نامه اي براي فردا
کد خبر:۷۲۹۵۶
حسام الدين برومند//

نامه اي براي فردا

از منظر ديپلماسي نامه جمهوري اسلامي به آژانس بين المللي انرژي اتمي بر اين واقعيت دلالت دارد كه مقامات و ديپلمات هاي آمريكايي و غربي در موقعيت آفسايد تيم ديپلماسي ايران گرفتار شده اند.

نامه جمهوري اسلامي ايران درباره تبادل سوخت هسته اي كه در پي بيانيه تهران در روز دوشنبه-3/3/89- به يوكيا آمانو مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي تحويل داده شد از اهداف و اغراض آمريكا و يكي، دو كشور همپيمان آن پرده برداشت چرا كه اتخاذ مواضع عجولانه و خشمگينانه مقامات آمريكايي پس از ارسال اين نامه به آژانس بين المللي انرژي اتمي نشان داد كه آمريكا و چند كشور دنباله رو كاخ سفيد از نيات خصمانه خود دست برنداشته اند و نه تنها به دنبال مذاكره و گفت وگو نيستند بلكه كماكان بر طبل باج خواهي ها و زياده خواهي هاي خود مي كوبند و در اين ميان بصورت كامل منطق و عقلانيت را ذبح نموده اند.

در همين ارتباط، اظهارات هيلاري كلينتون وزير خارجه آمريكا پس از ارسال نامه به آژانس، تعجب افكارعمومي دنيا را برانگيخت. وي بدون هيچ توضيحي و بي آنكه دليلي را ضميمه اظهاراتش كند يكسويه نامه كشورمان به آژانس بين المللي انرژي اتمي را داراي ضعف ها و كاستي هايي خواند و مدعي شد كه در اين پيشنهاد اشكالاتي هست كه به نگراني جامعه بين المللي پاسخ نمي دهد!

جالب اينجاست كه رژيم صهيونيستي نيز يك روز پس از ارسال نامه بيانيه تهران به آژانس بين المللي انرژي نتوانست خشم خود را پنهان كند و مجبور به موضع گيري دراين باره شد.

بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي با لحني خشمگينانه طي سخناني در كنيست اين رژيم، بيانيه تهران را «فريب آشكار» قلمداد كرد و با فرافكني از اصل موضوع گفت: «ايران با هدف انحراف افكار عمومي دنيا از مسئله وضع تحريم ها عليه اين كشور در شوراي امنيت، اين پيشنهاد دروغين را مطرح ساخته و ميزان كافي اورانيوم براي ساخت سلاح هسته اي در دست دارد»!

اين واكنش ها به نامه بيانيه تهران در حالي است كه نامه جمهوري اسلامي ايران به آژانس بين المللي انرژي اتمي در واقع شاخصي است براي قضاوت و داوري افكارعمومي دنيا كه اقدام و منطق ايران و نوع مواجهه آمريكا و آن چند كشور غربي را در كفه ترازوي انصاف و عدالت قرار دهند.

از همين روي، درباره اين نامه گفتني هايي هست كه به اجمال درباره مفهوم اين نامه از سه منظر سياسي، ديپلماسي و حقوقي اشاراتي خواهيم كرد:

1- از منظر سياسي نامه روز دوشنبه دكتر صالحي رئيس سازمان انرژي اتمي كشورمان به يوكيا آمانو مديركل سازمان انرژي اتمي حاوي پيام هاي منطقي و پاسخ هاي محكم و دندان شكن ايران به بهانه تراشي هاي آمريكا و دو، سه كشور غربي است.

اولا؛ ارسال اين نامه به آژانس بين المللي انرژي اتمي كه به دنبال بيانيه مشترك ايران، تركيه و برزيل- در 17 مي 2010- صورت گرفت به وضوح نشان داد كه ادعاي منزوي شدن ايران در عرصه بين المللي همچون بنا كردن خانه اي بر روي آب است و از سوي ديگر؛ اين اقدام جمهوري اسلامي بيانگر اين مطلب است كه اتفاقاً اين آمادگي در ايران وجود دارد كه رسماً و از طريق مجاري بين المللي خواسته خود را طرح نمايد و دراين باره به گفت وگو و مذاكره بپردازد. ناگفته پيداست كه اگر ايران واقعاً در محيط بين الملل منزوي شده بود از چنين اعتماد به نفسي برخوردار نبود و ماجرا را ابتر باقي مي گذاشت.

ثانياً؛ آمريكايي ها مدتهاست كه بر روي اجماع جهاني عليه پرونده هسته اي ايران مانور مي دهند و اين در شرايطي است كه برزيل و تركيه به عنوان دو عضو غيردايم شوراي امنيت بلافاصله پس از نامه ايران به آژانس بين المللي انرژي اتمي، اين اقدام جمهوري اسلامي را گامي مهم توصيف كردند.

بنابراين مشاهده مي شود كه اجماع بر روي پرونده هسته اي ايران در شوراي امنيت چيزي جز دروغ و دسيسه بافي نيست و امروز برزيل و تركيه بطور جدي به دنبال آن هستند كه تنها از طريق به اجرا درآمدن بيانيه سه جانبه تهران، موضوع فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران حل و فصل شود.

در سطحي گسترده تر از شوراي امنيت نيز مشاهده مي شود كه هيچ اجماعي عليه ايران درباره موضوع هسته اي شكل نگرفته است و بلكه كشورهاي گروه غيرمتعهدها (نم)، بسياري از كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي، و همچنين شوراي همكاري خليج فارس از بيانيه تهران و به تبع آن ارسال نامه اين بيانيه به آژانس بين المللي انرژي اتمي استقبال مي كنند. ثالثاً، ارسال نامه بيانيه سه جانبه تهران حكايت از آن دارد كه حتي قدرت هاي غربي در حال حاضر توان و قدرت اعمال فشار عليه ايران را ندارند. همچنانكه روزنامه غربي كريستين ساينس مانيتور ديروز در گزارشي به اين مسئله اعتراف مي كند و در تحليلي با اشاره به مسير دشوار آمريكا براي اعمال فشار بر ايران مي نويسد: «مشكل بزرگ تر بر سر راه رئيس جمهور آمريكا، باراك اوباما تغييراتي است كه در روابط قدرت هاي بين المللي در پي توافق سه جانبه ايران، برزيل و تركيه درباره تبادل سوخت هسته اي بوجود آمده است.»

2- از منظر ديپلماسي نيز نامه جمهوري اسلامي به آژانس بين المللي انرژي اتمي بر اين واقعيت دلالت دارد كه مقامات و ديپلمات هاي آمريكايي و غربي در موقعيت آفسايد تيم ديپلماسي ايران گرفتار شده اند.

درك و فهم اين تنگناي سياسي آمريكايي ها خيلي دشوار و پيچيده نيست جمهوري اسلامي ايران در اين نامه خواسته و مطالبه گروه وين (آمريكا، روسيه، فرانسه و آژانس) را برآورده ساخته است- بي آنكه امتياز دهد- با اين توضيح كه در راستاي تسهيل همكاري هسته اي- همچنانكه در بند 5 نامه ارسالي به آژانس تصريح شده است- ايران بر امانت گذاري 1200كيلوگرم اورانيوم با غناي كم (LEU) در تركيه در مقابل اخذ 120كيلوگرم سوخت 20درصد غني شده، موافقت كرده و با اين توصيف بهانه اي براي گروه وين باقي نمانده است.

اكنون اگر به اين اقدام منطقي ايران پاسخ «نه» داده شود و مسير صدور قطعنامه در پيش گرفته شود بي شك شكست بزرگي را آمريكايي ها در عرصه افكار عمومي دنيا تجربه مي كنند و از سوي ديگر؛ اگر گروه وين نامه ايران را در خصوص اجرايي شدن بيانيه سه جانبه تهران بپذيرد آنوقت مسئله اعمال تحريم هاي شديد عليه ايران سالبه به انتفاء موضوع است.

به تعبير ديگر؛ ايران با ارسال اين نامه كه بر عملياتي شدن بيانيه تهران متمركز است يك بازي برد- برد را رقم زده است.

3- از منظر حقوقي نيز نامه بيانيه تهران به آژانس بين المللي انرژي اتمي بيانگر حقانيت فعاليت ها و اقدامات ايران در زمينه موضوع هسته اي است. اما درباره ابعاد حقوقي اين نامه بايد گفت:

الف) ارسال اين نامه به آژانس بين المللي انرژي اتمي نشان داد كه جمهوري اسلامي ايران اهل سياسي كاري و فريب كاري نيست بلكه پايبند به هرگونه بيانيه و يا توافقنامه اي است كه آن را امضا كرده باشد.

به موجب بيانيه مشترك ايران، تركيه و برزيل، از زمان امضاي موافقتنامه تبادل سوخت طي يك هفته، تهران متعهد شده بود نامه اي به آژانس بين المللي انرژي اتمي ارسال و آمادگي خود را براي اين تبادل اعلام كند. بنابراين مشاهده مي شود كه جمهوري اسلامي به اين تعهد خود عمل كرد. البته اين اقدام ايران در خصوص پايبندي به تعهدات و توافقنامه ها مشتي از خروارها است و در همين زمينه موضوع هسته اي به گواهي گزارش هاي متعدد آژانس بين المللي انرژي اتمي، جمهوري اسلامي نه تنها بر تمامي مقررات ان.پي.تي وفادار و پايبند بوده است بلكه هيچ گونه انحرافي در خصوص فعاليت هاي صلح آميز هسته اي نداشته است.

ب) ارسال اين نامه همچنين مشخص كرد كه جمهوري اسلامي از حقوق حقه خود در خصوص دستيابي به انرژي هسته اي تحت هيچ شرايطي كوتاه نخواهد آمد و از حق عيني خود در اين زمينه اعراض نخواهد كرد.

آمريكايي ها پس از بيانيه مشترك ايران، تركيه و برزيل، پيش نويس قطعامه چهارم تحريم ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارايه كردند و بدين وسيله اين سيگنال را براي جمهوري اسلامي فرستادند كه در صورت تداوم مشي ايران در زمينه موضوع هسته اي اين تهديدها عملي خواهد شد اما ايران اسلامي بي توجه به تهديدها و هياهوهاي كاخ سفيد و دو، سه كشور غربي نامه خود را درباره بيانيه تهران در موعد مقرر تسليم آژانس بين المللي انرژي اتمي كرد.

ج) مواجهه جمهوري اسلامي ايران با آمريكايي ها و چند كشور غربي در خصوص پرونده هسته اي به وضوح دلالت مي كند كه آنها همواره مسيري سياسي و غير حقوقي در برابر پرونده هسته اي ايران انتخاب كرده اند. همچنانكه مكانيسم ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت- فوريه 2006- غيرقانوني بوده و به دنبال آن درخواست هاي شوراي امنيت نيز از ايران از جمله تعليق غني سازي مبناي قانوني نداشت و خلاف مقررات NPT بود؛ اكنون نيز نوع مواجهه آمريكا و چند كشور غربي آشكارا حكايت از اين دارد كه آنها به دنبال برخورد سياسي با ايران هستند و البته اين موضوع براي افكار عمومي دنيا و ملت هاي آزاده و مستقل جهان بيش از پيش روشن و مشخص شده است كه مشكل موضوع هسته اي ايران مسايل حقوقي و فني نيست بلكه در اغراض سياسي قدرت هاي غربي نهفته است.

آمريكايي ها اين روزها با بحران زيست محيطي ناشي از نشت نفت در آب هاي خليج مكزيك دست و پنجه نرم مي كنند و علي رغم 73 روز از شكل گيري اين لكه نفتي هنوز نتوانسته اند اقدامي مأثر انجام دهند و از گسترش و شيوع و عمق بخشي اين لكه نفتي جلوگيري كنند؛ به نظر مي رسد افزون بر حوزه زيست محيطي در حوزه زيست سياسي بدجوري در مخمصه و تنگنا قرار گرفته اند. لكه سياه بي منطقي ها و افزون طلبي ها و باج خواهي هاي آمريكا هر روز در سطح وسيعي در افكار عمومي دنيا رو به رشد و گسترش است و هيچ مشروعيتي براي اين به اصطلاح كدخداي دهكده جهاني باقي نمانده است.

اينجاست كه اهميت نامه بيانيه تهران بخوبي مشاهده مي شود چرا كه امروزه آمريكايي ها در اقناع افكار عمومي دنيا عاجز و در مواجهه با منطق ايران مستأصل و سردرگم شده اند اين نامه كه حقانيت جمهوري اسلامي را به دنبال داشت قطعاً در فرداهاي تاريخ نيز ماندگار خواهد بود حال چه قطعنامه اي عليه ايران تصويب شود يا نه.

يادداشت روز؛ 06/03/89 - كيهان.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار