آيا قرآن مندرجات تورات و انجيل را تصديق كرده؟!
کد خبر:۷۰۶۰۷
وبلاگ«آيا قرآن شبهه دارد؟»؛

آيا قرآن مندرجات تورات و انجيل را تصديق كرده؟!

بنا بر اين معنى تصديق قرآن نسبت به تورات و انجيل اين است كه صفات و ويژگيهاى پيغمبر (ص) و قرآن با نشانه‏هايى كه در تورات و انجيل آمده مطابقت كامل دارد.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، محسن دهرويه در آخرين بروز رساني وبلاگ خود نوشته است:

درآيات متعددى ازقرآن مجيد،اين تعبيربه چشم مى‏خورد كه:قرآن مفاد كتب پيشين را تصديق مى‏كند".

در آيه 48 مائده مى‏فرمايد: وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ:" ما اين كتاب را به حق بر تو نازل كرديم در حالى اين كتاب كتب آسمانى پيشين را تصديق مى‏كند".

همين امر سبب شده كه جمعى از مبلغان يهود و مسيحى، اين آيات را سندى بر عدم تحريف تورات و انجيل بگيرند، و بگويند: تورات و انجيل در عصر پيامبر اسلام مسلما با تورات و انجيل امروز تفاوتى پيدا نكرده، و اگر تحريفى در تورات و انجيلها رخ داده باشد، مسلما مربوط به قبل از آن است، و چون قرآن صحت تورات و انجيل موجود عصر پيامبر اسلام را تصديق نموده پس مسلمانان بايد اين كتب را به عنوان كتب آسمانى دست نخورده به رسميت بشناسند.

پاسخ:

آيات مختلفى از قرآن گواهى مى‏دهد كه نشانه‏هاى پيامبر اسلام و آئين او در همان كتابهاى محرف كه در دست يهود و نصارى در آن زمان بوده وجود داشته است، زيرا مسلم است كه منظور از تحريف اين كتب آسمانى اين نيست كه تمام كتابهاى موجود باطل و بر خلاف واقع مى‏باشد، بلكه قسمتى از تورات و انجيل واقعى در لابلاى همين كتب وجود داشته و دارد، و نشانه‏هاى پيامبر اسلام، در همين كتب و يا سائر كتابهاى مذهبى كه در دست يهود و نصارى بوده، وجود داشته است (و الان هم بشاراتى در آنها هست).

به اين ترتيب ظهور پيغمبر اسلام(ص) و كتاب آسمانى او عملا تمام آن نشانه‏ها را تصديق مى‏نموده زيرا با آن مطابقت داشته است.

بنا بر اين معنى تصديق قرآن نسبت به تورات و انجيل اين است كه صفات و ويژگيهاى پيغمبر (ص) و قرآن با نشانه‏هايى كه در تورات و انجيل آمده مطابقت كامل دارد.

استعمال واژه" تصديق" در معنى" مطابقت" در آيات ديگر قرآن نيز مشاهده مى‏شود، از جمله در آيه 105 سوره" صافات" به ابراهيم ع مى‏گويد: قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا (تو تصديق خواب خود نمودى) يعنى عمل تو مطابق خوابى است كه ديده‏اى، و در آيه 157 سوره اعراف چنين مى‏خوانيم.

الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ ... اين معنى صريحا بيان شده، يعنى اوصافى كه در او مى‏بينند مطابق است با آنچه در تورات يافته‏اند.

در هر حال آيات فوق چيزى جز" تصديق كردن عملى" قرآن و پيامبر(ص) نسبت به نشانه‏هاى حقانيت او كه در كتب گذشته بوده است نيست، و دلالتى بر تصديق تمام مندرجات تورات و انجيل ندارد بعلاوه آيات متعددى از قرآن حكايت از اين مى‏كند كه آنها آيات تورات و انجيل را تحريف نمودند، اين خود شاهد زنده‏اى است بر گفتار بالا.

شاهد زنده ديگر:

" فخر الاسلام" مؤلف كتاب" انيس الاعلام" كه خود يكى از كشيشان بنام مسيحى بوده، و تحصيلات خود را نزد كشيشان مسيحى به پايان رسانيده است و به مقام ارجمندى از نظر آنان نائل آمده در مقدمه اين كتاب ماجراى عجيب اسلام آوردن خود را چنين شرح مى‏دهد:

" ... بعد از تجسس بسيار و زحمات فوق العاده و گردش در شهرها خدمت كشيش والا مقامى رسيدم، كه از نظر زهد و تقوا ممتاز بود، فرقه" كاتوليك از سلاطين و غيره سؤالات دينى خود را به او مراجعه مى‏كردند، من نزد او مدتى مذاهب مختلفه نصارا را فرا مى‏گرفتم، او شاگردان فراوانى داشت، ولى در ميان همه به من علاقه خاصى داشت. كليدهاى منزل ... همه در دست من بود فقط كليد يكى از صندوقخانه‏ها را پيش خود نگاهداشته بود ...

در اين بين روزى كشيش مزبور را عارضه‏اى رخ داد به من گفت به شاگردها بگو: حال تدريس ندارم. وقتى نزد شاگردان آمدم ديدم مشغول بحثند، اين بحث منجر به معنى لفظ" فارقليطا" در سريانى و" پريكلتوس" به زبان يونانى . . .

جدال آنها به طول انجاميد، هر كسى رأيى داشت . . .

پس از بازگشت، استاد پرسيد: امروز چه مباحثه كرديد؟! من اختلاف آنها را در لفظ" فارقليطا" از براى او تقرير كردم ... گفت: تو كداميك از اقوال را انتخاب كرده‏اى؟

گفتم مختار فلان مفسر را اختيار كرده‏ام.

كشيش گفت: تقصير نكرده‏اى، و لكن حق و واقع خلاف همه اين اقوال است، زيرا حقيقت اين را نمى‏دانند مگر راسخان فى العلم، از آنها هم تعداد كمى با آن حقيقت آشنا هستند، من اصرار كردم كه معنى آن را برايم بگوئيد، وى سخت گريست و گفت: هيچ چيز را از تو مضايقه نمى‏كنم ... در فرا گرفتن معنى اسم اثر بزرگى است، ولى به مجرد انتشار، من و تو را خواهند كشت! چنانچه عهد كنى به كسى نگويى اين معنى را اظهار مى‏كنم ... من به تمام مقدسات قسم خوردم كه نام او را فاش نكنم، پس گفت: اين اسم از اسماء پيامبر مسلمين است و به معنى" احمد" و" محمد" است.

پس از آن كليد آن اطاق كوچك را به من داد و گفت: در فلان صندوق را باز كن و فلان و فلان كتاب را بياور، كتابها را نزد او آوردم، اين دو كتاب به خط يونانى و سريانى پيش از ظهور پيامبر اسلام بر پوست نوشته شده بود.

در هر دو كتاب لفظ" فارقليطا" را به معنى، احمد و محمد، ترجمه نموده بودند سپس استاد اضافه كرد: علماء نصارا قبل از ظهور او اختلافى نداشتند كه" فارقليطا" به معنى" احمد و محمد" است، ولى بعد از ظهور محمد ص براى بقاى رياست خود و استفاده مادى، آن را تاويل كردند و معنى ديگر براى آن اختراع نمودند و آن معنى قطعا منظور صاحب انجيل نبوده است.

سؤال كردم در باره دين نصارا چه مى‏گويى؟ گفت با آمدن دين اسلام منسوخ است، اين لفظ را سه بار تكرار نمود پس گفتم:

در اين زمان طريقه نجات و صراط مستقيم ... كدام است؟ گفت: منحصر است در متابعت محمد(ص).

گفتم: آيا تابعان او از اهل نجاتند؟ گفت: اى و اللَّه (سه بار تكرار كرد) ... سپس استاد گريه كرد و منهم بسيار گريستم گفت: اگر آخرت و نجات ميخواهى البته بايد دين حق را قبول نمايى ... و من هميشه تو را دعا مى‏كنم، به شرط اينكه در روز قيامت شاهد باشى كه در باطن مسلمان و از تابعان حضرت محمد(ص) هستم، ... هيچ شكى نيست كه امروز بر روى زمين دين اسلام دين خداست ..."!! «1»

چنان كه ملاحظه مى‏كنيد طبق اين سند، علماى اهل كتاب پس از ظهور پيامبر اسلام(ص) به خاطر منافع شخصى خود، نام و نشانه‏هاى او را طور ديگرى تفسير و توجيه كردند.

برگرفته از تفسير نمونه ج1 ص210تا213

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار