جاسوس دل!
اگر چشم را رها کنيم تا به هر چه هوى و هوس دستور داده نگاه کند، زيانهاى متعددى متوجه انسان خواهد شد، و به گناهان ناخواسته اى دچار خواهد شد، مگر فاصله نگاه تا گناه چه قدر است؟
اگر عقل و خرد انسان در اختيار چشم قرار گيرد، پيامدهاى روانى و غير روانى فراوانى در پى خواهد داشت که ممکن است انسان را به تباهى بکشاند.
حضرت على(ع) فرمود: «اَلعَينُ جاسُوسُ القَلبِ وَ بَريد العَقل؛(1) چشم جاسوس و مأمور دل و نامه رسان عقل است».
در جاى ديگر فرمود: «اَلعَين بَريدُ القَلب؛(2) چشم پيغام رسان دل است.»
کلمه «جاسوس» در روايت اول نشان از آن دارد که چشم بر دل مؤثر است، چون جاسوس هرچه گزارش دهد دل و فرمانده مى پذيرد، چنانکه سخنان پيغام رسان براى پيغام دهنده حجّت و اعتبار دارد. از اينجا مى توان حدس زد که نگاه، تأثيرات عميقى بر روح و روان انسان مى گذارد. شايد شاعر به همين ارتباط اشاره دارد آنجا که مى گويد:
ز دست ديده و دل هر دو فريادکه هرچه ديده بيند دل کند ياد
بسازم خنجرى نيشش زفولادزنم بر ديده تا دل گردد آزاد
در روايت ديگرى تعبير ظريف ترى آمده، آنجا که على(ع) فرمود: «القلب مصحف البصر؛ دل کتاب (دست نوشته) ديده است» يعنى اين نگاه است که هرگونه بخواهد کتاب دل را مى نويسد و بر آن نوشتارى بوجود مى آورد. پيامدهاى نگاه را در چند بخش مورد بررسى قرار مى دهيم.
الف: پيامد روانى
1ـ نوعى بيمارى يا عادت مذموم
گام اول در روابط نامشروع نگاه آلوده است و گام گذاران در اين وادى، چه بسا گرفتار عادت مذموم دائمى خواهند شد. روان شناسان، چشم چرانى را نوعى بيمارى روانى مى شمارند. بينايى، يکى از مهم ترين اعضا براى تحريکات جنسى است. اگر فرد تنها از نظربازى براى ارضاى کشش جنسى استفاده کند، دچار نوعى انحراف شده است معمولاً شخص نَظَر باز با مشاهده و نگاه ارضا نمى شود و به همين جهت گاه مبتلا به استمناء و خود ارضائى مى شود. اين گونه افراد کنج کاوى شديدى نسبت به ديدن اندام برهنه جنس مخالف دارند و اين امر گاهى باعث مى شود ساعت ها پشت پنجره يا روى بالکن ها يا کنار کوچه و خيابان به نظاره گرى بپردازند تا شايد به کام دل برسند.(3)
منابع دينى نيز قرنها قبل از روانشناسان، چشم چرانى را نوعى انحراف و بيمارى دانسته است رسول خدا(ص) فرمود: «لکلّ عضوٍ من ابن آدم حظٌّ من الزّنا العين زناها النّظر؛(4) هر عضوى از بنى آدم بهره اى از زنا دارد، و زناى چشم نگاه کردن (به بدن نامحرم) است.»
امام صادق(ع) فرمود: «النّظرة سهمٌ من سهام ابليس مسمومٌ من ترکها للّه لالغيره اعقبه اللّه ايماناً يجد طعمه؛ نگاه (به نامحرم) تير زهرآلوده اى از تيرهاى شيطان است. هر کس آن را براى خدا ترک کند نه بخاطر غير او، خدا ايمانى به او مى دهد که مزّه آن را مى چشد.»
يقيناً مراد از مسموميّت نگاه، مسموميت جسمى و بدنى نيست بلکه مقصود مسموميّت روحى و روانى است در واقع نگاه نوعى بيمارى است که ويروس نگاه را پخش مى کند و به ديگران سرايت مى دهد.
