شعر/تشنج آفريني مي كنم!
علي ميرزائي، گروه پاتوق شيشه اي- تقديم به دانشجويان بسيجي كه در دانشگاه آزاد اسلامي واحد اسلامشهر، توسط عواملي معلوم الحال، مضروب گرديدند:
تشنج آفريني مي کنم همچين و همچون
من رئيسي دائم العمرم
کتک هم ميزنم هر کس مخالف باشدم!
آري
بسيجي هم اگر باشد
که محکم تر زنم بر او
يکي چوب و
چماق و
هر چه اندر دست يارانم نهادم
پس
تشنج آفريني مي کنم همچين و همچون
من رئيسي دائم العمرم
بدان اين مملکت قانون بسي دارد!
و اين کشور بسي حتي حسودان مزاحم نيز
مي دارد!
و دانشگاه من
خيلي اثر دارد
براي رونق اندر بانک ها آري!
حساب جاري اش همواره پر بادا
***
تشنج آفريني مي کنم همچين و همچون
من رئيسي دائم العمرم
سخنراني بُود ممنوع
دانشگاه من همواره آزادِه!
مگر وقتي که عشقم مي کشد ممنوع گردانم!!!
سخن را
حرف را
انديشه را حتي!
پس از اين هم بدان اي جان جانانم
تشنج آفريني مي کنم همچين و همچون
من رئيسي دائم العمرم
/انتهاي پيام/