ناتواني رژيم شاه در برابر مطالبات امام(ره)
گروه انديشه ـ پس از ماجراي هفده شهريور 57 و هجرت امام راحل از نجف به پاريس و استقرار در نوفللوشاتو يكي از مهمترين موضوعات روز، مطالبات امام راحل بود كه مردم خواستار جدي تحقق آن بودند.
شايد يكي از قويترين و بُرندهترين ابزاري كه رژيم شاه را به ورطهي سقوط برد همان مطالبات قاطع امام(ره) بود كه هيچ حربهاي توان مقاومت در برابر آن را نداشت.
مهمترين اين مطالبات عبارت بودند از:
1ـ بركناري شاه و عوامل و اعوان و انصار خاندان پهلوي؛ چرا كه پدر و پسر هر دو بر پايهي كودتا به قدرت رسيده و امام راحل اساس اين سلسله را مشروع نميدانستند و اين موضوع در سخنان و پيامهاي ايشان به دفعات تكرار ميشد: «...رضاشاه وقتي كه آمد و كودتا كرد، احدي قدرت اينكه در مقابل او يك كلمه بگويد نداشت... همه ميدانند كه اصل اساسي سلطنت پهلوي برخلاف قانون است، مخالف قانون اساسي. اگر او مخالف قانون اساسي بود، سلطنت پهلوي مخالف قانون اساسي بود، سلطنت پسرش هم مخالف قانون اساسي است. براي اينكه همان است مسأله؛ وقتي سلطنت ايشان مخالف قانون اساسي است تعيين وكيل ولو وكيل را مردم تعيين كنند، لكن قانون اساسي ميگويد بايد شاه فرمان بدهد، ما شاه نداريم كه فرمان بدهد... شاهي كه خلاف قانون اساسي است، شاه نيست.»
امام راحل بر اين مبنا نماي دستگاههاي تحت پوشش رژيم را غيرمردمي و نامشروع ميدانستند و خواستار بركناري آنها از قدرت بودند. هيچ يك از نهادها و سيستمهاي حاكم در برابر اين متعلق هيچ توجيهي نداشتند، بنابراين كاملاً خلع سلاح بودند و هر روز خدعهاي را طراحي ميكردند و امام(ره) افشا مينمود.
2ـ آزادي تمامي مبارزان سياسي كه سالها در زندانها و تبعيدگاهها بودند؛ اين موضوع كه در نيمهي دوم سال 57 به تدريج تحقق پيدا ميكرد كادر رهبري مبارزاتي امام(ره) را در داخل كشور تكميل ميساخت. موارد متعددي در اين رابطه انجام شد كه بسيار مفيد واقع گرديد و در كل موجب تقويت روند انقلاب و ايجاد شكاف عميق در بدنهي رژيم شد.
3ـ نفي اتكا به شرق و غرب با توجه به اينكه فعاليت جريانهاي سياسي تاريخ معاصر در چارچوب قطببندي شرق و غرب تحليل ميشد و سياستهاي خود را در جهت همسويي با غرب و يا شرق پيش ميبردند و معمولاً سياسيون و مبارزين براي نفي يكي به ديگري متكي ميشدند، امام راحل هوشيارانه انقلاب اسلامي را از اين خطر مصون نگه داشتند و علاوه بر باطل اعلام كردن جريان شرق و غرب نظير چين، شوروي سابق، آمريكا و كشورهاي اروپايي همواره بر اتكا به خداوند متعال تأكيد مينمودند و با همين شرط مرتب نويد پيروزي نهايي را ميدادند و تلاش ميكردند كه تمامي جريانها و گرايشهاي متمايل به شرق و غرب را در چارچوب خواستههاي ملت سمت و سو بدهد. ايده و خط مشيهايي كه امام(ره) ارايه ميكرد براي مردم و بويژه جوانان آنچنان جذاب و پسنديده بود كه همگي خواستار عينيت بخشيدن به آن بودند و رژيم شاه در برابر اين تزهاي جديد و پذيرفتهشدهي امام(ره) كاملاً خلع سلاح بود و كم ميآورد و به ناچار به عقب ميرفت. وفاداران به شاه ديگر اميدي به آيندهي رژيم نداشتند؛ بنابر اين در برابر مردم نه تنها مقاومت نميكردند، بلكه بعضاً جذب ميگرديدند.
4ـ استقرار نظام سياسي جديد براساس خواستههاي مردم؛ در اين مورد هم دستگاه حاكميت رژيم پهلوي دچار ضعف و ناتواني بود؛ زيرا به خوبي ميدانست كه به هيچ وجه انتخاب بعدي مردم نظام سلطنتي نخواهدبود و افراد شاخص حكومت پهلوي هم در نظام آينده نقشي نخواهند داشت.
با اين وجود براي بسياري موضوع نظام آينده و ويژگيهاي آن يك سؤال دغدغه برانگيز بود و شايد برخي هم در درون خود نيمنگاهي به انقلابِ به انحراف كشيدهشدهي مردم مسلمان الجزاير داشتند.
از اين رو مشخص كردن وضعيت كلي نظام آينده به يك موضوع جدي و ضروري تبديل شد تا اينكه امام راحل پس از استقرار در نوفللوشاتو در تاريخ 57.7.22 در اولين مصاحبه با روزنامهي فرانسوي فيگارو به چندين سؤال اساسي پاسخ دادند از جمله به اين سؤال كه چه رژيمي را ميخواهيد جانشين رژيم شاه كنيد؟
امام(ره) فرمودند: «بدون چون و چرا حفظ رژيم شاه غيرقابل قبول است. ما پيوسته با آن مخالف بودهايم، سرنگوني آن هدف غيرقابل تغيير مبارزهي ماست، به علاوه اين شكل حقوقي رژيم نيست كه اهميت دارد، بلكه محتواي آن مهم است، طبيعتاً ميتوان يك «جمهوري اسلامي» را در نظر گرفت، ولي اين موضوع بدين خاطر است كه فكر ميكنيم برداشت اصيل اسلام ما را بر ترقي جامعهاي كه سرشار از استعدادها و قواي انساني و عدالت اجتماعي است راهنمايي ميكند، قبل از هر چيز ما به محتواي اجتماعي رژيم سياسي آينده دل بستهايم.»
اعلام مواضع امام(ره) كه رژيم آيندهي ايران «جمهوري اسلامي» خواهد بود، سؤالات و مباحث متعدد ديگري را مطرح كرد كه عُلما به آن توجه خاصي داشتند، بخصوص استاد شهيد مطهري در اين رابطه اقدام به تشريح و تبيين نمود كه برخي از آن مباحث در كتاب پيرامون انقلاب اسلامي درج گرديد. موضوعاتي چون استقلال، آزادي، عدالت اجتماعي، حقوق زنان در رژيم آينده و... . چنين موضوعاتي در محافل دانشگاهي و مساجد در قالب گفت وگو به بحث و بررسي گذاشته ميشد و جوانان با شور و حال در اين جلسات شركت ميكردند و در راهپيماييهاي گسترده «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» از شعارهاي محوري تظاهركنندگان بود.
ارائه چنين مطالباتي از طرف رهبر كبير انقلاب و اقبال مردم و دنبال كردن آن، كار را به رژيم بسيار سخت كرد و رژيم به ناچار در مسير سقوط گام برميداشت.
نويسنده: سيد مهدي حسيني
/انتهاي پيام/