2ـ کاهش آرامش روانى و افزايش التهاب و اضطراب
چشم چرانى آرامش روحى و روانى انسان را نابود ساخته و فرد را دچار اضطراب و تشويش مى نمايد.(5)
توضيح مطلب اين است که با توجّه به قدرت و دامنه نفوذ عاطفى زن و مرد بر يک ديگر و نقش حساس آن دو در تأمين نيازهاى طبيعى و غريزى، جلوه گرى زنان و دختران و جاذبه هاى جنسى موجب جلب پسران و مردان شده اگر نتواند از نگاه خود دارى کند. شديداً انحراف اذهان و آشفتگى فکر و دل آن ها را در پى دارد.نگاه هم براى مردان مشکل ساز است و هم براى دختران و زنان، چرا که برخى زنان و دختران نيز تلاش مى کنند که زمينه جذب و توجه و نگاه کردن ديگران را به خود جلب کنند.
به قول يکى از نويسندگان «چه بسيار دخترانى که به سبب شوق و دست يابى به نشانه هاى مقبول زيبايى و زنانگى به اختلالات روانى دچار مى شوند.گمان و تصوّر چنين دخترانى آن است که زندگى و آينده آنها به اندازه بينى و يا خميدگى آنان بستگى دارد، تا آن جا که حتى يک ميلى متر کوتاهى طول مژه نيز مى تواند به يک مسئله جدّى و بحرانى در زندگى تبديل شود.»(6)
استاد شهيد مطهرى مى گويد: «با توجّه به اينکه روح بشر فوق العاده تحريک پذير است اشتباه است که گمان کنيم تحريک پذيرى روح بشر محدود به حدّ خاصى است و از آن پس آرام مى گيرد. هيچ فردى از تصاحب زيبا رويان و هيچ زنى از متوجّه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالأخره هيچ دلى از هوس، سير نمى شود. تقاضاى نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنى است و هميشه مقرون به نوعى احساس محروميّت و دست يافتن به آرزوها و به نوبه خود منجر به اختلالات روحى و بيماريهاى روانى مى گردد که امروزه در دنياى غرب بسيار به چشم مى خورد.»(7)
در منابع دينى نيز در گذشته هاى دور به اين امر اشاره شده است. على(ع) فرمود: «من اطلق طرفه کثر اسفه؛ هر کس چشم خويش را آزاد گذارد، هميشه اعصابش ناراحت بوده(و به آه و حسرت دايمى گرفتار مى شود)».(8)
و در جاى ديگر فرمود: «من اطلق ناظره اتعب حاضره؛(9)هر کسى چشم را رها کند زندگى فعلى خود را به رنج و ناراحتى گرفتار نموده است.»
و حضرت امام صادق(ع) فرمود: «کم من نظرةٍ اورثت حسرةً طويلةً؛(10) چه بسيار نگاهها که حسرت طولانى (و هميشگى را در پى دارد.» و از طرف ديگر اگر چشم را از حرام بپوشاند از نظر روحى، راحت و آسوده خواهد بود، على(ع) فرمود: «من غضّ طرفه اراح قلبه؛(11) کسى که چشمش را فرو بندد دل و روحش راحت خواهد بود.»
3ـ بيمار شدن عقل
انسان در سايه پيروى از آموزه هاى نورانى اسلام، به تکامل مى رسد و عقلش رشد مى کند و در صورت سرپيچى از دستورهاى الهى و دست يازيدن به کردار خلاف شرع همچون چشم چرانى از رحمت الهى دور مى شود با خاموش شدن نور الهى در خانه دل، عقل و روح انسان دچار نوعى بيمارى مى گردد.
على(ع) در اين باره مى فرمايد: «قرين الشّهوة مريض النّفس معلول العقل؛(12) کسى که با شهوت همراه است جان و عقلش مريض و بيمار است.»
و در جاى ديگر فرمود: «ذهاب العقل بين الهوى و الشّهوة؛(13) نابودى عقل در هوا(پرستى) و شهوت است.»
وقتى عقل بيمار شد تصميم گيريها و رفتارهاى انسان نيز بيمارگونه خواهد بود.
4ـ تنوع طلبى
انسانى که پيش از ازدواج چشم چرانى را تجربه کرده هنگام ازدواج اولاً به همسر خويش به ديد شک و ترديد مى نگرد که نکند او هم چون خودش چشم حرام به سوى نامحرمان داشته باشد، ثانياً خود هر روز به دنبال ديدن مناظر جديد از صحنه هاى حرام است و تنوع طلبى و ديدن صحنه هاى حرام روان او را بيمار مى سازد و چه بسا زندگى موجود را به سردى کشانده گرفتار دام هاى فساد خواهد ساخت.
ويل دورانت مى گويد: «فساد پس از ازدواج بيشتر محصول عادت هاى پيش از ازدواج است.»(14)
در ادامه سخنان خود مى گويد: «ميل به تنوع(طلبى) گرچه از همان آغاز در بشر بوده است. ولى امروزه به سبب اصالت فرد در زندگى نو و تعدد محرکات جنسى (از جمله چشم چرانى) در شهرها و تجارى شدن لذّت جنسى ده برابر گشته است.»(15)
در نتيجه بايد گفت چشم چرانى از نظر روانى عامل نوعى بيمارى و عادت مذموم،
کاهش آرامش روانى و اضطراب روحى، از بين رفتن کرامت انسانى، و تنوع طلبى مى گردد.
پيامدهاى خانوادگى و اجتماعى نگاه
نگاههاى حرام و چشم چرانى علاوه بر پيامدهاى روحى و روانى، زيانها و اثرات سوء خانوادگى و اجتماعى نيز دارد که به اهم آنها اشاره مى شود:
1ـ بدنامى طرفين
چه بسيارى دوستى ها و ارتباط هاى نامشروع که از نگاه و يک چشمک زدن آغاز شده ولى نگاه هاى هوس آلود و تداوم آن و تسلّط طبيعى شهوت آن را به ناکجا آباد کشانيده، سبب بدبختى و بدنامى طرفين گرديده و حتى افشا شدن برخى از اين روابط بعد از ازدواج، کانون گرم خانوادگى را متلاشى نموده، سبب بروز مشکلات خانوادگى و اجتماعى شده است.
در مجلّات مختلفى که درباره جوانان و مسائل خانوادگى چاب مى شود مى توان سرگذشت ها و نامه هاى زيادى را ديد که حکايت از عشق هاى نامشروع دارد که بر اثر يک نگاه حرام به وجود آمده و سبب فساد و جنايت و يا تزلزل خانواده شده است. ولى نقطه آغاز آن همان نگاه حرام بوده است.
در تحقيقى که در نيواورلئان آمريکا(1982) در مورد خودکشى انجام گرفته است مشخص شده که ويژگى مهم عدّه اى از زنانى که دست به خودکشى زده اند، اين است که پس از نگاه هاى حرام و برقرارى ارتباط و بچه دار شدن نتوانسته اند همسر را براى خود حفظ کنند.اينان تا توانسته اند از نگاهها و بدن خود به سايرين بهره داده اند به اين اميد که شايد کسى نيز حاضر شود در غم ها و شادى هاى آنها شريک باشد، ولى نتوانسته اند به اين مقصد نايل شوند،(16) چرا که مردى که با نگاه شهوت آلود در داخل زندگى او آمد با نگاه به ديگرى نيز مى رود.
2ـ مقايسه هاى هوس آلود
در جامعه اى که نگاه به نامحرم رائج شود به دنبال آن جلوه گرى ها و فرهنگ برهنگى و بدحجابى حاکم مى شود، و در پى آن زن و مرد به هر سوى و هر کس که بخواهند نگاه مى کنند. اينجاست که همواره در زندگى حالت مقايسه بوجود مى آيد مقايسه ميان آنچه دارند و آنچه ندارند. و اين مقايسه ها هوس را دامن مى زند و خانواده را در معرض نابودى قرار مى دهد. زنى که سال ها در کنار شوهر و در مشکلات با او زندگى کرده، پيداست اندک اندک بهار چهره اش، شکفتگى خود را از دست مى دهد و روى در خزان مى گذارد و در چنين حالى است که سخت محتاج مهربانى و وفادارى همسر خويش است، امّا ناگهان زن جوان ترى از راه مى رسد و در کوچه و بازار و اداره و مدرسه با پوشش نامناسب خود و نگاههاى حرام به همديگر، فرصت مقايسه اى را پيش مى آورد که مقدمه مى شود براى ويرانى اساس خانواده.(17)
دختران جوانى که امروزه در اوج نشاط و شادابى مغرور از دلبرى ها و جلوه گرى هاست و سعى مى کنند با آماده نمودن جاذبه هاى تحريکى نگاههاى ديگران را صيد کنند بايد بدانند که در فردايى نه چندان دور، خود دچار سرنوشت فرهنگ مقايسه خواهند شد و همان سرنوشتى را که براى ديگران رقم زده اند، براى خود او رقم مى خورد.
3ـ نگرانى دائمى
جوانانى که از طريق نگاههاى هوس آلود بهم رسيده و ازدواج و پيوند زندگيشان بر اساس اين بنيان سست بنا شده است هميشه طرفين، خصوصاً زنان اين نگرانى را دارند که نکند همسرش دوباره صيد نگاه ديگرى شود و زندگى او از هم بپاشد، و همين نگرانى هميشگى در عدم آرامش روحى و روانى او کافى است که زندگى او را به تلخ کامى بکشاند.
4ـ از هم پاشيدگى خانواده
اگر سرى به هفته نامه ها و مجلّات خانوادگى بزنيم، صفحات راز و پزشک مشاور، مملو از غم نامه هايى است که دخترها و پسرها از دوستى ها و ازدواج هاى ناکام خود نوشته اند، بسيارى از ايشان وقتى شور و اشتياق اوّليه شان فرو نشست و با واقعيّت هاى زندگى، بيش تر آشنا شدند، با يک ديگر احساس نوعى بيگانگى و غرابت نموده، با عدم تفاهم در زندگى مشترک مواجه مى شوند.
بسيارى از ازدواج هايى که از نگاههاى خيابانى، پارک و دانشگاه ها شروع شده اند يا به سرانجام روشنى نرسيده، يا قبل از ازدواج رها شده و حاصلى جز بدنامى نداشته اند.(18) عشقى که با نگاه آمده با نگاه هم مى رود.
دکتر جامعه شناسى در اين زمينه مى گويد: جوانانى که هم ديگر را در پارک ها و خيابان ها مى يابند، يا از طريق تماس هاى تلفنى به هم ديگر علاقمند مى شوند. اصولاً مبنا و اساس علاقه مندى خود را با همان نگاه هاى اوّليه پايه گذارى مى کنند و اين عشق و علاقه وقتى ظاهرى باشد(و از طريق نگاه بوجود آمده باشد) قاعدةً بعد از مدّت زمانى کوتاه (کم تر از يک سال) به طلاق مى انجامد.(19)
تازه اگر هم ازدواجها برقرار بماند هميشه همراه با بگو و مگوهاى مشکل ساز است.
پسرى در مصاحبه مى گويد:به نظر من، اگر پس از ايجاد ارتباط(هاى خيابانى) ازدواجى صورت گيرد مشکل آفرين مى شود، چون پسرهايى که (از طريق نگاه هاى هوس آلود با دخترى) دوست مى شوند، تا مشکلى در زندگى پيش مى آيد، مى گويند. آره،تو همان کسى بودى که با من (از طريق نگاه و ...) دوست شدى...(20)
زليخا مُرد از اين حسرت که يوسف گشت زندانىچرا عاقل کند کارى که باز آرد پشيمانى(21)
5 ـ زايش گناه
نقطه آغاز بسيارى از گناهان نگاه است، وقتى نگاه رفت، به دنبال آن دل مى رود، دل رفت به دنبال آن دين مى رود، بسيارند کسانى که گرفتار دام زنا و يا خودکشى و يا ديگر کشى شده اند ولى آغاز آن با يک نگاه بوده است.
در منابع دينى به شدّت روى اين مسئله تکيه شده که گناه، گناه مى آورد، از جمله امام صادق(ع) فرمود: «النّظرة بعد النّظرة تزرع فى القلب الشهوة و کفى بها لصاحبها فتنة؛نگاه پى در پى در قلب، شهوت ايجاد مى کند و همين براى انحراف بيننده کافى است.»
از حضرت مسيح(ع) نقل شده است که فرمود: «لاتکوننّ حديد النّظر الى ما ليس لک فانّه لن يزنى فرجک ما حفظت عينک فان قدرت ان لاتنظر الى ثوب المرأة الّتى لاتحلّ لک فافعل؛(22) هرگز تيز نظر به سوى چيزى که برايت (حلال) نيست نباش زيرا تا زمانى که چشمت را حفظ کنى دامنت آلوده به زنا نمى شود، و اگر بتوانى به لباس زنى که برايت حلال نيست نگاه نکنى، اين کار را انجام بده.»
اين حديث نشان مى دهد که حتى نگاه به لباس زن انسان را وادار مى کند که به خود او نگاه و نگاه به نامحرم کم کم انسان را به کار خلاف عفّت مى کشاند وهلّم جرّا.
از جمله مطالبى که امام هشتم در جواب محمد بن سنان فرمود اين است: «نگاه کردن به موى زنان شوهردار و غير آنها حرام است چون باعث تحريک(شهوت) مردان و کشيده شدن به فساد و وارد شدن به چيزى مى شود که براى او حلال و زيبا نيست و همين طور نگاه کردن به چيزهايى که مانند مو مى باشد حرام است.»(23)
اين روايت تصريح مى کند که نگاه کردن به نامحرم عامل تحريک شهوت و کشيده شدن به فساد بدتر مى شود.
يکى از نويسندگان، مى گويد:نگاه به نامحرم در اين دنيا نيز با شعله ورشدن آتش شهوت، انسان را در فساد و تباهى غوطه ور مى سازد.»(24)
استاد مطهرى: «غريزه جنسى، غريزه اى نيرومند و عميق و دريا صفت است و هرچه بيش تر اطاعت شود، سرکش تر مى گردد، هم چون آتش که هرچه به آن بيش تر خوراک بدهند شعله ورتر مى شود.»
لذا بهترين راه براى دورى از شهوات حرام، چشم پوشى از نگاه حرام است.
على(ع) فرمود: «نعم صارف الشهوات غضّ الابصار؛(25) چشم پوشى از نگاه (حرام) بهترين عامل بازدار از شهوت است.»
پى نوشت ها
1. بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، دارالکتب الاسلامية، ج 104، ص 41، ح 52؛ منتخب ميزان الحکمه، محمدى رى شهرى، قم دارالحديث، 1382، ج 1، ص 504.
2. ميزان الحکمه، همان، ص 504.
3. دکتر احمد احمدى، روانشناسى نوجوان و جوانان، اصفهان، نشر مشعل، چهارم، 1373، ص 125 جوانان و روابط، ابوالقاسم حاجى، مرکز مطالعات و پژوهش هاى حوزه، 1380، ص 136.
4. جامع الاخبار، ص 408،ح 1129، به نقل از منتخب ميزان الحکمه، ج1، ص 504، ح 6141.
5. مشکلات جنسى، ناصر مکارم شيرازى، قم، انتشارات نسل جوان، ص 167.
6. چهره عريان، خانم دکتر سعداوى، ص 168؛ مقدمه اى بر روان شناسى زن، ص 110، به نقل از جوانان و روابط، همان، ص 34.
7. مسأله حجاب، مرتضى مطهرى، قم، انتشارات صدرا، 1374، ج 42، ص 84 ـ 87.
8. ميزان الحکمه، محمدى رى شهرى، همان، ج 10، ص 74 و غررالحکم، ج 2، ح 304.
9. منتخب ميزان الحکمه، همان، ص 504، ح 61313.
10. همان، ج 1، ص 504، ح 6133.
11. همان، ح 6141
12. ميزان الحکمه، ج 10، ص 378 و 386.
13. همان، ج 1، ص 360، ح 4421.
14. لذّات فلسفه، ويل دورانت، تهران، نشر دانشجويى، ص 94.
15. همان، ص 94 و 97.
16. رـ ک: تحليلى بر روابط دختر و پسر در ايران، دکتر على اصغر احمدى، سازمان انجمن اولياء و مربيان، پنجم، 1378، ص 83، جوانان و روابط، همان، ص 80.
17. ر.ک: فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، حداد عادل، تهران انتشارات سروش، ص 70، جوانان و روابط، ص 46، با تغييرات.
18. جوانان و روابط، ص 55 با تغييرات.
19. همان، ص 55، هفته نامه ديدگاه، دکتر شيخى، پيش شماره 3، آبان، 79، ص 5.
20. ايران جوان، ش 135، ص 36، جوانان و روابط، ص 56.
21. گلى از هر چمن، سيدمحمد على جزايرى، الامام المنتظر، ص 437.
22. منتخب ميزان الحکمه، ص 230، ح 2740.
23. همان، ص 505، ح 6142.
24. آيين همسردارى، ابراهيم امينى، تهران انتشارات اسلامى، 43، 1374، ص 171.
25. ميزان الحکمه، مکتبة الاعلام الاسلامى، ج 1، ص 72.
منبع: پايگاه حوزه.
/انتهاي پيام/