ميزان راي ملت است!؟
کد خبر:۷۳۰۶۸
تکرار//بررسي روند استحاله سران فتنه-چه کسي دروغ مي گويد(2)

ميزان راي ملت است!؟

 آن روز که خميني بزرگ به مدعيان هشدار مي داد كه به جاي تهمت و افترا به جمهوري اسلامي و تكرار حرف هاي بيگانگان، مرض هاي باطني خود را علاج كنند، گويي در خشت خام، امروز را همچون آئينه مي ديد كه انقلابي هاي نادم، چگونه نظام برآمده از رأي مردم را آماج تيرهاي زهرآگين خود قرار مي دهند.

شبکه خبر دانشجو - طاهره ناطقي؛ «... شما خودتان را علاج كنيد. مرض هاى باطني تان را علاج كنيد كه ننويسند كه اين مملكت ديگر رفته از بين! اين مملكت از بين نرفته؛ و اين جمهورى اسلامى هم سر جاى خودش هست؛ و اين مردم هم دنبال جمهورى اسلامى هستند؛ ... ملت من و تو نيستيم! ملت آنها هستند. ميزان آنها هستند. هى ننشينيد و بگوييد كه مردم چه شده‏اند؛ مردم ديگر مأيوس شدند؛ مردم كذا شدند. نخير، مردم از اسلام مأيوس نمى‏شوند. كارهاى ما هم هر كدام فاسد است، مى‏گويند كار تو فاسد است، ولى ما جمهورى اسلامى را مى‏خواهيم»

آن روز که مير و مراد ملت، خميني بزرگ به مدعيان و واداگان هشدار مي داد كه به جاي تهمت و افترا به جمهوري اسلامي و تكرار حرف هاي بيگانگان مبني بر اينكه نظام پشتوانه مردمي ندارد و مشروعيت خود را از دست داده و ...، مرض هاي باطني خود را علاج كنند، گويي در خشت خام، امروز را همچون آئينه مي ديد كه جمعي از انقلابي هاي پشيمان و تجديدنظرطلبان مردم فريب، چگونه نظام برآمده از رأي مردم را آماج تيرهاي زهرآگين خود قرار مي دهند.  

يکي از مفاهيم ارزشمندي که پيش و پس از انتخابات دهم مستمسک فتنه گران براي نيل به مقاصد سوء سياسي قرار گرفت «ملت» بود. آنها با دو نگاه موازي به مقوله" ملت" ، وصول به اغراض خود را برنامه ريزي کردند:

الف) فداييان دروغين «ملت»

همه عواملي که در ايجاد غائله 88 دخيل بودند چنين وانمود مي کردند که فريادگر خواست ملتند و همه چيز را براي ملت مي خواهند و براي احياي حقوق -به زعم آنان- از دست رفته ملت تلاش مي کنند و خود را براي مردم به آب و آتش و در حقيقت، مملکت را به آتش مي کشند .

اهالي فتنه، قانون، سياست داخلي، سياست خارجي، اقتصاد، فرهنگ، ...و همه چيز را اجير کرده بودند تا در نهايت به اين حقه بزرگ رنگ صداقت بزنند که جانشان را قرباني ملت مي کنند تا ملت به حقوق اساسي اش در قانون برسد وحاکميت وادار به پاسخگويي در برابر ملت شود.

تقاضاي تجمعات و دعوت به اعتراضات مدني نيز با بها نه احقاق حقوق و آزادي ها و دست يابي ملت به خواسته هاي قانوني صورت مي پذيرفت.

نمونه هايي از افاضات مدعيان «حقوق ملت» را بخوانيم:

- مسئوليت تاريخي ماست که به اعتراض خود ادامه دهيم و از تلاش براي استيفاي حقوق مردم دست بر نداريم. (موسوي ـ بيانيه شماره 9، تاريخ 10 تير 88)

- بايد به مردم بگوييم ما دنبال قدرت و دسترسي به قدرت نيستيم. حکومت مال همان کساني باشد که الان هست اما اين معيارهايي که مطابق اسلام و فطرت است را رعايت کنند. مردم را کتک نزنند و بگذارند مردم آراء خودشان را راحت در صندوق ها بريزند. (موسوي - درجمع ايثار گران انقلاب اسلامي 5 ارديبهشت 89)

- دفاع از حقوق مردم، منافع ملي، حرمت و آزادي‌هاي انسان از کارهاي ماست وهيچ‌وقت حاضر نيستيم با مصلحت انديشي هاي نادرست آنچه را که احساس مي‌کنيم خواست مردم است را دور بزنيم. (خاتمي- سخنراني پس از22 بهمن)

 با عريان شدن مقاصد فتنه گران و رنگ باختن آنچه که به عنوان بازيابي حقوق قانوني مردم در بوق و کرنا کرده بودند، و مواجهه با عدم همراهي ملت با ايشان، سه رويكرد را در قبال «مردم» در پيش گرفتند.

