بهجت فقيهان
کد خبر:۷۰۸۵۴
در سوگ و يادبود آيت الله بهجت اسوه تقوا و ديندارى

بهجت فقيهان

او همواره معتقد به لزوم همپايى دانش و اخلاق بوده و به طور مؤکد به خطر جدايى علم و تزکيه هشدار مى دادند و زيان عالم غير مهذّب و دانش بدون تزکيه را از هر ضرر و زيان ديگرى بيشتر مى دانستند.

حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت(ره) در اواخر سال 1334 ه.ق، در شهر فومن واقع در استان «گيلان» ديده به جهان گشود. شانزده ماه از عمرش نگذشته بود که مادر بزرگوارش را از دست داد.

تحصيلات ابتدايى حوزه را در مکتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيل ادبيات عرب در سال 1348 ه.ق، در سن 14 سالگى براى تکميل دروس حوزوى عازم کربلا شد و حدود 4 سال در اين شهر اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى، از محضر استاد مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى خويى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه.ق براى ادامه تحصيل رهسپار «نجف اشرف» گرديد و سطح عالى علوم حوزه را در محضر اساتيد بزرگ، از جمله حاج شيخ مرتضى طالقانى(ره) به پايان رساند و پس از درک محضر آيات عظام: حاج آقاضياء عراقى، ميرزاى نائينى (ره)، در حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى وارد شد.

افزون بر اين، ايشان مباحث خارج فقه و اصول را از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد کاظم شيرازى(ره) صاحب حاشيه بر مکاسب؛ در حوزه علوم عقلى، کتاب «الاشارات و التنبيهات» و «اسفار» را نزد آيت الله سيد حسين بادکوبه اى (ره) فرا گرفت و در زمان تحصيل، به تدريس سطوح عالى نيز پرداخت و در تاليف کتاب «سفينة البحار» با محدث کبير حاج شيخ عباس قمى(ره) همکارى نمود.

اما در زمينه تهذيب نفس ايشان از دوران کودکى در زادگاهش فومن از محضر عالم بزرگوار «سعيدى» و در کربلا از برخى علماى ديگر بهره برد، تا اينکه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آيت حق علامه قاضى(ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلک شاگردان اخلاقى - عرفانى ايشان در آمد و سرانجام در سال 1364 ه.ق، مطابق با 1324ه.ش با قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه اى مالامال از عشق به حضرت حق و با کوله بارى از علم و کمال به سرزمين خويش بازگشت نمود و در زادگاهش فومن تشکيل خانواده داد و در حالى که آماده بازگشت به نجف اشرف بود، هنگام عبور از شهر مقدس قم و در زمانى که چندين ماه از مهاجرت آيت الله

بروجردى(ره) به قم نگذشته بود، مقيم قم شد و رحل اقامت افکند.

در قم نيز از محضر اساتيد بزرگوار: حجت الاسلام و المسلمين کوه کمره اى و آيت الله العظمى بروجردى(ره) کسب فيض نمود.

معظم له پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به تربيب شاگردانى بسيار همت گماشت و تا قبل از رحلت نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه داشت. آيت الله مصباح در اين باره مى گويد: «آيت الله بهجت، از همان زمانى که مرحوم آيت الله بروجردى(ره) در قم درس شروع کرده بودند، از شاگردان برجسته واز مُستَشکِلين معروف و مبرّز درس ايشان بودند. معمولاً استادانى که درس خارج مى گويند، در ميان شاگردانشان يکى دو سه نفر هستند که ضمن اينکه بيش از همه مطالب را ضبط مى کنند، احياناً اشکالاتى به نظرشان مى رسد که مطرح و آن را پى گيرى مى کنند تا مسائل کاملاً حل شود، و لذا اينها از ديگران دقيق ترند، و اشکالاتشان علمى تر، که نياز به غور و بررسى بيشترى دارد، و ايشان در آن زمان چنين موقعيتى را در درس مرحوم آيت الله بروجردى داشتند».

محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجره هاى مدارس و بعد در منزل شخصى خودشان و اخيرا در مسجد فاطميه، واقع در گذرخان تشکيل مى شد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد بود. با توجه به اينکه ايشان به خاطر شهرت گريزى عمدتاً در منزل خود تدريس مى کردند، با وجود اين افراد بسيارى از محضر آن جناب استفاده کردند که برخى از آنان خود صاحب رساله و فتوى هستند که به برخى از آنان با حذف القاب اشاره مى کنيم:

1. محمد تقى مصباح يزدى، 2. عبدالمجيد رشيد پور، 3. سيد مهدى روحانى، 4. على پهلوانى تهرانى، 5. مختار امينيان، 6. محمدهادى فقيهى، 7. هادى قدس، 8. محمود امجد، 9. محمد ايمانى، 10. محمد حسن احمدى فقيه يزدى، 11. محمد حسين احمدى فقيه يزدى، 12- مسعودى خمينى، 13- سيد رضا خسروشاهى، 14- حسن لاهوتى، 15- عزيز عليارى، 16- سيد محمد موءمنى، 17- حسين مفيدى، 18- جواد محمد زاده تهرانى، 19- سيد صابر مازندرانى، 20- شهيد نمازى شيرازى.

آيت الله مسعودى که خود سال ها از درس آيت الله العظمى بهجت بهره برده درباره ويژگى تدريس ايشان مى گويد: «سبک درس ايشان سبک خاصى است. معمولاً آقايان مراجع و بزرگان در درس خارج يک مسئله اى را مطرح مى کنند و اقوال ديگران را يکى يکى ذکر مى کنند. سپس يکى را نقد مى کنند و ديگرى را تأييد، و سرانجام يکى از آن نظرات را مى پذيرند، يا نظريه ديگرى را انتخاب مى کنند، ولى ايشان بر خلاف همه، نقل اقوال نمى کنند، بلکه ابتدا مسئله را مطرح مى کنند و بعد روند استدلالش را بيان مى کنند. اگر شاگرد، آراء علماء را ديده و مطالعه کرده باشد، مى فهمد که دليلى را که استاد ذکر مى کند چه کسى گفته است، و اشکال يا تأييدى را که مى کند مى فهمد به سخن چه کسى اشکال يا قول چه کسى را تأييد مى کند. لذا هر کس بخواهد در درس ايشان شرکت کند بايد مبانى و نظرات آقايان ديگر را ديده باشد».

مرحوم آيت الله حاج شيخ مرتضى حائرى نيز مى گويد: «ايشان با اظهار نظرهاى دقيق و اشکالات مهم، چنان نظر استاد را جلب کرده بود که چند روزى مجلسِ درس از حالت درس خارج شده بود، آن ايرادها براى ما هم مفيد بود؛ ولى آقاى بهجت براى گريز از شهرت، ديگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه مى دادند معلوم مى شد، اگر بالاتر از ديگران نباشند بى شک کمتر از آنان نيستند».

مرحوم علامه محمد تقى جعفرى مى گويد: «آن هنگام که در خدمت آقا شيخ کاظم شيرازى مکاسب مى خوانديم، آيت الله بهجت نيز که اينک در قم اقامت دارند، در درس ايشان شرکت مى نمودند، خوب يادم هست که وقتى ايشان اشکال مى کردند آقا شيخ کاظم با تمام قوا متوجه مى شد، يعنى خيلى دقيق و عميق به اشکالات آقاى بهجت توجه مى کرد، و همان موقع ايشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده بود».

آيت الله مصباح مى گويد: «اولين چيزى که ما را جذب کرد آن جاذبه معنوى و روحانى ايشان بود. ولى تدريجاً متوجه شديم که ايشان از لحاظ مقامات علمى و فقاهت هم در درجه بسيار عالى قرار دارد. اين بود که سعى کرديم خدمت ايشان درسى داشته باشيم تا وسيله اى باشد که هم از معلومات ايشان بهره اى ببريم، و هم بهانه اى باشد که هر روز خدمت ايشان برسيم و از کمالات روحى و معنوى آقا بهره مند شويم. کتاب طهارت را در خدمت ايشان شروع کرديم، ابتدا در يکى از حجرات مدرسه فيضيه چند نفر از دوستان

شرکت مى کردند، و بعد از گذشت يک سال، يکى دو سالى هم در حجره اى در مدرسه خان (مدرسه مرحوم آيت الله بروجردى) خدمت ايشان درس داشتيم، و بعدها که ضعف مزاج ايشان بيشتر شد از آن به بعد در منزل، خدمتشان مى رفتيم که يک دوره طهارت را خدمت ايشان خوانديم، و بعد يک دوره هم مکاسب و خيارات را که تقريباً حدود 15 سال ادامه پيدا کرد. ما در درس ايشان استفاده هايى مى برديم که در بسيارى از درس ها کمتر يافت مى شد».

شهيد بزرگوار استاد مطهرى(ره) نيز به درس ايشان عنايت خاصّى داشتند. آيت الله محمد حسين احمدى يزدى در اين رابطه مى گويد: «آيت الله شهيد مطهرى درباره درس آيت الله بهجت به ما خيلى سفارش مى کرد و مى فرمود: حتماً در درس ايشان شرکت کنيد، مخصوصاً در اصول، چون آقاى بهجت درس آقا شيخ محمد حسين اصفهانى را ديده، حتماً در درس ايشان شرکت کنيد.»

