مردم در انديشه امام خميني(ره)
احمد محسن زاده ـگروه انديشه؛ يكي از دستاوردهاي بزرگ قيام حضرت امامخميني(ره) كه در واقع پيروزي نهضت اسلامي و تحكيم اركان نظام را به دنبال داشت, جذب اقشار مختلف مردمي بود، كه با اعتقادي كامل و ايماني خالص وارد مبارزات انقلابي شدند و با هدايت خداوند بزرگ و هدايت و راهبري حضرت امام(ره) دست استعمار و دخالتهاي بيگانگان در امور داخلي كشور را از بين بردند.
مردمداري حضرت امام(ره) سبب شد تا در اولين مرحلهي شروع انقلاب به آگاهسازي مردم بپردازند و موجي از مخالفتها و مبارزات اجتماعي را عليه دشمنان ايران اسلامي به راه بيندازند. اين راهبرد امامِ امت آنچنان به ثمر نشست كه تداوم انقلاب و نظام ديني را هم تضمين كرد.
بايد در نظر داشت كه حكومتداري و شيوههايي كه امام راحل براي ارج نهادن به حضور و نقش مردم اسلامي در عرصههاي سياسي و اجتماعي بكار بردند دقيقاً در قالب مفاهيم و موازين اسلامي و ديني بودهاند.
بنيانگذار كبير جمهوري اسلامي, رابطهي حاكميت ديني و مردم را بطور كلي فراتر از حد قالبها و چهارچوبهاي خشك قانوني و دموكراسي منحط غربي ميدانستند و اين رابطهي قومي را برگرفته از يك پيوند محكم ديني و عاطفي عنوان مينمودند؛ زيرا رهبران و حاكمان جامعهي اسلامي تنها بر جسم افراد و مؤمنين حكومت نميكنند, بلكه به جهت مسائل ديني و عقيدتي, روح و عقايد مردم را نيز در اختيار دارند كه كليهي آحاد جامعه نسبت به اين حاكمان احساس نطق روحي ميكنند. انسانها در حكومت ديني به واسطهي زر و زور از حكومت تبعيت نميكنند, بلكه به سبب احساس مسئوليت شرعي و تقرب الهي, تكاليف يا وظايف خود را نسبت به حكومت انجام ميدهند.
روشن است كه حكومت و مردم در چنين حكومتي نسبت به همديگر حقوق متقابلي دارند كه در كلام و روايات سراسر نوراني اهل بيت(ع) بدان اشاره شده است كه علي(ع) در خطبهي 34 نهجالبلاغه به ابعاد مختلف حقوقي متقابل رهبر و مردم اشاره كرده و چنين فرمود: «اي مردم مرا بر شما و شما را بر من حقي است, حق شما بر من , آن كه از خيرخواهيِ شما دريغ نورزم و بيتالمال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم, و شما را آموزش دهم تا بيسواد و نادان نباشيد و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگي را بدانيد. و اما حق من بر شما اين است كه به من وفادار باشيد و در آشكار و نهان خيرخواهي كنيد. هر گاه شما را فراخواندم اجابت نماييد و فرمان دادم اطاعت كنيد.»
سپس امام در ادامهي سخن خود به نتايج و رهاورد رعايت حقوق متقابل حكومت و مردم اشاره كرده چنين فرمود: «پس خداي سبحان برخي از حقوق خود را براي بعضي از مردم واجب كرد, و آن حقوق را در برابر هم گذاشت, كه برخي از حقوق برخي ديگر را واجب گرداند, و حقي بر كسي واجب نميشود مگر همانند آن را انجام دهد.
و در ميان حقوق الهي, بزرگترين حق, حق حاكم بر مردم و حق مردم بر حاكم است, حق واجبي كه خداي سبحان, بر هر دو گروه لازم شمرد, و آن را عامل پايداري پيوند ملت و حاكم, و عزت دين قرار داد, پس رعيت اصلاح نميشود جز آنكه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران اصلاح نميشوند جز با درستكاري رعيت(نهجالبلاغه, خطبهي 34)
همچنين حضرت علي(ع) ميفرمايند: «و آنگاه كه مردم حق رهبري را ادا كنند و زمامدار حق مردم را بپردازد, حق در آن جامعه عزت يابد, و سنت پيامبر(ص) پايدار گردد, سپس روزگار اصلاح شود, و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس ميشود.( نهجالبلاغه, خطبهي 216)
بنيانگذار كبير جمهوري اسلامي حضرت امام(ره) به عنوان احياگر حاكميت ديني با اينكه در سرنوشت كشور همه را مسئول دانستهاند، اما هماهنگي و حضور امت اسلامي در صحنههاي سياسي و انقلابي را بسيار مهم دانسته و در واقع شرط عدم آسيبپذيري جمهوري اسلامي عنوان ميكردند.
معظمٌ له در اين مورد فرمودند: «در نظام اسلامي, محيط, محيط محبت است, محيط برادري است؛ نه يك محيط رعب و بايد كه همه با هم اعانت كنند جمهورياسلامي را.»(صحيفهي نور, ج4، ص212)
حضرت امام(ره) بارها عنوان نمودهاند كه مردم ولي نعمتان ما هستند و اين طبقات محروم هستند كه خاستگاه مسئولين حكومتي ميباشند. ايشان دو مسئلهي اصلي، يعني خدمتگذاري به مردم و حركت در مسير تعاليم عاليهي ديني را وظايف دولتمردان برشمرده چنين فرمودند: «مسئله، مسئلهي خدمتگذاري دولت به ملت است, نه فرمانفرمايي دولت به ملت؛ همين فرمانفرايي جدا ميكند شما را از ملت و ملت را از شما, و منشأ مفاسد زياد ميشود.»(همان, ج8، ص 146)
بايد بر اين نكته تأكيد نمود كه در حاكميت ديني آنچه در رأس همهي امور قرار ميگيرد ايجاد تفاهم در بين دولت و ملت است, يعني نه دولت خود را از مردم جدا بداند و نه مردم اينگونه باشند و همهي اين حدود و وظايف نيز از سوي شرع مقدس تعيين شده است, علي(ع) فرمود: «عليكم بالاحسان الي العباد و العدل فيالبلاد تامنوا عند قيام الاشهاد, بر شما باد احسان و خدمت به مردم و پيادهكردن عدالت در شهرها تا در روز قيامت راحت باشيد.»
آموزههاي ديني ما به واسطهي اينكه همهجانبه نگر هستند شاخصههايي را براي يك نظام قرار دادهاند كه در سايهي آن سعادت, عزت و افتخار, رفاه و آزادي برآورده ميشود و رضايت عمومي ايجاد ميگردد. امام خميني(ره) عاشق مردم بود و هميشه به فكر سعادت مردم بود. يكي از نزديكان معظمٌله ميگويد: «علاقهي امام به مردم, يك علاقهي عادي نيست, يك عشق است...
واقعاً امام براي مردم ميسوزند و مانند يك پدر مهربان هميشه براي فرزندان پاك خود سعادت آرزو ميكنند. امام بارها در كنار تلويزيون كه صحنههاي دلخراش فقر و محروميت نشان داده ميشود گريه كردهاند.(فرازهايي از ابعاد روحي, اخلاقي و عرفاني امامخميني, ص 37)
حضرت امام(ره) نيز با بيان اينكه حكومت اسلامي كاملترين شكل نظامهاي اجتماعي و سياسي موجود در دنياست و ثمرهاش تحقق خاستها و رفع نيازهاي همهي افراد جامعه است, حكومت اسلامي را اينگونه معرفي ميكنند: «حكومتي كه در آن جميع اقشار ملت با يك چشم ديده ميشوند... فقط كرامت در پناه تقوي و برتري به اخلاق فاضله و اعمال صالحه است.(صحيفهي نور, ج5، ص 233)
رهبر فقيد انقلاب اسلامي آنچه را كه سبب جدايي دولت و ملت است به طور مكرر معرفي ميكردند كه از آن جمله است حب جاه و مال از سوي دولتمردان كه يك آفت بزرگ براي استحكام رابطهي عاطفي مردم و دولت محسوب ميشود. در انديشهي حضرت امام (ره ) نسبت به جلب افكار عمومي, شيوههاي پست عوام فريب غربي, هرگز جايگاهي نداشتند, بلكه آنچه تعيين كننده بود حضور آگاهانه و عقيدهي راسخ انسانهاي مؤمن اعم از زن و مرد و پير و جوان در سرنوشت كشور بود. /انتهاي پيام/