دفن شهدا در دانشگاه آزاد آري، در حوزه نه
به گزارش گروه پاتوق شيه اي «شبكه خبر دانشجو»، در آخرين بروزرساني وبلاگ بازباران آمده است:
"همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاى آزادگان خواهد بود" صحيفه امام، ج21، ص: 92 و 93.
به گزارش ايرنا، دارالشفاي حوزه علميه قم، دارالشفاء نشده است و فيضيه از فيض دفن شهدا محروم ماند. مطمئن باشيم که طلبههاي عاشق و عارف و دلسوخته هم دوست دارند، در حضور مزار شهدا باشند، اما چرا برخي اين اجازه را نميدهند؟ چرا شهدا در دانشگاهها دفن بشوند ولي در حوزهها نه؟ چه بايد کرد؟
دفن شهدا در دانشگاه آري در حوزه، نه: يک روز عدهاي راه ميافتادند و در حق طلابي که به جبهه ميرفتند، کارهايي ميکردند که بايسته نبود و اينک شهدا را در فيضيه يا دفن نميکنند، يا نميگذارند دفن کنند. در هر حال ما شرمنده خانوادههاي شهدا و ولينعمتان انقلاب اسلامي هستيم. وقتي رسانيوز و مرکز خبر حوزه مصوبه شوراي عالي حوزه و نظر برخي مراجع با بصيرت، براي دفن سه شهيد گمنام در فيضيه را مخابره کرد، هرگز در مخيله ام نمي گنجيد که با مخالفت برخي از افراد بي بصيرت مواجه شود. دلم براي غربت شهدا سوخت؛ گفتم اي کاش در همان هور و ماهور ميمانديد و اين گونه از شما استقبال نميشد. يعني ممکن است، برخي از عزيزان و سروران ما نگذاشته باشند در روز شهادت امام صادق، شهدا را در فيضيه دفن کنند!
شهداي عزيز! به فيضيه هم برويد؛ حوزه هم محتاج است!
کينه جوانان حزب اللهي در دل برخي از حوزويان: سيدنا الخامنه اي، 2 اسفند 68: "كسانى كه هنوز نتوانستهاند جلوه انقلابى اسلام را درك كنند، باز هم در حوزهها و در كسوت روحانيت هستند. هنوز كسانى كه به جاى كينه امريكا و دشمنان، قلبهاى آنها جايگاه كينهى مجاهدان فىسبيلالله و جوانان مؤمن و پرچمداران حقيقت است، در حوزهها و بيرون از حوزهها نيز پيدا مىشوند. همان متحجرانى كه امام مكرر اشاره كردند - يعنى دوستداران و شيفتگان اسلام امريكايى؛ اسلامى كه روحانيت و دين و معنويت را از مسير خود و از مردم و خدا دور مىكند و مايه شادى و آسايش دل دشمنان[1] خدا مىشود - هنوز هستند. در همه جبههها، حضور جوانهاى مؤمن و فعال و فضلاى جوان در سمت هدفهاى انقلاب، يك ضرورت است."
بنيانگذار انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني: "روحانيون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم كم نبودند و نيستند. در حوزههاى علميه هستند افرادى كه عليه انقلاب و اسلام ناب محمدى فعاليت دارند. امروز عدهاى با ژست تقدس مآبى چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مىزنند كه گويى وظيفهاى غير از اين ندارند. خطر تحجرگرايان و مقدس نمايان احمق در حوزههاى علميه كم نيست. طلاب عزيز لحظهاى از فكر اين مارهاى خوش خط و خال كوتاهى نكنند، اينها مروّج اسلام امريكايىاند و دشمن رسول اللَّه. آيا در مقابل اين افعيها نبايد اتحاد طلاب عزيز حفظ شود؟ ... خون دلى كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختيهاى ديگران نخورده است. نرم افزار صحيفه امام خميني، ويرايش3، منشور روحانيت، جلد 21 از ص 273 تا ص293
"در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر تنها اين بود مقابله را آسان مىنمود؛ بلكه علاوه بر آن از داخل جبهه خودى گلوله حيله و مقدس مآبى و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان و نفاق و دورويى بود كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب، جگر و جان را مىسوخت و مىدريد... آنقدر كه اسلام از اين مقدسين روحانى نما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت اميرالمؤمنين- عليه السلام- كه در تاريخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقهها را بيش از اين تلخ نكنم." نرم افزار صحيفه امام خميني، ويرايش3، منشور روحانيت، جلد 21 از ص 273 تا ص293
ائتلاف خارج رفتههاي متهتک با خارجخواندههاي متحجر!: ما هميشه نگران بوديم که چرا برخي متهتکين و خارج رفتهها نميگذارد شهدا را در دانشگاه دفن کنند، حالا چه کنيم اگر خارجخواندهها[2] و متنسکين نگذارند شهدا را در حوزههاي علميه دفن کنند. خدايا يا مرگ ما را برسان يا مهديمان را؛ أين محيي معالم الدين و أهله: کجاست احياگر دانشهاي ديني و علما؟
امام خميني: "ولى طلاب جوان بايد بدانند كه پرونده تفكر اين گروه همچنان باز است و شيوه مقدس مآبى و دين فروشى عوض شده است. شكست خوردگان ديروز، سياست بازان امروز شدهاند. آنها كه به خود اجازه ورود در امور سياست را نمىدادند، پشتيبان كسانى شدند كه تا براندازى نظام و كودتا جلو رفته بودند.." نرم افزار صحيفه امام خميني، ويرايش3، منشور روحانيت، جلد 21 از ص 273 تا ص293
ولايتيهاي بيشعور: "ديروز مقدس نماهاى بيشعور مىگفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مىگويند مسئولين نظام كمونيست شدهاند! ... ولايتىهاى ديروز كه در سكوت و تحجر خود آبروى اسلام و مسلمين را ريختهاند، و در عمل پشت پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را شكستهاند و عنوان ولايت برايشان جز تكسب و تعيش نبوده است، امروز خود را بانى و وارث ولايت نموده و حسرت ولايت دوران شاه را مىخورند! راستى اتهام امريكايى و روسى و التقاطى، اتهام حلال كردن حرامها و حرام كردن حلالها، اتهام كشتن زنان آبستن و حِليّت قمار و موسيقى از چه كسانى صادر مىشود؟ از آدمهاى لامذهب يا از مقدس نماهاى متحجر و بيشعور؟! ... همه اينها نتيجه نفوذ بيگانگان در جايگاه و در فرهنگ حوزههاست، و برخورد واقعى هم با اين خطرات بسيار مشكل و پيچيده است." نرم افزار صحيفه امام خميني، ويرايش3، منشور روحانيت، جلد 21 از ص 273 تا ص293
روحانينماهايي دستپرورده استکبار که در حد مرجعيتند: "مگر [جامعه مدرسين] همانها نبودند كه وقتى يك روحانى به ظاهر در منصب مرجعيت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفى كردند؟ ... اگر خداى ناكرده اينها شكسته شوند چه نيرويى جاى آنان را خواهد گرفت؟ و آيا ايادى استكبار، روحانى نماهايى را كه تا حد مرجعيت تقويت نموده است، فرد ديگرى را بر حوزهها حاكم نمىكنند؟" نرم افزار صحيفه امام، ج21، ص: 287
لزوم حرکت کردن جلوتر از رهبري در کلام خود ايشان: درباره نقش متفاوت رهبر و رهرو که برخي به تندروي يا جلوتر از رهبري بودن تعبير ميکنند، فرمايش خود امام خامنه اي در نماز جمعه 23 ارديبهشت 79، راهگشاست:
"ببينيد، بحث اينكه حكومت و دولت با مخالفان نظام چگونه رفتار مىكند، يك بحث است؛ اما اين بحث كه فلان جناح سياسى داخل نظام، مواضع خود را در مقابل مخالف چگونه تعريف مىكند، يك حرف ديگر است. ... حكومت نسبت به همه آحاد مردم وظيفهاى دارد؛ مسلمان باشند، غيرمسلمان باشند؛ موافق نظام باشند، مخالف نظام باشند؛ ... ، رفتار حكومت با آنها، رفتارى مثل مؤمنين و مثل بقيه مردم است و هيچ تفاوتى ندارد. اين يك حرف است؛ اما رفتار جناحهاى سياسى، غير از رفتار حكومت است. جناحهاى سياسى بايد موضعشان را مشخص كنند. بايد صريحا... در مقابل كسانى هم كه علىالظاهر متدينند، اما به تحول انقلاب و به اصل انقلاب هيچ اعتقادى ندارند - متحجران و جامدان - بايد مرزهايشان را مشخص كنند. نمىگوييم جنگ و دعوا و مبارزه كنند؛ اما موضع خود را مشخص كنند. اين حرف ما به جناحهاى سياسى است."
پي نوشت:
1 به نظر شما اگر از آمريکا و ضد انقلاب بپرسندکه شهدا را در فيضيه دفن کنيم يا نه، چه پاسخي ميدهند؟ حتما ميگويند: نه! فضاي درس را با اين کارها، از بين نبريد.
2. به دوره عالي درس طلبگي که پس از پايان سال دهم شروع ميشود، درس خارج گويند.
/انتهاي پيام/