تاليفات معظم له عبارتند از: يک دوره کامل اصول ، حاشيه بر مکاسب شيخ انصارى (ره) و تکميل آن تا آخر مباحث مربوط به مکاسب و متاجر، دوره کامل طهارت ، دوره کامل کتاب صلاة ، دوره کامل کتاب زکات ، دوره کامل کتاب خمس و حج ، حاشيه بر کتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى ، چندين مجله تقريبا يک دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسک شيخ انصارى (ره) و...

صفات شخصيتى

1.تقوا

يکى از مجتهدان بزرگ در اين باره مى گويد: «ايشان را نمى شود گفت آدم با تقوايى است، بلکه ايشان عين تقوا و مجسمه تقواست».

2. زهد و ساده زيستى

آيت الله مصباح در مورد زهد و ساده زيستى ايشان مى گويد: «آيت الله بهجت منزلى جنب مدرسه حجتيه اجاره کرده بودند و بعد تغيير منزل دادند و در اوائل خيابان چهار مردان فعلى خانه ديگرى اجاره کرده بودند که ظاهراً دو اتاق بيشتر نداشت، و در وسط آن اتاقى که ما خدمت ايشان مى رسيديم پرده اى کشيده شده بود که پشتش خانواده شان زندگى مى کردند و ما اين طرف پرده مى نشستيم و از حضور ايشان بهره مند مى شديم. زندگى بسيار ساده و دور از هر گونه تکلف و توأم با يک عالم نورانيت و معنويت...».

3. حالات نماز

نماز ايشان همواره مورد توجه اولياى خدا بود. علامه طباطبائى(ره) در نماز ايشان شرکت مى جستند و آيت الله بهاء الدينى(ره) نيز عنايت خاصى به نماز جماعت ايشان داشته اند و...

4. سير و سلوک و مقام معنوى

عارف بزرگى، چون امام خمينى(قدس سره) عنايت خاصى به ايشان داشته اند. امام بعد از بازگشت به قم در اول انقلاب، در بيت ايشان حضور يافته و به ديدار يکديگر نايل مى آيند.

موءلف کتاب «انوار الملکوت» نيز در اين باره مى نويسد: «آيت الله العظمى حاج شيخ محمد تقى بهجت فومنى از شاگردان معروف آيت الحق و سند عرفان، عارف بى بديل مرحوم آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى تبريزى(ره) در نجف اشرف بوده اند، و در زمان آن مرحوم، داراى حالات و مکاشفات غيبيه الهى بوده و در سکوت و مراقبه، حد اعلايى از مراتب را حايز بوده اند».

5. ظهور کرامات

آيت الله مصباح با ذکر چند شاهد مثال در اين باره مى گويد: «کسانى که ساليان متمادى با آيت الله بهجت معاشرت داشتند، گاهى چيزهايى از ايشان مى ديدند که به اصطلاح «کرامت» و امر خارق العاده است، هر چند طورى برخورد مى کردند که معلوم نشود، امرى که از ايشان به ظهور پيوسته کاملا يک امر خارق العاده اى است».

6. اهتمام ويژه به رعايت شرعيات

آيت الله شيخ جواد کربلايى در اين باره مى گويد: «بنده از بيان ايشان فهميدم که سالک بايد کاملا و از همه جهات مواظب ظواهر شرع مقدس بوده و نسبت به حالات معنوى کتوم باشد، مگر از اهلش که اهل آن نيز اندکند».

7. الگوى رفتارى مجسّم

آيت الله مصباح در اين باره مى گويد: «بنده از سال1331 که به قم آمدم با ايشان آشنا شدم، منزل ايشان جنب مدرسه حجتيه بود، و تقريبا هر روز آقا را، هم در راه و هم در حرم زيارت مى کردم، چهره نورانى ايشان براى هر بيننده اى جاذبه داشت و کيفيت نشست و برخاست و حرکات و سکنات ايشان جلب توجه مى کرد و نشان مى داد که ايشان در يک فضاى معنوى خاصى زندگى مى کند و توجه شان به فوق مطالبى است که ديگران به آن توجه دارند».

8. تلاش براى سير معنوى و تکامل ديگران

آقاى مسعودى نيز در اين باره مى گويد: «در هر صورت، ايشان براى عده اى امور تربيتى را اجرا مى کردند. گاهى به شخصى پيغام مى دادند: اين کار را بکن، يا فلان کار را نکن. يا اين مسئله خوب است که اين طور باشد.

9. انديشيدن پيش از سخن گفتن

آقاى خسروشاهى مى گويد: «يکى از ويژگى هاى بارز ايشان آن است که وقتى مى خواهند مطلبى بفرمايند، علاوه بر رعايت مقتضاى حال، اول فکر مى کنند. حتى در اين زمينه فکر مى کنند که مطلب را چگونه و در چه قالب و جملاتى بگويند. تا از سويى کوتاه باشد و از جهتى رساتر بوده و بهتر مطلب را برساند».

چنان که گذشت ايشان در نوجوانى به ميدان خودسازى گام نهاد، و در فراگيرى علوم و تزکيه نفس چنان جدى بود که گويا کارى غير از آن نداشتند، و همواره در آموزش هاى اخلاقى بر اين نکته اصرار مى کردند که تلاشى پى گير و رياضتى فراگير لازم است تا انسان در جبهه ستيز با رذيلت هاى اخلاقى و در جهاد اکبر با هواهاى نفسانى، سر بلند و پيروز گرديده و به سازندگى خويش بپردازد. او همواره معتقد به لزوم همپايى دانش و اخلاق بوده و به طور مؤکد به خطر جدايى علم و تزکيه هشدار مى دادند و زيان عالم غير مهذّب و دانش بدون تزکيه را از هر ضرر و زيان ديگرى بيشتر مى دانستند.

آن بزرگوار، انسان مخلص و مشتاقى بود که در همه حال عقربه زندگى خود را به سوى خدا چرخانده، و کوشيد تا پيوسته در حوزه جاذبه الهى قرار گرفته و به همه چيز و همه کس با ديد خداخواهى بنگرد.

اولياى خدا بر خلاف عموم مردم که به ظاهر دنيا چشم دوخته و سرگرم آن هستند، همواره به حقيقت دنيا مى نگرند، و به فرداى خويش مى پردازند و بدينسان هماره از قيد مطامع دنيوى گريخته و با صفاى قناعت و ساده زيستى، روحى سرشار از معنويت را به دست مى آورند، در حالى که مردم در انبوه ظلمت هاى غفلت و تشريفات زندگانى و آزمندى هاى آن غرق و سرگردانند.

آيت الله بهجت نيز از اين دسته اولياى خدا بود. ايشان زاهد عارفى بود که پيوسته بى رغبت به دنيا و آزاده و بى تکلف زيسته بود، آن بزرگوار از برجسته ترين چهره هاى زاهد و وارسته زمان ماست که چنان در جاذبه معنويات قرار گرفته و به حقيقت و باطن دنيا توجه داشته که ذره اى به تعلقات و ماديات آلوده نگشته و از هر چه رنگ تعلق پذيرفته آزاد بوده است. او نه تنها چنين انديشيده و از دنيا و مظاهرش گريزان بوده، بلکه در عمل و زندگانى معيشتى نيز در همين راستا حرکت کرده است.

زندگى ساده او در خانه اى قديمى و محقر در قم، و مقاومت ايشان در برابر خواسته هاى مکرر علما و مردم براى تعويض خانه، گواهى صادق بر روح بزرگ و زاهدانه اين پير فرزانه بود.

ارتباط استوار آيت الله العظمى بهجت با خداوند متعال، ذکرهاى پى در پى، به جاى آوردن نوافل، شب زنده دارى هاى کم نظير ايشان، بسيار عبرت انگيز است. سال هاى سال نماز جماعت ايشان از شورانگيزترين، با صفاترين و روح نوازترين نمازهاى جماعت ايران اسلامى بوده است. در اين نماز عالمان وارسته و خداجوى، بسيارى از طلاب تقوا پيشه، بسيجيان رزمجو و دلداده خدا، و ديگر قشرهاى مردم شرکت مى کردند. اين نماز چنان پر معنويت بود که گاه، به ويژه در شب هاى جمعه صداى گريه آيت الله بهجت با نوحه و ناله غم انگيز نمازگزاران همراه مى شد و روح ها به پرواز در مى آمد و چشم ها به اشک مى نشست، و فضاى دلها نورانى مى گشت. چنين فضاى معنوى و روح نوازى در هيچ نماز جماعتى وجود نداشت. بى جهت نيست که بسيارى از اوقات در مسجدى که ايشان نماز جماعت اقامه مى کردند جا براى نماز گزاران تنگ مى شد و عده کثيرى، حتى آنان که مشتاقانه و به اميد کسب فيض از اين نماز پر معنويت، از راه هاى دور آمده بودند، مجبور به ترک مسجد مى شدند.

