تئاتر دانشگاهي به کدام سو؟!
کد خبر:۷۱۸۸۶
يادداشت - محمدجواد اخوان

تئاتر دانشگاهي به کدام سو؟!

يكي از خطراتي كه تئاتر ما و به طور كلي آثار هنري را تهديد مي كند، گرايش به ابتذال، به جاي طرح انديشه است؛ جايي كه آلودگي و لودگي غلبه كند، فقط علف هرز پوچي و اهانت مي رويد و راه براي روييدن گل انديشه پاك بسته مي شود.

مسئولين فرهنگي وزارت علوم بخوانند!

تئاتر دانشگاهي به کدام سو؟؟؟!

جشنواره تئاتر دانشگاهي، سيزدهمين دوره برگزاري خودش را نيز پشت سر گذاشت. اما در اين جشنواره اتفاقاتي رخ داد كه مي تواند هشداري براي آينده تئاتر كشورمان باشد.

به هر حال بخش اعظم هنرمندان هنرهاي نمايشي ما از همين جريان برخواهند خاست. جريان تئاتر دانشگاهي ما كه در جشنواره مذكور خود نمايي كرد، اگر با همين منوال بخواهد رشد و نمو پيدا كند ، افق چندان روشني براي آن قابل تصور نيست.

تئاتر را هنر انديشه و تفكر مي دانند. هنرمند تئاتر كسي است كه انتزاعي ترين ايده ها را در قالب فرم و ساختاري خاص به منصه ظهور مي رساند. هم از اين رو وقتي از تئاتر دانشگاهي ياد مي كنيم، خود به خود آثاري به ذهن متبادر مي شود كه داراي نوگرايي، تعمق ، فرهيختگي و جسارت طرح مسائل هستند.

اما واقعيت جشنواره تئاتر دانشگاهي ما برخلاف اين تصور است. چرا كه در جشنواره تئاتر دانشگاهي ، به خصوص در دو دوره اخيرش شاهد اجراي سطحي ترين، بي مايه ترين و نازل ترين آثار بوده ايم. به جز برخي از استثناها، نمايش هاي اين جشنواره فاقد كمترين خلاقيت و بداعت بودند و بيشتر با تقليد و باسمه گري روي صحنه رفتند.

يكي از خطراتي كه تئاتر ما و به طور كلي آثار هنري را تهديد مي كند، گرايش به ابتذال، به جاي طرح انديشه است؛ جايي كه آلودگي و لودگي غلبه كند، فقط علف هرز پوچي و اهانت مي رويد و راه براي روييدن گل انديشه پاك بسته مي شود. اين مسئله ، تئاتر را بيشتر تهديد مي كند. تئاتر كه هنري زنده و انديشه ساز است و مخاطب آن عمدتاً فرهيختگان و فلاسفه بوده اند ، اگر دچار ابتذال گرايي و سطحي نمايي شود ، از هويت و ماهيت و رسالت اصلي خودش فاصله مي گيرد و تبديل به افيوني براي سرگرم شدن پوچ و بي محتوا مي شود.

اين حكايت غالب نمايش هاي اجرا شده در سيزدهمين جشنواره بين المللي تئاتر دانشگاهي است. به نظر مي رسد ، سازندگان اين مجموعه حركت ها - كه به نام تئاتر به خورد مخاطب داده شدند- چون توان انديشه سازي را نداشته و يا اصلاً انديشه اي براي ارائه نداشته اند ، رو به عرضه حركاتي شرم آور آوردند؛ حركاتي كه نه فقط از نظر شرع و اخلاق مورد نظر جامعه ما مردود هستند كه اساساً در حيطه انسانيت نمي گنجند و بيشتر حيواني مي نمايند.

متأسفانه جشنواره تئاتر دانشگاهي - هم در دوازدهمين دوره و هم در سيزدهمين دوره اش- محلي براي خودنمايي آثاري بود كه از نظر فرم و محتوا چندان قابل بحث نيستند و حتي ساده ترين اصول هنري و تئاتري در آن ها رعايت نشد و به جاي آن ديالوگ ها و حركات و سكناتي اجرا شد كه از شدت وقاحت نمي توان آن ها را توصيف كرد.

البته اين مسئله فقط به اين جشنواره و عمده نمايش هاي آن محدود نمي شود ، بلكه مشكل كل تئاتر و به طور عام تر معضل جامعه روشنفكري ماست كه ضعف تفكر را با تظاهر به آوانگارديسم و متفاوت نمايي جبران مي كنند. درست مثل افرادي كه از شدت احساس حقارت و ضعف نفساني ، آرايش و شكل و شمايل ظاهري نابهنجاري از خود به نمايش در مي آورند تا به اين وسيله جلب توجه كنند. عمق فاجعه آنجاست كه اين جريان به اصطلاح فرهنگي كه آبشخور خود را منابع غربي مي داند و بدون درك درست و عميق از مكاتب بيگانه ، كوركورانه تقليد مي كند ، براي آوانگارد بازي، روي به هرزه نمايي و بيان بي محاباي مسائل جنسي مي آورد. نمونه اش در اين جشنواره، نمايشي به نام «سه چرخه» بود كه معلوم نيست با چه مجوزي ، هر آنچه در تضاد با اخلاق انساني است را زير پا گذاشت.