1- عدم پذيرش راي و نظر «ملت»

فرقه سبز پس از شکست سخت از اراده «ملت» و بي نتيجه ماندن تبليغات مسموم انتخاباتي، به بازي "فرار از حقيقت" دست زدند و با کتمان واقعيتي که در جامعه سياسي ايران جاري بود، به طرح موضوع تخلف شوراي نگهبان و وقوع تقلب در انتخابات پناه بردند و با جنجال آفريني، به واقعيت انکار ناپذير پيروزي رقيب معترض شدند.

اكنون «مردم» به چشم خود مي ديدند جماعتي كه شعار دفاع از حقوق «ملت» شان، گوش فلک را کر کرده بود، چه زود همه نقاب ها را كنار زده و انتقام بي رغبتي اكثريت به آنها را با شورش خياباني و تهديد جان و ناموس مردم مي گيرند.

و «مردم» مي ديدند که باز هم به نام آنان، اما به كام ديگران، چگونه با «مردم» بازي مي شود و «ميزان» به هيچ انگاشته مي شود:

- کمترين پيام انقلاب ما اين است که مردم آگاهند و در برابر کساني که با تقلب روي کار بيايند تمکين نخواهند کرد. (موسوي - 23 /3/88)

- نتايج اعلام شده براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چنان مضحک و شگفت‌آور است که در بيان و بيانيه نمي آيد و بايد فکر ديگري کرد ... در مقابل اين مهندسي و تنظيم ناشيانه راي ملت سکوت نخواهم کرد. (کروبي - 23/3/88)

- با ساز و کاري که قبل از انتخابات و توسط دولت و شوراي نگهبان و برخي نهادهاي عمومي انجام شده و نيز نحوه اجراي انتخابات و دخالت هاي دولت و نمايش شکايت پذيري و بازشماري آراي شوراي نگهبان و وقايع بعد از آن را عاملي در جهت باطل بودن انتخابات مي دانم و بر همين اساس دولت برآمده از آن را داراي مشروعيت و مقبوليت نمي دانم و در هيچ برنامه اي از جمله تنفيذ و تحليف آن شرکت نخواهم کرد. (کروبي – پس از تاييد انتخابات توسط شوراي نگهبان)

- در ايران انتخاباتي برگزار شده است و انبوهي از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفريدند نتيجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض‌اند. (خاتمي- 31/3/88)

2- جلوه دادن اوباش به عنوان «مردم»

حمايت آشکار از آشوب آفريناني که موجب صدمات مالي و جاني شده بودند، شهيد خواندن کشته هايي که متأسفانه از سر ناآگاهي و يا غرض ورزي پياده نظام قدرت طلبان شدند، تعريف و تمجيد از آنان که 13 آبان روز ستيزه با استکبار را به محملي براي حمايت از آمريکا بدل کردند، همراهي و حمايت از اراذلي که با خيانت به آرمانهاي شهيدان، خون دانشجويان 16آذر 32 را لگد مال کردند، خداجو خواندن مزدوراني که حرمت سيد الشهدا را شکستند و همراهي و همگامي با آنانکه قدس را روز حمايت از صهيونيسم و حذف اسلاميت نظام و تخطئه مظلوميت فلسطين نموده بودند و ... و سناريويي كه هم چنان ادامه دارد و در آخرين برگ آن، از تروريست هاي وابسته به گروهك ها كه دست شان آغشته به خون «مردم» بود، به صراحت دفاع شد.

فتنه آفرينان با حمايت بي شرمانه از عوامل آشوب و التهاب، بر رفتارهاي ضد دين و قانون و عرف آنان مهر تاييد زدند و به معاندان فرصت طلب انرژي دوباره بخشيدند.

- عده قليلي در دسته‌هاي متعدد چند نفره كه همچنان با هيچ منطقي سر سازگاري ندارند و همه را به جز خود دروغگو خطاب مي‌كنند، با وجود طرد از سوي مردم عزادار تهران، اين بار با سوء استفاده از اعتقادات شيعه، عزاداري براي سالار آزادگان جهان را محملي براي نيات شوم خود قرار دادند و با رفتارهاي زشت و زننده ـ مانند سوت و كف زدن در بلوار كشاورز و جلوي در دانشگاه تهران ـ خيابان‌هاي مركز شهر را به آشوب كشيدند.

