خودت را نقد كن!
براي درمان اين مرض خطرناک، بايد اول به معناي آن توجه کرد: «عجب يعني بزرگ شمردن عمل صالح خود و کسي که داراي عجب است، خودش را بي تقصير و بيعيب و عملش را بهترين عمل ميداند، و همين عجب است.»[i]
فردي که گرفتار عجب است، از عظمت خداوند متعال غافل است زيرا اگر به عظمت و بزرگي خدا پي ببرد، خود و عمل خود را بسيار ناچيز بلکه هيچ ميداند. لذا جهت درمان آن بايد در شناخت عظمت حضرت حق بيشتر مطالعه کرد. اگر انسان در نظام خلقت دقت نمايد، کره زمين در برابر ساير مخلوقات پديده کوچک و ناچيزي به حساب مي آيد، و در زمين بيش از 6 ميليارد انسان وجود دارد که اين شخص جزء کوچکي از آن مجموعه است که اگر خود را با هر يک از آنها مقايسه کند ميبيند هر يک از آنان خصوصيتي دارند که او فاقد آن است و نيز ميليونها موجود ديگر در زمين وجود دارد که انسان با تمام توانش در برابر آنها عاجز است حتي از شر يک پشه به پشه بند فرار مي کند.[ii]و اگر به نيازهاي وجودش بينديشد، ميبيند تمام وجودش را فقر فرا گرفته است.[iii]
انساني که به آب و غذا و هوا و فضا، به زمان و مکان، به همسر و فرزند، به تاريکي و نور، به سرما و گرما و... نيازمند است، چگونه در خود احساس عجب ميکند؟ با وجودي که انسانهاي معصوم با آن همه اعمال پاکيزه و خوب، در خود احساس کوچکي ميکنند و در برابر خدا بر خود ميلرزند.[iv]چگونه يک فرد با اين وضعيت که گفته شد با اين آلودگي، با اين جهالت نسبت به حقايق جهان، عجب ميورزد؟
انسان از اين جهت گرفتار عجب مي گردد که تنها به خود مي نگرد. و تمام خوبيها و کمالات را در خود خلاصه ميکند و شياطين هم عمل او را براي او جلوه گر ميکنند:*.. وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما کانُوا يَعْمَلُونَ[v]"..شيطان، هر کاري را که ميکردند، در نظرشان زينت داد!"
آري اگر انسان ساعتي فکر کند و خود را در کنار مجموعه هستي قرار دهد، آن وقت خود را موجودي ناچيز ميبيند، و نه تنها در خود احساس عجب نميکند بلکه احساس کوچکي ميکند.
به همين جهت رسول خدا (ص) فرمود: يک ساعت تفکر بهتر است از تمام شب را به عبادت ايستادن.[vi]
[i] -شرح دعاي مکارم الاخلاق، ج 1، ص 166، آقاي فلسفي.
[ii] -حکمت، ص 454.
[iii] -يا ايها الناس انتم الفقراء الي الله، سوره فاطر، آيه 15.
[iv] -به مناجات مسجد کوفه حضرت امير المؤمنين علي «ع» در مفاتيح الجنان مراجعه کنيد.
[v] -سوره انعام، آيه 43 * فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما کانُوا يَعْمَلُونَ، چرا هنگامي که مجازات ما به آنان رسيد، (خضوع نکردند و) تسليم نشدند؟! بلکه دلهاي آنها قساوت پيدا کرد و شيطان، هر کاري را که ميکردند، در نظرشان زينت داد!
[vi]-وسائلالشيعة ج15ص197حديث 10266.
/انتهاي پيام/