هشدار مرجعيت و ضرورت مقابله با لايه هاي زيرين فتنه
مهدي سعيدي ـگروه انديشه؛ نامهي اخير مرجع عاليقدر شيعه، حضرت آيتاللهالعظمي سبحاني خطاب به وزير علوم، مبني بر درج مطالبي توهينآميز در يکي از نشريات دانشگاهي خبري بود که توجه محافل علمي را به خود جلب نمود. در بخشي از اين نامه آمده است: «تصور ميشد که پس از گذشت فزون از سيسال انقلاباسلامي، مراکز آموزش عالي از نظر استاد و برنامه در سطح مطلوبي قرار گرفتهاست، ولي بر خلاف اين انديشه در پرديس قم ـ وابسته به دانشگاه تهران ـ در کنار حوزهي علميهي قم، مجلهاي به نام سپهر انديشه چاپ و توزيع شده است که در آن به فقه و اصول اساسي اسلام و نظام سياسي آن اهانت شده است.»
معظمٌله که خود از متفکرين برجسته و صاحب سبک در علوم اسلامي مي¬باشند، در ادامه مواردي از توهين و افتراهاي منتشره را برشمرده و اعلام مي¬دارند: «از حضرتعالي خواهشمنديم براي هدايت جوانان متأثر از اين مقالهها فکري بکنيد تا شبهات آنها برطرف شود و از اساتيد متعهد دعوت شود که با برگزاري کرسي آزادانديشي و نظريه به اين شبهات و انديشه¬هاي نادرست پاسخ دهند. و اساتيد رشتهي تخصصي کلام اسلامي مؤسسهي امام صادق(ع) براي بحثهاي هدايت گرانه کاملاً آمادهاند و دست اين افراد فرصت طلب را که از پشت بر دين و نظام خنجر مي¬زنند از آغوش آموزشعالي کوتاه بفرماييد.»
ايرادات معظمٌله به مطالب مندرج در اين نشريه بار ديگر اهميت توجه به تدوين علوم انساني بومي و تسريع در آنچه جنبش نرمافزاري خوانده شده است را مشخص مي نمايد. تلاش براي توليد علم بومي و عبور از دُگمها و ساختارهاي علم وارداتي غربي، ضرورتي است که در دههي اخير به تدريج به خواسته¬اي عمومي و مطالبهاي فراگير در جامعهي علمي کشور تبديل شده است. اين تحول شايد بيش از آنکه در حوزهي علوم تجربي و طبيعي ضرورت خود را نمايان سازد، در حوزهي علوم انساني اهميت يافته و نبود آن به يک خلاء جدي در دانشکدهي جامعهشناسي، روانشناسي، علوم سياسي، اقتصاد و حتي فلسفه تبديل شده است.
متأسفانه خلاء توليد علم بومي، فرصتي را براي برخي جريانهاي فکري ـ سياسي در دو دههي اخير ايجاد کرد تا با ترويج انديشه¬هاي سکولار، به اسم آشنايي با دانش و علومجديد، گسترش و ترويج مباني معرفتي، فرآيند عرفيکردن جامعه (سکولاريزاسيون) را در دستور کار خود قرار دهند. فارغ از عناصر پشت پردهي خارجي و طراحان بيگانهي اين سناريو که مي¬توان آن را در قالب جنگ نرم دشمن نيز تحليل نمود، در داخل کشور اين امر توسط برخي چهرههاي فکري دنبال گرديد که اغلب به جريان سياسي خاصي در کشور تعلق داشتند.
اين جريان تلاش کرد تا با راهاندازي حلقههاي فکري ـ سياسي در دههي 70 و بعد از فراهم آمدن بستر لازم با اولويت يافتن مسألهي توسعه در کشور، به ترويج انديشه و تربيت کادر بپردازد که مشهورترين آنها حلقهي کيان بود. وظيفهي حلقهي کيان تربيت مديران و روشنفکراني بود که قرار بود پروژهي سکولاريزاسيون انقلاب اسلامي را به انجام برسانند. روندي که با شکل گيري دولت دوم خرداد و به قدرت رسيدن کامل شاگردان "محفل کيان"، و با محوريت شعار "توسعهي سياسي" سرعت دوچندان يافت.
اقبال مردم به جريان اصولگرايي در انتخابات هفتم مجلس و انتخابات نهم رياست جمهوري، هر چند نشان از شکست لايهي سياسي اين جريان بود، اما لايهي فکري و زيربنايي آن با بازگشت به عمق استراتژيک خود در دانشگاهها و با توجه به شکل¬گيري بنيان اين مراکز علمي بر علوم وارداتي غربي، فعاليت خود را به طور جدي تداوم بخشيد.
"فتنهي عميق" در پس از انتخابات دهم رياست جمهوري را مي¬توان تجلي ديگري از ترويج علم سکولار در عرصهي سياست دانست که با هدف به چالش کشاندن نظام ديني سر برآورد. در واقع فتنه توسط جرياني مديريت و هدايت شد که در فرآيند فراگير شدن علوم انساني سکولار مدتهاست که تسليم شده و خود بخشي از تحقق اين سناريو را برعهده گرفتهاند. مروري بر ادبيات بخشي از سران فتنه در همين ايام به خوبي مي¬تواند مؤيد اين ادعا باشد که آنچه در قالب "فتنهي سبز" در برابر نظام اسلامي قد علم کرد، در واقع تئوريهاي نظام سکولار بود که براندازي نظام ديني را هدف قرار داده بود و در حقيقت اين نسخهي "ليبرال ـ دموکراسي غربي" بود که در برابر نظريهي سياسي اسلام و انديشهي "ولايت فقيه" اعلام جنگ نمود.
حال که لايهي روبنايي فرآيند سکولاريزاسيون نظام اسلامي در قالب فتنهي سبز با هوشياري ملت، با شکست مواجه شده است، ضروري است تا لايهي زيربنايي آن که بسط و ترويج علم وارداتي سکولار باشد، نيز با تيغ جراحي عالمان ديني و مجاهدان في سبيلالله عرصهي جنگ نرم، ريشهکن گردد. هشدارهاي مرجع عاليقدر شيعه مي¬تواند سرآغاز جديدي در اين جهاد علمي بزرگ باشد. /انتهاي پيام/