شهرت گريزى، هوا ستيزى و فروتنى از ديگر ابعاد برجسته شخصيت معنوى ايشان بود؛ با اينکه فقيهى شناخته شده و مجتهدى صاحب نام و از برجستگان حوزه علميه قم بودند، اما تا وقتى که افرادى از ايشان مسن تر و يا جلوتر بودند، بلکه تا زمانى که هم دوره اى هاى ايشان در قيد حيات بودند، هيچگاه اجازه انتشار توضيح المسائل خود را نمى دادند، تا اينکه با درخواست هاى مکرر عالمان، راضى شدند فتاواى شان به چاپ برسد، با اين حال

در زمان حيات پر برکتشان نيز به هيچ وجه اجازه نمى دادند رساله شان را از وجوهات شرعيه چاپ کنند، و نيز در مجالسى که از طرف ايشان برگزار مى شد، به خطيبان مجالس توصيه مى فرمودند که از ذکر نام ايشان در مجلس خوددارى کنند.

يکى از ويژگى هاى آيت الله بهجت که ايشان را از ديگر عالمان و ديگر مجتهدان ممتاز مى کند، الگوى رفتارى برگرفته از شيوه معصومين (عليهم السلام) است که در گفتار و کردار، اعمّ از نشست و بر خاست، و سخن گفتن و خاموش بودن، و در نحوه انجام عبادات و راز و نياز با معبود يکتا، و برخورد با افراد و ... نمايان بود.

منابع:

1. حسينى تهرانى، محمدحسين» انوار الملکوت: نورملکوت روزه، نماز، مسجد، قرآن ، دعا خلاصه مواعظ ماه مبارک رمضان سال 1390هجرى قمرى، «تهران: موسسه ترجمه و نشر دوره علوم و معارف اسلام،1429ق= 1387.

2. باقى زاده، رضا «برگى از دفتر آفتاب: شرح حال شيخ السالکين حضرت آيت الله بهجت»، تهران: کمال انديشه تهران، 1386.

3. نورى، حسين، «پرهيزگارى از او رنگ مى گيرد - مرورى بر حيات پر بار حضرت آيت الله العظمى محمد تقى بهجت»، جام جم، 29 آذر 1383.

4. پرده نشين: شرح کلمات عرفانى، اخلاقى حضرت آيت الله العظمى بهجت، تهيه و تنظيم واحد پژوهش انتشارات هنارس، قم: هنارس، 1387.

5. اسلام جو لنگرودى، حامد «صداى سخن عشق: مجموعه اى از حکمت ها و حکايت هاى نماز از زبان آيت الله بهجت» قم: طوباى محبت، 1385

6. هدايى، مصطفى، «ستاره درخشان فومن: زندگى نامه آيت الله بهجت» تهران: مؤسسه فرهنگى انتشاراتى جابر، 1380.

7. رخشاد، محمد حسين «در محضر حضرت آيت الله العظمى بهجت» قم: مؤسسه فرهنگى سماء، 1385.

8. مصباح، محمد تقى «خاطرات آيت الله مصباح از آيت الله بهجت»، قم: يمين، 1385.

9. سلامى پور، عباس «طريق سير و سلوک الى الله در بيان و بنان سالکان» کاشان: مرسل، 1379.

10. «فرياد گر توحيد: عارف کامل حضرت آيت الله العظمى بهجت»، تهيه و تنظيم مؤسسه تحقيقاتى - فرهنگ اهل بيت عليهم السلام، قم: انصارى، 1378.

11. دلاور، مسعود، «فيضى از وراى سکوت: رهنمودها و ارشادات شيخ الفقها و العرفا حضرت آيت الله بهجت» تهران: نورورنگ، 1381.

12. عاصمى، مهدى «گوهرهاى حکيمانه: تازه هايى از بقية الاولياء حضرت آيت الله بهجت»، قم: خادم الرضا(ع)، 1384.

13. «عرفان، اخلاق، نقاهت (مقاله): نظرى و گذرى بر زندگانى عارف سالک، فقيه اهل بيت عليهم السلام، حضرت آيت الله العظمى بهجت» اطلاعات، 17 شهريور 1386.

14. عباسى، مهدى «نفس مطمئنه: ناگفته هايى از عارف کامل حضرت آيت الله بهجت» قم: تا ظهور، 1387.

15. باقى زاده، رضا،«نکته هاى ناب از بيانات حضرت آيت الله العظمى بهجت به همراه گفته ها و نوشته هايى درباره معظم له» تهران: کمال انديشه تهران، 1385.

منبع: پايگاه حوزه.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار