
کد خبر:۷۱۰۸۷۲
حسینیه دانشجو |
مجموعه اشعار شب هفتم محرم؛ به یاد شیرخواره سیدالشهدا (ع)
شب هفتم محرم به نام طفل شیرخوار سیدالشهدا (ع) است و ذاکران روضه جانسوز این طفل رضیع را میخوانند، مجموعهای از اشعار مربوط به این شب را برای استفاده بیشتر مهیا شده است.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، شب هفتم محرم به نام طفل شیرخوار سیدالشهدا (ع) است و ذاکران روضه جانسوز این طفل رضیع را میخوانند، از طرفی از روز هفتم آب به روی اصحاب امام حسین علیه السلام در صحرای کربلا بسته شد و روضه عطش نیز از جمله روضههای این شب است.
مجموعهای از اشعار مربوط به این شب را برای استفاده بیشتر مهیا شده است.
استاد غلامرضا سازگار
شمع سان پروانهها گشتند آب از تشنگی
بر لب دریا زکف دادند تاب از تشنگی
شمع سان پروانهها گشتند آب از تشنگی
بر لب دریا زکف دادند تاب از تشنگی
ای دریغا!ای دریغا! سوختند و سوختند
ماه رویان همچو قرص آفتاب از تشنگی
کودک شش ماهه در دامان مادر بارها
گشت همچون ماهی دریا کباب از تشنگی
دیدهی دردانهی زهرا اگر آید به هم
لحظه لحظه آب میبیند به خواب از تشنگی
لالههای داغدار بوستان بوتراب
سینه بنهادند بر روی تراب از تشنگی
طایری بی بال و پر جان داده زیر خارها
بر لبش مانده نوای آب آب از تشنگی
هرچه او را در بیابان میزند زینب صدا
نیست در لعل لبش تاب جواب از تشنگی
تا دهان خشک خود را با گلابیتر کند
نیست حتی در گِل چشمش گلاب از تشنگی
آفتاب کربلا شد دود در چشم حسین
داشت از بس در وجودش التهاب از تشنگی
آب هم تا حشر، میثم! از پیمبر شد خجل
بس که دیدند آل پیغمبر عذاب از تشنگی
ماه رویان همچو قرص آفتاب از تشنگی
کودک شش ماهه در دامان مادر بارها
گشت همچون ماهی دریا کباب از تشنگی
دیدهی دردانهی زهرا اگر آید به هم
لحظه لحظه آب میبیند به خواب از تشنگی
لالههای داغدار بوستان بوتراب
سینه بنهادند بر روی تراب از تشنگی
طایری بی بال و پر جان داده زیر خارها
بر لبش مانده نوای آب آب از تشنگی
هرچه او را در بیابان میزند زینب صدا
نیست در لعل لبش تاب جواب از تشنگی
تا دهان خشک خود را با گلابیتر کند
نیست حتی در گِل چشمش گلاب از تشنگی
آفتاب کربلا شد دود در چشم حسین
داشت از بس در وجودش التهاب از تشنگی
آب هم تا حشر، میثم! از پیمبر شد خجل
بس که دیدند آل پیغمبر عذاب از تشنگی
استاد علی انسانی
از آتش عطش، جگرم شد کباب، آب
هم سوز تشنهکامی و هم آفتاب، آب
ای آب! آبروی خود امروز، حفظ کن
خود را رسان به تشنهلبان با شتاب، آب!
ای ابر خشک دیده! ندیدی که اشکریز
از بعد اصغرش شده ذکر رباب، آب
سقای من کُجاست، ببیند؟ طلب کند
دلبند بوتراب، به روی تراب، آب
ای ذُوالجناح! رُو به حرم، گو به دخترم
تا آخرین نفس پدرت گفت: آب، آب
من آب آب میکنم و میزبان دون
با سنگ و تیر و نیزه بگوید جواب، آب
اظهار تشنگی است ولی کاخ ظلم را
چون سیلِ ریشهکن کند از بُن خراب، آب
فاطمه معصومی
چه گر گرفته تنت از نبود آب علی
کمی بخواب جگر گوشه رباب علی
گمان کنم که عمو مشک آب آورده
دلم خوشست به رویای این سراب علی
امام خواسته سرباز کوچکش باشی
به هل معین ولایت بده جواب علی
تو با تمام وجودت شبیه خورشیدی
بگیری از رخ ماهت اگر نقاب علی
برای دین خدا میروی شهید شوی
دعای من شده انگار مستجاب علی
به یادگار تو گهواره هم نمیماند
نبر قرار مرا بیشتر بخواب علی
محمد مهدی سیار
تکیه بر شمشیر زد، پرسید: یاری هست؟... یاری هست؟
تا مرا یاری کند؟ مردی، سواری هست؟... یاری هست؟
پیش رو یک دشت تنهایی ست...تنهایی ست...تن هایی ست
غرق خون، از نو ولی پرسید: یاری هست؟ یاری هست؟
ناگهان در آن سکوت هلهله آلود، آوایی
پرسشم را پس هنوز امید "آری" هست؟ یاری هست؟
آری آری، هق هقی... نه... حق حقی آمد رجز واری
طفل را با تیغ و تیر اما چه کاری هست؟... یاری هست؟
این گلو خشک است، مردم! یک سر سوزن مروت، آه
یا کفی از آب، قدر شیرخواری هست؟... یاری هست؟
ناگهان پاسخ رسید، آری...گلو تر میکند تیری!
همدمی اینَک برای سوگواری هست؟... یاری هست؟
نیست یارای کلامم، در جهان آیا کلامی هم
در جواب مادر چشم انتظاری هست؟ یاری هست؟
در سکوتی هلهله آلود، می تابد صدا در دشت
باز می تابد صدا در دشت: یاری هست؟... یاری هست؟
غلامرضا شکوهی
به گاهواره ات ای هرم التهاب بخواب
تو خانه زاد غمی ، لحظه ای بخواب بخواب
تو را چو چشمۀ باران به دشت خواهم برد
بخواب در برم ای روح سبز آب بخواب
دوباره می کِشمت مثل عطر درآغوش
چو روح غنچه که جاری ست در گلاب بخواب
بخواب اگر تو نخوابی به خویش می پیچم
به روی شانه چو مویت به پیچ و تاب بخواب
تو در تمام فصول ای نجابت سرسبز
به زیر خوشۀ تب دار آفتاب بخواب
اگر شقایق روحت تب بیابان داشت
چو من به وسعت رؤیای یک سحاب بخواب
بخواب اصغرم این بار کاخ آمالت
به روی دست پدر می شود خراب بخواب
اگر سفینۀ خون شد تنت خدا یک روز
عذاب می دهد این قوم را عذاب بخواب
به روح زرد بیابان قسم که این خون ها
فکنده بر دلشان چنگ اضطراب بخواب
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.