دانشگاه يا كارخانه مهندس سازي!
گروه انديشه - حسين کاشاني؛ قديمتر ها كه جوانتر بوديم و دانشجو، در دانشگاه تبليغاتي با گل و بُتّه و عكس آقا زده بودند و يك جايش هم نوشته بودند:«دانشگاه اسلامي، دانشگاه تمدن ساز»! دانشگاه «تمدن ساز»اش را دقيقاً به خاطر دارم.
همان قديمتر ها مطالعات نيمبندي داشتيم درباره تمدن و همين حدود! آن بنرها با آن شعارها كه نشان از ناداني و يا كمداني سفارشدهندهگان آن بود، علاوه بر موج جديدي به نام «انقلاب فرهنگي دوم» باعث جديد متن زير را بنويسم و آن روزها در نشريهاي هم چاپ شد.
اشارهاي هم به اين دارد كه چرا اغلب دستورات بخشنامهاي دولت راه به سوي اسلامي شدن دانشگاه نكرده است.
امروز كه بحث علوم انساني و تحول در آن و كرسيهاي آزاد انديشي به مناسبت حوادث سياسي داغ شده است، بيدليل نديدم كه آن متن را اينجا درج كنم.
شايد از جهاتي بتواند ارتباط پيدا كند به يادداشتهاي «عبادنا» و «حيات باطني».
دنياگرايي بشر امروز، كار جهان را به سمتي سوق دادهاست كه اقتصاد بر ساير وجوه حيات انسان غلبه يافته است. در تفكر امروزي كه متأسفانه مقبوليتي عام يافته، بشر را صرفاً از دريچه نيازهاي مادي و دنيايياش مورد بررسي قرار ميدهند. و توسعه اقتصادي جايگزين تكامل روحي شده است. در تمدن جديد «اقتصاد» ديكتاتور بلامنازع دنياي امروز است و اوست كه به نظامات، معاملات و مناسبات اجتماعي شكل داده و آنها را بر محور نيازهاي خود معنا كرده است.
نظام آموزشي و دانشگاه اين تمدن هم جلوهاي از اين «ديكتاتوري اقتصاد» است. هدف تعليم و تربيت[آموزش و پرورش] در تعاليم اسلامي تتميم مكارم اخلاق و اتصاف به صفات الله است. در حاليكه به دست آوردن مهارت لازم و تأمين كاركردهاي تخصصي براي دست يافتن به توسعه يافتگي غايت دوران طولاني آموزش در نظام آموزشي امروز جوامع است. اكنون در همه جاي دنيا نظام تعليم و تربيت، تقليدي از مغرب زمين است و هيچ كس كوچكترين ترديدي به خود راه نميدهد كه مبادا اين سيستم بر محور تكامل و تعالي روحي و اخلاقي انسان پايه گذاري نشده باشد. چرا كه هيچ كس در لزوم توسعه با شيوه معمول ترديد ندارد!
گاه در برخي برنامه ريزيها مشاهده مي كنيم كه پيشبيني ميشود در چند سال آينده براي فلان پروژه 500 مهندس عمران نياز داريم! تو گويي مهندس ماشيني است فاقد تمايزات شخصي و كيفيات روحي. انگار مهندس، ماشيني است كه او را ميتوان در خدمت هر نوع اعتقادي به كار گماشت.
آري، اينچنين انسانهايي هدف اين نظام آموزشي از «مدرسه تا دانشگاه» مي باشند. دانشگاه امروز، ديگر محل اخلاق و برخورد افكار و عقايد نيست. تحقيق و تدريس آنهم مطابق برنامه چشمانداز آرمان «رشد و توسعه»، شيوه كنوني دانشگاههاي اين عصر است.
فارغ التحصيلان اين دانشگاه مانند قطعهاي از ماشين توسعه هستند و اختلافي بين آنها و تجهيزات سختافزاري كارخانهها نيست.
اشتباه ما اين است: كه همواره محل درد را محل درمان مي دانيم. اگر دانشگاه امروز اسلامي نيست، مشكل استاد و دانشجو نيست، و دانشگاه با اضافه نمودن مواد درسي معارف اسلامي و تصفيه اساتيد لائيك و غيرانقلابي و قرار دادن حد و حدود براي حجاب دانشجويان دختر و اقدامات معاونت فرهنگي در دانشگاه، اسلامي نخواهد شد. و آنان كه ميخواهند انقلاب فرهنگي را در تصفيه اساتيد جلوه دهند، خود آگاهند كه با اين كار دانشگاه اسلامي نخواهد شد. موج دوم انقلاب فرهنگي جرياني متفاوت با انقلاب فرهنگي 59 است، و اين دو تنها در لفظ مشتركند.
آنگاه كه برطرف كردن مشكلات اقتصادي از مرتبهي غايت نهايي، براي دولت و ملت به مرتبه يك مانع براي رشد و كمال روحي تنزل پيدا كرد و هدف جامعه «توحيد» شد، دانشگاه هم سبيل ديگري جز اسلامي شدن ندارد-و چه بسا خود به خود اسلامي شود. و اين نياز به يك تحول و انقلاب در زمينه فرهنگ و انديشه دارد.
تا آن زمان كه مسئولين و انديشمندان جامعه به تعبير خواب پريشان [امثال] سوئيس اسلامي مي انديشند، دانشگاه هم سكولار خواهد ماند، چون هدف آن سكولار است. شما دانشجويان عزيز هم به عنوان جزء كوچكي از اين ماشين توسعه براي آماده شدن، به سه نظام دستگاه آموزشي بسته شدهايد! قاعدتاً تا اين تحول روي ندهد، هر چه كنيم اين دانشگاه نه اسلامي خواهد شد و نه «تمدن ساز»!/انتهاي پيام/