- گروهي از اغتشاشگران نيز با مشاهده برگزاري نماز ظهر عاشورا در هيئت رهپويان آل طاها، در ميدان جمهوري اسلامي به سمت عزاداران اين هيئت هجوم آورده و به سمت آنها سنگ‌ پرتاب كردند، به گونه‌اي كه تعدادي از نمازگزاران را نيز مورد ضرب و شتم قرار داده و امام جماعت اين هيئت را نيز مجروح كردند.

از جمله نكات مهم و قابل توجه اين درگيري ها چنانچه اشاره شد، مي توان به "هتك حرمت مراسم عزاداري حضرت سيدالشهدا(ع) توسط اين افراد با ظواهري غير اسلامي و سوت و كف زدن در ميان جمعيت "، "مقابله شديد مردم حاضر در دسته جات سوگواري با رفتارهاي ساختارشكنانه و آشوب طلبانه اين افراد "، "تعداد اندك و البته در دسته‌هاي متعدد و برنامه‌ريزي شده جهت آسيب‌زدن به عزاداران، پليس و اموال عمومي "، فحاشي با الفاظ ركيك و ... اشاره كرد. (گزارش سايت خبري تابناک از حوادث عاشوراي تهران، 6دي 88)

-  يک بار ديگر «مردمي خداجوي» به صحنه آمدند .... عزاداران حسيني در اين روز مقدس حسين حسين گويان به صورت مسالمت آميز و بدون شعارهاي تند روانه ميدانها و مسيرهايي شدند که خود انتخاب کرده بودند. (بيانيه شماره 17 موسوي- بعد از حوادث عاشورا)

- اصلاً چرا اعدام؟ چرا بدترين مجازات در حق انسان‌ها و «ملت» اعمال شده است؟ ... من زهرا رهنورد بعنوان عضو کوچکي از ملت، در اينجا به تمام مادران داغدار و زناني که فرزندان و شوهرانشان اعدام شده‌اند يا در کف خيابان‌ها به دست مزدوران کشته شده‌اند پيام مي‌فرستم: اي زنان دلير و شجاع، در اين غم و اندوه عظيم، در کنار شما هستم. (بيانيه زهرا رهنورد در واکنش به اعدام 5 نفر از تروريست هاي وابسته به گروهک ها)

 3- تحريف حضور حماسي «ملت» 

پس از آنکه بدنه اجتماعي فتنه سبز در کارزار تناقضات و دروغ هاي فتنه گران به مرگي تدريجي مبتلا شد و پشتوانه مردمي خائنين به نظام، از دست رفت، برآن شدند تا نيروي عظيم ملت ولايتمدار که در راستاي حمايت و پشتيباني از ولايت فقيه و تقابل با مدعيان دروغين قانونمداري و پيروي از خط امام، حماسه به ياد ماندني 9 دي و جوشش ميليوني 22 بهمن را رقم زدند، را به عنوان هواداران سبز خود به افکار عمومي معرفي کنند و بر شکست مدني خويش سرپوش بگذارند:

- امسال هم با همه دلخوري‌هايي که بوده، 22 بهمن با حضور همه باشکوه بود ،امسال کساني که دلسوز جامعه بودند، ولو اينکه معترض بودند و حرف داشتند، همگي براي حضور در 22 بهمن فراخوان دادند که مردم! اين انقلاب متعلق به همه است و همه بايد در آن شرکت کنيم، شعارهاي ساختارشکن مردود است و نبايد بهانه به دست ديگران دادو انصافا هم مردم آمدند و آرامش خود را حفظ کردند. اين به آن معنا نيست که همه مردم به خاطر يک جريان به ميدان آمدند، خير کسانيکه به سياست‌ها ورفتارهاي موجود هم اعتراض داشتند به ميدان آمدند و سعي کردند بگويند حساب اصل انقلاب و نظام از اين جريان‌ها و رفتارها جداست اما مايه تاسف است که شاهد توهين به بسياري از اين افراد بوديم.

اگر بناي مقايسه باشد معلوم است که اکثريت کيست؟ منتهي اين اکثريت بنا بر اين بود که با متانت و پرهيز از خشونت به ميدان بيايد ولو اينکه مورد ظلم وجفا و اهانت قرار گيرد که انصافا مردم رشد خود را نشان دادند، البته خيلي از زنان و مردان هم از خشونت‌طلبان آسيب ديدند که متاسفيم. (خاتمي – پس از راه پيمايي 22 بهمن 88)

 

اما بر خلاف آنچه خاتمي سعي کرد القا کند، ملتي که در 9 دي و پس از آن در 22 بهمن به صحنه آمدند حتي آن عده که به کانديداهاي شکست خورده راي داده بودند يک صدا فرياد مخالفت با مدعيان دروغين حمايت از مردم را سر دادند و از آنچه خاتمي به عنوان حاميان فرقه سبز ياد مي کرد خبري نبود.

حضور گسترده و انبوه مردم انقلابي و اعلام انزجار آنان از سران فتنه به قدري بود كه مجال كوچك ترين عرض اندام براي اقليت سبز باقي نماند و موسوي و كروبي مجبور شدند پس از چند روز، با دنباله روي خط خبري رسانه هاي ضد انقلاب، حماسه باشكوه مردم را اجتماع مهندسي شده بنامند:

- اينگونه مهندسي اجتماعات نه تنها افتخاري ندارد، بلکه شبيه همان ذهنيت استبدادي و رويه هاي پيش از انقلاب است. در زمان پهلوي ها هم اگر کارمندي در تجمعات مورد نظر آنها شرکت نمي کرد، دچار مشکل مي شد. (موسوي- 7/12/89)

 

اما خورشيد حقيقت هيچ گاه پشت ابرهاي دروغ و تزوير باقي نمي ماند. امام خامنه اي پاسخ ياوه گويي هاي فتنه گران را چنين داد:

«حجت بر همه تمام شده است، حركت عظيم روز چهارشنبه نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. همه ميدانند كه مردم درصحنه‌‌‌اند و چه ميخواهند.»

« آيا حضور دهها ميليون انسان بصير و پرانگيزه درجشن سي و يك سالگي انقلاب كافي نيست كه معاندان و فريب خوردگان داخلي را كه گاه رياكارانه دم از "مردم" ميزنند، به خود آورد و راه و خواست مردم را كه همان صراط مستقيم اسلام ناب محمدي صلّي الله عليه و آله و راه امام بزرگوار است، به آنان نشان دهد؟ دوستان و دشمنان ملت ايران بدانند كه اين ملت، راه خود را شناخته و تصميم خود را گرفته است و براي رسيدن به قله ‌ي پيشرفت و سعادت با تكيه به خدا و اعتماد به قدرتي كه خداوند به او بخشيده است هر مانعي را از سر راه برخواهد داشت »

ب) تلقي اشتباه از " ميزان راي ملت است"

بررسي دقيق در انگيزه سران فتنه از تمسک به شعار «ميزان راي ملت است» به اين حقيقت منتج ميشود که آنها نه فقط مقبوليت، بلکه بر خلاف نظر امام امت، مشروعيت نظام را تنها در ظاهر در گرو راي مردم مي دانند:

خاتمي در سخنراني پس از راه پيمايي22 بهمن چنين مي گويد: «اگر کاري کرديم که لااقل در ذهن بخشي از جامعه اين تلقي وجود داشت که نه ر‌أي مردم محترم نيست و معيارها رعايت نمي‌شود، ما حق داريم بگوييم هم جمهوريت و هم اسلاميت لطمه مي‌بيند...»

خاتمي با اظهار تاسف از بازداشت افراد دخيل در آشوبها مي گويد: اين دستگيري‌ها «غيرقانوني و غير شرعي» است و در چنين وضعيتي «نه تنها جمهوريت نظام دچار چالش شده، بلكه اسلاميت نظام هم مورد خدشه قرار گرفته است.»

 

بدين ترتيب اين گروه در پي آن بودند كه با القاي رويگرداني مردم از نظام، بگويند كه نظام از مقبوليت مردمي برخوردار نيست و نتيجه بگيرند كه مشروعيت هم ندارد. يعني از تلفيق دوگزاره: الف) ميزان مشروعيت نظام، راي ملت است و ب) در انتخابات، راي مردم پايمال شده است، اين نتيجه منطقي حاصل مي شود  که : مشروعيت نظام مختل شده است.

