مطالبه اي شفاف
کد خبر:۷۱۰۳۵
وبلاگ«انديشه روشن»؛

مطالبه اي شفاف

اگر چنان‌چه كسى وارد ميدان رقابت انتخاباتى و مسابقه‌ انتخاباتى بشود، اما بخواهد چهارچوب را بشكند، او از قاعده نظام خارج شده است.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، مريم وكيلي در آخرين بروز رساني وبلاگ انديش روشن نوشته است:

سال گذشته همين روزها بود كه شور و اشتياق انتخابات، فضاي كشور را پر از نشاط و هيجان كرده بود. روزهايي كه شايد هيچ وقت از ياد مردم خصوصا جوان‌ترها نمي‌رود و فراموش‌شدني نيست.

روزهايي كه شايد آرامش امروزمان مرهون انتخاب صحيح و بجاي همان روزهاست!

و اكنون شروع تجديدخاطره است و ياد ايام!

اين روزها هنوز شيريني و شادي آن روزها را در كام داريم و تلخي ته آن نيز هنوز ذائقه‌هايمان را آزار مي‌دهد و البته بايد بكوشيم كه ذائقه‌مان به آن تلخي عادت نكند و شيريني را از ياد نبرد!

چندي پيش كه عكس‌ حضور برخي سران فتنه را در مراسم ختم پدر وزير ارشاد ديدم و ديدم كه چگونه آقايان خواص! بر خلاف مردم عوام! دستي به مصافحه برايشان گشوده‌اند! دچار تأسف و تأثري عميق شدم!

انگار نه انگار كه پايتخت كشور عشق، ايران، 8 ماه در تب و تاب فتنه‌گري، تاب آورده است؟ انگار نه انگار كه اين‌ها قانون‌شكني و قاعده‌شكني كرده‌اند و از قاعده نظام خارج شده‌اند؟

"اگر چنان‌چه كسى وارد ميدان رقابت انتخاباتى و مسابقه‌ى انتخاباتى بشود، اما بخواهد چهارچوب را بشكند، او از قاعده‌ى نظام خارج شده است، از قواعد حركت انتخاباتى خارج شده؛ اين غلط است، اين درست نيست. بايد همه چيز در چهارچوب نظام باشد. اين چهارچوب، قابل تغيير نيست."1

 "آن كسانى كه اين نقشه‌ى كلى را كه متبلور است در قانون اساسى و حكميت قانون و داورى قانون، قبول دارند، جزو مجموعه‌ى نظام اسلامى هستند. آن كسانى كه اين‌ها را رد مي‌كنند، كسانى‌اند كه خودشان به دست خودشان صلاحيت حضور در نظام اسلامى را دارند از دست مي‌دهند و صلاحيت ندارند. كسانى كه حاضر نيستند قانون را تحمل كنند، كسانى كه حاضر نيستند اكثريت را قبول كنند، كسانى كه آن انتخابات عظيم چهل ميليونىِ مايه‌ى افتخار را زير سؤال مي‌برند، يك نقطه‌ى قوّت را براى نظام مي‌خواهند تبديل كنند به يك نقطه‌ى ضعف، اينها در واقع دارند خودشان، خودشان را از اين كشتى نجات - كه نظام اسلامى است - بيرون مى‌اندازند؛ والّا هيچ كس نمي‌خواهد كسى را از كشتى نجات بيرون بيندازد." "ما هيچ كس را از نظام بيرون نمي‌كنيم؛ اما كسانى هستند كه خودشان، خودشان را از نظام بيرون مي‌كنند؛ خودشان را از نظام خارج مي‌كنند."2

چرا بايد فضاي جامعه براي "بيرون‌رفتگان از نظام" اين‌قدر امن باشد كه جرأت كنند بي‌واهمه جلوي دوربين نظام حاضر شوند؟

چرا مطالبه جوانان اين‌قدر بايد از خواص كم باشد كه خيلي راحت جرأت كنند جلوي دوربين‌ها، شيخ بي‌سواد را تحويل بگيرند و با او مصافحه كنند، همان فردي كه مردم كوچه و بازار با لنگه كفش از او پذيرايي كرده بودند؟!

چگونه است كه مردم پيام حضرت آقا را در جذب حداكثري و دفع حداقلي مي‌گيرند، ولي اين خواص!

"چرا مردم امسال در بيست و دوى بهمن از سال گذشته گرم‌تر و متراكم‌تر آمدند؟ چون احساس خطر كردند؛ چون ديدند كسانى به بهانه‌ى مسئله‌ى انتخابات و مسائل بعد از انتخابات، دارند در اصل نظام خدشه به وجود مى‌آورند، دارند معارضه مي‌كنند، دارند پنجه به چهره‌ى نظام مي‌زنند. رفتار خطرناك آن‌ها اين بود كه نام امام و انقلاب و نظام را هم گاهى مى‌آورند، اما حرفشان، عملشان، اقدامشان، تحريكشان، درست نقطه‌ى مقابل روش انقلاب و ممشاى انقلاب و اهداف انقلاب است؛ مردم اين را احساس كردند. اينكه مردم اين را مي‌فهمند و احساس مي‌كنند، اين بصيرت بالايى است، اين خيلى مهم است"3

دلم گرفته بود و از اين‌كه مي‌ديدم ديگران هم سكوت كرده‌اند و باز هم فقط چند بچه‌ بسيجي، شايد در اين فضاي سايبري يا روزنامه‌هاي ارزشي به آن پرداخته‌اند، حس رخوت و سستي مسؤولين نگرانم مي‌كرد.

نگران از اين بابت كه نكند دوباره بساط غفلت عَلَم شود و نكند دوباره سالي ديگر و فتنه‌اي ديگر رقم بخورد كه امتحان، سخت است و جاده پيش رو مه‌آلود!

اما ديشب در حين تماشاي برنامه "ديروز، امروز، فردا" با حضور حاج آقا پناهيان، موجي تازه در دلم ايجاد شد. موجي كه بر آن شديم تا مطالبه كنيم شفافيت را، عقلانيت سياسي را، تقويت و حفظ حافظه سياسي مردم را،

به راستي چرا جوان امروز نبايد پيشينه احزاب سياسي و افراد هر حزب را بداند؟

چرا جوان امروز نبايد مسؤولين مملكتي‌اش را بشناسد و بداند كه هر كدام در گذشته چه كرده‌اند؟ چه خدمتي يا ...

چرا بايد پديده‌اي به نام آقازادگي در جامعه ما رشدي اين‌چنين داشته باشد و مصونيت پشت مصونيت، آن‌ها را اين‌چنين مسلط بر مردم مستضعف كند؟

چرا بعد از ما‌ه‌ها مطالبه مردم هنوز آقازاده لندن‌نشين، در امنيت كامل به سر مي‌برد؟

چرا تاريخ گذشته در صندوقچه آرشيو صداوسيما پنهان شده است و جوان‌ها بي‌اطلاع‌ هستند؟

چرا برملا نمي‌كنيم نام افرادي را كه به امام نامه نوشتند كه مردم ديگر حاضر نيستند جبهه بروند و وضع جامعه را آن‌قدر اسف‌بار جلوه دادند كه پذيرش قطعنامه را به امام تحميل كنند تا چهره واقعي آن‌ها علي‌رغم زيركي و موجه و مؤدب بودن! آن‌ها آشكار شود؟

چرا نمي‌شناسيم كساني را كه زمان جنگ عراق و كويت خواستار اتحاد با صدام بودند؟

چه كساني خواستار ارتباط با اسلام طالباني بودند و چه هدف‌هايي را دنبال مي‌كردند؟

چرا شعار "ما اهل كوفه نيستيم مي‌دهيم"، اما هميشه اكثر مطالبات رهبر عزيزمان روي زمين مي‌ماند؟

و آيا زمان آن نرسيده است كه صداوسيما كه رسانه ملي است و در صدر رسانه‌هاي فرهنگ‌ساز جامعه، در جهت شفافيت حداكثري قدم بردارد؟

و بايد گفت انصافا "ديروز، امروز، فردا" قدمي هرچند كوچك در همين راستاست كه بايد تقويت گردد و روز به روز بهتر و مفيدتر شود. ما اين حركت‌ كوچك، اما تحول‌آفرين را به فال نيك مي‌گيريم و مطالبه مي‌كنيم شفافيت حداكثري را در اين رسانه ملي و براي موفقيت روزافزون دوستان رسانه‌اي خود دعا مي‌كنيم و البته اولين مطالبه ما، پاسخ‌گويي آقايان لاريجاني، رحيمي و حسيني است!

پي‌نوشت:

1و 2 و 3: بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌ مورخ 6/12/1388

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار