوي در قامت وزیر امور خارجه دولت انقلابی آن روزها خالی از لطف نیست:
- میرحسین در سازمان ملل در حالي كه نوک پیکان حملات خود را به جانب امریکا گرفته بود گفت: «مردم ما به مدعیان حقوق بشر که دست های خود را تا مرفق به خون انسان های مستضعف فرو کرده اند به دیده تمسخر می نگرند و می دانند که حقوق بشری که مدافع آن سران امریکا باشند از چه جنس و قماش است. این همان حقوق بشری است که در مقابل کشتارهای جهانی میلیون ها مظلوم از سوی امریکا سکوت می کند. ولی در مقابل مجازات آدمکشانی که دست به قتل رئیسجمهور یک کشور انقلابی می زنند، فریاد بر می آورد. این همان حقوق بشری است که یک اطلاعیه برای محکومیت اسرائیل به خاطر کشتار مکرر زن و بچه و پیرمردهای جنوب لبنان صادر نکرد. این همان حقوق بشری است که فقط با منطق صهیونیسم و امپریالیسم سازگار است. این همان حقوق بشری است که مدعیان آن و سردمداران آن سازندگان و طراحان بمب های نوترونی و اتمی در سراسر جهان هستند. و حاضرند اسلحه ای بسازند که در یک چشم به هم زدن میلیون ها انسان را بی توجه به کوچکی و بزرگی بیماری و سلامت نابود سازد. آیا اصولا مسخره نیست که خانه همه این مدافعان حقوق بشر در امریکا باشد و نه در یک کشور چون بنگلادش، ایران، نامیبیا، آنگولا، لیبی، هند، ویتنام، الجزایر، سوریه یا مالزی. ما به صراحت اعلام می کنیم به حقوق بشری که مدافع آن مال اندوزان و زورمندان امپریالیسم بین المللی و صهیونیسم و نژاد پرستان اروپایی و امریکایی می باشند اعتقادی نداریم. ما اصولا بشریت را در جوامع اروپایی و امریکایی در حال مسخ و نابود شدن می دانیم.»
این سخنان مربوط به همان چهره ای است که در شب مناظره با احمدی نژاد، با شدیدترین وجهی، سیاست تهاجمی دولت نهم را مورد انتقاد قرار داده، تنها با این استدلال که این سیاست های مالجراجویانه(؟!)، جهان غرب و مستکبران را از ایران ناراحت کرده است!
آقای موسوی، آن روزها که هنوز گرد فراموشی و فراموشکاری بر جان و دلش ننشسته بود، فارغ از خط کشی های جغرافیایی، حتی به جوانان فلسطینی و لبنانی وعده کمکهای نظامی می داد و رژیم صهیونیستی را هم تهدید به حمله نظامی می کرد؛ آن روزها البته نخست وزیر انقلابیمان اصلا به «شعار نه غزه نه لبنان - جانم فداي ايران» اعتقادي نداشت:
«زور زرادخانه های امریکایی و صهیونیستی و توطئه های گسترده آنان و توافق این دو کشور در زمینه همکاری های استراتژیک جهت سرکوبی ملت های ستمدیده، عزم ما را برای مبارزه هر لحظه محکمتر می کند و ما همچنان که بارها اعلام کرده ایم، همراه برادران سوری و لبنانی و فلسطینی آماده باز پس گرفتن تمام سرزمین های اشغال شده توسط رژیم صهیونیستی هستیم»
میرحسین انقلابی، آن روزها البته ساختار سازمان ملل و حجیت حق وتو را نیز مورد التفات قرار می داد و در اظهارنظری داغ، برای سازمان ملل بی خاصیت و اعضای مستکبر شورای امنیت نیز خط و نشان می کشید:
«به نظر ما این مجامع پیش از آنکه ابزاری برای مقابله با ظلم و ستم و استقرار عدالت و صلح در جهان باشد، محل داد و ستد قدرت های بزرگ جهانی و کوششی برای اجرای سیاست های آنهاست... به اعتقاد ما تا زمانی که سازمان ملل متحد از نفوذ ابرقدرت ها آزاد نشود تا هنگامی که قدرت در اختیار صاحبان برحق آن یعنی مستضعفین قرار نگیرد، به سختی می توان امیدوار بود که سازمان ملل متحد بتواند نقش واقعی خود را آن گونه که در منشور آمده است، به نحو اکمل ایفا نماید. به عنوان نخستین گام انتقال مقر سازمان ملل متحد به کشوری بی طرف و نیز لغو حق وتو برای زورمداران ضروری است.»
... یاد آن روزهای انقلابی بخیر!
***
همانگونه که در ابتدای این گزارش تصریح شد، مواضع روشن امام در قبال مسائل سياست خارجي کاملا آشكار است و ملت رشید ایران به خوبی واقفند که خمینی بت شکن، آن پیر زنده دل و خداترس، با نفس حق و کلام نافذ و روح بلندش چگونه بر اندام سست شرق و غرب فلرزه انداخته بود و همگان را به مبارزه و تسلیم ناپذیری دعوت می کرد.
در اين خصوص کلام فرزند صالح حضرت روح الله، امام خامنه اي نیز درباره روش و دیپلماسی امام و مقوله سیاست خارجی شنیدنی است. ایشان درست 30 سال پيش در سخناني به مناسبت دومين سالگرد شهادت آقا سيد مصطفي خميني در پاييز 58 در مشهد مقدس، درباره سياست خارجي مورد نظر امام فرموده اند:
«امام معتقد است به حمايت از همه مستضعفين، جبهه مستضعفين را امام اعلان كرد. بيشترين تكيه امام در اعلان جبهه مستضعفين، بر روي «مستضعفين جهاني» بود، مستضعفين ملل جهان. امام معتقد است به حمايت از فلسطين، به حمايت از مسلمان هاي افغانستان، به حمايت از همه جنبشهاي اسلامي در سراسر جهان. امام معتقد است به حمايت از همه جنبشهاي ضد امپرياليستي و لو غير اسلامي. اين نقطه روشن و خط روشن امام است؛ اين چيزي است كه در دهها پيام، مصاحبه، گفتار امام ميتوانيد ببينيد و اين يك بند، يك فصل از موضع گيري خط امام است در مسائل خارجي. در مسائل ديگر در زمينه ارتباط با قدرتها، امام مخالف هستند با سلطه هر قدرتي از قدرتهاي خارجي، چه غرب و چه شرق، در سياست ايران براي امام، آمريكا اگر مطرح ميشود و نامي از آمريكا آورده ميشود بخاطر اين آيه شريفه قرآن است كه " قاتلوا الذين يلونكم من الكفار" آن كفاري كه با شما روبرويند، با شما نزديكند اول به آنها بپردازيد اما به اين معني نيست كه كم ترين گرايشي به سياستي كه به ظاهر سياست قطب رقيب آمريكا و در باطن سياستي مشابه سياست آمريكا براي ماست يعني سياست شوروي نشان بدهيم. به هيچ وجه.»
***
همانگونه که در بخشهای اولیه این مقال اشاره شد، جریان معارض و چهره های شاخص آن بویژه میرحسین موسوی، دائما و مکررا دولت نهم را به اعمال سیاست های ماجراجویانه و غیرعقلانی متهم کرده و با این حربه بارها و بارها، مواضع تهاجمی رئیس جمهور را مورد حمله قرار دادند. هرچند که تا به حال هیچ گاه این افراد حاضر به بیان و تشریح دلایل ادعاهای خود نشده اند، اما جا دارد برای روشن شدن و تبیین سیاست خارجی دولت نهم و آنچه که آقاي موسوي و همفکرانش معتقدند «سياستي ماجراجويانه» بوده است، توضیحاتی داده شود؟!
در برنامه دولت نهم، رئيس جمهور 21 راهكار توسعه سياست خارجي را به اين شرح تدوين كرده است:
1- ديپلماسي فعال و مؤثر در سياست خارجي و بـرقراري و تداوم روابط بين الملل براساس عزت، حكمت و مصلحت يا راهبرد عدالت، صلح و عزت براي همه و مبارزه با ناامني و جنگ و تحقير ملت ها.
2- پـيـگـيـري سـياست تنش زدايي در روابط دوجانبه و تهديدزدايي در روابط بين الملل.
3- نگاه راهبردي به تحولات سياسي، فرهنگي و اقتصادي در عرصه روابط بين الملل و استفاده حكيمانه از فرصت هاي بين المللي و منطقه اي در راستاي منافع ملي.
4- همكاري با كشورهاي اسلامي در جهت تشكيل قطب جهان اسلام در نظام چند قطبي آينده.
5- تقدّم نگاه منطقه اي در روابط بين الملل و رعايت اولويت روابط سياسي ، اقتصادي و فرهنگي با جهان اسلام، حوزه خليج فارس، حوزه خزر و آسياي ميانه و حوزه پاسيفيك اروپايي.
6- مـبـارزه هـمـه جانبه با تروريزم دولتي و غيردولتي.
7- حركت در جهت تبيين و مقابله با استعمار فرانو و مبارزه با ترفند هاي نظام سلطه جهاني.
8- حمايت از مردم فلسطين.
9- گسترش همكاري با كشورهاي مستقل و غيـرمتعهـد بـر اساس منافع ملي و مصالح نظام اسلامي و برقراري مناسبات عادلانه.
10- برنامه ريزي براي ايجاد و استمرار رابطه سالم و فعال با هر كشوري جز رژيم اشغالگر قدس براي هميشه و نظام سياسي آمريكا تا زماني كه حاضر به رعايت حفظ عزت و منافع مردم ايران باشد.
11- ارزيابي عملكرد سفراي جمهوري اسلامي ايران و رعايت پايبندي آنان به اصول و ارزش هاي اسلامي و ايفاي نقش كارآمد در جهت تأمين منافع و مصالح كشور و ايرانيان مقيم خارج.
12- تغيير نگاه به ايرانيان مقيم خارج به عنوان سفراي فرهنگي كشور و عاملان همكاري هاي علمي، فني و اقتصادي با خارج.
13- بسط و توسعه روابط علمي و تكنولوژيكي با كشورهايي كه در تعارض با منافع جمهوري اسلامي ايران قرار ندارند و همچنين برقراري و تداوم روابط اقتصادي با ساير كشورها با توجه به مواضع سياسي و بين المللي آنان نسبت به جمهوري اسلامي ايران.
14- تقويت و گسترش سازمان ها و پيمان هاي منطقـه اي مـاننـد اكو جهت بسط توسعه تجاري و اقتصادي منطقه اي در راستاي منافع مشترک كشورها.
15- عضويت فعال و اثرگذار در سازمان هاي فرامنطقه اي و بيـن المللـي جهـت ارتقـاي نقش جمهوري اسلامي ايران در عرصه هاي جهاني .
16- تلاش در جهت ايجاد و گسترش نگاه مشترک در كـشـورهـاي اسـلامـي جهـت اتخـاذ سياست هاي متمركز بين المللي.
17- تـقـويـت اسـتـراتژي چندجانبه گرايي در سطح بين المللي و مقابله با يك جانبه گرايي در عرصه بين الملل.
18- تلاش براي اعتمادسازي جهاني با حفظ اصول، ارزش ها و اقتدار در عرصه هاي بين المللي.
19- تهديدزدايي و مبارزه با توليد، نگهداري و استفاده از سلاح هاي كشتارجمعي به عنوان ابزار تهديد ملت ها.
20- مبارزه با نظام تك قطبي و امپراتوري نظام سلطه جهاني.
21- بکارگيري ظرفيت هاي فرهنگي رسانه اي، دانشگاهي و تشكل هاي غيردولتي در جهت توسعه و پيشبرد اهداف سياست خارجي.
حال آقاي موسوي و همفکرانش بايد پاسخ دهند كه چه تفاوتي ميان اين سياست ها با اصول مطرح شده از سوي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران وجود دارد كه اينگونه ايشان را برآشفته است؟ آيا دولت كنوني جرمي جز تلاش براي پياده كردن اهداف و آرمان هاي خميني كبير مرتکب شده است كه اينگونه ناجوانمردانه از داخل و خارج تحت هجوم سرزنش ها قرار گرفته است؟
آیا غیر از این است که به اذعان نظرسنجی ها و فضای حاکم بر جامعه، سیاست خارجی دولت نهم، یکی از نقاط قوت این دولت بوده و ملت ایران در زمان این دولت طعم سیاست عزتمندانه را چشیده و شعار عزت - حکمت - اقتدار را محقق شده دیده اند؟
***
كلام را با فرازهاي ديگري از كلام نوراني امام امت رضوان الله تعالي عليه به پايان مي بريم، همان كلماتي كه امروز ملاك و معيار و آيينه تشخيص مدعيان دروغين خط امام از پيروان راستين روح خداست.
«... البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلامي مان بارها اعلام نموده ايم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم. حال اگر نوكران امريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراتوري بزرگ مي گذارند، از آن باكي نداريم و استقبال مي كنيم. ما درصددخشكانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيزم، سرمايه داري و كمونيزم در جهان هستيم. ماتصميم گرفته ايم، به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظامهايي را كه بر اين سه پايه استوار گرديده اند نابود كنيم؛ و نظام اسلام رسول الله - صلي الله عليه و آله و سلم - را در جهان استكبار ترويج نماييم. و دير يا زود ملتهاي دربند شاهد آن خواهند بود.
... نكته مهمي كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود بابيگانگان قرار دهيم اين است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كي و تا كجا ما را تحمل مي كنند و تا چه مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند. به يقين آنان مرزي جز عدول از همه هويتها و ارزشهاي معنوي و الهي مان نمي شناسند. به گفته قرآن كريم ، هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما بر نمي دارند مگر اينكه شما را از دينتان برگردانند.
ما چه بخواهيم وچه نخواهيم صهيونيستها و امريكا و شوروي در تعقيبمان خواهند بود تا هويت ديني وشرافت مكتبي مان را لكه دار نمايند.
... من به صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران با تمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذاري مي كند. و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد.
ما بايد براي پيشبرداهداف و منافع ملت محروم ايران برنامه ريزي كنيم. ما بايد در ارتباط با مردم جهان ورسيدگي به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان باتمام وجود تلاش نماييم . و اين را بايد از اصول سياست خارجي خود بدانيم.
ما اعلام مي كنيم كه جمهوري اسلامي ايران براي هميشه حامي و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است . و كشور ايران به عنوان يك دژ نظامي و آسيب ناپذير نياز سربازان اسلام را تامين وآنان را به مباني عقيدتي و تربيتي اسلام و همچنين به اصول و روشهاي مبارزه عليه نظامهاي كفر و شرك آشنا مي سازد.» (صحيفه امام جلد بیست و یکم - پيام به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه / 29 تير 1367)
حکايت همچنان باقيست...
/انتهاي پيام/