چرا بايد اشتباهات تكرار شود؟ چرا در شرايطي كه دوره گذشته اين جشنواره باعث آبروريزي و سرافكندگي شد ، از تكرار آن تجربه تلخ جلوگيري به عمل نيامد؟ آيا مسئولان جشنواره تئاتر دانشگاهي مي خواهند راه را براي استمرار سقوط هنر تئاتر در ايرن باز بگذارند؟

اگر دلمان براي تئاتر اين مملكت مي سوزد و ميل داريم كه شاهد شكوفايي و اعتلاي آن باشيم ، هيچ راهي جز اصلاح ريشه اي آن نداريم. ريشه تئاتر ما ، در همين دانشكده ها ، هنرستان ها و جشنواره هاست. آنچه در جشنواره تئاتر دانشگاهي بروز يافت ، تمرين سطحي گرايي ، مردم گريزي ، اخلاق ستيزي ، شعارزدگي و بي سوادي بود. يعني درست همان بلاهايي كه تئاتر ما را سياه و ضعيف و رنجور كرده است. آيا مسئولان محترم تئاتر دانشگاهي كه حتماً دلسوز تئاتر و دانشگاه و دانشجويان ما هستند ، هيچ سياست ، برنامه و طرحي براي رفع اين فاجعه كه هنرهاي نمايشي ما گرفتار آن است، ندارند؟

پي نوشت:

اولا:

از آنجايي که احتمالا تعداد قابل توجهي از دانشجويان ارزشي و دغدغه مند از محتواي اين جشوناره خبر ندارند، با پوزش از خوانندگان عزيز براي اينکه عمق وقاحت و شناعت برخي برنامه هاي اجرا شده در جشنواره سيزدهم تئاتر دانشگاهي روشن شود ناچارم به برخي از مصاديق ابتذال حاکم بر اين برنامه ها اشاره کنم:

بخشي از ديالوگ هاي غيراخلاقي:

بيا بريم پشت اون ستون تاريكه، همديگر و ببوسيم...

خواب ديدم با بدن لخت روي تخت خوابيدم و اون داره برام چنگ مي زنه...

دلم براي اون بوسه هاي گرم از لبهات تنگ شده...

يه مرتبه حواسم به لختي خيره كننده بدنم جلب شد...

حالا ديگه همه چيز دارم، زن، شراب و آواز...

شوهرهاي قبلي من درك درستي از جوگرفتگي هاي روحي من نداشتن...

اما تو اجازه مي دي من شب باهات بيام تو خوابگاهت و...

ديكتاتوري كه جوون‌ها رو مي‌كشي! يه روز همين جوونها سر قبرت جمع مي شن و...

 

تصاوير نمايش هاي مبتذل:

ابتذال در تئاتر دانشجويي

ابتذال در تئاتر دانشجويي

ابتذال در تئاتر دانشجويي

ابتذال در تئاتر دانشجويي

ابتذال در تئاتر دانشجويي

ثانيا:

مراسم اختتاميه اين جشنواره که خود حکايتي دگر است...

سيزدهمين جشنواره تئاتر دانشگاهي در تالار وحدت در حالي به كار خود پايان داد كه حاشيه هاي عجيبي از پخش آهنگ مبارك باد تا دست دادن آقايان با داور(زن) اهل تركيه، به همراه داشت. 

اختتاميه اين جشنواره در حالي شروع شد كه اجراي نمايش مبارك در ابتداي ورود و آهنگ مبارك باد با توجه به قرار داشتن در ايام فاطميه مناسبتي براي اجرا شدن نداشت.

بعد از ورود به سالن، كليپي از سخنان معاون فرهنگي وزير علوم و مدير كل فرهنگي اين وزارت خانه پخش شد كه با صداي هو كردن حضار در تالار وحدت همراه شد.

هنگام اهداي جوايز كليه داوران جشنواره بر روي سن رفتند تا جوايز را در يك لحظه به برگزيدگان اهدا كنند اما هنگام اهداي جوايز بخش بين الملل كه توسط داور تركيه اي كه يك خانم بود انجام شد برگزيدگان بعد از گرفتن جايزه خود طبق روال كشورهاي خارجي با اين خانم دست دادند!

ثالثا:

با اين که در زمينه مسائل هنري مطالعاتي داشتم به دلائل مختلف از جمله مشغله ها و نيز فتنه سياسي که در کشور شاهدش هستيم، کمتر فرصت مي کنم مطالب در حوزه فرهنگ و هنر بنويسم، اما احساس کردم با توجه به دانشجو بودنم نبايد در برابر بي بند و باري و ابتذال به اسم دانشجو و دانشگاه سکوت کنم!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار