هجرت امام خميني(ره) اوضاع را به هم ريخت
گروه انديشه ـ اشاره كرديم كه دو مصاحبه ي تاريخي امام خميني يكي با لوموند و ديگري كه بعدها در فيگارو چاپ شد در آگاهي بخشي به ملت ايران و ملل جهان بسيار مؤثر بود. دستاوردها و پيامدهاي اين دو مصاحبه دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي شاه و كشورهاي منطقه و جهان را به فعاليت جدي واداشت و در نهايت تصميم بر اين شد كه رژيم بعثي عراق با رژيم شاهنشاهي از در آشتي درآيند و متحد شوند تا از فعاليت هاي امام راحل در نجف جلوگيري كنند. به دنبال اين سياست حضرت امام راحل بر آن شد عراق را ترك كند تا در روند مبارزه خللي ايجاد نشود.
نكته ي قابل توجه اينكه امكانات مبارزاتي امام فقط بيانيه ها بود كه به صورت شفاهي و يا كتبي ارائه مي دادند و به طور مخفيانه رد و بدل ميگرديد يعني هيچ سازمان و تشكيلاتي ايجاد نكردند كه داراي زير مجموعه هاي متعددي باشد و هيچ هزينه اي در اين رابطه متحمل نشدند فقط كافي بود كه پيام صادر شود تا بسياري از مجموعه ها و تشكل ها براي اشاعه ي آن به حركت درآيند.
هنگامي كه در دهم مهر 1357 امام(ره) تصميم قطعي گرفت تا از عراق خارج شود، خشم مبارزين و مردم انقلابي نسبت به رژيم مضاعف گرديد؛ بخصوص روزهايي كه حضرت امام(ره) در بين راه مرز كويت و شهرهاي عراق در حالت بلاتكليف به سر مي برد تا اينكه سرانجام امام(ره) به فرانسه عزيمت كرد و در حومهي پاريس در روستايي به نام نوفل لوشاتو مستقر گرديد كه مجدداً آتش مبارزه شعله ور گرديد.
دستگاه هاي خبري دنيا به نوفل لوشاتو هجوم بردند و به طور ناخواسته در خدمت مبارزه عليه شاه قرار گرفتند و امام خميني(ره) و روح ناآرام و تسليم ناپذير ايشان در مبارزه با شاه محور گفتمان جهاني ستيزه و مقابله با استبداد و زورگويان قرار گرفت و بازتاب ديدگاه هاي اين شخصيت با صلابت و انعطاف ناپذير توسط رسانه هاي غرب، كه ناباورانه خود را در جوار حضرت امام(ره) مي ديدند، از هر سو فشار را به رژيم توفان زده ي شاه افزايش مي داد و در داخل كشور هر روز و هر ساعت در گوشه و كنار و مراكز شهرها راهپيمايي و تظاهرات عليه رژيم شاه در حال برگزاري بود و رژيم هيچ راهي براي مقابله نداشت.
امام راحل در اولين ديدارش با دانشجويان ايراني مقيم اروپا و آمريكا در رابطه با اوضاع آشفته ي رژيم ايران ميفرمايند: «الآن آشفته است ايران، آشفتگي اي كه شايد در طول تاريخ يك همچو آشفتگي در ايران نبوده است. شما اگر تاريخ را ملاحظه كنيد آنقدر انقلاباتي بوده است، لكن به اين صورت كه از آن طرف جنود ابليسي به جان مردم بيفتند و اين طرف ملت كشته بدهد، جوان بدهد و مقاومت كند نبوده، الآن وضع ايران اين طور است كه هر جايش را كه ملاحظه بكنيد انقلاب است، بايد گفت كه انقلاب ايران، هر جا كه برويد در آنجا از بچه هاي تازه به زبان آمده تا بزرگسال و جوان ها و پيرها و اين ها، از دختر بچه ها و پسربچه تا زن ها و خانم هاي بزرگ و مردهاي بزرگ يك برنامه ي الهي در كار بوده است. دست بشر چنين قدرت ندارد كه اين طور مردم را بيدار كند كه همه ي طبقات و همه ي بچه ها و بزرگ ها اين ها با هم يك راه بروند. اين يك مطلب غيرعادي است كأنّه لطفي از جانب خداي تبارك و تعالي به ملت ايران شد كه با اين نهضتي كه كردند و با اين وحدت كلمه إن شاء الله مقاومت كنند.»
پس از استقرار امام راحل در نوفل لوشاتو فرصت دفاع و حفظ سلطنت از رژيم شاه گرفته شد و براي انقلابيون شرايط بسيار مناسبتر گرديد كه موارد ذيل موجب گرديد روند سقوط رژيم شاه برگشت ناپذير شود:
1ـ ملاقات و ديدارهاي امام روزبه روز توسعه مي يافت و اصلاً قابل مهار و كنترل نبود. امام راحل در اين رابطه ميفرمايد: «مطالب خودمان را در پاريس بيشتر از آنچه توقع داشتيم انتشار دادند و حتي اخبار مربوط به ما و مطالب ما نيز به وسيله ي خبرگزاريهاي آمريكايي در خود آمريكا منتشر شد و مسائل ايران و ملت ايران را كه ما بازگو ميكرديم، بازگو ميكردند. در آنجا هر روز دسته هايي از ايرانيان از داخل و خارج به نزد ما مي آمدند و اين خود در تقويت و پيشبرد هدف هاي ما مؤثر بود.»
2ـ حادثه ي ديگري كه اتفاق افتاد اعتصابات كارگران و كارمندان در دستگاه ها بود كه كمر رژيم شاه را شكست؛ مراكزي چون صنعت نفت، بازار و تجارت، مخابرات، كشت و صنعت، بانك ملي، پالايشگاه نفت خارك و سازمان آب. با اين وضعيت تمام اركان اقتصادي كشور فلج شد. بخصوص اعتصاب كاركنان صنعت نفت يك سلاح بسيار برنده و پرقدرت بود. ايستادن جوانان و توده هاي مردم در صفوف نفت و بنزين، بحث و گفت وگوهاي سياسي را توسعه ميداد و همين كه در صف مي ايستادند خودش به نوعي مبارزه با رژيم تلقي مي شد كه هيچ راه حل خشونت گرانهاي براي بازگرداندن آن وجود نداشت و كاملاً از كنترل رژيم خارج شده بود.
3ـ از موارد مؤثر و استثنايي اين بود كه عدهاي عوامل رژيم واسطهگري ميكردند و قصد داشتند با امام(ره) ملاقات كنند و به انواع حيلهها و ترفندها متوسل ميشدند، اما توفيقي به دست نميآوردند. ديدار امام(ره) كه براي هر عنصر سادهي ايراني ميسر شده بود و به سهولت امكان پذير بود، براي مقامات برجسته ي شاهنشاهي امكانش نبود؛ مثلاً اردشير زاهدي دو مرتبه به پاريس رفت و هر بار با تمام كوششي كه براي ملاقات با امام(ره) كرده بود مأيوس گرديد.
علي اميني كه داوطلب نخستوزيري شده بود تا بحران را خاتمه دهد به كرات از امام(ره) تجليل كرد، اما امام(ره) او را نپذيرفت و عناصر بسيار ديگري تلاش كردند كه سياست آشتيملي را تحقق بخشند، اما همهي آنها شكست خوردند.
4ـ مردم مصمم به سرنگوني رژيم شاه بودند و فضاي عمومي جامعه ملتهب و دستخوش تحول گرديده بود. شعار «بگو مرگ بر شاه» ورد زبان مردم شده بود.
كاركنان نيروگاه برق اعتراض خود را به شكل كمكاري ابراز مي داشتند و هرشب و هر روز قطع برق بود، بخصوص در هنگام پخش اخبار تلويزيون حدود دو ساعت برقها قطع ميگرديد.
با وجود اعمال زور و خشونت، حبس و تخريب و كشتار، همهي نهادهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، قضايي و اداري كشور از كنترل رژيم به تدريج خارج ميشدند، رهبري امام(ره) در تمام جريانات نقش تعيينكننده داشت.
5ـ در همين ايام برخي از متصديان امور دولتي رژيم شاه، بخصوص بعضي از نزديكان شاه، از مشاغل خود استعفا مي دادند؛ افرادي مانند نهاوندي وزير علوم، سرلشكر مزين نمايندهي تامالاختيار شاه در شمال، محمود منصف مديرعامل سازمان عمران و امثال دكتر صديقي و نصيري و غيره هم مسئوليتهاي پيشنهادي را نميپذيرفتند.
بنابر گزارشهايي كه در اسناد ساواك آمده، هجرت امام(ره) اوضاع داخلي ايران را به هم ريخت و تمام توطئهها را خنثي نمود.
نويسنده:سيد مهدي حسيني
/انتهاي پيام/