با کنار هم گذاشتن آنچه سران فتنه در اظهار نظرها و سخنراني هاي متعدد ابراز داشته اند و اعترافات تکان دهنده آشوب آفرينان در دادگاه، نيت اصلي فتنه سبز از به راه انداختن غائله "تقلب در انتخابات" و بازي مقبوليت و مشروعيت آشکار مي شود: « کاستن قدرت ولايت فقيه يا حذف ولايت فقيه از قانون اساسي و در يک کلام انتقام 20 سال اقتدار شکوهمند رهبري محبوب امام خامنه اي»

- تاج زاده و نبوي درباز جويي در زندان: قرار بود ميرحسين موسوي را رييس جمهور کنيم و خاتمي بيايد در رهبري و قانون اساسي را عوض کنيم و نظام نيزعوض شود.

خاتمي - درجمع سازمان جوانان و دانشجويان مجمع نيروهاي خط امام(ره): «بسط يد يعني رضايت مردم، يعني اگر مردم خواستند علي (ع) با همه شايستگي‌هايي که دارد اعمال حق مي‌کند و اگر مردم نخواستند کنار مي‌کشد و چيزي را بر مردم تحميل نمي‌کند با اين که شايسته‌ترين انسان براي حکومت است و اين شايستگي را خدا و رسول او نيز تأييد و اعلام کرده‌اند.»

آنچه از سخن خاتمي برداشت مي شود لزوم خلع يد رهبري از ولايت به بهانه تقلب در انتخابات و رعايت نشدن " ميزان راي ملت است" و از بين رفتن مشروعيت نظام است.

آقاي هاشمي رفسنجاني نيز در خطبه دوم نماز جمعه 26تير88 با پيگيري همين خط، اظهار داشت:

« از نظر قانون اساسي همه چيز کشور ما به راي مردم است، از رهبري تا رئيس جمهور، تا مجلس و شوراها و... اگر اسلام نباشد جمهوريت دچار مشکل مي شود و اگر جمهوري نباشد اصلا حکومت قابل تحقق نيست، آنجا که راي مردم نباشد آن حکومت ، اسلامي نيست و به همين دليل حضرت علي (ع) 19 سال خانه نشين بود و مردم آمدند و به فرمايش حضرت علي(ع) مانند يال اسب گرد منزل ايشان جمع شدند و حضرت حکومت را پذيرفتند.»

آقاي هاشمي مي گويد آنجا که راي مردم نباشد حکومت، اسلامي نيست، اين بدان معنا است که مشروعيت و اسلاميت نظام در گرو راي مردم است؛ چيزي که امام صريحا آن را در همان سخنراني معروف که جمله " ميزان راي ملت است" را در آن فرموده اند، مردود دانسته اند.

به نظر مي رسد جريان مدعي خط امام، ترجيح مي دهند با سيره و سخنان حضرت روح الله، همواره برخوردي گزينشي داشته و فقط آنجايي كه قابل استفاده ابزاري است، بهره برداري كنند.

و اما حقيقت "ميزان راي ملت است" چيست؟

حضرت امام در سخنراني خود در جمع پرسنل نيروي هوايي در تاريخ 25 خرداد 1358 سخناني در باب تدوين قانون اساسي اسلامي بيان مي فرمايند: 

- «بيدار باشيد برادران! دشمنان خودتان را بشناسيد. مي خواهند نگذارند قانون اساسي بر طبق آن طوري كه اسلام حكم مي كند تصويب شود. بايد حقوقدانهاي غربي نظربدهند؟ ما مي خواهيم قانون اسلامي بنويسيم، از غرب بيايند نظر بدهند؟! يا غربيها بيايند نظر بدهند؟ يا غربزده ها بيايند نظر بدهند؟ حقوقدان اسلامي ما مي خواهيم ، ما به اشخاصي كه اطلاع ندارند از قوانين اسلام ... ما به آنها اجازه نمي دهيم كه دخالت در اين امور بكنند. بله ، حق راي دارند؛ راي بدهند كه اسلام نه؛ چنانكه دادند. مختارند كه راي بدهند... بعد از اينكه بررسي شد در قانون اساسي ، به نظر خبرگان اسلامي رسيد، به نظر روحاني اسلامي رسيد، به نظر علماي متعهد رسيد، به نظر نمايندگان مردم رسيد، باز هم در افکار عمومي مي گذاريم، خود ملت ميزان است... ملت اسلام، ملت ايران، نمي تواند تابع هواي نفس شما باشد؛ نمي تواند قرآن را كنار بگذارد و قانون اساسي غربي را قبول كند؛ به شما اجازه نمي دهد كه در امري كه بي اطلاع هستيد و جاهل هستيد دخالت كنيد... قاعده اين بود، قانون را بنويسيم ، منتشر كنيم در همه بلاد؛ و همه مردم ببينند؛ بعد به آنها بگوييم اين را مي خواهيد يا نه. رفراندم كنيم. ... ما مي گوييم كه مردم خودشان افرادي را تعيين كنند كه اين قانون اساسي كه نوشته شده است بيايند ببينند؛ هر رايي دارند، هر طرحي دارند بدهند؛ مي خواهد اين راي ها، راي هاي مخالف با قرآن باشد، مي خواهد موافق. منتها ما مخالفهايش را قبول نمي توانيم بكنيم... اين حق براي اين است كه شما مي خواهيد راي بدهيد. راي شماست. ميزان، راي ملت است ... يكوقت يك عده اي را تعيين مي كند كه آنها راي بدهند: آن در مرتبه دوم صحيح است. و الا مرتبه اول، حق مال خود ملت است...»

امام در اين سخنراني با اشاره به اينکه ما نبايد خلاف اسلام و قرآن عمل کنيم و اگر راي بر خلاف اسلام داده شد نمي پذيريم به اين نکته تصريح مي کند که ميزان در مشروعيت و اسلاميت نظام راي مردم نيست بلکه پذيرش اينکه اسلام و يک برنامه مشروع، اکنون پياده شود يا نه منوط به راي مردم است؛ به عبارت ديگر براي تعيين ميزان مقبوليت يک حکومت مشروع، راي مردم نافذ است، همچنين بر طبق قانون اساسي، انتخاب هريک از ارکان نظام که براي پياده کردن بخشي از اين حکومت پذيرفته شده مشروع، به ميدان وارد مي شوند و در چهار چوب همين نظام مشروع آماده خدمت و فعاليت هستند، به راي مردم وابسته است.

اما سران فتنه بي توجه به فحواي كلام امام روشن ضمير امت، به استفاده گزينشي و ابزاري از كلام رهبر كبير انقلاب مشغولند.

کروبي اخيرا در اظهاراتي بامشتاق نشان دادن خود نسبت به حقوق مردم، مدعي حمايت از جمهوريت شده و اسلاميت نظام را به بهانه اينکه حق مردم ناديده گرفته شده و در انتخابات تقلب صورت پذيرفته است، زير سوال برده است:

- جايگاه مردم در اين نظام چنان است که امام فرموده است : “ميزان راي ملت است، مردم ولي نعمتند”. بدليل آنکه عده اي جهت بقاء خويش در قدرت اجرايي کشور در جهت حذف جمهوريت و نقش ملت هستند، متاسفانه ما و شما اکنون شاهد انحراف قطار جمهوري اسلامي از مسير اصلي خود هستيم...

به نظر کروبي در راي ملت خدشه وارد شده است و اين خدشه، مشروعيت نظام و حرکت آن در جهت صحيح اسلامي را با انحراف مواجه کرده است.

بهتر است پاسخ كروبي را به بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي ايران واگذاريم:

6خرداد 1360 امام (ره) در پاسخ به ادعاهاي مشابهي که بني صدر در آن روزها ايراد و بر ناديده گرفته شدن حق راي ملت و بريدن آنها از نظام تاکيد مي کرد، چنين فرمود:

«... شما خودتان را علاج كنيد. مرضهاى باطنيتان را علاج كنيد كه ننويسند كه اين مملكت ديگر رفته از بين!  اين مملكت از بين نرفته؛ و اين جمهورى اسلامى هم سر جاى خودش هست؛ و اين مردم هم دنبال جمهورى اسلامى  هستند؛ و اين مردم هم از مجلس، مادامى كه مجلس بر طريقه اسلام باشد، و از دولت، مادامى كه دولت بر طريقه اسلام باشد، و از رئيس جمهور، مادامى كه رئيس جمهور در طريق اسلام باشد، طرفدارى مى‏كنند. هر كدامتان بلغزيد، مردم ديگر از شما طرفدارى نمى‏كنند. براى اينكه مردم اسلام را مى‏خواهند.  ملت اينهاست كه شما مى‏بينيد كه در كوچه و ... هستند ... ملت من و تو نيستيم! ملت آنها هستند. ميزان آنها هستند. هى ننشينيد و بگوييد كه مردم چه شده‏اند؛ مردم ديگر مأيوس شدند؛ مردم كذا شدند. نخير، مردم از اسلام مأيوس نمى‏شوند. كارهاى ما هم هر كدام فاسد است، مى‏گويند كار تو فاسد است، ولى ما جمهورى اسلامى را مى‏خواهيم»/ انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار