همين امروز دريابيد
کد خبر:۷۰۷۹۱
سعدالله زارعي//

همين امروز دريابيد

آنچه اين روزها در فلسطين مي گذرد ملغمه اي از اقدامات تجاوزكارانه، توجيه گرانه، انفعال و انتظار است. رژيم صهيونيستي تجاوز مي كند، آمريكايي ها توجيه مي كنند، دولت هاي عربي و اسلامي منفعلند و فلسطيني ها منتظرند تا دستي از غيب بيرون آيد و آنان را نجات دهد!

يك روز پس از آنكه كميته اجرايي سازمان آزاديبخش فلسطين و كميته مركزي جنبش فتح با تصميم محمود عباس براي از سرگيري «مذاكرات غيرمستقيم» با رژيم صهيونيستي موافقت كردند، «اسحاق آهرونوويچ» وزير امنيت داخلي اين رژيم با صراحت و قاطعيت اعلام كرد تخريب هزاران منزل فلسطيني در قدس شرقي را از فردا- سه شنبه هفته قبل- آغاز مي كند. اين عمليات آغاز شد و همزمان با آن، واحدهاي مهندسي اسرائيل كه از سوي پليس اسرائيلي بيت المقدس حفاظت و پشتيباني مي شدند، ساخت 12 هزار واحدمسكوني- براي استقرار حدود 50 هزار صهيونيست جوان در قدس شرقي- را آغاز كردند!

آنچه اين روزها در فلسطين مي گذرد ملغمه اي از اقدامات تجاوزكارانه، توجيه گرانه، انفعال و انتظار است. رژيم صهيونيستي تجاوز مي كند، آمريكايي ها توجيه مي كنند، دولت هاي عربي و اسلامي منفعلند و فلسطيني ها منتظرند تا دستي از غيب بيرون آيد و آنان را نجات دهد! رژيم صهيونيستي در شرايطي تخريب منازل فلسطيني در قدس شرقي را دنبال مي كند و يهودي سازي كامل آن را مدنظر دارد كه آمريكايي ها رئيس تشكيلات فلسطين را به آغاز مذاكره با اسرائيل و رها كردن پيش شرط قبلي خود- مبني بر توقف ساخت شهرك هاي جديد- متقاعد كرده اند و بعضي از محافل سياسي عرب، آن را تنها راه نجات! فلسطيني ها ارزيابي كرده اند.

روزنامه سعودي الحيات دو روز پيش- و درست در زماني كه تخريب منازل فلسطيني در قدس شرقي شروع شده بود - به درج تحليل مبسوطي درباره اهميت روند سازش با رژيم تل آويو دست يازيد كه تيتر آن اين بود: «فلسطيني ها بايد به اوباما اعتماد كنند». در اين صحنه آمريكايي ها به فلسطيني ها مي گويند، پيش شرط ها را كنار بگذاريد و به چيزي غير از مذاكره فكر نكنيد! چند روز پيش جرج ميچل فرستاده ويژه اوباما به سرزمين هاي اشغالي به فلسطيني هايي كه از او دستور كار مذاكراتي كه او همواره بر آن تاكيد مي كند را خواسته بودند، گفت: «پيش از مذاكره هيچ طرحي وجود ندارد!» در واقع براي آمريكايي ها مذاكره دو طرف اهميت دارد و نه آنچه در اين مذاكرات مطرح مي شود.

اقدامات يكه تازانه طرف صهيونيستي، اقدامات جامع و عاجل كشورهاي عربي و اسلامي را طلب مي كند اما با اين وجود اكثريت كشورهاي عرب و مسلمان از كنار اين اقدامات عبور و بعضي از آنان فقط ابراز تاسف كرده اند. در اين ميان مهمترين عبارتي كه از يكي از كشورهاي عرب همسايه فلسطين شنيده شد اين بود كه: «اظهارات وزير امور داخلي اسرائيل درباره تخريب منازل عرب هاي ساكن قدس شرقي نااميد كننده است»! اين در حالي است كه اكثر 54 كشور اسلامي و 22 كشور عرب ظرفيت بالايي در مقابله با سياست هاي صهيونيستي دارند.

سكوت و انفعال مسلمان ها و عرب ها در مقابل محاصره 4 ساله غزه كار را به تخريب منازل فلسطيني در قدس شرقي كشاند. در واقع كشورهاي اسلامي- عربي خود عامل اصلي ويراني منازل مسلمين- در بيت المقدس هستند و البته شايد كمي خوشبينانه است كه ما از كشورهاي عرب عضو اتحاديه اي كه انگليسي ها در سال 1324 - در پايان جنگ جهاني دوم- آن را با مشاركت اوليه 7 كشور اصلي عرب- مصر، سوريه، عراق، يمن، لبنان، اردن و عربستان- تشكيل دادند و همواره هدايت آن را در اختيار داشته اند، توقع واكنش داشته باشيم!

در اين صحنه فلسطيني ها «در انتظار» به سر مي برند. البته وضع فلسطيني ها تا حد زيادي قابل تامل است. اسرائيل در حال حاضر فلسطيني ها را به 4 بخش تقسيم كرده است يك بخش فلسطيني هاي ساكن در مناطق 1948 هستند كه در شمال، مركز و جنوب فلسطين در زير سيطره مستقيم رژيم صهيونيستي زندگي مي كنند. جمعيت اين ها حدود 1.5 ميليون نفر مي شود، يك بخش فلسطيني هاي ساكن در اردوگاههاي فلسطيني در 4 كشور عرب همسايه خود مي باشند. جمعيت اين ها از 5 ميليون نفر تجاوز مي كند. يك بخش فلسطيني هاي ساكن در 7 شهر كرانه باختري است كه جمعيت آنان حدود 2/2 ميليون نفر مي باشد و يك بخش فلسطيني هاي ساكن باريكه غزه مي باشد كه جمعيت آنان حدود 1.5 ميليون نفر است. اسرائيلي ها توانسته اند حدود 10 ميليون فلسطيني را هم جدا كرده و هر كدام را با دغدغه هاي فراواني مواجه نمايند.

بعضي از تحليلگران خوش باور گمان مي كردند كه اسرائيل براي تقويت سازشكاران به موازات اعمال فشار به ساكنان باريكه غزه و دولت اسماعيل هنيه، آزادي هايي را به ساكنان كرانه باختري و دولت خودگردان مي دهد.

تخريب منازل ساكنان عرب قدس شرقي و يهودي سازي مسجد حضرت ابراهيم - عليه السلام- در شهر الخليل و تلاش براي يهودي كردن مسجدالاقصي اين تصور خوش باورانه را باطل كرد. با اين وصف اين تحليل بايد فراگير شود كه: «براي اسرائيل هيچ چيز مهمتر از تثبيت موقعيت خود نيست كه آن را با قبول فلسطيني ها در همسايگي خود در تضاد مي بيند» بنابراين ترديدي نبايد كرد كه تل آويو فقط به مذاكره اي تن مي دهد كه نتيجه آن تثبيت موقعيت رژيم صهيونيستي باشد. اما در خصوص اين موضوع چند نكته اساسي به چشم مي خورند:

1- تخريب هزاران منزل فلسطيني در قدس شرقي مي تواند به دو صورت هيجاني و عادي انجام شود به عبارت ديگر سوال اين است كه رژيم صهيونيستي وقتي مي تواند به مرور و بصورت يك منزل يك منزل به هدف خود برسد، چرا به جاي اين سياست كم هزينه، بصورت تهاجمي و با اعلام وزارتخانه امنيتي آن وارد ميدان شده است؟ به نظر مي آيد اسرائيل يا زمان لازم را در اختيار ندارد و يا تخريب منازل فلسطيني با بهره گيري از شيوه اي تهاجمي را براي دست يافتن به اهداف ديگري- كه رسماً اعلام نمي شوند- دنبال مي كند. اگر نگاهي به روند امور بياندازيم درمي يابيم كه رژيم صهيونيستي توامان از «شكست در تهاجم نظامي» و «شكست اخلاقي» رنج مي برد اين رژيم از سال 1363- اولين ضربه سنگيني كه در لبنان دريافت كرد- تاكنون شكست هاي فراواني را متحمل شده كه شكست 4 سال پيش در جنگ 33 روزه نقطه اوج آن بود.

از سوي ديگر وضعي كه براي اين رژيم در دو جنگ 33روزه و 22 روزه پيش آمد، اسرائيل را با «شكست فاحش اخلاقي» مواجه كرد. گزارش حدود 500 صفحه اي ريچارد گلدستون كه 2000 سند به آن پيوست شده بود، اوج بحران اخلاقي اين رژيم را به تصوير كشيد و در واقع نشان داد كه حتي غرب هم نمي تواند بحران نامشروع و ظالمانه بودن اقدامات تل آويو را انكار كند. بر اين اساس مي توانيم بگوئيم اسرائيل در اين فضا تلاش مي كند كه حرف آخر خود -يهودي سازي بيت المقدس كه مسلمين و مسيحي ها نمي توانند در برابر آن سكوت نمايند- را بزند و ضمناً به دنيا بگويد اگر ما را در مواجهه با موج سنگين اسلام گرايي رها كنيد، هيچ محدوده اي را از تعرض خود، استثنا نمي كنيم.

2- رژيم صهيونيستي اين نكته را بخوبي مي داند كه مجال زيادي ندارد و فضاي بين المللي و منطقه اي با سرعت زيادي ضد اسرائيلي مي شود و حاميان غربي كه تاكنون با قاطعيت از همه اقدامات اين رژيم حمايت مي كردند اينك به «اما» و «اگر»ها روي آورده اند و در بعضي از اين كشورها حتي دستگيري مقامات اسرائيلي بعنوان «جنايتكار جنگي» زمزمه شده است و مخالفان اسرائيل توانسته اند از ظرفيت قضايي كشورهاي حامي اين رژيم براي طرح دعاوي خود استفاده نمايند. اسرائيل اين فرآيند را كنترل ناپذير ارزيابي مي كند و معتقد است «مشكل اخلاقي» غرب براي پذيرش اقدامات اسرائيل روز به روز افزايش مي يابد و به موازات آن اقدامات نظامي فلسطيني ها عليه رژيم تل آويو روز به روز «اخلاقي تر» مي شود. اين شرايط دولت نتانياهو را نگران كرده و اقداماتي كه قرار بود در يك فرايند 30-20 ساله انجام شود را جلو انداخته است.

3- كشورهاي عربي در شرايط فعلي دچار بحران توانايي و انگيزه شده اند. مصر كه بزرگترين كشور عرب همسايه فلسطين است و زماني پيشتاز مبارزه ضد اسرائيلي شناخته مي شد تا جايي كه از نفس افتاده است دولت قاهره ديگر هيچ جايگاهي در تحولات منطقه اي ندارد و عليرغم واگذاري پي در پي نقش هاي ويژه از سوي غرب به آن، نتوانسته تاثيري بر منطقه عربي بگذارد. تا جايي كه عربستان سعودي از حماس و جهاد درخواست مي كند كه به مصر اجازه دهند وارد معادله فلسطين شود. وضع اردن از مصر هم وخيم تر است، اردن در فاصله سالهاي 1357 تا 1375 نقش زيادي در جهان عرب و بخصوص در موضوع فلسطين داشت، اينك اردن رسماً مشاركت در مسايل منطقه اي را كنار گذاشته و از سوي كسي هم به بازي گرفته نمي شود. عربستان سعودي به دليل مسافت زيادي كه با فلسطين دارد و رويكردي كه در طول سه دهه گذشته در مورد فلسطين داشته است، نمي تواند نقش اثباتي داشته باشد و تنها زماني از رهبران آن سخن به ميان مي آيد كه يك طرح آمريكايي- اسرائيلي درباره فلسطين مطرح باشد. در واقع مي توان گفت دولت هاي عربي چه به انفراد و چه به اتفاق خنثي شده اند و تاثيرگذاري -مثبت يا منفي- آنان در موضوع فلسطين از بين رفته است. اسرائيل در اين فضا، خيلي صريح حرف مي زند و مطمئن است كه در كشورهاي عربي با واكنشي مواجه نمي گردد.

4- اسرائيلي ها در جمعبندي تحليلي از اوضاع كرانه باختري در سال 2009 گفتند: «اسرائيل آرام ترين سال را پشت سر گذاشته است» اين در حالي است كه در ماه آغازين اين سال اسرائيل در غزه درگير يك جنگ بزرگ بود. در سال 2009 در كرانه باختري حداقل 2000 عضو جهاد اسلامي و حدود 8000 عضو حماس به اتهام اقدامات تروريستي عليه اسرائيل توسط نيروهاي امنيتي آقاي محمود عباس دستگير و روانه زندان شدند و همزمان با آن، تشكيلات خودگردان ليست كاملي از نيروهاي مقاومت را به پليس و دستگاه امنيتي اسرائيل تحويل داد. يعني رژيم صهيونيستي در شرايطي به تخريب منازل فلسطيني در قدس شرقي دست مي زند و امام جمعه قدس را به مدت شش ماه از ورود به مسجد الاقصي منع مي كند و مسجد حضرت ابراهيم-عليه السلام- در الخليل را به معبد يهودي ها تبديل مي كند كه عباس هرگونه مانعي را از سر راه اسرائيل برداشته است!

5- آمريكايي ها احياي روند سازش را بسيار حياتي مي دانند چرا كه در استراتژي آنان موضوع فلسطين كليد همه مسايل منطقه حساس خاورميانه- از جمله موضوع ايران- است و متهم بودن آمريكا به اينكه موضوع اصلي را رها كرده و ديگران را به موضوعات فرعي مي كشاند، راه را براي حركت آمريكا در خاورميانه ناهموار كرده است. البته آمريكايي ها نمي توانند با برخورد كاريكاتوري و سطحي اين مشكل كليدي خود را حل نمايند.

6- واگذاري تصميمات سياسي راجع به فلسطين به «اتحاديه عرب» براي آن است كه جناح سازشكار فلسطيني- تشكيلات خودگردان و... - مشروعيت سياسي، اخلاقي و حتي حقوقي خود را از دست داده اند و اعضاي اتحاديه عرب حداقل از مشروعيت حقوقي برخوردار مي باشند اما واقعيت اين است كه بدون قبول اين نقش براي اتحاديه مذكور از سوي مردم و دولت قانوني فلسطين، اين مشروعيت حقوقي هم مخدوش است.

7- ويران سازي منازل فلسطيني نشان داد كه اسرائيل يك گام به جلو برداشته و از مسئله ساخت شهرك هاي يهودي به تخريب منازل فلسطيني رسيده است و اين بيانگر موضع سازش ناپذير آنان در پاي ميز مذاكره است.

8- اما همه آنچه گفته شد نشان مي دهد كه مسئله فلسطين در اين فرايندها نمي گنجد و قابل حل و فصل نيست، مقاومت و مردم فلسطين و جنبش فراگير اسلام گراي مدافع آن در منطقه سرنوشت فلسطين و اسرائيل را رقم خواهند زد. اسرائيل در نقشه جغرافيايي، ميدان را به مقاومت خواهد باخت.

يادداشت روز؛ 25/02/89 - كيهان.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار