سواري، روي موج منفي!
کد خبر:۷۰۷۸۰
یادداشت - سجاد تبدني*

سواري، روي موج منفي!

هر وطن دوستي که کوچک نمايي دستاوردهاي فرزندان اين ملت توسط تعدادي از استادان را مي بيند، واقعاً به حال اين انقلاب نگران مي شود.

گروه اندیشه؛ مي شود و مي توانيم! بله، استاداني که فعل نتوانستنتان هميشه کوک است! يکبار ديگر هم توانستيم! در ميان اين همه توانستن ها، به راستي چگونه مي توانيد خود را به عنوان بلندگوي پخش شايعه، توسط کساني که خيلي دوست دارند و تمام سعي و تلاششان را هم مي کنند که فعل نتوانستن را به ما ديکته کنند، قرار دهيد؟ لطفاً بارِ ديگر در چشمان کساني که قرار است، فعل شدن و توانستن را شما براي آن ها صرف کنيد، نگاه كنيد، احتمالاً آن روزي که ساخت اورانيوم 20 درصد را توسط بچه هاي اين مرز و بوم يک دروغ بسيار بزرگ در کلاس درستان بيان مي کرديد، به اين نکته که روزي همين بچه هاي کم سن و سال ملت ايران، جهانيان را مات و مبهوت مي کنند، هم فکر نمي کرديد.

بله، ما بزرگتر از اين کارها را نيز مي توانيم؛ چون هدف ما انتشار دادن علم است نه مصرف آن؛ چون هدف ما بر اساسِ شدن و توانستن است؛ نه نمي شود و نمي توانيم، اميداواريم حداقل جوابي و يا توجيه مناسبي براي آن سخنان غير مسئولانه خود داشته باشيد که اگر اين گونه نباشد واقعاً تأسف آور است.

وقتي در ميان اين انسان ها، استاداني را مي بيند که ضمن زير سؤال بردن بسياري از کارها و اقدامات به بيان اظهار نظرهاي خود مي پردازند، بدين مضمون که ما در اين مملکت فقط نياز به متخصص داريم، نه به انجام بسياري از کارهاي بيهوده ديگر، و اين در حالي است که دانشجويان همان استاد از به روز نکردن حتي يک سر فصل درسي توسط همان استاد در طول چندين سال تدريس گله مندند و در برخي موارد از ناراحت شدن همين استاد از زياد سؤال پرسيدن دانشجويان خبر مي دهند، واقعاً چه مي توان گفت؟ از اين نمونه ها بسيار است، ولي چه حاصل که ااستاد هميشه حق دارد، حتي اگر ناحق بگويد.

به احتمال زياد اين سخن حضرت امام (ره) را که «دشمنان يک ملت وقتي بخواهند جوانان يک ملت را به زانو در آورند، روح اعتماد به نفس آنها را خواهند گرفت»، شنيده ايد، اما چرا بعضي از شماها به صورت نا آگاهانه اين پازل را براي بيگانگان بهتر از خودشان مي چينيد؟ اين واقعاً جاي سؤال است.

اي کاش اين اشتباهات و اقداماتتان در تعداد کمي از شماها مشاهده مي شد، اما هر وطن دوستي هنگامي که مي بيند تعداد قابل توجهي از استادان به کوچک نمايي دستاوردهاي فرزندان اين ملت که در نهايت انواع تحريم ها به دست مي آيد، مي پردازند واقعاً به حال اين انقلاب نگران مي شود که «چه کساني در حال آماده سازي نسل موجود براي ساختن جامعه علمي آينده مي باشند؟».

اگر مشکلاتمان به همين موارد ختم مي شد، بسيار جاي خوشحالي داشت، اما بسياري از اوقات ديده مي شود که دانشجويي به دلايل شخصي از جمله انتخاب رشته نسنجيده و يا از روي ناچاري وارد رشته اي تحصيلي مي شود، ولي در اين ميان به جاي اينکه اين استادان با ايجاد علاقه و انگيزه درون دانشجو فضايي را ايجاد کنند، تا حداقل در مدت اين 4 سال با يک سطح علمي مناسب از دانشگاه خارج شوند، با حرف هاي خود همان اندک انگيزه و اميد را نيز از بين برده و سبب مي شوند دانشجو 4 سال تمام را بدون هيچ گونه تمايلي فقط به عشقِ دريافت مدرک در اين راهي که وارد شده طي طريق کند.

استادان گرامي؛ واقعاً چقدر بين دانشجويان ايجاد انگيزه و علاقه مي کنيد؟ چقدر در شور و نشاط علمي آنها سهيم هستيد؟ البته ما از زحمات استادان زيادي که حاضر هستند با گذاشتن وقت، چه به صورت خصوصي و چه در سطح وسيع تر، تلاش مي کنند تا در دانشجويان خود تحولاتي را سبب شوند و آن ها را از روزمرگي خارج کنند و حتي حاضر هستند اقدام به برگزاري جلساتي در سطح گروه آموزشي خود نيز نمايند، به راحتي عبور نکرده ايم؛ چرا که ما امروزه به استاداني اين چنين فهميده نياز داريم که متعهد و متخصص باشند، دردشان علم آموزي باشد، نه حواشي ديگري که وارد شدنشان به علم، بسيار نگران کننده است.

*سجاد تبدني - دانشجوي دانشگاه شهرکرد

/انتهاي پيام/

 

پربازدیدترین آخرین اخبار