برنامه هاي امام زمان(عج) بعد از ظهور
کد خبر:۷۰۷۷۹
حكومت مهدى‏(عج)؛

برنامه هاي امام زمان(عج) بعد از ظهور

زمانى كه حضرت حجّت (عج) ظهور كند به عدالت حكم مى‏كند و كسى نمى‏تواند به ديگرى جور و ستم روا دارد و راه‏ها به وسيله او امن مى‏گردد، و زمين بركاتش را براى استفاده مردم خارج مى‏كند و امور را به دست اهلش مى‏سپارد و هيچ دينى غير از اسلام باقى نمى‏ماند و همه به اسلام گرايش پيدا مى‏كنند و به ايمان اعتراف مى‏كنند

گروه معارف؛ «إِذَا قَامَ القَائِمُ حَكَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَ فِى أَيَّامِهِ الْجَوْرُ وَ أَمَنَتْ بِهِ السُّبُلُ وَ أَخْرَجَتِ الأرْضُ بَرَكَاتِهَا وَ رُدَّ كُلُّ حَقٍّ إِلَى أَهْلِهِ وَ لَمْ يَبْقَ أَهْلُ دَيْنٍ حَتَّى يَظْهَرَ الإِسْلَامُ وَ يَعْتَرِفُوا بِالإِيمَانِ». «بحارالأنوار، ج 52»

زمانى كه حضرت حجّت (عج) ظهور كند به عدالت حكم مى‏كند و كسى نمى‏تواند به ديگرى جور و ستم روا دارد و راه‏ها به وسيله او امن مى‏گردد، و زمين بركاتش را براى استفاده مردم خارج مى‏كند و امور را به دست اهلش مى‏سپارد و هيچ دينى غير از اسلام باقى نمى‏ماند و همه به اسلام گرايش پيدا مى‏كنند و به ايمان اعتراف مى‏كنند.

شرح حديث:

در اين حديث هفت برنامه براى حضرت بيان شده است:

1 و 2- حكومت عادلانه و رفع ظلم و جور:  «اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع فى ايّامه الجور» نقطه مقابل عدل، ظلم است نه جور، و قسط نقطه مقابل جور است. فرق بين عدل و قسط اين است كه عدالت يعنى حقّ ديگرى گرفته نشود و قسط اين است كه بين افراد تبعيض نشود، پس ظلم به نفع خويشتن گرفتن، و جور حقّ كسى را به ديگرى دادن است. به عنوان مثال، يك وقت خانه زيد را براى خودم مى‏گيرم، كه اين ظلم است و يك وقت خانه او را مى‏گيرم و به ديگرى مى‏دهم كه اين جور است. نقطه مقابل اين است كه خانه زيد را براى خودم نمى‏گيرم كه اين عدل است و اگر به كسى هم ندهم اين قسط است، پس قسط عدم تبعيض و عدل عدم ظلم است.

3- امنيّت راه‏ها:  «و امنت به السبل» راه‏ها به وسيله او امن مى‏شود.

4- شكوفايى طبيعت‏: «وأخرجت الارض بركاتها» زمين بركاتش را خارج مى‏كند چه بركات كشاورزى و چه معادن و چه نيروهاى ديگرى كه براى ما مخفى است.

5 - سپردن امور به اهل خبره‏: «و رُدّ كلّ حقّ إلى أهله» كارها را به اهلش مى‏سپارند، به خلاف زمان ما كه بسيارى از كارها به دست نااهلان است چرا كه رابطه‏ها بر ضابطه‏ها مقدّم شده است.

6- حاكميّت دين اسلام‏: «ولم يبق أهل دين حتّى يظهر الإسلام» هيچ دينى باقى نمى‏ماند و همه اديان، دين واحد مى‏شوند كه همانا اسلام است.

7- گرايش قلبى به اسلام‏: «و يعترفوا بالإيمان» دو معنا دارد ممكن است اشاره به اين باشد كه همه تابع مكتب اهل بيت عليهم السلام مى‏شوند و يا اشاره به اين باشد كه علاوه بر اين كه در ظاهر ايمان دارند در باطن هم مؤمن هستند.

فرق بين ايمان و اسلام در روايات آمده است، بعضى از روايات مى‏گويد اسلام آن چيزى است كه اگر شخص آن را اظهار بدارد جانش محفوظ و ذبيحه‏اش حلال است و ايمان آن چيزى است كه مايه نجات او در قيامت است. در بعضى از روايات داريم كه اسلام مانند مسجدالحرام و ايمان مانند كعبه است.(1)

1- مشكات هدايت.

/انتهاي پيام/
                       

پربازدیدترین آخرین اخبار